رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

     زوج × ماساژ × بیغیرتی × سکس زوج × داستان زوج × داستان سکسی × داستان ماساژ × ماساژ سکسی × داستان بیغیرتی × سکس بیغیرتی ×

زوج لخت زیر دست ماساژورها

این قسمت دوم داستان آرزوم بود زنم رو لخت ببینن! هستش. ممنون از نکاتی که توی کامنت‌ها در داستان قبل گفتین.
تو قسمت قبل گفتم یک بار دیگه با سامان و نسیم همون ویلا رو اجاره کردیم. رقصیدیم، مست کردیم، شنا کردیم، جلوی همدیگه سکس کردیم، به پارتنر هم ور رفتیم همه چی خوب بود ولی آخر شب سامان دور از چشم من سوگند رو گیر آورده بود و داشت لختش می‌کرد. از اونجایی که اولش شرط کرده بودیم همه کارامون باید جلوی هم باشه و کسی خارج از این رابطه چهار نفره به اون یکی کار نداشته باشه خیلی از دست سامان شاکی شدیم. وسایلمون رو جمع کردیم که بریم. سامان همش بهونه می‌آورد که مست بوده. نسیم هم که ماجرا رو فهمید با سامان قهر کرده بود. خلاصه ما اومدیم خونه و دیگه هم ارتباطی با این زوج نداشتیم.
یه مدت گذشت و جفتمون حس کردیم نیاز به فانتزی‌بازی داریم! تو این مدت من متوجه یک فانتزی جذاب تو ذهن سوگند شده بودم. سعی کردم چند باری درباره اون فانتزی حرف بزنم و واکنش سوگند رو ببینم. جیغ و دادی که بعد از این حرفا تو سکس میکرد مطمئنم کرد که باید بریم سراغ این فانتزی. ماساژ دادن و بعد سکس یکی از کارایی بود که خیلی سوگند رو تحریک میکرد و منم خیلی مشتاقم بودم. اتفاقا همون روزا با یه زوجی توی اینستاگرام آشنا شده بودم و چت میکردم که ماساژور بودن و ماساژ زوج انجام میدادن. فانتزی‌شون هم این بود آقا، خانم و خانم، آقا رو ماساژ بده و بعد هم هرکس با پارتنر خودش سکس کنه و برای پارتنر همدیگه هم در حد لیسیدن و مالیدن باشه. از اونجایی که در فضای مجازی زوجی که ضربدری نخوان و به همین حد موازی قانع باشن کمه و ما فقط دنبال چنین رابطه ای بودیم دوست نداشتم این ماساژ رو از دست بدم. شاید براتون سوال پیش بیاد وقتی رابطه در این سطح دارین چرا نمی‌خواین تن به ضربدری بدین. اصلا مگه فرقی هم داره. شاید با خودتون بگین زن خودت رو لخت کردی یکی داره براش میخوره بعد کسشر میگی که ضربدری نمی‌خوایم! حق دارید اینجوری فکر کنید ولی خب این خواسته من و سوگند بود. فانتزی‌مون بود که شاید براتون مسخره باشه. من خودم روی این موضوع خیلی تاکید داشتم. البته دلیل دیگه هم داشت. یکی از دلایلش سایز کیرم بود. کیر من ۱۲ سانته. البته خیلی هاتم و توی سکس هم تا حالا نشده کم بیارم. چه قبل ازدواج چه بعد ازدواج همیشه توی سکس پارتنرم ازم راضی بوده و یه جاهایی هم حتی نتونسته پا به پای من بیاد. ولی خب به هر شکل همیشه این اضطراب رو داشتم که کسی با کیر بزرگتر سوگند رو بکنه و رابطه مون به مشکل بخوره. هرچند همین رابطه موازی یا بهتر بگم سافت سواپ (soft swap) هم توان خراب کردن رابطه رو داره ولی خب خوشبختانه ما قبلش از لحاظ ذهنی خیلی آماده بودیم و به مشکلی نخوردیم. از داستان خارج شدم ببخشید ولی نیاز بود بگم این حرفا رو.
با سوگند درمیون گذاشتم ماجرا رو. بعد از تجربه قبلی که با زوج داشتیم سوگند دو دل بود. هم از فکر کردن به تجربه دوباره فانتزی کسش خیس میشد هم از افتادن تو یک بازی جدید ترس داشت. حق هم داشت. دروغ چرا خودم هم نگران بودم. خصوصا که برخلاف زوج قبلی از این زوج ماساژور رو بیرون ندیده بودیم و من میخواستم ریسک کنم و یکسره ببینیمشون و بریم سراغ سکس. البته کامنتای پای پستش و استوری‌هایی که می‌گذاشت تا حد زیادی اعتمادم رو جلب کرده بود. خلاصه دل رو زدیم به دریا و بعد از یکی دو بار تلفنی حرف زدن و یک بار هم اسکایپ ارتباط گرفتن (بدون صورت) قرار گذاشتیم. البته خونه خودمون نه! از جاباما یه خونه رو به مدت یک روز اجاره کردم و دعوتشون کردیم اونجا. من یه تیشرت شلوارک و سوگند هم یه تاپ و شلوارک سکسی پوشیده بود. زوج ماساژور وارد خونه شدن. مونا ۳۶ ساله با هیکل ورزشکاری و سینه های روی فرم با سایز 80. صورت خیلی جوون‌تر از سنش با کامران که اونم ۳۶ سالش بود و هیکلش مثل مونا ورزشکاری. من از همون سلام علیک اولیه جذب مونا شدم. لبخند سوگند هم نشون میداد که از ظاهر کامران خیلی راضیه. نشستیم چهارتایی براشون شربت آوردیم و یه کم خوش و بش کردیم. بعد کامران گفت هر زمان که بگید ما شروع می‌کنیم. ازشون اجازه خواستم بریم تو اتاق تا آماده بشیم. واقعیتش این بود که هیچ کدوم از ما تجربه ماساژ نداشتیم و این ماساژی هم که قرار بود تجربه کنیم ماساژ متفاوتی بود. مونا با شورت و سوتین سفید به پشت خوابید و من روش یه حوله انداختم. (صرفا چیزی که تو فیلم‌ها دیده بودم رو خواستم تقلید کنم). بعد خودم هم با شرت به پشت خوابیدم و ازشون خواستم بیان.
مونا و کامران اومدن تو اتاق و شروع کردن به لباس عوض کردن. مونا با یک ست شورت و سوتین مشکی که به شدت سکسی بود و کامران هم که روی بدنش هیچ مویی نبود با یک شورت سفید شروع کرد به آماده سازی روغن. اولش مونا اومد بین من و سوگند که خوابیده بودیم و سرش رو آورد نزدیکمون. یه دستش پشت من و یه دستش پشت سوگند. بهمون اطمینان خاطر داد که قراره لذت ببریم و برای همین نیازه که آرامش داشته باشیم. چند ثانیه بعد کامران روغن رو ریخت روی بدن سوگند و گذاشت شروع کرد به مالیدن شونه‌های سوگند. مونا هم همین کار رو با من کرد. یک ربع اول فقط ماساژ بود و به ریلکس شدن گذشت. بعد کامران بند سوتین سوگند رو باز کرد و از کناره‌های سینه‌ش ماساژش داد. چشمای سوگند خمار خمار بود و از لذت زیاد لبخند می‌زد. کامران سوتین رو کامل درآورد و انداخت کنار. فقط کسایی که گرایش کاکولد دارن میتونن بفهمن چه لذتی داره وقتی زنت لخت زیر دست یکی دیگه‌ داره ماساژ می‌گیره. مونا هم بیمار نشسته بود و منو ماساژ می‌داد. گاهی به نوک سینه‌هام دست می‌زد. تا اون لحظه نمیدونستم نوک سینه آقایون هم می‌تونه تحریک کننده باشه!!! از پشت هم سینه‌هاش رو از روی سوتین به کمرم می‌مالید. کامران رسیده بود به کون سوگند و همینطور که از بدن زنم تعریف و تمجید می‌کرد شورتش رو درآورد. همون لحظه هم مونا شورت من رو که به کیرم گیر کرده بود به سختی درآورد. همونجا سرم رو بردم سمت سوگند و لبای همدیگرو بوسیدیم. کامران از پشت دستش رو رسونده بود به کس سوگند. مونا هم کیر و خایه من رو می‌مالید و ما داشتیم لب می‌گرفتیم. خیلی صحنه جذابی بود. بعد ازمون خواستن طاق‌باز بخوابیم. کیر من و سینه های سوگند جلوی چشم ماساژورها بود. مونا و کامران شروع کردن به لخت شدن. مونا اومد سراغ ماساژ کیر من و کامران هم رفت سراغ سینه های سوگند. این وسطی گاهی دستش رو میبرد سمت کس سوگند. مونا هم سینه‌هاش رو لای کیر من گذاشته بود و باهاشون بازی می‌کرد. حس فوق‌العاده‌ای بود. نفهمیدم چی شد یهو دیدم کیرم تو دهن مونا هست و کامران داره کس سوگند رو میخوره. دوباره رفتم سراغ لب‌های سوگند و بعد هم نوک سینه‌ش رو گذاشتم دهنم. بعد دیدیم مونا و کامران لب تو لب هستن و دارن همدیگرو می‌مالن. براشون جا باز کردیم بیان رو تخت. خانم‌ها رو به صورت داگی خوابوندیم و تلمبه می‌زدیم. این وسطی گاهی کامران اسپنک می‌زد در کون سوگند و منم یکی از لپ‌های کون مونا رو لمس می‌کردم. بعد قرار شد خانم‌ها روی ما بشینن. بالا و پایین شدن سینه‌های مونا که کمی بزرگتر از سوگند بود بدجوری دیوونم کرده بود. تو همون حال دست کامران رو می‌گرفتم و به سینه های سوگند می‌رسوندم. اونم با جون جون گفتنش سوگند رو به نزدیکی ارگاسم می‌رسوند. همه مون بدجوری بالا بودیم که کامران گفت وایسید من و مونا ارضاتون کنیم. کامران لب تخت نشست و سوگند رو بغل کرد. طوری که سوگند پاهاش رو گذاشت دور کمر کامران که نیفته. کیر کامران هم میخورد به شکم سوگند. دست‌های کامران از پشت دو لپ کون سوگند رو لمس می‌کرد و گاهی هم به کسش ور می‌رفت. سینه های زنم هم تو دهن کامران بود. تو همون وضع دیدم سوگند کیر کامران تو دستشه و داره ناله می‌کنه. کامران مالیدن کس سوگند رو تندتر و تندتر کرد و سوگند هم با چند آه بلند که بیشتر شبیه داد بود ارضا شد. بعد نوبت من شد. مونا افتاده بود رو من و سینه‌هاش جلوی صورتم بود. دستش هم رو کیرم بود و برام می‌مالوند. تو همون شرایط کامران کیرش رو از پشت کرد تو کس مونا و سینه‌هاش رو گرفت. مونا تو اون شرایط لب‌هام رو خورد و آب من به شدیدترین شکلش فوران کرد. خودم رو از زیرشون آوردم بیرون. آبم رو پاک کردم و رفتم سوگند رو بغل کردم. بعد نشستیم به دیدن سکس مونا و کامران. بعدا فهمیدیم اونا فانتزی دیدن شدن سکسشون رو دارن. انواع پوزیشن‌ها رو روی هم پیاده کردن تا بالاخره ارضا شدن. کل این ماجرا حدود یک ساعت و نیم طول کشید.
بعدش میخواستم شام سفارش بدم که مونا و کامران عذرخواهی کردن و گفتن باید بریم. تهش هم ما رو بغل کردن و روبوسی کردن و رفتن. آخر شب نشستم به صحبت کردن با سوگند. از کل ماجرا خیلی راضی بود جز اون لبی که آخرش به مونا داده بودم. از اون اول این مورد رو ممنوع کرده بودیم ولی دیگه تو اون وضع از دستمون در رفت و خب واقعیتش همون لب بود که آبم رو آورد.
الان دو سال از اون روزا می‌گذره ولی دیگه سمت فانتزی نرفتیم. دلمون هم میخواد البته ولی کسی که مورد اعتماد مون باشه پیدا نکردیم. فقط مونا و کامران بودن که اونا هم مهاجرت کردن.
من شاید نویسنده خوبی نباشم و شخصیت پردازیم ایراد داشته باشه. عذر میخوام. صرفا خواستم دو تا خاطره‌ای که داشتم رو براتون روایت کنم. طبیعتا مجبور شدم یه سری موارد رو خلاصه کنم تا خیلی طولانی نشه. ولی یه نکته خیلی مهمه که بگم. این مدل آشنایی مجازی که ما داشتیم واقعا می‌تونست خطرناک باشه. ما شانس آوردیم ولی الان که نگاه میکنم اگه طرفمون آدم ناتویی بود این کارمون می‌تونست برامون گرون تموم بشه. اگه قصد تجربه این روابط رو داشتین خیلی دقت کنین و حتما چند بار همدیگرو بیرون ببینین.

ارادتمند شما
شهاب هستم

نوشته: شهاب هستم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.