رفتن به مطلب

داستان سکس با دوست دختر


migmig

ارسال‌های توصیه شده

 دوست دختر × تصادف × داستان سکسی × داستان دوست دختر × سکس دوست دختر ×

مقصر بود منم کردمش

سلام به همگی دوستان konbaz. این ماجرا حدودا 2 ماه پیش برای من اتفاق افتاد و چون قبلا با سایت کونباز آشنا بودم و معمولا یسری داستان هاش رو میخونم تصمیم گرفتم تا این ماجرا رو براتون بنویسم.
من پژمان هستم 38 سالمه و مجردم. قدم 176 وزنم 72 و اگر تعریف نباشه خوشتیپ و خوش استایل هستم. یک جورایی برای خودم کار و فعالیت دارم و در حوزه فناوری اطلاعات هم مشغول به کار هستم. اگر این توضیحات رو دادم بخاطر اینکه یک تصوری براتون ایجاد بشه. خیلی شهوتی و عاشق سکسم و با توجه به موقعیت و شرایطی که دارم این امکان همیشه برام وجود داشته. عاشق سکس فانتزی هستم، اینکه سکس در یک شرایط خاص ایجاد بشه. مثلا با همکار (تجربش رو داشتم) یا مثلا مخ زدن در یک مرکز خرید(تجربش رو داشتم) یا مثلا مراجعه کاری و مخ زدن یک نفر در اونجا (تجربش رو داشتم). اما بریم سراغ این ماجرایی که میخوام براتون بنویسم.
حدود ساعت های 4 بعدازظهر بود که داشتم برمیگشتم سمت خونه(غرب تهران هستم) شیخ فضل الله رو به سمت جنوب داشتم میرفتم و پل ستارخان رو رد کردم که ناگهان قفل شد و من ترمز کردم. همیشه عادت دارم اینجور مواقع بیشتر پشت سرم رو نگاه میکنم تو همین حال راننده پشتی به دلیل فاصله کم نتونست کنترل کنه و از عقب زد بهم. ضربه نسبتا شدید بود. یه چند ثانیه تو ماشین موندم و نفس عمیق کشیدم و پیدا شدم. ماشین عقب یک 207 بود و راننده هنوز داخل ماشین و مشخص بود شوکه شده. با دست اشاره کردم که پیاده بشه. پیاده که شد یک خانم با قد حدودا 165 و توپر بنظر میومد. اومد پایین و گفت وای آقا ببخشید، گفتم خانم چیکار میکنید چرا فاصله رو رعایت نکردین. گفت واقعا متاسفم. سپر عقب شکسته بود البته بعدا که مشخص شد به شاسی آسیبی وارد نشده بود. خلاصه دیدم که خیلی استرس داره راستش چشمم گرفت و اما خب مسئله مهمتر ماشینم بود و خسارتی که وارد شده. گفتم خانم حالا آروم باشید باید بیشتر احتیاط می کردین و یکم صحبت معمولی کردیم. گفت از سرکار اعصابش خورد بوده و صحبت های دیگه. نیم ساعتی طول کشید تا پلیس اومد و منم قبلش ماشین ها رو به کنار اتوبان منتقل کرده بودم. تو همون نیم ساعت و حالا چند باری که صحبت کردیم خیلی لوند و سکسی بنظر اومد، تیپش هم خوب بود و بدم نمیومد که مخش رو بزنم اما خب اینا فعلا در حد فکر بود. وقتی دیدم به کسی زنگ نزد از عمد پرسیدم به همسرتون زنگ نمیزنید گفت من مجرد هستم. گفت شما همیشه اینقدر خونسرد هستین، گفتم سعی میکنم که اینطور باشه اما خب ناراحتم الان چون هم ماشینم آسیب دیده هم وقتم برای تعمیرش گرفته میشه کاش احتیاط کرده بودین. (بعدا بهم گفت از خونسردی و یجاهایی که منو دلداری دادی خیلی خوشم اومد.) گفتم من واقعا درگیرم و وسیله برام خیلی مهمه، و بازم عذرخواهی کرد.
پلیس اومد و مواردی که خودتون میدونید طی شد. از روی کارت اسم و فامیلش رو دیده بودم و قبلش هم پرسیده بودم مالک خودتون هستین. یکم شیطونیم گل کرد و گفتم لاله خانم (اسمش لاله بود) چیکار میکنید از بیمه استفاده می کنید. گفت خسارتش چقدر میشه حدودا میدونید گفتم سپر باید کلا عوض بشه و یسری هزینه های جزیی دیگه هم داره، گفتم شاید حدود 5 تا 7 میلیون بشه. گفت واقعا واااااای. گفتم بله دیگه. (اصلا به مخ زنی فکر نمیکردم چون خسارتم برام مهمتر بود.) گفتم بریم بیمه ببینید چقدر میشه همونجا تصمیم بگیرید. شماره دادیم و … و فردا قرار بیمه گذاشتیم. شب تو خونه با توجه به بیمش مرکز خسارت رو مشخص کردم و پیام دادم و قرار شد 9 صبح اونجا باشیم.
موارد بیمه و آمد و رفت و اینا برای اینکه جذابیتی نداره و مکالماتی که شد رو نمیگم دوستان که واقعا خسته کننده نشه براتون. در نهایت با توجه به میزان خسارت قرار شد از بیمه استفاده بشه.
خیالم از بابت خسارت و گرفتنش راحت شده بود، حالا بدم نمیومد که برم ببینم میتونم مخش رو بزنم یا نه. چون صبح که اومده بود خیلی لوندتر و سکسی تر بود و رفتارشم با من صمیمی تر بود و خیلی هم گرم خداحافظی کرد و بازم مجدد عذرخواهی کرد منم یه جورایی نذاشته بودم اذیت بشه.
2 ساعتی از اینکه جدا شده بودیم گذشته بود. تصمیم گرفتم بهش پیام بدم. تو واتس اپ پیام دادم و سلام کردم و گفتم میتونم یه چیزی بگم لاله خانم؟ حدودا 10 دقیقه ای گذشت و جواب داد. سلام و … کرد و گفت خواهش میکنم آقا پژمان. منم که منتظر بودم سریع سین کردم. گفتم راستش دیروز متوجه شدم مجردین، من از شما خوشم اومده ولی نمیدونم تو رابطه هستین یا نه؟ امکانش هست بیشتر آشنا بشیم. گفت: شما لطف دارید اما تو رابطه نیستم و تمایلی هم ندارم. گفتم عه آخه چرا؟ گفت مشغله کاری و درگیری. گفتم فقط همین، اینکه چیزی نیست که آخه منم درگیرم اما خوبه آدم گاهی اوقات یک جور دیگه وقت بگذرونه. مشخص بود داره مقاومت میکنه. گفتم راستی شما چند سالتونه ؟ گفت من 32 سالمه. منم سنم رو گفتم و یکم در رابطه با کارم و … صحبت کردم و از اونم سوالاتی می پرسیدم. ادامه دادن صحبتش نشون میداد که تمایل داره. نیم ساعتی صحبت کردیم و در آخر قرار شد شب خبر بده.
شب بود، حدود ساعت های 10 که دیدم پیامش اومد. سلام و احوالپرسی کرده بود و بعد از یک سری توضیحات که اصلا برام مهم نبود در نهایت قبول کرده بود. منم کلی خوشحالیم رو نشون دادم و … اون با خانواده زندگی میکرد و کارمند بخش مالی تو یه شرکت بود. همونجا که بله رو گفت سریع تو دلم یه جووووون گفتم. (موقع سکس اندامش رو براتون توصیف میکنم).
2 روز بعد اولین قرار رو گذاشتیم و طی روز هم چت و صحبت. خلاصه یک هفته ای گذشته بود که 3 بار همدیگرو دیده بودیم و همونطور که گفتم چت هم میکردیم. خیلی سریع خودم رو هول و … نشون ندادم به هر حال باید زمان میذاشتم. صمیمی تر شده بودیم و راحتتر. یسری عکس باز هم از مهمونیا و سفرهاش برام فرستاده بود. خوب و سکسی بود. قد حدود 165 وزن حدود 62 63 باسن برجسته و رونای پر. ساق پاهاشم خوب و خوش فرم بود.سینه هاشم از زیر لباس خودنمایی میکرد.صورت طبیعی داشت و لوندی خاصی هم موقع صحبت کردن نشون میداد.
یروز داشتیم چت میکردیم گفتم لاله … گفت بله عزیزم. گفتم نمیخوای یروز بیای یه غذای خوشمزه برام بپزی؟ گفت مگه من آشپزتم؟ گفتم نگوووووو شما خانمی. گفتم خب من میپزم. گفت مگه بلدی؟ گفتم تو بیا ببین چیکار میکنم. مثلا خودش رو زد به اون راه. گفت آخه کجا؟ گفتم : خونم دیگه. گفت آهان اتفاقا دلم میخواست خونه زندگیت رو ببینم اما فکر نمی کنی یکم زوده. گفتم بیخیال دیر و زود نداره که. من و تو هم به اون میزان همو میشناسیم. گفت داری گولم میزنی؟ گفت عزییییییییزم. در نهایت برای جمعه که تایم آزادی داشتیم قرار شد بیاد.
پنجشنبه خرید کردم و خونه رو تمیز کردم. 2 روز قبل از تصادف سکس کرده بودم و الان حدود 14 روزی میشد سکس نداشتم فوق العاده حشری بودم اما به خودم میگفتم تابلو نکنیا یهو کلا بپره. حالا جدای از این موارد حس خوبیم بهش داشتم، اما چیزی که بود فعلا خیلی حشریم کرده بود و دوست داشتم واقعا بکنمش. حدود ساعت 11 بود که اومد.
رفت تو اتاق لباس عوض کرد و اومد … یه تیشرت پوشید با یه شلوارک تا تقریبا زیر زانو. گفت ببخشی دیگه من ساده ام. بغلش کردم و گفتم سادگیتم دوست دارم لاله خانمی. تو عکسا پاهاش رو دیده بودم اما از نزدیک جذابتر بود، سفید و صاف. ازش پذیرایی کردم. (یسری جزییات رو حذف کردم چون اذیت میشدین)
حدود ساعت های 12 بود، تا اون لحظه من رو یه مبل دیگه روبروش نشسته بودم که راحت باشه و حس بدی نگیره. گفتم خیلی دوریا بیام پیشت، گفت بلههههه بیا دلم میخواد بغلم کنی. (تا به اون روز فقط معمولی همو بوسیده بودیم و لب نگرفته بودیم). رفتم کنارش و بغلش کردم، گفت آخیش چقدر خوبه. گفتم قربونت برممممم. صورتشو آوردم بالا و تو چشماش نگاه کردم، شاید 4 5 ثانیه و آروم رفتم سمت لباش، قشنگ داغ بود منم کیرم تکون خورده بود. و لباش رو شروع کردم بوسیدن. اونم با من همراهی کرد.
دیگه نباید میذاشتم فاصله بیفته و همینجا باید کار رو پیش می بردم. همینطوری در حال لب گرفتن بودیم و گاها حرفای قشنگ هم بهش میزدم. با پاهام میمالیدم با ساق پاهاش و یکی از دستامم روی رونش بود. به هر حال بچه نبود و میدونست قراره چی بشه، تمایل هم تو رفتارش بود. منم کم تجربه نبودم و میدونستم. تو همون حالت رفتم سمت گردنش و یه آه کشید، فهمیدم حسابی حساسه روی اونجا. صداش رو لوس کرد و گفت: میخوای چیکارم کنی پژمان؟ منم با یه حالت حشری گفتم میخوایم بازی کنیم خانمی، بازی قشنگ. گفت آخ جون بازی دوست دارم. رفتم سمت گوشش و البته دستامم بیکار نبود. قشنگ داغ شد. گفتم دلت میخواد: گفت معلوم نیست. گفتم چرا اما دلم خواست بپرسم. حالا میدیدم چقدر داغ و حشریه.
بلندش کردم و رفتیم تو اتاق خواب و رفتیم روی تخت. راستش رو بگم فقط حس شهوت خالی نبود و یه جورایی هم خوشم میومد ازش(هنوزم باهمیم) تیشرت و شلوارک و دراورده بودم و خودمم با شورتم بودم. بدن صاف و پوست روشن. نرم نرم عالی. خیلی صاف بود و خیلی حشریم کرده بود. تو پر بود و گوشت تو دست میومد. اما نمیدونستم اپن هست یا نه؟ تو همون حین ازش پرسیدم که امکان سکس داری؟ گفت اره راحت باش. حسابی میخوردمش دوستان چون واقعا خوردنی بود. خیلی خوب به خودش رسیده بود و مشخص بود همیشه اینطور بوده. رفتم لب تخت و ایستادم، چهار زانو شد اومد جلو کیرم، از شورت درش آورد و شروع کرد به ساک زدن. (کیرم 16 سانته، نسبتا کلفته و سر توپول و گوشتی داره). مممممم میخورد حسابی منم خیلی حشری بودم. بعد از خوردن کامل لختش کردم، اصلا انگار خدا خواسته بود این به من بزنه، واقعا تمیز بود. یه کس عالی و شیو و معرکه. شروع کردم براش خوردن و آه و ناله میکرد. دستام رو برده بودم بالا و سینه هاش رو میمالیدم. بعد از اینکه براش خوردم، گفت بکن دیگه زود باش. شهوت خالص بود داغ داغ. به شت خوابیده بود، پاهاش رو باز کردم، کیرمو گذاشتم دم سوراخ و شروع کردم. داغ داغ عالی. تنگ بود و با خیسی خودش خوب روون شده بود. برش گردوندم و داگ استایل شد، چقدر کونش تو این حالت خوش فرم بود. با شستم و یه مقدار تف شروع کردم سوراخ کونش رو مالیدن و همزمان از پشت تو کس نازش تلمبه میزدم. موج قشنگی روی کونش می افتاد. و ناله های حشری کنندش. 1 2 دقیقه تو این حالت بودیم که آه بلندی کشید و به ارگاسم رسید. منم سرعتم رو بیشتر کردم چون تا همون لحظه هم خوب خودمو کنترل کرده بود. تو همون حالت به شکم خوابوندمش و دوباره کردم تو کسش، گفت وای چقدر خوب میکنی، 2 دقیقه تو همون حالت تلمبه زدم، داغ شده بودم و کیرم داشت منفجر میشد. آبم داشت میومد کشیدم بیرون و با دست 3 4 بار زدم که آبم اومد و پاشید روی پشتش. تمیزش کردم و کنارش دراز کشیدم، و همو میبوسیدیم. واقعا چهره زیبایی داشت. بعد از ناهار و دمای غروب هم یکبار دیگه سکس کردیم.

نوشته: پژمان

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • اولین بار به یه مفعول دادم سلام بچه ها من آرمینم ۲۰ سالمه و بدنم تو پر و سفیده میخوام خاطره اولین دادنمو بهتون بگم که خیلی برام لذت بخش بود و باعث شد خودمم مفعول شم داستان از اونجایی شروع میشه که من با پژمان از بچگی با هم ور میرفتیم و بقول خودمون دکتر بازی زیاد میکردیمو باعث شد به هم وابسته شیم و همیشه با هم ور بریم و سکس کنیم تا وقتی که به بلوغ رسیدیم. راستی پژمان یه سال ازم کوچیک تره و بدنش دقیقا مثل خانوماست و توپر و یه کون کاملا گرد مث خودم داره که خیلی حشریم میکنه هر موقع بهش فکر میکنم اخه خیلی خوشبو و نرم هم هست. خلاصه یه روز مثل همیشه پنجشنبه شد و خونمون خالی شد و بهش پیام دادم که بیاد پیشم و تنهام. چند دقیقه که گذشت نوشت باشه با یه ایموجی قلب شب قبلش هم کونمم شیو کردم و یهو نگام به آینه حموم افتاد و از دیدن کونم لذت میبردم و یه لحظه تصور کردم که میخوام بدم و تجربه دادنو میخواستم امتحان کنم. اون روز همچی و آماده کرده بودم خودمم خوشگل کردم براش تا همه جوره لذت ببره پژمان زنگ درو زد منم درو باز کردم رسید بالا و درو که باز کردم منو چسبوند به دیوار و از رو شلوار کیرمو میمالوند لباشو گذاشت رو لبام منم تا میتونستم خوردم لباشو. از دم در شروع کردیم به کندن لباسامون تا رسیدیم به اتاقم فقط یه شرت پام بود و دیدم پژمان یه لگ توری قرمز جذب پوشیده که وقتی دیدم برق از چشام پرید و کیرم داشت منفجر میشد زود دراز کشید و داگی شد برامو هی میگفت ارمین دوس دارم یطوری بکنی منو نتونم دیگه بشینم اتیش داشت از چشام بیرون میاد. سریع چسبیدم به کون خوش فرمش و کیرمو گذاشتم لای پاهاش و اونم شروع کرد به ناله کردن و هی میگفت بکن توش کسکش و کلی فحشای دیگ منم یه اسپنک محکم زدم روی کونش و لگشو کشیدم پایین سوراخشو که دیدم ناخودآگاه زبونم رفت روش و هی میلیسیدمش و ازش سیر نمیشدم بچه ها باورتون نمیشه میگم بوی توت فرنگی میده لعنتی و مست میشدم هر بار ازش زبونمو میکشیدم رو سوراخش و اون هی نفساش تند تر میشد و هی آه میکشید همینطوری میلیسیدم و میومدم پایین تر نزدیک‌تخماش که دیگ دراز کشید و گفت نکن آبم میاد من کشید تو خودش و یه چند دقیقه ای همو خوردیم انقدر حشری شده بود گردنمو کبود کرد یهو دیدم داره میره سمت پاهام برای اولین بار و هیچی بهش نگفتم داشتم سکته میکردم انقدر که استرس داشتم دیگه تقریبا حالت ۶۹ شدیم و اون چسبید به کیرم و منم سریع لگشو کامل دراوردم شروع کردم به خوردن رونش زبونم که خورد به رونش اونم سر کیرمو میک زد و جنون تموم بدنمو گرفته بود منم شروع کردم به خوردن کیرش هی اوج میگرفتیم و من سرمو کردم لای پاهاش و ی پاش زیر سرم بود ی پاش روی سرم کیرش فکر کنم ۱۵ سانت باید باشه انقدی که حشری بودم کل کیرشو با ولع تمام میخوردم اونم همینطور دیگ داشتم به اوج اوج میرسیدم و تو دهن هی تلمبه میزدم و یهو در اوردم از دهنم و بهش گفتم بلند شه رو تخت نشستیم روبروی هم و خم شدم وازلینو از کنار تختم برداشتم طوری قمبل کردم براش که ببینه خوب کونمو و گذاشتم وسطمون خیلی اروم و ملیح گفت چرا کونتو شیو کردی شیطون و منم نتونستم چیزی بگم و زل زدم بهش و اونم گف میخوای کاری که باهام میکنی باهات کنم تا ببینی چه حسی داره منم که از خدا خواسته زود داگی شدم و اومد چسبید به کونم و قمبل کردم براش و هی کیرشو میمالوند به سوراخم و منم نفسمو حبس کرده بودم سرشو چسبوند به کونم و شروع کرد به لیسیدن از سوراخم تا تخمام چند دقیقه که گذشت گفت مطمئنی؟منم با صدای لرزون گفتم اره میخوام تجربش کنم و اونم گفت اگه میخوای بکنمت باید اول جوری منو بکنی تا با حرص بکنمت. تو اوج حشریت انگار روم آب ریخت با این حرفش و ی جورایی عصبانی شدم سریع برگشتم و وازلینو گذاشتم وسط و دستشو کردم توش و گذاشتم رو سوراخم اونم با یه لبخند کثیف هی سوراخمو میمالوند انقدر حشری بودم نمیدونستم دارم چیکار میکنم. خودمم داشتم سوراخشو لیز میکردم اخ داشتم روانی میشدم وقتی انگشتاشو رو سوراخم حس میکردم خوب که مالید هلش دادم و دراز کشید کیرمو که میخواستم بزارم توش گفت نکن… دیدم داگی شده دوباره دیگ فرصت ندادم بهش که بخوام اول انگشتش کنمو اینا همون اول کیرمو هل دادم توش و اونم یه آه بلندی کشید و داشت بی قراری میکرد منم تا ته توش کردم و شروع کردم به تلمبه زدن و فقط صدای تاپ تاپ و آه و ناله های پژمان میومد. من همینطور داشتم تلمبه میزدم روش و اون دیگ درد نداشت و داشت لذت میبرد منم دیگه داشت آبم میومد که کشیدم بیرون گفت درش نیار گفتم بلند شو زود باش نوبت توعه و گفت مطمنی از حرفت یعنی واقعا میخوای بهم بدی گفتم اره گفت باشه میبینیم خم شدم جلوش و حسابی حشری بودم هی خودمو میمالیدم به کیرش و اونم داشت اروم اروم کیرشو فشار میداد و میگفت وای آرمین چه کونی داری تو هی میگفت این کون مال کیه منم روم نمیشد بگم تو و فقط ساکت بودم سرشو داشت محکم تر فشار میداد به سوراخم که یهو رفت تو سرش یه آی بلند گفتم و می خواستم بلند شم و پشیمون شدم از کاری ک کردم ولی پژمان نزاشت گفت صبر کن نمیزارم جایی بری الان خوب میشه دردش و بقیشو داشت فرو میکرد از درد داشتم میمردم و اون لعنتی هم ولم نمیکرد و فقط ملافه های تختو چنگ میزدم و هی درد میکشیدم و اون همه اون کیر لعنتیشو فرو کرد توم و شروع کرد اروم عقب جلو کردن اولش خیلی درد داشت و کم کم دردشو دیگ حس نکردم و فقط داشتم لذت میبردم و بهش گفتم تند ترش کنه اونم نامردی نکرد یه طوری تلمبه میزد که داشتم دیوونه میشدم و حس میکردم میخواد آبم بیاد هم درد داشتم هم لذت میبردم و هی درده کمتر میشد و من همش حشری تر میشدم نزدیک ارضا شدنم بود دیدم میگه داره میاد و از پاهاشو محکم چسبیدم که بفهمونم بهش بریز توش اخ نمیدونین چه لذتی داشت آب داغش توی کونم و آهی که میکشید داشت روانیم میکرد در اورد کیرشو و سوراخم داشت میسوخت گفت زود باش منو بکن دراز کشیده بود پاهاشو دادم بالا و خودش پاهاشو بغل کرد و سوراخش آماده آماده بود همین که سرشو گذاشتم داخل گف توهم خودتو توم خالی کن اینو که گفت وحشیانه میکردمش انقدی تند و محکم میکردم که تخمای خودمم درد گرفت و اون لحظه ای که میخواست آبم بیاد روش دراز کشیدم و پاهاشو باز کردم اون دستای زنونشو گذاشت روی کونم و شروع کرد به خوردن لبام و منم آبم اومد و همشو تو کونش خالی کردم انقد حالم خوب بود چند دقیقه همینطوری لبای همو خوردیم و با هم ور میرفتیم تو بغل هم بودیم و هی میگفت از کی میخواستی بهم بدی روت نمیشد منم خندیدم و خجالت کشیدم اومد کنار گوشم گفت ازین به بعد باید زیاد بدی بهم تا حساب بی حساب شیم. رفتیم حموم و اونجا هم حسابی سکس کردیم و اون روز شد اولین باری که کون دادم و خیلی لذت بخش بود و بعد اون تا حالا کلی سکس داشتیم و فردا هم قراره بترکونیم نوشته: کوچولوی داغ
    • عکس مخفی خونگی ایرانی برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های بدن نمایی دختر سکسی وطنی 2/2 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های لخت دختر خوش هیکل ایرانی 1/2 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • فیلم بدن نمایی و خودارضایی خانوم خوش هیکل و سکسی . تایم: 09:00 - حجم: 34 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم جهت مشاهده تمامی فیلم های سکسی ایرانی روی کلیک بزنید.
    • عکس سکسی ایرانی برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس ممه نمایی دختر سینه گوشتی داخل آسانسور برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • فیلم سکس با دختر سکسی و حشری که رو کیرش سواری میکنه و نالش هم درمیاد . تایم: 07:40 - حجم: 50 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم جهت مشاهده تمامی فیلم های سکسی ایرانی روی کلیک بزنید.
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.