رفتن به مطلب

behrooz

ارسال‌های توصیه شده

     گی × داستان گی × سکس گی × سکس با گی کون دادن × داستان کونی × سکس با کونی ×

کون دادن به ایوب دوستم
سلام داستان گی هست هرکی دوست نداره نخونه…
پویا هستم اون‌موقع ۳۰ سالم بود …رفتم تهران واسه کار دو روز بعد اتفاقی دوستم ایوب تو خیابون دیدم…بعد از احوالپرسی گفت اینجا چکار میکنی؟ گفتم دنبال کارم.گفت جایی کار میکنم ببینم نیرو نمیخوان فعلا بیا بریم خونه گفتم مزاحم نمیشم گفت حرف مفت نزن بریم…رفتیم خونش.خونه که نه یه زیرزمین کوچیک با یه آشپزخونه و حموم و سرویس که داخل هم بودن…شبو خوابیدیم صبح رفت سرکار …دم ظهر زنگ زد گفت اوکیه فردا باهم میریم سرکار…شبش اومد گفتم دمت گرم بابا… گفت ما دوستیم دیگه کاری نکردم که …گفتم فقط باید جای خواب هم گیر بیارم .گفت اینجا رو دوست نداری مگه؟؟ گفتم نه خوبه ولی نمیخوام تو اذیت بشی جا هم کمه…گفت ول کن این حرفا رو اصلا کرایه رو نصف میکنیم تا خیالت راحت باشه.منم موندم اونجا.صبح ها باهم می رفتیم سرکار شبش هم پیش هم بودیم فیلم و گپ میزدیم…یه شب فلش اورد فیلم پورن گذاشت.شق کردیم هر دو. گفت حالم بده گفتم بخوابیم دیگه…چون زیرزمین بود وقتی چراغو خاموش کردیم تاریک مطلق شد …من کلا خوابم سنگینه…بعد یکی دوساعت صدام کرد خودمو زدم به خواب.تکونم داد جواب ندادم.پشتم بهش بود دست کشید رو کونم و مالیدش هی میمالید کونمو…بعد چسبید بهم کیرش شقه شق بود…قبلا یکی از دوستم لاپایی بهم میزد گاهی…خوشم اومده بود چیزی نگفتم که ادامه بده.آروم شلوارکمو داد پایین کیرمو گرفت ببینم شقه یا نه ولی کیرم خواب بود.داغی کیرشو رو قاچ کونم حس کردم موهای بدنم سیخ شد از شدت لذت…خیلی آروم گذاشت لای پام. کیرش خیس بود تف زده بود رو کیرش…کلی عقب جلو کرد رفت پایین کونمو بوس میکرد و میمالید دوباره میومد بالا لاپایی میزد…بعد کلی لاپایی زدن ابش اومد ریخت وسط پاهام…کیرم سیخ شد.رفت پایین کونمو سیر بوسید شلوارمو داد بالا گرفت خوابید…چند دقیقه بعد دست زدم وسط پاهام ابشو زدم به کیرم جق زدم خودمو خالی کردم و خوابیدم…صبحش بیدارم کرد که آماده بشیم برا سرکار بریم…انگار نه انگار که دیشب ازم کلی لذت برده بود…گفتم ایوب انگار دیشب جنب شدم دوشی بگیرم بعد بریم سرکار…دوش گرفتم رفتیم سرکار .کمی نسبت به روزایی دیگه مهربونتر شده بود .تا شب موقع خواب چراغو خاموش کردم که بخوابیم …هی منتظر بودم بیاد شروع کنه که نیومد متاسفانه…خلاصه هر شب منتظر بودم بیاد لاپایی بزنه…شب چهارم اومد سراغم…بازم همون کارای قبلی ولی اینبار کیرشو میمالید به سوراخم …اخ اخ چه حالی میداد میخواستم بلند شم تا راحت حال کنم ولی روم نمیشد راستش…ابش اومد ریخت رو سوراخم …چند شب بعد اومد سراغم بازم همون کارای قبلی آخرش نتونستم کنترل کنم خودمو وقتی ابش اومد دست بردم کونشو گرفتم بیشتر به خودم چسبوندمش…یه لحظه هنگ کرد گفت بیدارت کردم؟؟ گفتم نه بیدار بودم …نمیدونست چی بگه گفتم اتاق تاریکه بیا حرف بزنیم گفت باش…گفت فکر کردم خوابی اون موقع.گفتم فکر کردی خرم؟؟ نه بیدار بودم و کلی حال کردم بیخیال…گفت تو هم بیا لاپایی بزن خالی کن خودتو…گفتم نه واسم جق بزن واسم جق زد ابمو اورد گرفتیم خوابیدیم…شب بعدش گفت میخوایی دربارش حرف بزنیم گفتم اره بدم نمیاد گفت لاپایی دیگه حال نمیده اول من میکنمت بعدشم تو منو بکن … گفتم نه تو لاپایی بزن بهم و واسم جق بزن گفت سوراخ میخوام اخه گفتم درد داره بیخیال …گفت اروم میکنم دردت نیاد…گفتم باش ولی فقط سرش …گفت باش عزیزم…گفت الان بزنیم گفتم بزنیم …گردنمو خورد لب گرفتیم از هم رفت پایین نوک سینه هامو میخورد خیلی حال میداد بهم …رفت پایین کیرمو کرد تو دهنش .معلوم بود بلد نیست ساک بزنه گفتم نمیخوام…پاهامو داد بالا اومد وسط پاهام کیرشو میمالید به سوراخم.گرمی کیرشو دوست داشتم اولین بار بود که سوراخمو میدید چون شبای قبلی توی تاریکی بود .یه نگاه بهم کرد چشمک زد گفت میخوامت پویا. کیرشو اروم کرد توش سرشو درد داشتم گفتم بیخیال ادامه نده گفت الان خوب میشه تحمل کن ولی نتونستم درش اورد و لاپایی زد بهم. کلی کرد تا ابش اومد ریخت وسط پاهام…کنارم دراز کشید بعد چند دقیقه گفت واست جق زد ابمو آورد.تا چند ماه کارمون همین بود هر وقت هوس میکرد لاپایی میزد . بعد مدتی مرخصی گرفت رفت شهرمون ۱۰ روز اونجا بود دلم واسش تنگ شده بود.اومد گفت فکرشم نمیکردم اینقدر دلم واست تنگ بشه.کلی همو بغل کردیم گفت برو خودتو خالی کن فقط سرشو بکنم توش.گفتم بیخیال درد داره گفت امتحان میکنیم دوباره.دوش گرفتم خودمو خالی کردم رفتم پیشش.توی ساکش یه شورت زنونه دراورد گفت بپوش اینو حال میده.حرکاتش جالب و عجیب بود.واسش پوشیدم گفتم چراغو خاموش کن راحت باشیم گفت نه خوشم نمیاد میخوام تو چشات نگاه کنم و بکنمت.گفت بیا بغلم هوس تنت کردم .رفتم بغلش کیرش شق بود…کلی سینه هامو خورد بدنم مورمور شد رفت وسط پاهام بالشت گذاشت زیر کونم که بیاد بالا.دراز کشید شورتمو داد بالا واسه اولین بار سوراخمو لیس زد خیلی حال میداد شق کردم خایه هامو میمالید. گفتم بسه ایوب بیا بالا .گفت نه هنوز زوده باید کلی واست بخورمش.لیس میزد سوراخمو انگشت کرد توش.جالب بود واسم نه عجله ای داشت نه گوش میداد بهم .گفت دارم له له میزنم برا کونت.بعد یه ربع خوردن کونم اومد بالا گفتم بده برات بخورم گفت نه فقط سوراخ میخوام ژل لوبریکانت آورد زد به سوراخم و کیرش. کیرشو میمالید به سوراخم . کیرشو گذاشت رو سوراخم سرش رفت توش درد داشتم ولی کم .چیزی نگفتم اونم همونجوری موند سینه هامو گرفت چنگ زد بهشون با انگشت نوک سینه هامو نوازش میداد هر بار یه سانت کیرشو میفرستاد توش.گفت پویا چقدر داغه کونت.خیلی حال میداد نتونستم خودمو کنترل کنم کمرشو گرفتم چسبوندمش به خودم که تا ته بره.یه نگاه بهم کرد محکم تا ته کرد توش گفت مبارکه پویا مبارکه…گفتم چیو گفت هیچی بعدا میگم بهت.چند دقیقه موند همونجوری بعد اروم اروم تلمبه میزد.حس خوبی داشتم زیرش .شورت زنونه پام بود دوستم داشت کونمو میکرد و ازم لذت میبرد.گفت سگی شو واسم.سگی شدم کیرشو گذاشت رو سوراخم محکم هول داد تا ته رفت تو کونم…پهلوهامو گرفته بود و داشت میزد تند تند.حسابی واسش قمبل کرده بودم سرمو گذاشته بودم رو زمین تا قشنگ کونمو بکنه …بدنم خیس عرق شده بود گفت پویا ابمو کجات بریزم گفتم بریز رو کمرم و کونم گفت باشششش محکم پهلوهامو گرفت آبشو تا ته ریخت توم…گفت دمر شو بخوابم روت دمر شدم روم دراز کشید کیرش هنوز تو کونم بود کلی عرق کرده بود گردنم رو بوس میکرد گفت بهترین حال زندگیمو کردم… گفتم نوش جونت به منم خوش گذشت عالی بودی امروز.کیرش شل شد کشید بیرون .پیشم دراز کشید گفت کیرمو تمیزش کن …از این حرفا قبلا نمیزد منم چیزی نگفتم گفت دستمال مرطوب از تو ساک بیار تمیزش کن…دستمال اوردم کیرشو تمیز کردم گفت بیا واست جق بزنم ابتو بیارم گفت 69 شو شدم واسم جق میزد گفت کیرمو حالا بخورش …واسش خوردم خایه هاشو لیس میزدم…کلی خوردم اونم واسم جق زد ابمو آورد…بعد چند دقیقه گفتم ایوب گفتی مبارکه من نفهمیدم منظورت چی بود…گفت وقتی برگشتم تو اتوبوس با یه مرد مسن آشنا شدم رو صندلیم بود هی به تو پیام میدادم گفت دوست دخترته گفتم نه دوستمه گی داریم باهم …گفتم حیف که نمیزاره بکنم توش گفت پسرا تقریبا عین دخترا پرده دارن عجله نکن کلی واسش بخورش دیونش کن بعد کم کم بکن توش اینقدر لفتش بده تا کمرتو بگیره بچسبونه بهت اونوقت دیگه تا همیشه مال تو میشه و همیشه میاد زیرت…گفت وقتی منو کشیدی سمت خودت فهمیدم کارش درست بوده الان دیگه مال منی هر وقت بخوام میکنمت زنمی دیگه…واقعا راست میگفت بعد از اون روز هر وقت هوس می کرد نه نمیاوردم…دوسال مدام باهم بودیم و کلی از هم لذت ها بردیم…ممنون از اینکه وقت گذاشتین و خوندین…بوس بوس

نوشته: Mokhtarmokhtarrr62

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.