رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

     زن شوهردار × داستان سکسی × اقوام × داستان زن شوهردار × سکس زن شوهردار × داستان اقوام × سکس اقوام × داستان زنداداش × سکس زنداداش × زنداداش × سکس زن برادر

من و زنداداش خانمم

سلام به همگی .
اسم من رضاست و 35 سالمه، این داستانی که میگم برای 4 ساله پیشه.
من ی زن دارم به اسم مهسا (همه ی اسما مستعار هستن) ی داداش داره به اسم محمد که ی زن داشت به اسم زهرا.
محمد و زهرا همیشه با هم مشکل داشتن مشکلشون بیشتر بخاطر رفیق بازیای محمد و حرف بردن و اوردن زهرا بود ، یعنی محمد رفیق بازی میکرد و جدیدا با رفیقاش درگیر مواد شده بود زهرا هم همه ی این اتفاقا یی که تو خونش می افتاد رو میرفت به دوست و دشمن میگفت نه از روی بد ذاتی از روی نادونی بود ولی این کاراشون باعث اختلافاتشون شده بود.
یه مدتی بود که محمد به خاطر علاقه اش به مواد از سر کار رفتن طفره می رفت و از کارش اخراج شده بود و مادر محمد و خود زهرا به من که تو یه شرکت کار میکردم سپردن که برای محمد صحبت کنم اگر نیروی کار میخوان اینم بیاد مشغول بشه.
بخاطر این مسائل با زهرا یکم ارتباط کلامی بیشتری پیدا کرده بودم تند تند زنگ میزد به من از محمد شکایت میکرد.
اینم بگم که اون موقع محمد خونشون تو یه اپارتمان بالای خونه مادر خودش بود که اجاره کرده بود و زندگی میکرد.
خلاصه منو زهرا تقریبا هر روز باهم صحبت میکردیم از درو دیوار دیگه انقدر باهام صحبت میکرد ی روز که محمد نبود و مادر زنم و زنم رفته بودن برای خرید سمت 15 خرداد، زهرا بهم زنگ زد و گفت بیا اینجا پیشم، منم از خدا خواسته رفته پیشش برام چای اورد یکم صحبت کردیم ( راستی یادم رفت بگم زهرا از من 12 سال کوچیکتر بود) از محمد گفت منم بهش گفتم محمد اشتباه میکنه ولی توام باید سعی کنی گرمش کنی تو مثل عزیزای خودم میمونی فرقی نداری و از این حرفا دیدم چشاش قرمز شده معلوم بود گریه کرده بود بغلش کردم سرشو گذاشتم رو سینم موهاشو ناز کردم قربون صدقش رفتم دلداریش دادم که عیب نداره تو زنی باید اونو بکشی سمت خودت میگفت نه این میره تو گروه های تلگرامی با دخترای دیگه سکس چت میکنه و از این حرفا ، گفتم تو یجوری باش که اون نتونه به کسی فک کنه مردا همشون فکرشون کمر به پایینه زناست تو که خوشگلی خوش اندامی گرمش کن، گفت چجوری گرمش کنم ؟ گفتم راحت بخوام باهات حرف بزنم یعنی موقع سکس خوب بهش سرویس بده مثلا اخرین بار کی سکس کردید کی بود نباید فاصله بندازی هر روز و هر شب بچسب بهش و از این حرفا، که جواب داد گفت همین پریشب.!!!
با این جواب قند تو دلم آب شد که این بدش نمیاد و پایه است فقط باید موقعیتش باشه.( البته از اولین روزی که من ایشون رو دیدم دقیقا متوجه آمار بازیاش شدم) خلاصه اون روز به بهانه های مختلف بغلش کردمو چسبوندمش به دیوار چند تا لب و بوس کوچیک ازش گرفتم و با یه شق درد اساسی از اونجا رفتم ولی هر روز دنبال فرصت بودم چون دیگه دقیقا میدونستم که زهرا هم پایه شیطنت هست و فقط بخاطر موقعیتمون و فامیل بودن و اینکه خونه هامون به هم نزدیک بود و رفت وامدمون خیلی با هم زیاد بود ترس داشت که نکنه شر بشه.
چند ماهی گذشت و پیام بازی های من و زهرا هر روز بیشتر از قبل شده بود تا جایی که من یکی دوبار حتی موقع سکس یا بعد از سکس زنمو به اسم زهرا صدا کردم ( نه بخاطر تصوراتی که تو ذهنم داشتمو دوست داشتم با زهرا سکس کنم بخاطر اینکه دائما داشتم تلفنی با زهرا صحبت میکردمو اسمش هی تو زبونم می چرخید).
خلاصه محمد یه کار تو یه شرکت پیدا کرد و مشغول به کار شد اما شیفت چرخشی داشت و یک هفته شب کار یک هفته روز کار بود (دقیقا مثل خودم) وقتایی هم که شب کار میشد 5 غروب از خونه میزد بیرون تا 7 به محل کارش برسه و 9 صبح هم می رسد خونه. من و زهرا هم هر روز بخاطر این قضیه داشتیم تلفنی و تصویری با هم لاس میزدیم که کی قراره بهم برسیم اونم که میدونست من چقدر دارم بهش فکر میکنم منم که شب کار میشدم بهم تصویری زنگ میزد از قصد با یه تاپ و شرت و کوتاه میشست جلوی دوربین گوشیش تا حسابی اذیتم کنه ، از اونجایی که صورت خوش ارایش و بدن سفیدی داشت و ضمنا اون موقع فقط 19 سالش بود خیلی ام عشوه های قشنگ بلد بود منو خیلی حرصی میکرد که کی بشه اینو بکنم.
گذشت تا اینکه یه موقعیت خوب گیر اومد مادر بزرگ مادری زنم مریض شده بود و زنم و مادرش رفتن پیشش یه چند روزی بمونن تا ازش مراقبت کنن من روز کار بودمو محمد شب کار، با زهرا هماهنگ کردم که الان وقتشه بهم برسیم اولش یکم عشوه خرکی اومد که نه خطرناکه میفهمن و از این حرفا ولی گفت باشه امشب منتظرتم شامم چیزی نخور بیا خودم بهت سرویس میدم.
منم که از خدام بود و منتظر بودم که این شب برسه و اینکه نکنه این فرصت فقط همین یکبار پیش اومده باشه وقتی رفتم پیشش قبل از رفتن یه ترامادول خوردم ، رفتم درو زدم اومد در باز کرد رفتم تو دیدم به به یه شورت لی خوشگل پوشیده با ی تاپ آبی جذب آرایش غلیظ و کلی عطر و ادکلن و رفتم خونشون کلی بغلش کردمو لب و بوس ازش گرفتم سینه هاشو تو دستام گرفتمو فشار دادم دستمو میزاشتم روی کوسشو نازش میکردم کیرم حسابی شق شده بود اما قبل از شام همونجا ی دوش سرپایی گرفتم و کیر و خایه رو حسابی شست و شو دادمو ی اسپری هم زدم که تا هرچقدر کوس و کونش جواب بده بکنم و دیرتر ارضا بشم.
خلاصه از حموم اومدم بیرون یه حوله برام اورد و خودمو خشک کردم چسبیدم بهش هی لب گرفتم ازش هی میخندید میگفت دیوونه تمام رژ امو خوردی من این همه رژ زدم بینیشون نه اینکه بخوریشون اومد خودشو چسبوند بهم محکم بغلش کرده بودم و سینه های خوش فرم و کوچیکش رو روی سینم حس میکردم بعد از کلی ناز و بوس و بغل گفت بریم شام بخوریم که گفتم نه اول یه سکس بکنیم بعدش شام بخوریم. خلاصه رفتیم تو اتاق و به من گفت بشین رو صندلی نشستم جلوم زانو زد و گفت یه جوری برات بخورم که هیچکس نه تا حالا برات خورده باشه نه بتونه بخوره، تا اون موقع حوله هنوز تو تنم بود و کیرو خایمو ندیده بود، وقتی حوله رو زد کنار ی نگاه به کیرم کرد و گفت یه چیزی بگم؟ گفتم بگو عشقم گفت چرا کیر تو با مال محمد فرق داره ؟ مگه همشون یه شکل و یه اندازه نیستن ؟ گفتم معلومه که نه شبیه هم نیستن مگه مال شما زنا با هم یکیه؟ حالا مال من بزرگتره یا مال محمد؟ گفت راستش مال تو دراز تره ولی مال محمد کلفت تره، گفتم خب باشه امشب پس بجای اینکه دردت بخاطر کلفتی باشه بخاطر درازیه .
خلاصه موهاشو از پشت جم کردمو گرفتم تو دستم شروع کرد برام ساک زدن اولش حسابی با زبون لیسش زد کیرمو حسابی نازشو خرید زبون میزد از سرش تا زیر تخمام و سوراخ کونمم لیس میزد(چون معمولا پایین تنم فول شیو هستش فک کنم بخاطر همون چون دید مو نداره اینکارو کرد شایدم محمد دوس داشته زهرا براش این کارو بکنه و از رو عادت این کارو کرد ولی هر چی بود به من خیلی لذت داد) انقد بهم حال داد این حرکتش که همین الان که دارم اینو مینویسم یادش میفتم کیرم راست میشه خلاصه سوراخمو لیس میزدو زبونشو دورش میچرخوند تخمامو میکرد تو دهنشو میک میزد خیلی حال میداد و لی دردم داشت دوباره اومد رو کیرمو اینبار شروع کرد به ساک زدن از سرش کرد تو دهنشو بیشتر و بیشتر میرفت پایین از زیر هم دستاش روی تخمام بودو میخاروندشون یه چند دیقه ای این کارو کرد انقد دیگه محکم و سفت برام ساک زده بود که روی کیرم و زیر کونم که صندلی بود پر از تف شده بود از رو صندلی بلند شدم و اونو نشوندم روی صندلی سینه هاشو گرفتم تو دستمو یکم ازش لب گرفتم یواش شرت لیشو از پاش دراوردم دیدم زیرش یه لامبادا پوشیده همونجوری که ازش لب گرفتم رفتم سمت سینه هاشو شروع کردم به خوردنشون سینه هاش از روی تاپ جذبش خیلی سفت و خوشگل دیده میشدن اما وقتی تاپشو دراوردم دیدم سینه های خیلی نرمی داره یعنی یکمی زیادی شل بود برای یه دختر 19 ساله اما به منی که چند ماه بخاطر این دختر حتی جق زده بودم و بهش فکر میکردم اون لحظه حکم بهترین سینه های دنیا رو داشت ، یه چند دیقه ای سینه هاش رو خوردم و دستم روی کوسش بود و میمالیدمش بعدش منم جلوش زانو زدم و رفتم سراغ کوسش بدون اینکه شرتش رو دربیارم شروع کردم به خوردن کوسش که یهو دیدم چشاش رفت و منو از رو خودش بلند کرد گفتم چی شده گفت خیلی بهم حال میده نمیتونم تحمل کنم تو نمیخواد برام بخوری گفتم مگه میشه نخورم کوس به این خوشگلی رو باید هر روز این کوسو خورد خلاصه به زور رفتم رو کوسش و شروع کردم با ولع تمام کوسش رو خوردن چوچولش خیلی بزرگتر از چیزی بود که تا اون موقع دیده بودم یعنی به نسبت خوده کوسش خیلی بزرگ بود اما از کوسش هرچی بگم کم گفتم خلاصه اوردمش از رو صندلی پایینو به حالت داگی نشوندمش و از پشت کوس و کونش رو حسابی خوردم همینجوری که کوسش رو میخوردم ی تفم رو کونش مینداختمو انگشت تو کونش میکردم( خوشبختانه هم خودش علاقه داشت از پشت سکس کنه هم اینکه محمد به گفته ی زهرا هر دو سه باری که سکس میکردن یکبار حتما از پشت باهاش سکس میکرده) راحت میرفت داخل نه که غار باشه ولی اخ و اوخای الکی نداشت و کاملا در اختیار بود.از اونجایی هم که خودش میدونست من خیلی دوست دارم از پشت سکس کنم باهاش یکی دو روز آخر رو تا تونسته بود کمتر غذا خورده بود تا کمتر نیاز به دستشویی رفتن داشته باشه. خلاصه یه بالش اورد و گفت دراز بکشم دراز کشیدمو با هم دیگه 69 شدیم و دوباره شروع کرد برام یه ساک پر تف خوشگل زد 5 دقیقه ای همین کارو کردیم به حالت های مختلف که کیر من کاملا اماده بودو کوس اونم کاملا خیس نذاشت بلند بشم و خودش اومد نشست روی کیرم یه لب بهم داد و در گوشم بهم گفت ببین عشقم این کوس از امشب تا هر وقت تو بخواهی مال توئه میتونی الان جرش بدی و فقط یک بار ازش استفاده کنی میتونی باهاش خوب تا کنی تا همیشه برات بمونه و ازش لذت ببری، گفتم من یجوری باهات سکس میکنم که خودت بگی هر روز میخوامت .
خلاصه کیرمو گذاشت روی کوسش و کرد کوسش من با توجه به سن کمش انتظار ی کوس تنگو داشتم ازش ولی وقتی کردم تو مشخص بود کوسش خیلی گشاده حقیقتا یه خورده زیادی تو ذوقم خورد (ولی با توجه به این این سکس بین دو تا فامیل متاهل داشت انجام میشد و من از زنم و اون از شوهرش میترسید بهمون خیلی چسبید) من دراز کشیده بودمو اون روی من نشسته بودو داشت بالا پایین میکرد یواش یواش میرفت بالا و میومد پایین من پاهامو جم کرده بودم به سمت شکمم که خودمم بیشتر بتونم تلمبه بزنم و بیشتر فشار بدم دستاشو گذاشته بود روی سینه ام و لباش روی لبام بود میزدم در کونش و با انگشت سوراخ کونشو بازی میدادم تف مزدم سر سوراخ کونشو هی انگشت میکردم اونم هی تندتر و تندتر بالا پایین میکرد سینه هاشو میخوردمو محکمتر میکردم تو کوسش صداش پر از اه و ناله های لذت بود و هی میگفت محمد بیا ببین زنتو دارن تو خونه ی خودت میکنن بیا ببین، هی تو گوشم میگفت تا میتونی محکمتر بزن اصلا به ناله هام نگاه نکن من همش دارم لذت میبرم .اینو که گفت دستامو گذاشتم روی پهلوهاشو سینه هاشو گاز گرفتمو با تمام قدرت و سرعت تا جایی که نفسم اجازه میداد تند و محکم کردم تو کوسش، ی چند دیقه ای به همین حالت گذشت و از روی خودم بلندش کردم و ی لب کوچیک ازش گرفتمو کیرمو دوباره دادم بهش ی ساک خوشگل زد هی صورتشو نگاه میکردم و چندتا چک اروم میزدم تو گوشش اون ساک میزد و من چشام میرفت با این که ی ادم متاهل بودم ولی یجوزی این دختر برام ساک میزد که انگار اولین بارمه یکی داره برام میخوره بعد از دو سه دیقه ساک زدن بلندش کردمو قمبلش کردم کیرمو از پشت کردم تو کوسش و انگشت شصتمو با یه تف ابدار فرو کردم تو کونش خیلی خوشش اومده بود میگفت بکن عشقم بکن جرم بده با ی دستم دوتا دستاشو از پشت گرفته بودم و کیرم تو کوسش بود با ی دستمم داشتم سوراخ کونشو انگشت میکردم من هی تند تر تلمبه میزدم اونم میگفت جووووون تخمات میخوره به کوسم خیلی حال میده بکن همینجوری بکن اصلا واینسا تا میتونی بزن ، منم هی همینجوری داشتم تلمبه میزدم درسته که هم ترامادول خورده بودم هم اسپری تاخیری زده بودم تا بیشترین تایمی که میتونم از این کوس و کون لذت ببرم اما خب بعد از دو سه دیقه تند تند تلمبه زدن خسته میشدم و سرعتشو کم میکردم یعنی واقعا تخمام درد میگرفت و نمیتونستم با همون سرعت ادامه بدم اما تا جایی که میشد این کارو میکردم چون هم اون میخواست هم خودم داشتم از این که اونم لذت میبره لذت میبردم خلاصه دوباره بلندش کردمو حالتمونو عوض کردیم اینبار اومد روی صندلی نشست کونو داد عقب گفت اینجوری بکن تو کوسم منم همونجوری کردم تو کوسش حالا نکن کی بکن هرچی زور داشتم زدم و کردم دستاشو اورده بود پشت سرشو روی کونش گذاشته بودو لپای کونشو باز کرده بودو میگفت بکن توووش عشقم بکن تووووش کوسش پر از اب شده بودو روی صندلی پر از اب کوس بود پیشونی من پر از عرق شده بود بدنم گر گرفته بود ولی این زهرا خانم حشری بیخیال نمیشد( شایدم با این کارش فقط میخواست به من بگه من خیلی حشری هستم و به من بیشتر حال بده) خلاصه چند دقیقه ای هم به این حالت اروم و محکم با دشمنی و دوستی با خشونت و عطوفت هر جوری که میشد کردمش دیگه واقعا خسته شده بودم و نیاز بود ی استراحت بکنم اوردمش روی زمین دراز کشید ی بالش گذاشتم زیر شکمش و گفتم لپای کونتو باز کن اون باز کرد و من کیرمو گذاشتم روی کوسش خودمو یکم عقب تر کشیدم و روی پنجه هام دراز کش رفتم روی زهرا این مدلی سکس کردن تو کمتر از 3 دیقه اب منو میاره دستامو گذاشتم روی زمین فرغونی شدم و با تمام وجودم و سرعت و قدرت کیرمو میکردم تو کوسش چندتا که زدم دیدم داره میگه اووووووخ کوسم ترکید یواش تر بزن ولی من واقعا خسته شده بودمو میخواستم ابمو بیارم و هی محکمتر میزدم اونم زیرم هی داشت اخ و اوف میکرد که جر خوردم یواشتر بزن چند دیقه همینجوری زدم که دیدم ابم دارم میاد و بهش گفتم زهرا عشقم ابم داره میاد کجا بریزم کوست کونت یا دهنت ؟ اونم گفت ادم از زنش نمیپرسه که کجا بریزم هرجا دوس داری بریزعشقم. منم گفتم پس میریزم تو کوست گفت بریز عزیزم قرص میخورم نگران نباش منم تو همون حالت با تمام قدرت ادامه دادمو بعد از چند دیقه تلمبه زدن ابم اومدو همشو ریختم تو کوسش ی چند ثانیه ای روش لش شدم و نای تکون خوردم نداشتم و خودش منو از روش بلند کردو اومد روی کیرم یه ساک خوشگل زد برام و کلی عشوه اومد و بهم گفت من انقد گشنم بود غذا رو یادم رفتو بجاش کیرتو خوردم و سیر شدم عسلم بعدشم یکم باهم لاس زدیم و رفتیم برای شام.
بعد از شامم یک سکس اساسی از کوسو کونش باهاش کردم اگه استقبال شد از این داستان ادامه اش رو مینویسم براتون.

نوشته: رضا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.