رفتن به مطلب

gayboys

ارسال‌های توصیه شده

راننده صفرمو زد .

زمستون سردی بود و اون زمان آدم سرمایی بودم و لباس زیاد میپوشیدم، یادمه آخرای بهمن ماه بود که به خاطر امتحانام باید برمیگشتم شهرمون و خانوادم تا عید شهرستان بودن، فکر می‌کنم چهارشنبه غروب بود که وسایلمو جمع کردم که راه بیوفتم و برگردم شهرمون، وقتی رسیدم ترمینال بلیط اتوبوس گیرم نیومد و دلم نمیخواست برگردم خونه فامیلمون، همینطور که کنار ترمینال ایستاده بودم و حیرون مونده بودم که چجوری برگردم که به فکرم رسید با ماشین شخصی برگردم با اینکه هزینش بیشتر بود ولی خب مجبور بودم، ساعت حدود هشت شب بود که تونستم ماشین گیر بیارم و چون عجله داشتم و داشت شب میشد منتظر مسافر دیگه ایی نموندم و قرار شد یه مقدار مبلغ بیشتری پرداخت کنم و دربست منو برسونه، فاصله تا شهرمون با ماشین حدود سه ساعت بود و ما حدود هشت راه افتادیم…

    پیشینه ی گرایش جنسی من-
    از وقتی که سنم پایین تر بود حدود 18 سالگیم هم به دخترا حس داشتم و هم به پسرا، بعضی وقتا دوست داشتم با دختر رابطه داشته باشم و بعضی وقتا دوست داشتم نقش یه دختر رو برای پسرا بازی کنم و خودمو در اختیارشون بذارم، این گرایش دو جنس گرایی یا همون بای بودن با من موند و هيچوقت این حسم از بین نرفت با این حال تا 20 سالگی و قبل این داستان فقط با دختر سکس داشتم و حس مفعول بودن یعنی خوابیدن زیر همجنسم برام مثل یه فانتزی دست نیافته باقی مونده بود و همیشه کنجکاو بودم که یه بار تجربش کنم، با مردای زیادی ناشناس حرف زدن و تو خلوتم با خودم ور میرفتمو و سعی می‌کردم سوراخمو آماده سکس کنم ولی هیچوقت نتونستم به کسی اعتماد کنم و خودمو بسپارم به دستش، راستی من امیرم 25 سالمه، بدن معمولی با باسن برجسته و قد بلندی دارم و بخاطر پوست سفیدم توجه مردا رو جلب میکنم.

ادامه ی داستان :
راننده مردی بود 38 ساله با قدی متوسط و بدنی تقریبا لاغر، پوست سبزه ایی داشت و مو های مشکی و پر پشتی که مدل باز کات زده بود، قیافه مرد راننده برام آشنا و دوستانه بود و اوایل راه با هم هم صحبت شدیم و گرم گرفتیم و تقریبا دوست شدیم، صحبت های راننده اغلب در مورد دختر و رابطه و اینکه خیلی وقته تنها بوده و با کسی نبوده بود و من تاییدش میکردم، بحث به به جایی کشید که در مورد سکسش با پسرا هم گفت که من فقط سکوت کردم و تو دلم انگار آتیشی روشن کردن و حالم از اون لحظه خراب شد و حس مفعول بودنم بهم غلبه کرد و احتمال میدادم راننده این رو بفهمه چون کیرم حالت نیمه راست شده بود از زیر اون شلوار کلفت اذیتم می‌کرد و هی مجبور بودم با دست شلوارمو از روی کیرم بکشم بالا،
ساعت 9 حدودا راننده نزدیک رستوران کنار جاده ایی و استاد و برای شام پیاده شدیم، قبل شام برای شستن دست رفتیم دستشویی و من اول رفتم داخل، اصلا حواسم نبود که داخل در دستشویی حفره ایی بود که میشد از از بیرون داخل رو دید، من رو به دیوار کردم و شلوارمو کامل کشیدم پایین و کارمو انجام دادم و متوجه شدم شورتم خیسه خیس شده از پیش ابم، وقتی رو به در کردم راننده رو دیدم که پشت در سریع خودشو زد به کوچه علی چپو رفت بیرون و فهمیدم منو داشته دید میزده از پشت.
خلاصه که شامو خوردیم و راه افتادیم و من خوابم گرفته بود و حشریت داشت پارم می‌کرد، برای اولین بار دلم خواست خود نمایی کنمو و راننده رو حشری کنم، برای همین خودمو زدم به خوابیدن و کونمو کردم به سمت راننده و شلوارم یکم کشده بودم پایین که چاک کونم معلوم باشه، بیست دقیقه که گذشت دست راننده رو حس کردم روی کمرم که داشت میمالید چاک کونمو بعد چند دقیقه که مطمئن شد من بیدارمو و عکس العملی ندارم رفت تو جاده فرعی و زد بغل و واستاد و دستشو برد سمت سوراخمو و سوراخمو میمالید و من کیرم که حدود 11 سانت بود داشت زیر شلوار اذیتم می‌کرد، راننده دستشو از شرت در اورد و انگشتشو با کرمی که تو وسایلش داشت چرب کرد و اروم انگشت وسطشو با مالش آروم حدود یک سانت کرد داخل که من یه آخخخ گفتمو سریع انگشتشو در آورد و گفت اجازه میدی پردتو بزنم عروس خانوم؟ من که از شدت حشر تب کرده بودم چیزی نگفتمو و فقط شلوارمو با شورتم دادم پایین و کونمو بیشتر دادم طرفش که انگشت وسطشو از بالا تا پایین چاک کونم کشید و شروع کرد دور سراخمو اروم ماساژ دادن با کرم، بعد یه دقیقه دوباره انگشتشو کرد داخل و من خودمو جمع کردم و تو همین حین پیش ابم ریخت تو شرتمو و من حس کردم تو اون لحظه دیگه مرد نیستم، راننده انگشتش رو در نیوورد و شروع کرد بالا پایین کردن انگشتشو و ذره ذره انگشتشو بیشتر فرو می‌کرد و من ریز و آروم آییی آییی میکردمو نبض کونم میزد و انگار داخل سوراخم کوره روشن شده بود، بعد چند دقیقه انگشت کاملش داخل سوارخم بود و انگشت رو داخل سوراخم می‌چرخوند و پروستاتم رو لمس می‌کرد و من مثل یه دختر شرتم خیسه خیس بود از پیش اب، انگشتش رو درآورد و بهم گفت عروس خانوم ده سانیه بشمر و تحمل کن که زود عادت کنی، من نفهمیدم چرا این حرفو میزنه که یهو دوتا انگشتشو همزمان کرد تو سوراخم و من آههه بلندی کشیدم و راننده گفت هنوز پردتو نزدم باید تحمل کنی، شروع کرد به بالا پایین کردن انگشتاش توی سوراخم که من دیگه به دردش عادت کردمو باز پیش ابم همینطور می‌ریخت توی شرتم، بعد حدود سه دقیقه گفت برگرد سمت من که من با خجالت برگشتم و گفت دوست دارم خودت درش بیاری کیرمو، من با خجالت بدون نگاه به چشماش شلوارشو کشیدم پایین و کیرش رو گرفتم تو دستم و مالیدمش، کیرش حدود 16 سانت بود و کلفتیش معمولی بود، بهم گفت معلومه که تازه کاری و کیر ندیدی که من لبخند زدم بهش، بهم گفت بریم صندلی‌ عقب که افتتاحت کنم عروس خانوم، بخاری ماشینو زیاد کردو رفتیم پشت با هم، شیشه ها بخار کردنو و ما داشتیم از گرما اب می‌شدیم، بعد شلوارو شرت منو اول کامل در اورد و بعد برای خودشو، بهم گفت حالت داوگی بشین و من این کارو کردم، کیرمو از پشت یکم مالید که پیش ابم سرازیر شده بوده، پیش ابمو برداشت و مالید به سوراخم و سوارخم که تقریبا باز بود لیزه لیز شد، راننده کرمو از جلو برداشت و کیرشو شروع کرد به مالیدنو چرب کردن و با اون یکی دستش سوراخ منو انگشت می‌کرد، بهم گفت کمرتو ببر پایین تر و کونتو قمبل تر کن، بهم گفت تا چند دقیقه دیگه قراره تبدیل بشی به جنده ی خودمو و قراره از کصت ارضات کنمو از حال بری که من نبض کونم شروع کرد به تند تند زدن، کیرشو گذاشت دم سوراخمو یه سانت کرد تو که یکم اذیت شدم ولی چون باز شده بودم خیلی دردم نیومد، راننده بهم گفت حاضری عروس خانوم تا پردتو بزنم، بهش با سر علامت دادم و روم نمیشد حرف بزنم، کیرشو اروم اروم تا ختنه گاه کرد تو و بعدش تا خایه هاشو تا ته یهو کرد تو کونمو من یه آههههه بلندی کشیدمو و زانو هام شل شد، ولی راننده در نیوورد کیرشو و چند ثانیه نگه داشت داخل و از پشت چسبید بهم و با دستش با دودولم بازی می‌کرد که شروع کرد اروم اروم تلمبه زدن تو سوارخ تنگم که چند دقیقه اولش فقط احساس سوزش و پارگی میکردم ولی بعد چند دقیقه لذت شدیدی جاشو گرفت و درد کمتر شد، همونطور که تلمبه میزد داخلم با حرفای سکسیش منو دیوونه میکرد و من کامل زیر خوابش شده بودمو از کون دادن لذت میبردم و اون حس کنجکاویم بالاخره برطرف شد، بعد چندین دقیقه گفت بچرخ و پشت و رو شو و پاهاتو بده بالا، من خوابیدم به پشت و رو به سقف ماشین شدم و پاهامو دادم بالا و با دستم نگه داشتم، دوباره به کیرش کرم زدو و بی ملاحظه یه راست کرد تو سوراخم و منم مثل جنده ها از باز شدم کوص پسرونم لذت میبردم و حس میکردم که دیگه پسر نیستم و کل لذت جنسیم جمع شده بود داخل سوراخمو و پروستاتم، داشتم تو لذت غرق میشدم که یهو شدت تلمبه هاشو زیاد کردو و سنگین تر میکوبید توی کونم و پیش ابم همینطور سرازیر بود و میومد، بعد سی ثانیه تلمبه های سنگین حس کردم کیرم منقبض شده و پاهام از شدت حشر شروع کرد لرزیدن و پروستاتم به شدت تحریک شده بود و شبیه جنده ها ناله میکردم و اونجا شدید ترین اورگاسمی که داشتمو تجربه کردمو و ابم پاشید روی صورتمو و لباسم و انقدر عضلات سوراخم منقبض شده بود و تنگ شده بود که راننده هم ارضا شد و ابش رو ریخت توی سوراخمو و همونجا آبشو پمپاژ کرد توم و داغی آب کیرشو تو وجودم حس کردم، بعد چند ثانیه که از ارضا شدنم گذشت کیرشو در آورد آبش همینطور از سوراخم سرازیر شدش ریخت رو صندلی، من که بی حال روی صندلی عقب افتاده بودم و اولین تجربه ارگاسم پروستاتمو داشتم انگار تو کما بودم و راننده بهم میگفت که دیگه زن خودمی و حاملت کردم،
بعد که خودمونو جمع و جور کردیم و راه افتادیم یه دست راننده لای پاهام بود و تا آخر مسیر مثل جنده ها میمالید منو، اخرش که پیاده شدم شمارشو داد بهم و پول کرایه رو پس داد، بهم گفت تو شهرمون خونه داره و هر وقت خواستی حاملت کنم زنگ بزن بیا پیشم، من که تا صبح فرداش به یاد کونی شدنم و راننده انگشتم همش تو سوراخم بود و خودمو میمالیدم و با آقای راننده تا برگشت خانوادم به شهر داستانای زیادی داشتم.

دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه و نظراتتون رو برام بنویسید.
این اولین تجربه نوشتنم بود اگه حمایت کنید داستان های بیشتری مینویسم براتون

نوشته: امیر

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • فیلم سکسی کوتاه که سه نفری یه دخترو برداشتن بردن طبعیتی چیزی لختش کردن دارن کص کونش میمالن یکیشون هم فیلم میگیره . تایم: 00:12 - حجم: 2 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم جهت مشاهده تمامی فیلم های سکسی ایرانی روی کلیک بزنید.
    • عکس سکسی یواشکی از حمام کردن میلف گوشتی ایرانی 5/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس لخت زن ایرانی با کص کون گنده 4/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های یواشکی سکسی زن لخت ایرانی 3/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های مخفی از اندام لخت میلف گوشتی 2/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های مخفی ناب داداش بی از اندام سکسی خواهرش 1/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • سن بالا × زندایی × داستان سکسی × سکس سن بالا × داستان سن بالا × داستان زندایی × سکس زندایی × سکس میلف × میلف × سکس با زندایی سن بالا این داستان برمیگرده به پاییز امسال من ۲۹ سالمه و‌ همیشه بین اشنا فامیل مورد قبول بودم داییم شهرا جنوبی کار میکنه و خیلی زود بیا ۲ ماه یکبار هست ۳ تا بچه قد و نیم قد هم داره که بزرگه ۱۸ سالش هست زنداییم هم که اسمش مریم هست ۴۲ سالشه که از همون ۱۸ سالگی به بعد دوست داشتم ترتیبشو بدم ولی نشد هیکل توپی داره سفید سفید سینه ۸۵ به بالا کون گنده کلا خیلی سکسی هست قیافش هم بد نیست و خوبه داستان از اینجا شروع شد که بخاطر درس پسر دومی زیاد میرفتم خونشون پاییز که درس بهش یاد بدم درسش اصلا خوب نیست هروقت میدیمش میگفتم کاش بشه فقط بغلش کرد و سینه هاشو گرفت معمولا هم داخل خونه لباس راحت میپوشید نه لختی ولی کون سینه کامل در دید بود چندین بار گذشت از رفت و اومد در این مدت خودم حس میکردم فهمیده که چشمم بهش هست و پیش خودم میگفتم حتما خوشش میا که صمیمی تر میشه تا بعدازظهری رفتم خونشون که دیدم شال بسته به کمرش گفتم چی شده که گفت مبل بلند کردم و کمرم درد میکنه که بهش گفتم خب پماد بزن و ماساژ بده بهتر میشه گفت زدم ولی تموم شده بالاخره تموم شد و اخر شب اومد تو ذهنم که بهش بگم واست میخرم فردا پیام دادم و احوال پرسی که کمرت بهتره که گفت نه و گفتم فردا واست میگیرم میارم دیگه شروع کرد به تشکر و درد دل که داییت نیست و اذیت میشم منم و به خیلی چیزا نمیرسم و این حرفا صبح ساعت ۸ بیدار شدم ی دوش گرفتم رفتم دو تا پماد واسش گرفتم و بهش زنگ زدم خونه ای بیارم واست گفت اره هستم منم گفتم تا نیم ساعت دیگه میرسم اونم گفت برم دوش بگیرم تا تو میرسی شاید بهتر شدم رسیدم زنگ زدم رفتم بالا که دیدم ی شلوار گشاد پوشیده با تاپ و موهاشو با هوله بسته بود که خشک بشه تنها بود خونه و بچهها رفته بودن مدرسه دیگه تشکر کرد و رفت چایی اورد گفتم این دستور عملا داره باید پماد بزنی و ماساژش بدی و هوله گرم بزاری که تاثیر داشته باشه گفت باشه و تعریف میکردیک که تلفنش زنگ خورد پاشد که جواب بده ی دفعه از پشت چشمم خورد به کونش که شلوار بینش گیر کرده بود ی لحظه حس کردم کیرم راست شد از شهوتش چن دقیقه تلفنش طول کشید و اومد و منم گفتم برم دیگه که گفت مهدی تو که خودت میدونی دستور عملشو واسم پماد نمیزنی ی لحظه دنیا بهم دادن گفتم باشه که بعدش گفت اگه کار داری برو که منم گفتم نه کاری ندارم دوباره نشستم گفت پس بزار این وسایل جمع کنم بیام منم همش با خودم میگفتم چطوری شروع کنم چون نمیخواستم فرصت کردنشو از دست بدم که به خودم گفتم تهش ی دفعه میوفتم روش یا میشه یا نه اومد که گفت شروع کنیم و گفتم زندایی بهتره دراز بکشی که راحت تر انجام بشه بدون حرفی گفت رو مبل خوبه؟ گفتم اره دراز کشید رو‌مبل و لباسشو زدم بالا از چیزی که فکر میکردم سفید تر نبود ولی خوب بود همونم پماد زدم به کمرش که گفت اینجا بالشت نداره بیا بریم داخل اتاق که تخت هست گفتم اگه راحت تری باشه رفتیم داخل اتاق که تابشو بیرون اورد و فقط سوتین ابی بوده گفت میدونم که غریبه نیستی لباسمو دراوردم منم که از خدام بود به پشت دراز کشید منم ایستاده پماد زدم و میمالیدمش از جایی که درد داشت بالاتر رفتم بیشتر میخواستم با این کار بعدش برم سراغ کونش گفتم زندایی پایین تر هم بزنم شاید بهتر نتیجه داد گفت هرچه خودت میدونی کم کم اومدم پایین که رسیدم به شلوار و شرتش دیگه ازش نپرسیدم و ی مقدار کشیدمشون پایین از نصف کمتر کونش معلوم بود وای کونش مثل پنبه نرم بود دیگه فراموش کردم که کمرش کجاس ۳ ۲دقیقه شد که گفت مهدی کمرم بالاتره ی لحظه خواستم بحث بندازم گفتم از بس نرمه یادم رفت که این کمر نیس و خندید گفت حالا که خوشت اومده پس کامل پمادش بزن وای دیگه کیرم داشت میترکید شلوار و شرت تا زیر کونش دادم پایین کل کونش داخل دستام بود ی بار دیگه پماد زدم به کمرش و گفتم خوبه گفت عالیه کارت خودمم از اون نرمه بیشتر خوشم اومده بی زحمت ی بار دیگه ماساژش بده منم با خنده گفتم پس به من نگو یادت رفته گفت پس اگه میخوای راحت باشی بیا رو تخت خودش رفت وسط تخت و منم رفتم رو تخت اما از رو شلوارم مشخص بود شق کردم و فکر کردم متوجه شده و منم فکر میکردم چراغ سبز داده اگه بخوام کاری کنم داشتم ماساژش میدادم که خم شدم پماد بردارم از عمد کیرمو زدم بهش ببینم واکنشش چیه و چیزی نگفت و بعدش گفت زیاد بزن که خوب بشم منم گفت پماد کاری نمیکنه ماساژ مهمه که گفت تو هم خوب بلدی ی دفعه بلند شد و گفت شونه هامو هم ماساژ بده دیگه فشارم بالا رفت گفتم میخوای سوتینو باز کنم که راحت ماساژ بدم گفت باشه بازش کردم و سینشو با دست گرفت داشتم که ماساژش میدادم کم کم رفتم زیر بغلش که برم سمت ممه هاش گفتم اگه چیزی نگفت یعنی بکنم کم کم ممه هاشو گرفتم اصلا حرف نمیزد و فهمیدم راضی هست از پشت بهش نزدیک شدم و محکم گرفتشون و بهش چسبیدم فهمیدم حشرش زده بالا که چیزی نمیگه از پشت به گردنش نزدیک شدم و بوش کردم که گفت اگه میخوای کاری کنی راضیم اینو که گفت گردنشو بوسیدم و سینه هاشو‌ول کردم و دستمو برم سمت کصش و مالیدمش و برگشت سمتم و از لب گرفتم گفتم کاش زودتر میگفتی اونم گفت کاش زودتر کمرم درد میگرفت و گفت فقط سریع که سامان پسرش ساعت ۱ میا از مدرسه منم لخت شدم و افتادم روش و شروع کردم به خوردن لب و سینهاش اونم با دستاش کیرمو میمالوند چند دقیقه که گذشت کیرمو گذاشتم وسط سینه هاش و عقب جلو میکردم وای انگار بالشت پر قو بود که ی دفعه ابم اومد ریختم رو سینه و گردنش دستمال اوردم پاک کردم که گفت صبر کن کاندوم بیارم نمیخوام حاملم کنی که گفتم اره دست به حامله شدنت خوبه کت ۴ تا داری و کاندوم آورد و کشید رو کیرم و دراز کشید گفت ۲۰ روزه که جرنخوردم بدون مقدمه تا ته کردم داخل کصش و اه اوهش بلند شد محکم تلمبه میزدم صداش کل اتاق گرفته بود ۴ ۵ دقیقه گذشت از کنار کصش داشت ابش میومد فهمیدم ارضا شده منم همون لحظه اومد و کشیدم بیرون از کصش و کاندومو برداشت ریختم رو سینش چند دقیقه ازش لب گرفتم و پاشدیم داشت لباس میپوشید از پشت بهش چسبیدم و گفتم بعدی کی باشه گفت فردا خوبه و فردا دوباره زندایی رو مورد گایش قرار دادم از اون روز به بعد هفته ای دو بار میکنمش و یادش رفته شوهر داره. امیدوارم خوشتون اومده باشه نوشته: مهدی
    • شوهر وفادار سمانه - 1 سلام اسمم سمانه و ۲۸ سالمه تو ۲۰ سالگی با علی ازدواج کردم اون ۸ سال از من بزرگتره اوایل سکس های خوبی داشتیم اما کم کم تمایلش کم شد اصلا طرفم نمیومد گاهی انقدر حشری بودم که غرورم رو میشکوندم و آلتش رو موقع خواب در می‌آوردم و ساک میزدم خیلی کوچیک بود و شل درست شبیه خودش .خیلی راست نمی شد اما انقدر ساک میزدم و فانتزی های جنسی که داشتم به ذهن می‌آوردم تا کمی احساس بهتری داشته باشم اما هیچ وقت ارگاسم نشده بودم با کیرش . حتی پیش مشاور رفتم اما اونم گفت طلاق بگیر ازش اما جریان خانواده هامون طوری بود که حرف طلاق هم نمی شد زد .تا اینکه یه شب با هم فیلم دیدیم فیلم پورن هر چند نمیخواستم ببینم اما به اسرار علی و اینکه شاید با دیدن پورن یکم دودول تکون بخوره و بتونه کاری کنه قبول کردم .یه فیلم اروتیک داستانی بود که یه زن و شوهر جوان مشکل ما رو داشتن و داشتن دنبال راه حلی میگشتن که شوهره با اینکه مشکل داشت اما تمام تلاشش رو می‌کرد تا به همسرش کمک کنه حتی به کمک وسایل جانبی مثل خیار زنش رو ارگاسم می‌کرد و زندگیشون روز به روز با کیفیت تر میشد و کم کم به جایی رسیدن که یک مرد غریبه رو وارد زندگیشون کردن و اون مرد اومده بود خونشون تا با زنه سکس کنه جلوی شوهرش موقع دیدن این فیلم تقریبا ارگاسم شدم از بس هیجان انگیز بود و جذاب .مرد غریبه با آلت بزرگش کاری می‌کرد که خانومه تو فیلم چند بار آبش میپاچید و پاهاش میلرزید و گریه میکرد از شدت ارگاسم های شدیدی که می‌گرفت اما همچنان به شوهرش وفادار بود و زندگی عادی داشتن و همو دوست داشتن فقط از اون مرد غریبه به عنوان ابزار جنسی استفاده میکردن که نیاز خانوم رو برطرف کنه .وقتی فیلم به صحنه های جذاب ارگاسم رسید علی بهم میگفت سمانه تو هم آبت میاد اگه ارگاسم بشی؟ بهش به طعنه گفتم آره اگه مادربزرگ ۸۰ ساله منم کنار این مرده بخوابه آبش میاد و دیدم شروع کرد به حرفهای کاکولدی زدن و اینکه غیر مستقیم بهم میگفت که ما هم میتونیم راه این زن و شوهر تو فیلم رو در پیش بگیریم و… از اون شب به بعد دیگه اوضاع عوض شد و من شدم یه آدم عوضی .منی که همیشه چادر داشتم و با حیا و حجاب بودم با شلوار لی تنگ و مانتو باز و لباس سکسی تو خیابونا دنبال مرد رویاهام بودم تو یه جای شلوغ تو بازار بودیم با علی که یه مرد غریبه از پشت سر ما می‌اومد تا اینکه یه جایی وایسادیم که مردم‌نهاد بودن و همه چسبیده به هم و اون مرده هم از پشت خودشو می‌مالند به من و باسنم رو دست میزد یکم حالی به حولی شدم اما نمیشد به چنین مردی اعتماد کرد واسه همین به علی گفتن سریع از اون شلوغی دور شدیم بعدش به علی گفتم که یکی کونم رو دستمالی می‌کرد تو بازار و… علی هم کلی خندید .من دنبال یکی بودم که مخم رو بزنه بعد کم کم وارد رابطه جنسی بشیم اما همه مردها انگار می‌خواستند اولین بار دیدن ببرن تو رخت خواب .تو تلگرام با جابر دوست شدم و پسر خوبی بود اولین باری که دیدمش تو رستوران گفتم این دیگه همونه که میخواستم و تو رویای این بودم که به علی هم قضیه رو بگم و یه روز دعوتش کنم خونه و به فانتزی جنسی مون برسیم اما بعد از اینکه تو چت باهاش راجع به مسائل جنسی و … باهاش صحبت کردم و فهمیدم یه چیزی تو مایه های شوهر خودمه و اصلا خودش مشکل جنسی داره سریع بلاکش کردم فقط تنها فرقش این بود که اون قدبلند و خوش استایل بود … اگه دوست داشتین کامنت بزارین ادامش رو بگم نوشته: سمانه
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.