رفتن به مطلب

arshad

ارسال‌های توصیه شده


برادرم شروع فاحشه شدنم - قسمت اول

با صدای راحله خانم که فریاد میزد تا دخترا به مشتری هاشون برسن از جام پریدم
رو به من گفت:
زود باش ستاره چرا لفتش میدی؟ مرده منتظرته

خودم انتخاب نمیکردم که با کیا بخوابم فقط راحله جور میکرد و درصد بیشتر پولم برمیداشت
ناراحت نبودم چون عادت کرده بودم و به چشم سرگرمی نگاش میکردم
البته دروغ نگم با اوناییشم که خوشتیپ و جوون تر بودن حال میکردم

رفتم تو اتاق دیدم یه مرد نسبتا مسن نشسته
تا منو دید لبخند زد و بلند شد
سیبیلاش یاد مردای فرانسوی قدیم انداخت منو
اومد سمتم و‌ بدون حرف لباسامو در اورد

_برو رو تخت

رفتم رو تخت و پاهامو باز کردم
اومد بین پام و کمربندشو باز کرد
کاندوم کشید سر کیرش ، یه کیر متوسط و نه زیاد کلفت
کیرشو کرد تو کسم و شروع کرد به تلمبه زدن
۳ دقیقه طول کشید تا آبش اومد
از روم بلند شد

_بیشتر از انتظارم بودی دو تا تراول بیشتر میزارم

پولو که گذاشت رو تخت درو بست و رفت
برام چیز عجیبی نبود مشتری های پولداری که سنشون بالاتر بود و خوششون میومد پول بیشتری میدادن
اما من به راحله نمیگفتم و سر همون قیمت قبلی درصد رو بهش میدادم

تا شب سه نفر دیگه هم اومدن که یکیشون ساک بود
اونی که براش ساک زدم
پسر نوجوونی بود که معلوم بود اولین بارشم نیست پاش به همچین جاهایی باز شده
تا کیرش‌ و کردم تو دهنم به یه دقیقه هم نرسید گفت که آبش داره میاد و خالی کرد تو دستمال
اینجا خالی کردن تو دهن ممنوعه
مگر که هزینه خیلی بیشتری بدن

شب که شد برگشتم خونم
از ۲۲ سالگی تنها زندگی میکردم
و برای خودم راه دیگه ای جز تن فروشی انتخاب نکرده بودم
شب ها خاطرات گذشته میومد جلو چشمم

_ستاره ، ستاره کجایی؟
_اومدممم چیشده؟
_مگه نگفتم زودتر بیا هوممم؟

سهیل منو گرفت تو بغلش و سینه هامو تو دستاش فشار میداد

_آخ نکن سهیل دردم میاد وحشی
_هیس ساکت باش

سهیل برادر ناتنیمه ناتنی هم از پدر هم از مادر
پدر و مادرم بچه دار نمیشدن تا اینکه بعد چند سال تصمیم میگیرن سهیل رو بیارن و به عنوان پسرشون بزرگ کنن
اون موقع سهیل ۲ سالش بود
و مادر و پدرش توانایی نگهداری از اون رو نداشتن چون فقیر بودن و کلی بچه قد و نیم قد داشتن
واسه همین سهیل و دادن به پدر و مادرم
اما دست بر قضا مادرم ۳ سال بعد من رو حامله میشه

تو زیر زمین خونمون بودیم
سهیل مثل یه گرگ گرسنه شده بود و خودشو از پشت بهم فشار میداد
شلوارمو پایین تر کشید و کیرشو گذاشت لای کونم
عقب جلو میکرد و ناله میکرد
تا اینکه آبش اومد و ریخت لای کونم
شلوارشو بالا کشید

_چند دقیقه بعد من بیا تا مامان اینا شک نکنن

دامنمو بالا کشیدم و بعد از چند دقیقه رفتم تو حموم
بار اولش نبود از ۱۴ سالگی این کارارو باهام میکرد…

ادامه دارد…

نوشته: سایه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برادرم شروع فاحشه شدنم - قسمت دوم

تا یه سنی کاملا نمیفهمیدم چه خبره و سهیل باهام چیکار میکنه! اما از یه سنی به بعد کاملا همه چیو میفهمیدم و حس میکردم دروغ چرا خوشمم میومد بیشتر وقتا… ۱۸ سالم‌شد و کارای سهیل همچنان ادامه داشت اما هیچ وقت نکرده بود همیشه از روی شلوار کارشو میکرد یا میذاشت لای پام یه رفیق داشت که اسمش رضا بود هر از گاهی رضارو می اورد خونمون بابا و مامانمم چون سنشون بالا بود زیاد به هر چیزی دقت نمیکردن چون حوصله نداشتن بقول خودشون به اندازه کافی با ما سر و کله زده بودن نگاه های رضارو رو خودم حس میکردم پسر متوسطی بود از نظر ظاهر و تیپ اما منم ازش بدم نمیومد یه بار که مشغول درسام بودم سهیل اومد پیشم دیدم زیاد من و من میکنه بهش گفتم _چیشده دو ساعته نشستی نگام میکنی حرفتو بزن _میگم ستاره یه چیزی _چی؟ _رفیقم رضا هستا _خب؟ _از تو خوشش میاد _بنظرم بیا یه سری کارارو باهم انجام بدیم _اه سهیل واضح تر بگو چی میخوای؟ _بابا بیا سه تایی باهم باشیم _عقلت کجاست سهیل؟ مگه من فاحشه ام هنوز یه بارم رابطه نداشتم _اونو که با من زیاد داشتی _آره اما هیچ وقت کامل انجامش ندادیم که! _ببین تا اون موقع حلش میکنیم _اه خفه شو سهیل برو بیرون از اتاقم نمیدونم چرا این پیشنهادو داد اما میدونستم که سهیل از نظر جنسی زیاد از حد فانتزی میسازه! بدم نمیومد با کسی که ازش خوشم میومد باشم اما نه همزمان با برادر ناتنیم! فردا شب همون روزی که سهیل اون پیشنهادو داد اومد سراغم مثل بعضی شبا که میومد اتاقم درو قفل کرد و اومد پشتم، شلوارمو کاملا داد پایین و کیرشو میمالید روی سوراخ کسم اولین بار بود که کیرشو فشار میداد روی سوراخم فهمیدم که میخواد بکنه تو کسم _سهیل کسم نه بی توجه به من بیشتر فشار میداد _دیوونه شدی؟ _هیس ساکت باش خوشت میاد یه حس خاصی داشتم وقتی کیرش کشیده میشد روی چوچولم و اون سوراخ تنگم آه هامو تو‌گلوم خفه میکردم میدونستم نباید زیادی سر و صدا کنم از بس تنگ بود با فشار زیادی سر کیرش رفت تو کسم میخواستم بلند جیغ بزنم اما جلوی دهنم و گرفتم سهیل با دستش از جلو شروع کرد کسمو مالیدن _اینجوری دردت کمتر میشه تا وقتی کیرش کاملا بره تو کسم مردم و زنده شدم چون واقعا حس درد داشتم اما همزمان حس خاصیم داشت همراه با درد بخاطر تنگی زیاد نمیتونست زیاد عقب و جلو کنه و بعد از چند دقیقه کیرشو از کسم در اورد و خالیش کرد لای کسم دیگه نفهمیدم چی شد و بیهوش شدم از اون روز به بعد سهیل دیگه حسابی پرو شده بود بیشتر شبا میومد تو اتاقم و انجامش میدادیم بعضی وقتا خجالت میکشیدم از مامان و بابا از خودم از نسبتم با سهیل اما وقتی فکر میکردم سهیل برادر خونی من نیست حالم بهتر میشد اما حسابی لذت میبردم و معتادش شده بودم سهیل میدونست چیکار کنه با صدای آیفون از خواب پریدم دیشب حسابی غرق توی خاطراتم شده بودم از توی چشمی نگاه کردم پیمان بود دوست و مشتری همیشگی پیمان جزو سه نفری بود که به خونم پاش باز شده بود درو براش باز کردم _سلام _سلام _مشتاق دیدار _چیشده خبری ازت نبود _گفتم تو که حالی نمیپرسی بیام شخصا خدمتت _خدمت من یا خدمت چیز دیگه؟ بلند خندید _من همه جوره راحتم برام فرقی نداره _بیا بشین پیمان زن داشت بعضی وقتا که با زنش دعواش میشد و دلش هوس زن جدید میکرد میومد سراغ من سر صبحی هم‌ مشخصه واسه چی پیداش شده بود! _قهوه میخوری؟ _نه بیا خودتو بخورم _اما من میخورم، صبر کن دست و صورتمو بشورم _بیا دیگه خوبی بابا _مشخصه خیلی عجله داری چی شده زنت محل نداده بهت؟ _نه بابا اون کی حال و حوصله من و داره منم اومدم پیش تو دست و صورتم و شستم و یه لیوان قهوه واسه خودم ریختم نشستم پیش پیمان با اون‌چشماش داشت منو میخورد همونجور که قهوم و میخوردم دستشو گذاشت روی رونم فنجون قهوه رو از دستم گرفتو گذاشت روی میز لباشو گذاشت روی لبام و با حرص میخورد همزمان وحشیانه سینه هامو میمالید همیشه همینطوری حریص بود تاپ و سوتینمو در اورد و خوابوندم روی مبل شلوارشو در اورد و کاندومو از تو جیبش کشید بیرون نیشخند زدم _مجهز اومدی _البته که مجهز میام پاهامو باز کردم ، اومد بین پام کصم که بیشتر اوقات خیس بود با خیسی کسم کیرش راحت تر رفت داخل و عقب جلوش کرد دستمو کشیدم رو بدنش زیر کیر بودن همیشه من و حشری میکنه عادت داشت توی سکس به فحش دادن _کیرم چطوره جنده _هوممم عالیه _اخ خوب جرت میده مگه نه _اه اره خیلی خوب جر میدی کسمو کیرش نسبتا کلفت بود و کسم و حسابی جر میداد یکی از معدود مشتریام که موقع سکس طولانی میکرد و آبمو میاورد کیرش و از کسم کشید بیرون فهمیدم باید داگی شم تو اون حالتم چند دقیقه ای کسمو کرد مشخص بود قبلش چیزی مصرف کرده بود چون آبش دیر تر وقتای دیگه اومد _آخ داره میاد با ضربه محکمی که تو کسم زد آبش اومد و از کسم کشید بیرون امروز بدجوری خستم کرد چند بار آبم اومد همینجور که با دستمال خودشو تمیز میکرد گفت: _مرسی ستاره واقعا حال دادی از تو جیب شلوارش چند تا تراول گذاشت و رفت کاملا مشخص بود سر صبحی عجله داشت تا خودشو خالی کنه و بره و من داشتم به این فکر میکردم که واسه امروز کافیه یا برم پیش راحله…

ادامه دارد…

نوشته: سایه

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.