رفتن به مطلب

chochol

ارسال‌های توصیه شده

     ماساژ × همسر × بیغیرتی × داستان سکسی × داستان بیغیرتی × سکس بیغیرتی × داستان همسر × سکس همسر × داستان ماساژ ×

ممه های سارا

اسم زنم سارا است، 30 سالشه و اونقدر خوشگل و سکسیه که توو خیابون همه نگاها به سمت اونه. موهای خرمایی با بینی قلمی و لب های برجسته و چشم های عسلی که نگاهت ناخودآگاه بهش قفل میشه. یه اندام فیت با ممه های 75 و سربالا با نوک برجسته داره و یه کون قلمبه و نرم و کردنی که موقع راه رفتن بدجوری به لرزش میفته و هر کیری رو شق میکنه. من موقع ازدواج سارا رو با این تیپ پسندیده بودم و بعد از اون هم دوست داشتم همیشه با همین تیپ سکسی ببینمش. به همین خاطر به طرز پوشش و حجابش حساس نبودم اونم که از خدا خواسته هر تیپ و لباسی که مد میشد میپوشید و تو خیابون باهاش خودنمایی میکرد. چند وقتی بود که نه تنها به نگاه مردهای هیز غریبه روی سارا حساس نبودم بلکه ته دلم یه احساس لذت عجیبی داشتم و کیرم تکون میخورد. لذتی که باعث میشد سارا رو بیشتر به این کار تشویق کنم و مخالفتي با رفتارش نداشته باشم.
یه روز سارا با آشفتگی و نگرانی اومد به من گفت که تو سینه چپش یه توده لمس کرده، بعدش که من هم دست زدم توده رو لمس کردم. اولش خیلی اهمیت ندادم و بهش گفتم خیلی حساس نباشه اما وقتی توی اینترنت سرچ کردم دیدم که مسئله مهمیه و ممکنه یه علامت از سرطان باشه. فرداش رفتیم درمانگاه جراحی بیمارستان زنان و نوبت دکتر گرفتیم. من تعجب کردم وقتی دیدم دو تا اتاق برای درمانگاه جراحی هست و همه اول وارد این اتاق میشن و بعد با نوبت وارد اون یکی اتاق میشن. وقتی نوبتمون شد ما هم مثل بقیه وارد اتاق اول شدیم. همین که رفتیم داخل دیدم دوتا میز و سیستم کامپیوتر هست که اون طرف یه خانم دکتر نشسته بود و داشت از یه مریض سوال میکرد. این طرف یه آقای دکتر جوون نشسته بود و انگار منتظر ما بود.
دکتر: سلام، حال شما؟ خوبین؟ بفرمایید بشینید.
من که انتظار داشتم دکتر خانم باشه با تعجب به سارا نگاه کردم، اونم با یه لبخند تعجب آمیز به من نگاه کرد. خلاصه سلام کردیم و سارا نشست روبروی دکتر و منم کنارش.
دکتر از سارا پرسید: اسمتون رو می فرمایید؟
سارا اسمشو گفت و بعد دکتر رفت از سیستم اسمشو پیدا کرد و وارد پرونده ما شد. بعدش شروع کرد به پرسیدن ماجرا و من و سارا براش قضیه رو توضیح دادیم. بعد از چند تا سوال و جواب از سارا در مورد سابقه فامیلی و جزئیات توده و اندازه و قوام و… این اطلاعاتو تایپ و توی سیستم ثبت کرد.
از طرز صحبت و اعتماد بنفسش مشخص بود که آدم با سوادی باشه. بخصوص که پسره خوش تیپ و قیافه بود و همین باعث شد من و سارا تحت تاثیر کاریزماش قرار بگیریم.
تموم که شد گفت: بسیار خب، من این اطلاعاتو ثبت کردم شما لطفا بفرمایید اتاق بغل، اونجا خانم دکتر هستن… شما رو ویزیت میکنن و یه سونوگرافی پستان واستون مینویسن.
من: ببخشید به نظرتون لازم نیست قبلش یه معاینه بشه؟ که بفهمیم چیز خطرناکیه یا نه؟
دکتر: اونجا خودشون معاینه میکنن
ما که متقاعد و توجیه شدیم رفتیم اتاق کناری. اونجا هم دوتا خانم دکتر پشت میز هاشون بودن و جداگانه مریض میدیدن. ما رفتیم پیش اونی که دستش خالی بود. بر خلاف اون پسره، این خانم خیلی بی حوصله و بی اعصاب بود. از سارا فقط اسمشو پرسید و رفت از سیستم خوند که مشکل ما چی بوده و الکی یکی دوتا سوال تکراری پرسید و گفت واستون سونوگرافی مینویسم، نتیجش رو ببرین پیش یه جراح عمومی. همین… و ما که نگران بودیم و ازش چندتا سوال پرسیدیم اولش هی میگفت که تا سونو نکنی هیچی معلوم نمیشه و بعد با لحن بدی گفت: خانم این مشکل شما اصلا ربطی به پزشک زنان نداره و باید از اولش میرفتی پیش یه جراح، من دارم لطف میکنم که شما رو ویزیت میکنم، نمیخوام علاف بشی. ما با حال بد از اون اتاق اومدیم بیرون بدون اینکه جواب ساده ای درمورد مشکل سارا بگیریم. داشتیم به سمت درب خروج میرفتیم که سارا گفت: دیدی چقدر آدم بی شعوری بود، انگار رئیس بیمارستان بود که اونطور سر ما منت میذاشت. یه جواب درست و حسابی به ما نداد.
من: آخه یه دست هم نزد ببینه چی به چیه. اون پسره گفت اینجا معاینه میکنن… کو کجا معاینه کرد؟!
سارا: من که میگم احتمالا اون دکتره آقا معاینه رو هم بهتر از این بلد بود.
من: اون انصافا برخوردش خوب و حرفه ای بود اما احساس کردم آخرش میخواست مارو بپیچونه، هی حواله میداد به اون یکی دکتر.
سارا: میگم میخوای دوباره بریم ازش سوال بپرسیم؟
من: آخه بدون نوبت نمیزارن بریم، میگن دوباره باید پول بدی
سارا: نه بابا صحبت میکنیم، میگیم که همین الان داخل بودیم یه سوال کوچیک میخوایم بپرسیم
من: بخدا شانس نداریم، باشه بریم… نهایتش اینه که داخل راه نمیدن
دوباره رفتیم و با کلی صحبت با منشی و مریض هایی که تو صف بودن، بین مریض رفتیم داخل.
دکتر: عه، سلام… بازم شما؟
سارا: سلام آقای دکتر، ببخشید دوباره مزاحم شدیم
دکتر: نه، خواهش میکنم… چی شده؟ مشکلی پیش اومده؟
من: آقای دکتر رفتیم اتاق بغل واسمون سونوگرافی نوشت ولی نه معاینه کرد و نه یک کلمه جواب سوالامون رو داد!
دکتر: واقعا؟!.. فکر نمیکنم در این حد باشه ها…!
سارا: نه آقای دکتر، واقعا همین جور بود… اصلا درک نمی کرد که ما از این وضع نگرانیم و دنبال جواب سوالامون هستیم تا یکم آروم بشیم.
دکتر: از دست من کاری بر میاد؟
من: آقای دکتر اگه میشد خانمم یه معاینه بشه خوب میشد، حداقل تکلیفمون معلوم بشه، بدونیم وضعیتش چطوره
دکتر: آخه… اونوقت من… یعنی شما میخواین من معاینه بکنم؟
من: بله، میدونم بدون نوبت اومدیم ولی اگه لطف بکنید خیلی ممنون میشم
دکتر: قبلا معاینه سینه انجام دادین؟ چون برای معاینه بیمار باید کاملا همه لباساشو دربیاره… واسه همین اکثر مریضا ترجیح میدن دکتر خانم معاینشون بکنه.
من که حالا آروم شده بودم، با شنیدن این حرف دوباره حس بی غیرتیم بیدار شد و احساس کردم موقعیت مناسبیه واسه حال کردن
من: از نظر من خیلی فرقی نمیکنه، دکتر آقا باشه هم به خاطر مسائل پزشکی اشکال نداره
سارا با شوخی گفت: آره، دکتر به مریضش محرمه
پسره هم که از خداش بود گفت: باشه پس بفرمایید بریم اتاق معاینه.
داخل اونجا یه اتاق دنج بود که فکر کنم اصلا ازش استفاده هم نمیشد، کلی هم پرده داشت و در اتاقم بستیم که از بیرون دید نداشته باشن.
دکتر: خب خانم لطفا لباساتون رو در بیارین و روی اون تخت بشینید
بعدش رفت دستکش دستش کرد و اومد. واقعا حس عجیبی بود که زنم داشت جلوی یه پسر غریبه سوتینش رو باز میکرد. پسره هم هی داشت ممه های درشت سارا رو دید میزد. وقتی سارا نشست روی تخت، پسره رفت نزدیکش و شروع کرد به توضیح دادن. اولش کلی از چپ و راست در حالت های مختلف مثل دست به کمر و بعدش دست ها بالا و پشت سر به ممه های خوشگل زنم با دقت نگاه میکرد. چند بار هم با انگشتش پوست ممه هاشو کشید پایین و نوک ممه هاشو فشار داد، بعد گفت که از نظر ظاهری مشکلی نداره
دکتر: خب خانم حالا دراز بکش روی تخت و دستاتو ببر بالای سرت. توی این مرحله سینه هارو با انگشت لمس میکنیم
پسره با انگشتاش به تدریج از نوک ممه به سمت اطراف داشت همه جا رو فشار میداد و بعد رفت سراغ سمت دیگه.
دکتر: الان میخوام از نظر ترشحات بررسی میکنم
یهو دیدم یه دستش رو دور ممه سارا حلقه کرد و با انگشتای دست دیگرش شروع کرد به دوشیدن پستوناش. قشنگ از اطراف فشار میداد می رسید به نوک ممش و بعد نیپلش رو محکم فشار میداد و میکشید. برای هر طرف چندبار این کار رو کرد ولی هیچی نمیومد.
آخرش دستکش هارو درآورد و گفت: خداروشکر توی معاینه علایم خطرناک وجود نداشت، همون یدونه توده رو منم لمس کردم که خیلی هم سفت نبود و این یه علامت خوبه.
سارا: یعنی چیز مهمی نیست؟
دکتر: معمولا توده بدخیم سفت میشه ولی توده های نرم مثل کیست یا تغییرات فیبری خوش خیم هستن. با معاینه اطلاعات دقیق نمیشه بدست آورد، فقط میشه گفت که اوضاع وخیم نیست. نتیجه سونوگرافی بیشتر کمک میکنه.
من که تازه کیرم شق شده بود نمیخواستم به این زودی تموم بشه و الکی گفتم: آقای دکتر اما من خودم که دست زده بودم یه توده ریز هم سمت راست لمس کردم.
دکتر: مطمئنی؟
من: آره، به همین خاطر خیلی نگران شدیم که نکنه سرطان داره منتشر میشه
دکتر: آخه من چیزی لمس نکردم!
من: میگم میخوای یه بارم معاینه بکن
دکتر: من با دقت معاینه کرده بودم ولی باشه… خانم بازم دراز بکش روی تخت
من که میخواستم یخ پسره آب بشه به سارا یه چشمک زدم و بعدش گفتم: آقای دکتر شرمنده من یکم باهات راحت حرف بزنم
دکتر: آره حتما، راحت باش
من: راستش من دیشب… موقع سکس با سارا وقتی پشتش بودم، داشتم با… خیلی ببخشید با ممه هاش بازی میکردم که این توده رو لمس کردم…
دکتر که حسابی جا خورده بود گفت: آهان،… فهمیدم ولی واسه معاینه شرایط استانداردش اینه که روی تخت دراز بکشه
من: میدونم … ولی به نظرم اگه اینطوری معاینه کنی به احتمال زیاد بتونی توده رو پیداش کنی.
پسره که کم کم فهمیده بود نیت من چیه، رفت دوباره دستکش بپوشه…
من: دکتر ولش کن… دستکش نمیخواد، اتفاقا بدون دستکش دقت لامسه بیشتره
پسره برگشت و رفت پشت سارا وایستاد و دوباره با انگشتاش می خواست معاینه کنه…
من: دکتر اونطوری با انگشت فکر نکنم بشه… موقع سکس رو تصور کن… اون موقع آدم دیگه مراعات نمیکنه
دکتر: یعنی میگی ممه های سارا رو تو مشتم بگیرم؟
من که با این حرف هم جا خوردم و هم بدجور تحریک شدم گفتم: آفرین… حالا گرفتی من چی میگم… خوشم میاد باهوشی
سارا هم خندید و گفت: ای بابا، دکتر دیگه هر چقدر خواست مودبانه بگه نشد… اشکال نداره دکتر راحت باش
پسره از پشت خودشو چسبوند به کون قلمبه سارا و پستون های زنم رو محکم چنگ میزد. ممه های سارا رو میمالید، فشار میداد، می گرفت توی مشتش و میکشید و دوباره از اول… دستاشو دور ممه های زنم حلقه میکرد و با فشار میدوشید و میرسید به نوک ممه هاش و اونارو محکم فشار میداد و میکشید… بعدش به من گفت: ببین خوبه اینجوری ممه های سارا رو معاینه میکنم؟… موقع سکس اینجوری با ممه هاش بازی میکردی؟
من: عالیه داداش، همونیه که میخواستم… قشنگ خودتو جای من تصور کن…
بعد کل پستونای سارا رو توی دستاش میگرفت و نوک ممه هاشو لای انگشتاش قیچی میکرد و می گرفت و به بالا و پایین میکشید. این کارو اونقدر محکم انجام میداد که سارا به آخ و اوخ افتاده بود.
سارا: آخ… دکتر جون خیلی تو نقش رفتی یکم آرومتر…
دکتر: ببخشید سارا دردت اومد؟
من: دکتر آخه من تو خونه معمولا با روغن این کارو میکنم… حیف اینجا روغن نیست… واسه همین سارا یکم اذیت میشه
دکتر: روغن که نیست… امااااا… چیز هست… ژل لوبریکانت هست، از اینا که واسه سونوگرافی میزنن
من: عه، کجاست؟
پسره رفت و ژل رو آورد و بدون اینکه منو به حساب بیاره، کلی ژل ریخت روی سینه و ممه های سارا، پسره بدجور کیرش شق شده بود و از زیر روپوش برجسته شده بود.
بعد دوباره رفت پشت سارا و کیرشو چسبوند بهش و گذاشت لای چاک کونش بالا پایین میکرد و شروع کرد به مالیدن و پخش کردن ژل روی ممه های سارا. اونقدر ژل زده بود که پستون های زنم مثل آینه شده بود و داشت برق میزد. این بار دیگه سارا دردش نمیومد بلکه بخاطر لیز بودن، قلقلکش میومد. پسره هم محکم تر از قبل ممه های سارا رو چنگ میزد و فشار میداد و نیپل هاشو میمالید و محکم میدوشید جوری که نوک ممه هاش سفت و بزرگ و پر خون شده بودن. بعدش به من گفت: الان چطوره؟ ببین راضی هستی چطوری دارم پستونای زنتو معاینه میکنم؟
من: داداش ازت خیلی راضیم… واسه زنم از جون و دل مایه گذاشتی… حتی بهتر از سکسای خودمون
دکتر: سارا جون ممه های خوشگلت دیگه درد نمیکنه؟
سارا: نه دکتر جون، قربون دستات برم، خیلی خوبه
بعد از یه دقیقه مالیدن و فشار دادن ممه های سارا پسره گفت: من اونطوری که خواستی هم معاینه کردم ولی بازم چیزی نداشت
من: باشه دکتر من حرفت رو قبول دارم، شایدم من اشتباه کرده باشم.
پسره گفت: اما چون از ممه های زنت خیلی خوشم اومده میخوام یه کاری کنم هر سه تامون راضی از این اتاق بریم بیرون؟ نظرت چیه؟
من: میخوای چیکار کنی؟
دکتر: میخوام زنتو بیشتر معاینه کنم، اشکالی که نداره؟
من: نه داداش تو فقط اراده کن، اصلا تعارف نکن… فکر کن زن خودته
دکتر: خیلی خب پس حالا که خودت اصرار میکنی زنت تا آخر این جلسه مال منه، سارا دیگه زن منه… هر کاری دلم بخواد باهاش میکنم و تو فقط میتونی نگاه کنی
پسره یه نیشگون از نوک ممه سارا گرفت و گفت: خب سارای خوشگلم زود باش لخت شو… شلوار و شورتتو دربیار
سارا که بدجور شهوتی شده بود بدون مقاومت کاملا لخت شد. پسره هم روپوشش رو درآورد و اول کیرشو از لای زیپ شلوار درآورد، یه کیر کلفت 15 سانتی داشت. روی ممه ها و کون سارا و همینطور به کیرش ژل زد و به من گفت: حالا میخوام واقعا تو حالت سکس ممه های زن خوشگل تو معاینه کنم… پسره شروع کرد کون سارا رو مالیدن و چنگ زدن. بعد کیرشو گذاشت لای چاک کون زنم و فشار داد و خودشو چسبوند به سارا و در حالی که داشت کیرشو لای لپ های کونش بالا پایین میکرد، دوباره ممه های سارا رو چنگ میزد و تو مشتش فشار میداد، پستوناشو محکم تا نوک ممه هاش میدوشید و میکشید.
دکتر: سارا جونم از دکترت راضی هستی؟ ممه هاتو خوب معاینه میکنم؟
سارا: دکتر قربون کیر و خایت بشم، تو فقط ماساژم بده…
بعدش به من گفت: خوشت اومد چطوری زنتو صاحب شدم. ببین زن لختت چطور تو دستامه… دارم ممه هاشو میدوشم و کیرم لای کونشه.
این بار رفت روبروی سارا و شروع کرد به خوردن و مکیدن پستونای زنم. نوک ممه هاشو با لباش محکم میگرفت و مک میزد و میکشید. نیپل هاشو آروم گاز میگرفت و با زبونش لیس میزد.
دکتر: وااای… عجب ممه های خوردنی داری دخترررر… آدم از خوردنشون سیر نمیشه… بعد رفت دستکش پوشید، سارا رو برد روی تخت و لنگاشو باز کرد و با کلی ژل، انگشتاشو همزمان کرد توی کس و کون زنم و شروع کرد به انگشت کردن. با دست دیگش هم داشت حسابی چوچولشو میمالید، با این کار سارا به آه و ناله افتاد که از ترسش نمیتونست بلند آه بکشه. پسره اونقدر حرفه ای بود که در عرض دو دقیقه سارا با یه جیغ ریز کل بدن و پاهاش لرزید و آب کصش با فشار پاشید بیرون. پسره بیخیال نمی شد و دوباره از اول شروع کرد به انگشت کردن کس و کون زنم… اونقدر چوچولش رو مالید تا برای دومین بار سارا ارضا شد و آب کصش پاشید بیرون. تو همون وضعیت پسره دستکش هاشو رو درآورد، روی کیرش ژل زد و رفت روی تخت نشست رو سینه سارا و کیر کلفتشو گذاشت لای ممه هاش و شروع کرد به لا پستونی زدن. بعد از این صحنه دیگه من طاقت نیاوردم و کیرم رو درآوردم و جق زدم. پسره بعد از اینکه ممه های زنم رو حسابی گایید یه نیشگون از نیپل هاش گرفت و رفت سراغ پاهاش.
تازه اونجا بود فهمیدم که این پسره فوت فتیش داره… اول شروع کرد به بو کردن پاها و بعدش حسابی کف پاهای زنم رو لیس زد و با ولع تمام شروع کرد به خوردن انگشتای پاش جوری که بزاقش از دهنش سرازیر شده بود و کل پاهای سارا رو خیس کرده بود. بعدش به ساق پا و ران هاش ژل زد و شروع کرد به ماساژ دادن و خوردن پاهاش. من که دیگه آبم داشت میومد سریع رفتم جلو و آبمو با فشار ریختم رو ممه های سارا.
پسره گفت: ای جان، دیدی چه حالی میده وقتی من دارم زنتو معاینه میکنم. زنت لامصب عجب گوشتیه… آدم ازش سیر نمیشه… من هنوز نگاییدمش ولی کونش خیلی بهم حال داد. خیلی از زنت خوشم اومده… از مک زدن پستوناش تا لیس زدن پاهاش…
بعدش پسره به پاهای سارا ژل زد و پاهاشو گرفت و آورد نزدیک هم و کیرشو گذاشت لای پاهاش و شروع کرد به فوتجاب زدن. بعدش رفت سراغ ساق پاهاش و اینبار کیرشو لای ساق پاهاش گذاشت و تلمبه زد. بی شرف داشت از همه اندام های زنم به نفع خودش استفاده میکرد و نهایت لذت رو میبرد.
پسره یهو به من گفت: یه لحظه بیا پاهای سارا رو نگهدار… من خسته شدم…
من لنگای زنمو دور کیر یه پسر غریبه داشتم فشار میدادم و اون داشت پا های زنمو میگایید… بعد توی همون حالت همزکان کف پاهاشو لیس میزد و انگشتاشو میخورد
گفت: زنت عجب پاهای خوشمزه ای داره… سارا جونم عاشق سرتاپات شدم… زنت به کیرم خیلی حال میده… گاییدنش خیلی بهم مزه کرده…
و تلمبه هاشو محکم تر کرد و آب کیرش رو با فشار پاشید رو ممه های زنم… بعد دوباره ژل زد و واسه بار دوم فوتجاب زد و اینبار کیرشو گذاشت لای ران های توپر سارا و بعد از یه دقیقه آبش اومد و دوباره آبشو ریخت رو سینه های زنم.
بعد اومد سمت من و سارا رو هم با خودش آورد و با کیر نیمه شق ممه های سارا رو جلوی چشمام محکم چنگ زد و تو مشتش فشار داد و گفت: ببین ممه های خوشگل زنت تو دستامه… بعد شروع کرد به محکم دوشیدن پستوناش و کشیدن نیپل هاش و گفت: ببین چجوری دارم پستونای درشت زنتو ژل زدم و دارم می دوشم… با این کار زنت الان داره حسابی تحریک میشه و کس و کونش میخاره… ببین نوک ممه هاش چه سفت و بزرگ شده… جون میده واسه دوشیدن و مک زدن… بعد شروع کرد به خوردن و مک زدن ممه های خوشگل سارا… طعم ممه های زنت رفته زیر دندونم… و آخرش یه نیشگون از نیپلاش گرفت… و گفت: اینم از زنت، انصافا زنت خیلی بهم حال داد، حالا دیگه مال خودت، سریع لباساتونو بپوشین برین… ولی آخرش هر سه تامون راضی از این اتاق رفتیم… درمورد توده هم ایشالا که جواب سونوگرافی خوب باشه.
پسره رفت بیرون و من به سارا کمک کردم تا خودشو با دستمال پاک کنه و لباساشو بپوشه، موقع رفتن از منشی تشکر کردم و ازش پرسیدم: ببخشید اینجا دکتر آقا هم دارین؟
-نه، اینجا همه دکترا خانم هستن
+آخه الان توی درمانگاه یه آقای دکتر با ما صحبت کرد
-آها اونا دانشجو هستن، از مریضا شرح حال میگیرن، درمانگاه دولتی اینجوریه دیگه
+آهاااان… مرسی
و تازه فهمیدم که اون پسره دانشجو چطور از بی غیرتی من به نفع خودش استفاده کرد و زنم رو دستمالی کرد. درسته که اون پسره تا حد زیادی مقاومت کرده بود اما اصرار های من و اندام سکسی سارا باعث شد تا نتونه طاقت بیاره…

نوشته: من بی غیرت

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.