رفتن به مطلب

داستان سکسی اعتیاد خانمان سوز است مخصوصا معتاد بیغیرتی باشیم


migmig

ارسال‌های توصیه شده

     بیغیرتی × سکس بیغیرتی × داستان بیغیرتی × سکس بی غیرتی جدید ×

اعتیاد به بیغیرتی

+برنامه چیه؟
-ساک پونصد سکس یک و نیم
+ترنس که نیستی؟
-نه عزیزم دخترم
+بیا بالا
سریع نشست تو ماشین اولین بار بود اونجا میدیدمش یک نیم تنه سفید پوشیده بود که یقه اش تا وسط چاک سینه هاش باز بود با یک شلوار جین آبی روشن که چند تا زاب داشت البته از زاب گذشته بود دیگه قشنگ پاره بود یه مانتو کوتاه جلو باز هم تنش بود شالش هم انداخته بود روی شونه اش سینه هاش پروتز بود سایز ۷۵ کاملا سفت و سربالا با نوک شق و رق که کاملا از زیر نیم تنه نازکش زده بود بیرون با یک هاله قهوه ای تیره به اندازه یک سکه تقریبا که از بس یقه لباس گشاد بود حتی اون هاله نسبتا کوچیک هم یه کمش دیده میشد اصلا شکم نداشت تخت تخت شلوارش نسبتا گشاد. بود ولی باز هم مشخص بود کون و رون های پری داره تو نگاه اول متوجه نشدم کونش هم پروتزه ولی بعداً دیدم چه کونی به به اصلا از این کون های گنده و له و شل و ول و آویزون نبود که آدم حالش از دیدنش بهم بخوره یه کون سکسی که فوق العاده خوش فرم بود و دکتر کاملا سیمتریک رعایت کرده بود پهنا و طاقچه کاملا متناسب بودن واقعا کونش شبیه پورن استارها بود عین سینه هاش الان مد شده میگن هروی بزرگتر بهتر سینه سایز ۹۵ و کون اندازه تانک ولی این هم سینه های خیلی ردیفی داشت هم کون فوق العاده سکسی و جذاب لبهاش هم پروتز بود ولی اون هم بی قاعده بزرگ نبود دقیقا عین لبهای آنجلینا جولی واقعا راست میگن هر چقدر پول بدی همونقدر اش میخوری نسبت به عملی هایی که هر روز می‌دیدم دو سه لول بهتر و درست درمون تر بود بینی عملی با چشمهای فوق العاده گیرا لنز نزاشته بود و چشم های مشکی خودش بود ولی واقعا نگاه نافذی داشت و از چشماش شهوت می‌بارید چشم های خمار که انگار هر لحظه فریاد میزدن که کیییییر می‌خوااااام کیییییر ، بهم کیییییر بده لعنتییییی نرخ یه کم بالا می‌گفت چون اون موقع نرخ ساک ۳۰۰ سکس ۵۰۰ بود ولی با اینکه قیمت ۳ برابر گفته بود باز هم نتونستم به راحتی ازش بگذرم و بی خیال بشم البته خوب منم اینجوری نبودم که هر روز دنبال کس بازی باشم و ول بچرخم حتی هفته ای یکبار هم نمیشد شاید ماهی دو سه بار واسه رفع نیازهای فیزیولوژیک میرفتم خدمت این قشر زحمت کش جامعه حتی شده بود در ماه یکبار هم بیشتر نرفته باشم واسه همین خیلی زورم نیومد از نرخی که داد من اگه تمام تلاشم هم میکردم و کلی وقت و انرژی میزاشتم باز هم نمیتونستم همچین دختری رو از در دوستی بزنم زمین! حتی اگه به فرض محال هم موفق میشدم خیلی بیشتر از این مبلغ باید واسش هزینه میکردم تا بتونم ببرمش خونه به هر حال وقتی قد و هیکل و تیپ و قیافه آنچنانی نداری باید هزینه کنی دیگه تازه میگم اگه بتونی مخ بزنی و کار به هزینه کردن برسه برعکس این داستان ها که طرف راحت مخ خواهر و مادرش میزنه و نمی‌دونم ترتیب خاله و زندایی و زن عمو و خواهر زن و الباقی رو به راحتی میده تو دنیای واقعی از این خبرها نیست یا باید قیافه و تیپ خوبی داشته باشی یا ماشین خارجی و جیب پر پول تا بتونی کاری بکنی که مورد اول که خودم گفتم ندارم مورد دوم هم متاسفانه هنوز اونقدری پول دار نشدم که بتونم ماشین خارجی بخرم اون هم با این قیمت های میلیاردی الان خلاصه با در نظر گرفتن همه این مسائل بعد از جدایی از همسرم به این نتیجه رسیدم بهترین راه واسه من همین خانوم بیزنسی ها هستن نه جنگ اعصاب و قهر و آشتی دارن نه اینکه اگه بفهمن رفتی سراغ یکی دیگه ناراحت میشن تازه تلاششون میکنن دفعه بعدی بهتر باشن تا مشتری رو بتونن حفظ کنن شاید فکر کنین واسه اونا که همیشه مشتری آماده صف کشیده هست ولی بزارید به عنوان کسی که چند سال تو این بازار بوده اینو بهتون بگم همه بیزینس ها ترجیح میدن با کسی برن که قبلاً حداقل چندبار باهاش برنامه داشتن و اذیتشون نکرده و سر پول و این جور مسائل بهشون خوب حال داده باشه از موضوع اصلی دور شدم دیگه برگردیم سر بحث خودمون
+ماشالا چی ساختی
-مرسی عزیزم
+بریم خونه پس؟
-اوکیه عزیزم فقط لطفا الان پول واسم بزن
بهترین کار اینه واسه اینجور مواقع پول نقد همراه خودتون ببرین چون اگه پول دادین و به هر دلیلی برنامه کنسل شد پس گرفتنش خیلی راحت تره و طرف نمیتونه دورتون بزنه
+دلار بدم یا ریال؟
-عشقم ما دهاتی هستیم به ما از همون ریال هات بده
+نفرمایید شما اصل جنس هستین وارداتی از کلمبیا اصلا واسه همین پرسیدم
-مرسی عشقم شماره کارت بزن
دست انداختم کنسول باز کردم یه دسته تراول پنجاهی داشتم دادم بهش گفتم بردار عشقم با خوشحالی در حالی که لبخند رو صورتش بود ابروهاش بالا انداخت و شروع کرد شمردن
-خب من ۳۰ تا برداشتم درسته دیگه؟
+خودت درستی عزیزم
-سرم کلاه نزاری ها من حساب و کتابم خوب نیست
یه نگاه زیر چشمی بهش انداختم و خندیدم
-خب یه دونه هم واسه تولدم بردارم؟کادو تولدم باشه دیگه
+من نمی‌دونم شما چرا هر موقع به تور من میخورین دقیقا شب تولدتون هست
-بخدا من اصلا ندیدمت دفعه اول اومدم اینجا جای دیگه کار میکردم
+اگه واقعا تولدته بجای یکی دو تا بردار
-وااااای مرسی عزیزم
دستم دراز کردم سمتش که رونش بمالم اون فکر کرد می‌خوام پولها رو ازش بگیرم سریع خودش بقیه تراول ها رو داد گفت بشمار باز بعدا نگی بیشتر برداشتی پول گرفتم گذاشتم تو کنسول در حالی که رونش میمالیدم گفتم شما خودت درستی حساب کتابت هم مثل خودت درسته فدات شم یه جون گفت و سریع دکمه شلوارش باز کرد و دست منو فرستاد داخل شب بود و شیشه ها هم دودی و خیالم راحت بود از بیرون دید نداره شروع کردم به مالیدن کسش از روی شرت
+اسمت چیه؟
-مونا
+مونا چند سالته؟
-۲۴
+جدی؟من فکر کردم ۱۸ ۱۹ سالته
داشتم که می‌خوردم کاملا مشخص بود حداقل ۲۸ ۲۹ داره ولی خوب از قدیم گفتن تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمی‌باشید
-مرسی عزیزم تو چند سالته؟
+من ۳۳ عزیزم
-تو هم خیلی کمتر بهت میخوره خوب موندی
+بیبی فیسم و یه کم جمع و جور دیگه
-نه بابا خوبی اسمت چیه ؟
+سام
-خونت کجاست؟بریم خونه خودت یا سوییت؟
+خونه خودم
-تنهایی دیگه؟من دو نفر و بیشتر اینا رو نیستم ها
+تنهایی تنها خیالت راحت
-تنها زندگی می‌کنی!
+اره
-تو خونت میشه چیزی کشید؟
+بستگی داره چی باشه
-شیره
+اره رواله داری یا بخرم!
-دارم ولی کمه
+من نمیکشم اگه اندازه خودت هست که نگیرم دیگه
-اره اندازه خودم که هست چی میزنی خودت؟
+هیچی
-هیچی؟
+هیچی
-حالا مثلا جلو من ادا در بیاری کلاس بزاری چیزی نمی‌کشی چی بهت میرسه
+واقعا دلیلی نداره بخوام جلو یه جنده پولی کلاس بزارم
سریع قیافش رفت تو هم و صورتش چرخوند و بیرون نگاه کرد بعد چند سال کس بازی قلق اینا خوب دستم اومده بود میدونستم چیو باید کی بگم اگه دائم کیرشون کنی شاکی میشن اگه خیلی هم باهاشون مهربون باشی سریع میزنن فاز سو استفاده و ترحم خریدن باید یه جوری باهاشون تا کنی که هم ازت بدشون نیاد هم اینکه فکر نکنن خبریه و بخوان دور بردارن و فاز بگیرن بعد از جدایی از همسرم چند ماه اول سکس با جنده پولی خیلی بهم حال میداد ولی خوب کسایی که تجربه دارن میدونن بعد یه مدت دیگه خیلی بهت حال نمی‌ده مگه اینکه یک مورد خیلی خوب گیرت بیاد که اولا احتمال پیدا شدنش کمه ثانیا حتی همون هم بعد چند بار سکس دیگه لذتش برات کمتر و کمتر میشه واسه همین منم یک راه حل پیدا کرده بودم تا بتونم همیشه نهایت لذت از سکس ببرم یکی از کارهایی که میکردم فانتزی بازی بود من زمانی که متاهل بودم هم فانتزی بیغیرتی داشتم ولی فقط در حد حرف اون هم فقط وسط سکس یعنی خانومم همیشه جلو آشنا و غریبه لباس مناسب و در شأن میپوشید و هیچوقت نشده بود که بگم لباس سکسی بپوش تا دیگران دید بزنن فقط در حد حرف وسط سکس بود اما خوب به هر حال داستان زن آدم که باهاش زیر یک سقف زندگی می‌کنه با جنده پولی که کارش اینه فرق می‌کنه دیگه واسه همین منم فانتزی بیغیرتیم با جنده ها جلو می‌بردم و اینجوری حداکثر لذت می‌بردم اون شب هم گشتم و یه سوپر نسبتا خلوت پیدا کردم که فروشنده اش یک پسر تقریبا ۱۶ ۱۷ ساله به نظر میرسید چون سنش کم بود خیالم راحت بود که دردسری واسم درست نمیشه به مونا گفتم بیا بریم یه کم خرت و پرت بخریم میخوای نعشه خوری کنی وقتی پیاده شد دیدم داره جلو مانتوش میگیره تا تن لختش دیده نشه رفتم سمتش مانتوش باز کردم و نیم تنه اش هم حسابی کشیدم پایین جوری که قشنگ گوشه هاله سینش هم دیده میشد دکمه کمر شلوارش هم باز کردم جوری که کش شورت مشکیش که آرم کلوین کلین داشت دیده میشد بهش گفتم
+عشقم بزار ببینن چه مرواریدی صید کردم
-من گفتم شاید بدت بیاد
+بدم بیاد؟باعث افتخاره دیگران ببینن چه جواهری پیدا کردم
مونا در حالی که می‌خندید راه افتاد سمت مغازه بخاطر پاشنه کفشش قدش چند سانتی از من بلندتر شده بود و با اون هیکل سکسی و چشمهای خمارش اینکه دیگران اونو کنار من ببینن حس خیلی خوبی بهم میداد به محض اینکه مونا پاشو گذاشت داخل فروشنده میخکوب هیکلش شد ولی به محض اینکه من پشت سرش وارد مغازه شدم نگاهش دزدید و با من چشم تو چشم شد کاملا مشخص بود هول کرده خلاصه مونا یه مقدار هله هوله خرید و حساب کردیم و رفتیم تو ماشین
-بچه نیم وجبی چقدر حیض بود
+سوژه جق امشبش هم جور شد دیگه
-پولش تو میدی حالش یکی دیگه می‌بره
+من آدم تنها خوری نیستم
رسیدیم خونه یک خونه ویلایی قدیمی که یک واحد همکف داشت و یک طبقه هم بالا من طبقه بالا بودم و همکف هم خالی بود در واقع خونه در بست در اختیار من بود فقط صاحب خونه که خودش شهر دیگه ای بود هر از گاهی میومد شاید سالی نهایتا چند بار و چون خودش هم جوون بود و هم سن و سال من و منم تو این چند سالی که مستاجرش بودم همیشه اجاره رو به موقع پرداخت کرده بودم و حساب کتابم درست بود اون هم بجاش خانوم بازی و رفت و آمدهای منو نادیده می‌گرفت البته اول داستان گفتم منم خیلی رفت و آمد زیادی نداشتم ماهی شاید دو سه بار نهایتا همچین برنامه ای بود و خودم هم همیشه حواسم بود زیاد تابلو بازی در نیارم تا خونه های کناری یک وقت آمار بدن و واسم بد بشه استه میرفتم و استه میومدم خلاصه ماشین تو پارکینگ پارک کردم و رفتیم بالا تا درو باز کردم و مونا خونه رو دید با تعجب گفت اصلا داخلش به بیرونش نمیخوره راست می‌گفت واحد من صد در صد بازسازی شده بود از اونجایی که خودم هم خیلی به تمیزی و زیبایی خونه اهمیت میدم و همیشه سعی میکنم وسائل شیک و جذاب بخرم خونه نسبتا قشنگی داشتم در حدی که اکثرا این فکرو میکردن که من زن دارم و چیدمان و تمیزی خونه بخاطر حضور یک زن تو خونست خلاصه مونا در حالی که مانتو و شالش در آورده بود و روی مبل انداخته بود پرسید
-شغلت چیه ؟
+مغازه ###-دارم
-کجا؟
+چندتا شعبه دارم
-همونه پس این خونه زندگی با یک مغازه جور نمیشه
+مستاجرم اینجا
-باز هم وسائل خونه ات همه بروز و جدیده
+قابلتون ندارن
-بخدا من اگه همچین خونه زندگی داشتم دیگه هیچی از خدا نمی‌خواستم
+ایشالا بهترش میخری عزیزم
-تو که خونه و ماشین و کار به این خوبی داری چرا ازدواج نمیکنی؟
+تجربه خوبی ندارم متاسفانه
-جدا شدی؟
+۳ ساله
-من اگه شوهرم همچین خونه زندگی واسم درست میکرد عمرا ازش جدا میشدم
+آدم ها فرق دارن با هم دیگه
ماهواره روشن کردم زدم رادیو جوان یه پیک نیک کوچولو هم داشتم با سیخ و سنجاق واسش آوردم گفتم مشغول شو فعلا
-امکاناتت هم که براهه بعدش هم میگی اهل هیچی نیستم
+آخه کسخول من چرا باید واسه تو خالی ببندم؟مثلا چیزی مصرف نکردن کلاس داره؟
-نمیدونم آخه سیخ و سنگت براهه واسه همون گفتم
+خودم نمی‌کشم ولی بچه ها میان یا همکارای شما بعضا یه دودی میگیرن
مونا مشغول شد و شروع کرد کشیدن منم یه بچه سفره واسش چیدم بعد نیم ساعت چهل و پنج دقیقه دیگه نعشه شده بود دائم خودش میخاروند و پر حرفی میکرد مشخص بود تازه کاره چون هم به قیافه اش نمی‌خورد هم نسبتا زود نعشه شده بود بعد تقریبا یک ساعت گفت من آماده ام عشقم بهش گفتم بریم بدنمون یه آب بزنیم بعد بریم اون هم سریع شلوار و نیم تنه اش در آورد بعد هم شرتش خدای من واقعا بدنش مثال زدنی بود حتی یک تار مو هم رو کل بدنش نبود یه بدن بشدت سفید مثل برف که حتی سبزی رگ های کشاله رانش هم دیده میشد بهش گفتم یه چرخ بزن وقتی چرخید نا خواسته گفتم فتبارک الله احسنن خالقین مونا خنده اش گرفت واقعا کون فوق العاده سکسی داشت از پشت که نگاه میکردی یه مثل سکسی بین کسش و محل برخورد دو تا رونش می‌دیدی که جون میداد فقط کیرت بزاری بینش تو اون بهش لاپایی بزنی یه کس تپل و کولوچه ای هم بین پاهاش بود که مثلش فقط تو فیلم های پورن دیده بودم کیرم دیگه از شدت این همه زیبایی نیم خیز شده بود سریع منم لخت شدم قبلا گفتم هیکل آنچنانی ندارم حتی شاید از میانگین هم پایینتر ولی همیشه موهای بدنم شیوه میکنم و به نظافتم اهمیت میدم مونا تا چشمم به کیرم افتاد گفت کیرت هم خوب کلفت و بزرگه من نمی‌دونم زنت دیگه چی میخواسته اینو راست می‌گفت واقعا خداوند هرچی بهم نداده کیر و کمر خوبی داده نه اینکه بگم ۲۵ سانته و این حرفا ولی در اوج شق بودن به ۱۸ میرسه از نظر کلفتی ولی واقعا خیلی کلفت محسوب نمیشه نه خیلی قلمی نه خیلی کلفت شاید اندازه دور مچ یه دختر با استخون بندی متوسط رو به بالا ولی از نظر ظاهری عیب و ایرادی نداره یعنی رد ختنه و زخم و مو لک اینا روش نیست دقیقا یه شبیه یه سوسیس هات داگ با یک کلاهک صورتی نه چندان بزرگ در واقع بیشتر شبیه موشکه کله اش از بدنش یه مقداری جزیی باریکتره بر عکس کیرهای کله قارچی که خیلی هم طرفدار دارن کیر من بیشتر به درد کون کنی میخوره چون کله اش راحت می‌ره تو و خب سرش بره دیگه همه اش می‌ره ولی خودم خودمو کون کن نمیدونم و علاقه خاصی به کردن کون ندارم بیشتر از دیدنش لذت میبرم مخصوصا تو حالت داگی که پهن‌تر میشه و با هر تلمبه یه لرزشی روش به وجود میاد خلاصه رفتیم داخل حمام بدنمون یه آب و صابون زدیم و حوله پوشیدیم (حوله مهمان دارم همیشه قبل سکس حتما به طرف میگم بدنش بشوره تا هم بو نده هم بتونم با خیال راحت سینه ها و رونهاش بخورم) رفتیم تو اتاق خواب تا رسیدیم تو اتاق منو هول داد رو تخت و حوله خودش در آورد و رفت سراغ کیر و خایه ام چه ساکی میزد تخمام خیلی حرفه ای میخورد جوری که اصلا درد نگیره زیر تخمام لیس میزد تا نزدیک سوراخ کونم بهش گفتم اگه بدت نمیاد سوراخم لیس بزن در حالی که دو دل بود آروم شروع کرد زبون زدن به سوراخ کونم واقعا اون قسمت لذت وصف نشدنی داره بعد چند دقیقه دیگه قشنگ با زبونش سوراخم ماساژ میداد تخمام میخورد همزمان هم کیرم میمالید من واقعا به اوج لذت رسیده بودم بلند شدم حوله رو در آوردم مونا رو انداختم رو تخت افتادم به جون سینه های سکسیش غیر از کس و کون و زانو به پایین کل بدنش خوردم همزمان کسش هم میمالیدم مونا جز معدود افرادی بود که می‌دیدم خودش هم واقعا لذت می‌بره و کسش خیس میشه و چوچولش میزنه بیرون اینقدر ادامه دادم تا دیگه خودش طاقتش طاق شد گفت بکن تو دارم میمیرم سریع یه کاندوم کشیدم و کیرم تنظیم کردم لای پاش آروم لای چاک کسش میمالیدم مونا با اون چشمای خمار و سکسیش دائم می‌گفت بکن تو منم اذیتش میکردم میگفتم نمیشنوم اونم بلند تر می‌گفت بکککن توووو کیییییر می‌خوام جرررررم بده کیرم که کاملا خیس شد فرستادم داخل اوه اوه چقدر تنگ بود واقعا تو عمرم همچین کس تنگی ندیده بودم انگار دختره و میخوای پردشو بزنی چند دقیقه از روبه رو تلمبه زدم و بهش گفتم قمبل کن داگی اونم سریع چرخید و حالت سجده گرفت در حالی که از پشت تلمبه میزدم خودش چوچولش میمالید یا با دست محکم میزد روش از شدت تنگ بودن دیگه نتونستم جلو خودم بگیرم با چند تا تلمبه ابم اومد وقتی ارضا شدم گفت در نیار منم دارم میام همینجوری که کیرم تو کسش بود خودش کونش جلو عقب میکرد و تند تند چوچولش میمالید تا بلاخره ارضا شد و منم کیرم کوچیک شد از کسش در اومد و جفتمون رو تخت کنار هم دراز کشیدیم
بعد چند دقیقه بلند شد و رفت دستشویی و شرتش پوشید یه سیگار روشن کرد و شروع کرد کشیدن منم رفتم دستشویی لباس پوشیدم و رفتم پیشش
-من سیگار بکشم میرم دیگه
+خیلی خوب عزیزم ممنون
-بگم اولین نفری هستی که بعد سکس تشکر می‌کنه باور میکنی؟
+اره متاسفانه باور میکنم
-به منم خیلی حال داد از هر ۲۰ نفر شاید با یک نفر ارضا بشم
+به به چه سعادتی
-زهر مار
+چقدر تنگی تو
-مرسی عشقم اینو ولی دیگه همه میگن
+شماره ات بده بزنم
-بزن ۰۹…
+اسنپ بگیرم واست؟
-چی؟اها نه ممنون پیاده میرم
+هر جور راحتی
-فقط این دور و اطراف ساندویچی هست؟
+اره دقیقا سر کوچه
-برم یه غذایی بخورم هنوز ناهار نخوردم
+نوش جونت جای منم خالی کن
-میخوای بگیرم واست بیارم ؟
+نه عزیزم مرسی من سفارش میدم اسنپ فود واسم میاره
-اوه چه با کلاس
+میخوای…؟
-اره
+چی آره منکه حرفمو نگفتم
-هرچی میخوای بگی من پیش پیش میگم آره
+از دست تو دختر
-خب چی میخواستی بگی؟
+میخواستم بگم اگه میخوای واسه تو هم سفارش بدم همینجا بخوری بعد بری
-میدونستم تو پیشنهاد بد نمیدی واسه همین گفتم آره
+چی میخوری؟
-فرق ندارن هرچی گرفتی
+من کوبیده میخورم واسه تو هم بگیرم؟
-وای آره دعا دعا میکردم نگی ساندویچ حالم دیگه از ساندویچ بهم میخوره
+دوغ یا نوشابه؟
-آب هم باشه خوبه
+فکر کنم اصلا دوغ و نوشابه تو یخچال هست
-پس من دوغ می‌خورم
+چشم
غذا سفارش دادم داشتم به این فکر میکردم یه فنی بزنم که یک چیزی به ذهنم رسید سریع سفارش کنسل کردم از یک رستورانی که تا حالا غذا نگرفته بودم و خیلی از خونه من دور بود سفارش دادم رفتم تو اتاق خواب از کشو لباس هایی که قبلا به همین نیت خریده بودم یک شلوارک زرد خیلی جذب و نازک برداشتم که چهار انگشت بالای مچ پا بود دادم به مونا گفتم اینم هدیه تولدت از طرف من گفت پای مرسی مهربونم تو که تو ماشین کادو تولدم داده بودی ولی گفتم اینم اشانتیونشه مونا شلوارک گرفت با ذوق پوشید وای خدای من خیلی تو تنش سکسی بود کونش داشت شلوارک جر میداد خودم نیم تنه اش هم برداشتم دادم بهش گفتم اینم بپوش ببینم چطور میشه نیم تنه اش هم پوشید خدای من عجب کسی شده بود من دوباره کیرم داشت حرکت میکرد دستم بردم طرف کیرم مونا متوجه شد گفت جووون دوباره راست کردی گفتم با این هیکل سکسی تو هرکی راست نکنه باید به مرد بوندش شک کرد خودش اومد اومد نشست رو پام شروع کرد با کونش مالیدن کیرم منم دستم بردم تو شلوار و مشغول بازی کردن با کسش شدم چقدر این دختر حشری بود دوباره کسش آب انداخته بود خودش پاهاش باز میکرد تا دسترسی به کسش واسم راحتتر باشه یه نیم ساعتی که مالیدنش دیگه آه و ناله اش در اومده بود چشماش بشدت خمار شده بود و نوک سینه هاش مثه سنگ زده بود بیرون یک دفعه زنگ خونه رو زدن نگاه کردم دیدم اسنپه به مونا گفتم میخوای یه کم پیک اذیت کنیم؟مونا گفت اگه تو میخوای باشه بهش گفتم خودت می‌دونی چیکار کنی دیگه؟گفت فقط بگو میخوای آبش بیاد یا تشنه ببرمش لب چشمه برش گردونم؟گفتم اون دیگه دست خودت گفت فقط واست بد نشه ها؟گفتم خیالت راحت مونا گفت پس برو تو اتاق بقیه اش بسپار به من رفتم تو اتاق درو یکم باز گذاشتم لامپ هم خاموش کردم قشنگ به هال دید داشتم مونا جواب اف اف برداشت گفت لطفا بیاین طبقه بالا بعد هم رفت سمت حموم دوش آب باز کرد صدای زنگ واحد اومد من دید نداشتم ولی صدای مونا میومد که گفت لطفا تشریف بیارید داخل من کیف پولم پیدا نمیکنم پیکه گفت حساب شده مونا هم با یه لحن سکسی گفت نه می‌خوام بهت انعام بدم مرده هم که دید همچین کسی داره دعوتش می‌کنه داخل دیگه به هوای یکم بیشتر دید زدن اومد تو بنده خدای چشماش داشت از حدقه میزد بیرون مونا هم با اپن تیپ سکسی پشت بهش هی خم میشد زیر کوسن های مبل ها رو نگاه میکرد یه دفعه مونا یه فنی زد که من پشمام ریخت گفت شاید افتاده زیر مبل خم شد رو زمین پشت به یارو قمبل کرد و سرش با زیر مبل گرم کرد تو اون حالت کون گنده و کمر لختش مثل برف چشمک میزد مرده یه جون زیر لب گفت و آروم کیرش جا به جا کرد مونا هم بلند شد با اون چشم های خمارش گفت
+آقا شما که منو خوردی با چشات حداقل یه کم هم واسه شوهر طفلکم نگه دار که تو حمومه
-ببخشید خانوم قصد جسارت نداشتم اجازه بدید رفع زحمت کنم
+یعنی انعام نمیخوای؟
-نه دیگه الان همسرتون میان از حضور من ممکنه ناراحت بشن
+یعنی اگه شوهرم نبود میخواستی؟چه پررو
-خودتون گفتین خانوم من که گفتم حساب شده
+خب حالا چرا همش نگاهت لای پاهای منه؟
-ببخشید آخه جلو شلوارتون خیس شده
+من وقتی یکی اینجوری واسم هیضی می‌کنه خیس میکنم
-اگه اجازه بدین من برم خانوم دنبال دردسر نیستم
+آخه من دلم نمیاد با اون چیز راستت ولت کنم بری
-اخه شوهرتون…
مونا در حالی که با چشمای خمارش می‌رفت سمت یارو گفت اگه زود کارتو می‌کنی اشکال نداره بعد هم دستاش رو دیوار کونش داد عقب گفت بدو تا شوهرم نیومده مرده هم دیگه فهمید جریان چیه وحشی شد یه دفعه شلوار و شرتش کشید پایین کیر راستش انداخت مونا کونش تکون میداد می‌گفت زود باش الان شوهرم میاد مرده هم کیرش انداخت لای قاچ کون مونا شروع کرد مالیدن کیرش لای کونش مونا صورتش چسبیده بود به دیوار مرده هم محکم بیشتر سرش فشار به دیوار و می‌گفت جون تو چه جنده ای هستی دیگه شوهرت تو خونه است به پیک موتوری حال میدی بعد مونا رو چرخوند آورد رو مبل سرش گرفت کیرشو چپوند تو دهنش تا خایه میکرد تو همونجا نگه می‌داشت اینقدر نگه می‌داشت که اوق بزنه کل صورت مونا خیس شده بود ولی در کمال تعجب وقتی کیرش در میآورد مونا می‌خندید که دهنش باز میکرد و تند تند با دستش واسه یارو جق میزد اینقدر چشماش و نگاهش سکسی بود طرف دیگه نتونست طاقت بیاره سر مونا رو گرفت کیرش تا خایه کرد تو دهنش و با چند تا تلمبه آبش خالی کرد داخل دهنش و چند ثانیه همونجا کیرش نگه داشت وقتی کشید بیرون از بغل دهن مونا ابکیر می‌ریخت بیرون پیک موتوریه تا آبش اومد سریع شلوارش کشید بالا از خونه زد بیرون صدای در که اومد من رفتم تو هال دیدم مونا در حالی که داره با انگشت آبهای یارو از رو صورتش جمع می‌کنه و داخل دهنش می‌کنه با لبخند نگام می‌کنه رفتم طرفش بدنش بوی شهوت میداد ترکیب عرق و آب دهن و ابکیر یارو یه بوی جادویی درست کرده بود منکه به شدت از بوی ای کمر بدم نیومد داشتم ثانیه به ثانیه صورتم نزدیک تر می‌بردم تقریبا لبام چسبیده بود به لبهای مونا اون هم خیلی آروم و یواش با احتیاط یه بوس آروم روی لبام زد ناخوداگاه شروع کردم با ولع لب گرفتن ازش وقتی فهمید حشر مغزمو زایل کرده اونم شروع کرد به خوردن لبام کل صورتش لیس میزدم گردنش بالای سینه هاش مونا هم با چشمای خمارش نگام میکرد و می‌گفت دوست داری؟خوشمزه است؟بخور عزیزم صورتم از آبکیرهای طرف پاک کن…
در صورت استقبال
ادامه دارد

نوشته: زازا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.