رفتن به مطلب

minimoz

ارسال‌های توصیه شده

     فانتزی × تریسام × داستان سکسی × داستان تریسام × سکس تریسام × داستان فانتزی × سکس فانتزی ×

ماجرای یک زوج حشری - 1

اول این پیامی ک شوهرم برام فرستاده رو میزارم بعد از این پیام طولانی ب قول خودش طومار من ادامه ماجرا رو میگم
سلام مونای منننن سلام ارباب من
مونا نمیدونم از کجا شروع کنم برات بگم اصن نمیدونم خوشت میاد یا نمیاد قطعن این حرفو از من میشنوی بدت میاد و جا میخوری ک چرا این حرفو میزنم چرا اصن به من نمیخوره منی که شماره به پسر حتی از فامیل ببینم توی گوشیت بحث درست میکنم بگذریم
بحث من راجب سکسو علایق و … یبار بهت گفته بودم خیلی چیزا دوس دارم و فانتزی های زیادی دارم توی رابطه جنسی که چندین واکنشی نشون ندادی حق هم داشتی چون یه چیزایی برات جا نمیافتاد از طرف من ،مونا من خیلی فانتزیا دارم مثلا فیتیش پا یا لیس زدن یه بدن عرقی ک از بیرون اومده یا فتیش زیر بغل ک‌دوس دارم لیس بزنم یا مثلا زانو بزنم جلوت کصتو لیس بزنم تا ارضا شی کلی بخوام بگم همون لیسر میشه ولی خب من بازش کردم برات مرضیه من این چیزارو دوس دارم با اینا حال میکنم وقتی بخوام بکنمت شاید نتونم راضیت کنم چون وقتی خودم حال نکنم توم حال نمیکنی توهم نیازت اینه ک یکی ب قول خودت مثل یه الفا بتونه بکنتت و اون لرزش شدید رو موقع ارضا شدنت از خودت ببینی مونا من نمیتونم تورو اونجوری بکنم توی حس من تو اینجوری ک دوس دارم ب پرستمت دوس دارم با زبونم کل بدنتو لیس بزنم و عرقتو بخورم بوت بکشم تو باید یکی رو هم داشته باشی که بتونه اون چیزایی ک بخوای رو هم بهت بده مونا من دوس دارم با یه پسر اشنا بشی ک هم بخوادت هم نیازتو برطرف کنه در کنار من دوس دارم یه رابطه عاشقانه سه نفره داشته باشیم کنار هم با اطمینان و تعهد به هم
مونا خودت میدونی چن روزی بود همش گیر میدادم دوست دارم آزاد باشی دوست دارم توی گروه ها چت کنی پسری اگ بیاد پیویت یا حالا هرچی جوابشو بدی باهاش صحبت کنی میخواستم اینجوری یکم ببرمت سمت فانتزی هام میخواسم کمکم بهت بگم ولی اصلا نمیشد هرکاری میکردم ک اینارو بگم یا بحثو عوض میکردی یا یه چی میشد ک نتونم بگم و نگفتم دیگ ولی مونا اینجوری سکس برا من هیچ لذتی نداره فک نکنی دوست ندارم یا نمیخوامت ن دورت بگردم من عاشق توم خیلی هم دوست دارم و میمیرم برات و تا آخر عمرمم همراهتم و یه لحظه جذابیتت و بدنت از چشم نمیوفته اخه تو الکسیس منی
خواهش میکنم بعد این حرفای من بحث درست نکن یا الان بیام خونه خواهش میکنم اگ خوشت نمیاد اگ هرچی ک منفیه بحث درست نکنیم بالاخره هر دومون یه نیازی داریم من بخاطر تو این فانتزیا برام ساخته شده پس خرابش نکن ♥️🫶🏻 دوست دارم

خب سلام مجدد
من مونا هستم 26 سالمه و مربی یوگا هستم
وزنم 80 کیلو تقریبن و سایزم 85 کونم تپله و دل هر مردی رو میبره اینو از خودم نمیگم از مردم توی خیابون ک میبینم میگم اولین داستانم هست میخوام بنویسم البته نمیدونم داستان ک میگن همون واقعیته یا یه چیز الکی ولی مال من زندگی من و ماجراییه ک برام اتفاق افتاده
بعد ازین پیام احسان اصلا چشام تار میدید اخه احسان ، احسان من کسی ک اینقد رو من غیرتی بود و گیر بهم میداد اینارو بگه از حرفاش بدم نیومد خوشم اومد ک اینارو گفت اخه خودمم اینو دوس داشتم ولی همیشه فکر میکردم اگ بخوام بگم این حرفارو باید زندگی خودمو تموم شده بدونم و لقب جندگی رو تو خانواده و آشناها رو خودم بزارم
وقتی احسان اومد خونه با یه دست گل اومد تو سلام داد نمیدونم یهو چی شد گریم گرفت و پریدم تو بغلش و زار زار گریه کردن و ازش پرسیدم چرا هیچی ب من نگفته بودی بعد سه سال زندگی که بوسم کرد و قربون صدقم میرفت گفت بزا نهارمونو بخوریم بریم تو اتاق باهم دیگه صحبت میکنیم
نهارمونو ک خوردیم رفتیم تو اتاق همدیگه رو بغل کردیم احسان سرشو اورد جلو دستاشم دور گردنم بودن یه دستشو اورد رو گلوم و انگشت شصدشو میمالید ب لبام و لبامو میمالید و قربون صدقم میرفت دیگ داشتم از حشری شدن دیوونه میشدم خودمو پرت کردم سمتش و باهم خوابیدیم و شرو کردم خوردن لباش و از هم لب میگرفتیم ک بهش گفتم احسان جان من راستشو بگو این حرفایی ک‌زدی جدی گفتی یا خواستی منو اذیت کنی ک گفت والا اینجور ک‌تو داری لب میگیری اگ بگم شوخی کردم منو میکشی ،یه مشت ب شوخی زدم ب سینش گفتم عه بگو دیگ ک گفت اره جان تو دوس دارم و حرفم جدی بود ک بهش گفتم اگ حرفای تو جدیه و حرفاتو زدی منم حرف دارم ک گفت خب همینو میخواستم بفرما ک خواستم شرو کنم یه لب ازم گرفت و شرو کرد لباسامو دروردن همینجور ک داشت تاپمو میکشید بالا بهش گفتم راستیتش منم همین حسو دارم و دوس دارم با یکی دیگ باشم ک ب اوج برسم ازم ناراحت نشی ولی تو خیلی اروم میکنی و ب قول خودت چون لذتی نمیبری منم حالی نمیکنم ک با ذوق نگام کرد و گفت عاشقتم و یه لب ازم گرفت جوری ک اینبار زبونمو هم خورد و شرو کرد با سینه هام توی سوتین بازی کردن و مالش اونا و ازم خواست ک هرچی تو دلم هست بگم منم بهش گفتم من یسری چیزا رو ازت مخفی میکردم بخاطر همین چون نتونسم بگم من وقتی میری سر کار میرم توی سایت ها و سکس سه نفره نگاه میکنم و ارزومه حتی توی کونباز اون سایتی ک میریم داستاناشو میخونیم هم اکانت دارم خواست حرف بزنه ک‌بهش گفتم بزا حرفامو کامل بزنم بهش گفتم من توی کونباز یسری داستان ها خوندم و یسری چیزا دیدم ک با خودم گفتم چرا من تجربه نکنم اینهمه ادم هس ک رابطه سه نفره دارن ضربدری و خیلی چیزای دیگ بخاطر همین چن باری تحریک شدم و با چنتا پسر ک از کونباز پیدا کرده بودم توی تلگرام سکس چت و کرپم و عکسو فیلم بهم دادیم حتی قسم میخورم بهشون گفته بودم شوهر دارم ، دیدم داره میخنده احسان گفتمش خنده داشت گف اره خنگ من اخه این واس منم بوده انگار هردومون توی تنهایی یه کارایی کردیم گفتمش خب بگو چی شده گفت منم بارها و بارها وقتی حشریتم زیاد میشد دوس داشتم این فانتزیمو انجام بدم بخاطر همین توی اینستا و تلگرام دنبال کسایی میگشتم ک نفر سوم شدن یا نفر سوم دارن ازشون سوال میکردم ک رابطشون چطوره قبل و بعدش چطور بوده ذون نفر سومی ک اومده چطور بوده خراب نکرده زندگیشونو یسریا ک خیلی جوابا شنیدم بعضیا میگفتن بد بوده پسره پرو بود و زنمو ازم گرفت یا دوست دخترمو ازم گرفت و الان باهمن یه سریا هم میگفتن دارن چن ساله باهم زندگی میکنن رابطه خوبی باهم دارن باهم همخونه شدن یا رفتو آمدشون زیاده این حرفارو میشنیدم و کاریش نداشتم یه روز یه فکری ب سرم زد ک یه نفر سوم پیدا کنم و همینجور ک بخوام بیارمش توی زندگیمون اول ازش کمک بگیرم ک چطور تو رو راضی کنم هرچی گشتم کلشون فقط دنبال کردن بودن و مخ زدن ک تو رو مال خودشون کنن یا تا میومدن ایدی میخواستن و اصن حوصله نداشتن باهم دیگه صحبت کنیم تا اینک یکیو پیدا کردم ب اسم ارمان یه پسر قد بلند و خوش اخلاق
اومد پیویم و گفت دوست دارم کمکت کنم زنتو راضی کنی و اصلا سوال جنسی نپرسید و حد و حدود خودشو میدونست و ازش خوشم اومد بهش گفتم عکس از خودت بده ک عکس داد دیدم بله خوشکل و قد بلند همینی ک تو دوست داری از شغلش و پرسیدم از زندگیش ک یه دخترو دوس داشته ولی اون یکی دیگ‌رو‌ می خواست و آدم احساسیه و … ک دیدم این خود خودشه ازم پرسید میشه یه حرفی بزنم ک گفتم بگو گفت تویی ک‌دوس داری زنت با یکی دیگ باشه حست چیه این بیغیرتیه ولی تو میگی ن بی غیرت نیستی ک گفتمش من حتی نمیزارم کسی چپ ب زنم نگاه کنه ولی توی سکسمون فرق میکنه و علایقمو بهش گفتم بهش گفتم تو چی دوست داری و چطوری ک ارمان گفت میشه عکس خانومتو ببینم ک منم نشون دادم انقدر از خوشگلیت گفت ک حد نداشت و گفت عاشقش شدم خیلی دوسش دارم منم گفتمش اگ اوکی باشی و راهنماییم کنی میتونم با همدیگه اشناتون کنم رفیق شید ک گفت راست میگی گفتم اره اونم راهنماییم میکرد ک بگمت آزاد باشی چت کنی توی گروه ها با پسرا لاس بزنی توی چت و … ک تو همیشه رد میکردی منم سر کار کارم شده بود چت کردن با ارمان اون از تو تعریف میکرد و منم خوشم میومد اینم بگم تا چن روز حرف سکسی نمیزد ک بعد چن روز ازم پرسید سایز خانومت چنده منم بهش گفتم سایزو بخوای یعنی خانوممو میخوای پس نگو خانومت بگو خانومم دوس دارم مال تو باشه ک گفت دوس ندارم اینو بگم اخه زن تو ک منم گفتم اگ تو واقعن دوسش داری و قول میدی بهترین باشی برا هردومون زن من زن تو هم هست پس دوس دارم یه جور حرف بزنی زن من مال توه ک بهم گفت عکس از زنم داری ک سینه هاش معلوم باشه ک بهش گفتم حالا شد بله دارم و براش فرستادم و ازش تعریف میداد ک بعد نیم ساعت یه ویدیو برام فرستاد و گفت این واسه زنمون فیلمو باز کردم دیدم چه چیزی ارمان با تو جق زده بود ابشو ریخته بود تو شورت خودش یکمشم ب شکمش بود وقتی فیلمو دیدم ب ارمان گفتم این دیگ مال زنمون نیس مال منم هس دوس دارم وقتی این اب رو بدن موناس بخورمش و عشق کنم ک دیدم گفت یه سوال دارم ناراحت نمیشی گفتمش خب بگو ک گفت اگ توی سکس من از خانومت لب بگیرم و داشته باشم باهاش حال بکنم وقتی داری کصشو لیس میزنی برام اماده میکنی حاضری کیر منم بخوری ک با ذوق بهش گفتم اره میخورم ک اونم خوشحال شد و گفت عاشقتونم و همینحور هروز کارمون این بود از تو عکس میگرفتم از بدنت از وقتایی ک از باشگاه میای خسته ای از هر لحظت و میفرستادم واسه ارمان اونم اینقد قربون صدقت میرفت ک این حسی ک من بخوام حس مالکیت کنم رو تو و فقط مال خودم باشی کلن ریخته بود و یه شریک داشتم اونم یه شریک خوب تا یکی دو روز پیش ک باهم قرار گذاشتیم بیرون رفتیم توی یه کافه و باهم صحبت کردیم بعدش رفیتم با ماشین یه چرخی خوردیم و رفتیم یه جای خلوت و ازم خواست ب تو زنگ بزنم و بگم خیلی حشری شدم و یکم حرفای سکسی بزنیم ک بهت زنگ زدم و بهت گفتم و شرو‌کردیم سکس کال کردن همینجور ک حرف میزدیم کیرامون راست شده بود و ارمان هم اشاره میکرد با خنده ک‌ کیرم راست شده منم با خجالت چون برا بار اول بود دستمو بردم سمتش و گذاشتم رو کیرش از رو شلوار م میمالیدم اونم دستشو گذاشت رو دستم و نفس نفس میزد ک تو گفتی دوستم پشت دره و قط کردی وقتی قطع کردی ارمان بهم گفت عکسای سکسی ک از مونا گرفتی رو نشونم بده منم رفتم تو گالری و نشونش دادم و ازت میگفت و تصورت میکرد ک اگ ببینتت چیکار قراره باهات بکنه همینجور ک منم کیرشو میمالیدم گفت دوست داری اول تو تجربش کنی گفتم چی گفت خوردن کیرمو منم با سر گفتم اره و شلوارشو کشید پایین و منم سرمو بردم پایین و کیرشو لیس میزدم وای چقد خوب بود یه بوی خاص میداد یه بوی عرق ک از حشریت باشه و طعم کیرش عالی بود و شروع کردم سر کیرشو کردم تو دهنم و کیرشو کردم تا ته حلقم و براش میخوردم تا آبش اومد و نزاشت بخورمش و با یه دستمال خودشو پاک کرد و دسمالو داد بهم گفت باز بخور کیرمو و کیرش ک خوابیدن بودو یکم خوردم و سرمو بالا کردم و اون دستمالی ک بهم داده بودو باز کردم و لیس زدم خندید و گفت عاشقتم داداش و رسوندمش و خودمم اومدم خونه و شب هم ک‌تو خوابیدی همش چت میکردیم اون ب شوخی میگفت کیرم دوست داره باز براش ساک بزنی منم میگفتم مزه آب کیرت هنوز تو دهنمه ک باهم حرف زدیم و قرار شد من همه چیو بهت بگم تا بلکه اوکی بشی ک دیدم بله خودت تو این خطی
احسان همینجور که داشت حرف میزد منو لخت کرده بود و از جلو به صورت خیلی اروم میکرد منو و اخرشم ازم خواست ک باهم بریم بیرون با آرمان ک منم قبول کردم
اگه خوشتون اومد و دوست داشتین بگید که ادامه ماجرای منو دوتا شوهرامو از اولین قرارمونو بهتون بگم🫠
دوستون دارم

نوشته: مونا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.