رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

     خواهر × داستان خواهر × داستان سکسی × تابو × داستان تابو × خواهر سکسی × داستان آبجی × داستان سکس با خواهر × داستان سکس خواهر × سکس خواهر × سکس محارم × داستان محارم ×

اکرم استثنایی - قسمت اول

از وقتی یادم میاد پدرمو ندیدم میگفتن اعدامش کردن، مادرمم وقتی 15 سالم بود فوت کرد من بودم و دو تا خواهرام و یه خونه پدری خواهر بزرگم اکرم با شوهرش صفا با من توی خونه پدری زندگی میکردن و خواهر کوچیکم هاله تهران دانشجو بود و خوابگاهی بود و فقط چند روزی میومد و بیشتر تهران بود
اکرم خواهر بزرگم یه زن سفید و قدکوتاه 29 ساله بود که 3 سالی بود با صفا که دوست پسر دوران مدرسه اش بود ازدواج کرده بود و چون وضعشون زیاد خوب نبود با من توی خونه پدریمون زندگی میکردن اکرم توی خونه خیلی راحت لباس می پوشید اوایل اصلا تو نخش نبودم اما اون لباس ها و رفتارهاش بدجور با روح و روانم بازی می کرد بخصوص از وقتی که هاله از تهران براش لباس شب خریده بود تقریبا یه شب درمیون باصفا سکس داشتن…
بارها پشت در اتاقشون با صداهاشون جق زده بودم تا اینکه به ذهنم رسید توی اتاقشون دوربین بذارم و سکسشون رو کامل ببینم اولین سکسشون رو که دیدم کلا دیگه نگاهم به اکرم عوض شده بود اصلا بهش نمیومد اهل سکس در این حد خشن باشه و چه حالی میکرد صفا چه تلمبه هایی توی کوس اکرم میزد قد صفا بلند بود و وقتی اکرم زیرش داگی میشد و صفا توی کوسش تلمبه میزد انگار کاملا سوارش میشد این تیکه سکشون رو بارها و بارها استپ کردم و چندین و چند بار نگاه کردم خیلی این تیکه اش قشنگ بود از اون روز تمام سکس هاشون رو توی تبلتم زنده میدیدم…
اکثر وقتایی هم که من سرکار بودم و خونه نبودم اکرم برای صفا دلبری میکرد و صفا رو تحریک میکرد نمیدونم چرا اما من آبم با دیدن اون دلبری ها میومد اما صفا فقط میخندید و دستشو میکرد لای پای اکرم و میمالید بعدش اکرم سر صفا رو میبرد لای پاشو به کوسش فشار میداد اما صفا نمی خورد و فقط دستمالیش میکرد و من تمام این موارد رو توی تبلتم میدیدم تا اینکه یه روز مثله روزای دیگه که سرکار بودم توی تایم استراحتم دوربین توی اتاقشون رو چک کردم دیدم اکرم داره کیر یه مردی رو میخوره اما اون مرد صفا نبود بلکه ایمان پسر عموم بود بعد از اینکه کیر ایمان رو خورد ایمان انداختش رو تخت و پاشو باز کرد و خیلی سریع کیرشو کرد توی کوس اکرم و شروع کرد تلمبه زدن خیلی خشن تر و تندتر از صفا توی کوسش تلمبه میزد بعد از چند دقیقه آبش اومد خالی کرد توی صورت اکرم و لباسشو پوشید و رفت ایمان اینجا چیکار میکرد؟ اکرم که سکس هاش با صفا خیلی خوبه چرا ایمان؟
چرا خیانت؟ اصلا چرا ایمان؟ چرا سکس اینجوری؟
این تیکه فیلم رو جداگانه سیو کردم و چندین بار دیدم اما دلیلی پیدا نکردم که اکرم تن به چنین سکسی بده اونم با وجود صفا…
تازه اونم با کی خیانت کنه؟ با ایمان؟ اصلا چرا اون؟
از اون روز چندین بار می خواستم باهاش حرف بزنم نمی تونستم تا اینکه صفا برای یه کار اداری رفت شیراز اون شب که با اکرم تنها بودیم دلم میخواست بهش بگم اما میترسیدم از طرفی هم اکرم یه بلیز و دامن کوتاه پوشیده بود که وقتی سکس ها و دلبری هاش برای صفا یادم میومد شق میکردم
یه چندین بار اسم ایمان رو آوردم که توجه اش جلب میشد که چی میگم اما بعدش جوری رفتار میکرد که انگار براش مهم نیست آخر شب بود که صفا زنگش زد و داشت با صفا حرف میزد رفتم توی اتاقم و توی تلگرام فیلمش با ایمان رو براش فرستادم
صحبتش که با صفا تمام شد سین کرد…
صفحه اش آنلاین بود فکر کنم داشت دانلود میکرد بعد از چند دقیقه آفلاین شد و دیگه هیچ صدایی از اتاقشون نمیومد
گفتم الان میاد توی اتاق سراغم اما کلی گذشت و نیومد
بلند شدم رفتم توی اتاقش دیدم روی تخت خوابیده و پشتش به در اتاقه رفتم توی اتاق رفتم کنار تخت ایستادم چشماشو بسته بود و خودشو به خواب زده بود رفتم روی تخت کنارش دراز کشیدم و در گوشش گفتم چرا ایمان؟ چسبیدم بهش و در گوشش گفتم ایمان کونی رو فراموش کن از الان من جاشو برات پر میکنم
هیچی نمیگفت مثله صفا دستمو بردم لای پاش زیر دامنش شورت نداشت کوسشو مالیدم کوسش خیس شد حس کردم خجالت میکشه بلند شدم لخت شدم و هولش دادم که بخوابه روی کمر و دامنشو دراوردم و پاشو باز کردم و سرمو بردم وسط پاشو و شروع کردم خوردن کوسش چه بوی خوبی میداد کم کم با دستش سرمو به کوسش فشار میداد با موهام بازی میکرد موهامو چنگ کرده بود و با کشیدنشون سرمو کنترل میکرد تا اینکه بلندش کردم و داگی اش کردم و کیرمو کردم توی کوسش و مثله صفا توی کوسش تلمبه میزدم واقعا لذت دیدن این پوزیشن کجا و لذت انجام دادنش کجا کاملا سوارش شده بودم و کیرم تا ته توی کوسش بود یکم که تلمبه زدم آبم اومد و همون جا خالیش کردم چیزی نگفت کیرمو از کوسش کشیدم بیرون و کوس و کون داگی اش رو که دیدم گفتم جونم چقدر قشنگه این کوس و کون و بی اختیار کونشو میبوسیدم یکی زدم روی کونش گفت اخ نزن جاش میمونه صفا میبینه گفتم صفا فقط اینو میبینه؟ جنده بازی با ایمان رو نمی بینه؟ اومدم از اتاق برم بیرون که گفت تو هم مثله ایمان آبت اومد داری میری؟ گفتم پس چیکار کنم؟ بلند شد و اومد دستمو گرفت خوابوندم روی تخت و رفت وسط پام و شروع کرد خوردن کیرم کیرمو میخورد تخمامو توی دستش میگرفت و باهاشون بازی میکرد کیرم دوباره شد و داگی اش کردم و شروع کردم توی کوسش تلمبه زدن این پوزیشن رو خیلی دوست داشتم چون کاملا سوارش میشدم و این حس خیلی خوبی بهم میداد این بار بیشتر توی کوسش تلمبه زدم بهش میگفتم این کوس جنده ات ارضا شد؟ این کوس چند تا کیر می خواد تا ارضا بشه؟ میگفت دو تا دو تا کیر میخواد گفتم کیر صفا کمته؟ گفت اره من دو تا کیر می خوام تا منو بگان گفتم از الان کیر من و صفا جرت میده
گفت جرم بده جرم بده کوسمو بگا با کیرت کوسمو پر کن خالیش نذار بهش گفتم آبم داره میاد بریزم توی کوست؟ گفت بریز بریز بریز پر ابم کن کوسمو آب بده آبتو بریز توش و ابم اومد و ریختم توی کوسش دیگه توانی نداشتم کیرمو از توی کوسش دراوردم و با همه ناتوانی بازم این تصویر کوس و کون قمبل کرده اش مستم میکرد و کونشو میبوسیدم و لیس میزدم گفت کون دوست داری؟ گفتم اوهوم گفت سوراخ کونمو لیس بزنی هر چقدر بخوای بهت کون میدم گفتم دیگه جونی ندارم و روی تخت دراز کشیدم و خوابم برد صبح که بیدار شدم اکرم هم لخت توی بغلم بود و خوابیده بود بیدارش کردم گفتم خاک تو سرت بیدارشو الان یه وقت صفا میاد گفت صفا دیشب گفت دو سه روز دیگه میاد توی اون دو سه روز چندین بار از کوس کردمش دیگه توان نداشتم گفتم چیزی مصرف میکنی؟ گفت نه گفتم پس چرا از سکس سیر نمیشی؟ این حد از سکس غیر طبیعیه؟ گفت مگر تو تا حالا با چند تا زن سکس کردی؟ گفتم داشتم اما زنه اینطور نبود برای سکس بار دوم اصلا قبول نمی کرد اما تو برای بار دوم التماس میکنی
گفت من خیلی دیر ارضا میشم گفتم مریضی خاصی داری؟
گفت نه ندارم از زمانی که ازدواج کردم فهمیدم خیلی دیر ارضا میشم من که از تعجب داشتم شاخ در میاوردم اولین بار بود یه زن اینجوری میدیدم از اون روز اکرم هم با من سکس داشت هم با صفا نفس ما دو تا رو هم می گرفت تا ارضا بشه…

نوشته: داوود

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.