رفتن به مطلب

داستان سکس عاشقانه


mame85

ارسال‌های توصیه شده


مثل یه ملکه با احترام گاییده شد

با سلام محمدم و این دومین سکسمه که برام اتفاق افتاد
23 سالمه و نمیخوام مثل بقیه بگم هیکلی هم خوشگلم نه بابا
بدن معمولی دارم قدمم 180 عه یه ذره هم بورم این داستان برام هفته پیش اتفاق افتاد و تا الان هنوز با یاد اون روز راست میکنم

من تو جایی که کار میکنم با صاحب کارم رفیقم یعنی آشنایی خانوادگی داریم صاحب کارم با یه دختر چند ماهی بود اوکی بود و دیگه تریپ ازدواج بود من ندیده بودمش و قسمت نمیشد اسمش ازیتا بود یه روز اومد دفتر و من تا چشم خورد بهش اصن دیوانه شدم دختر معمولی بود یه هیکل لاغر یه باسن معمولی یه ممه های زیاد درشت نه ولیییی یه صورتی داشت یه صورتیی داشت که وقتی میدیدش دوست داشتی فقط این نگات کنه محو چشماش بشی اون 28 سالش بود اومد که نهار بیاره براش هیچی ما اینو دیدیم و کیرمون راست شد ولی اصلا تو فکر کردنش نبودم گفتم چی میشد از اینا گیر ما بیاد
خلاصه گذشت و این رفت و آمد زیاد شد دفتر چون کارا زیاد شده بود میومد کمک دیگه با هم صمیمی تر شدیم و راحت تر بودیم و و چون من سنم کم بود اونم تو این فازا نبود و منو به اسم کوچیک صدا میزدو صاحب کارمم آشنامون بود اعتماد داشت و من هر روز اینو میدیم حالم بد میشد که این خوشگلی چطوری گیر این افتاده

یه روز که دیگه همه رفتن منو صابکارمو این بودیم نشستیم مشروب خوردن اونم پایه بود خوردیم خوردیم صابکارم رفت دسشویی منم گفتم الان موقعشه الکی مثلا کلم داغه نمیفهمم رفتم یه بوسش کردم گفتم لعنتی تو خیلی خوشگلی کوفتش بشه تو به این خوشگلی شکار کرده یه دست به ممش کشیدم همون لحظه کیرم راست شد کیرم حالا گنده گوزی نکنیم کیرم یه ذره بزرگه ولی دراز نیست گوشتیه خلاصه این بهش برخورد گفت پسره هیز اشغال بلند شد رفت اونور تا صابکارم از دسشویی بیاد از فرداش دیگه سرسنگین شد گفتم هیچی الان جنگ میشه میره به صابکارم میگه و اونم دعوا و اشناییت خراب میشه چند روزی سرسنگین بود منم مثلا چیزی یادم نمیاد خودمو زده بودم به اون راه یه روز اینو صابکارم نبودن من داشتم سوپر میدیدم یهو اینا اومدن منم با همون کیره نیمه راستم رفتم درو باز کردم این برجستگی شلوارمو دید ولی باز به روم نیاورد تا اینکه با صابکارم مشکل خوردیم رفت سفر کاری به ازیتا گفت تو بمون بعد ازیتا همیشه تریپ اداری میزد با یه کفش نیمه پاشنه بلند خلاصه روز اول هیچی روز دوم گفت که همه رفتن ساعت 5 بود گفت محمد بیا یه دقیقه این اتاق ببینم کامپیوتر چش شده رفتم بالا سرش اون رو صندلی نشسته بود نمیدونم شلوارش جمع شده بود یا از قصد بود کصش قشنگ برجستگیش مشخص بود و بوی عطری که زده بود ناخوداگاه کیرمو راست کرد کارو انجام دادمو گفت ببینم تو همیشه برا همه انقدر راست میکنی گفتم نه اصلن دست خودم نیست گفت مث اون روز که داشتیم مشروب میخوردیم گفتم کدوم روز یادم نمیاد اینا خودمو زدم اون کوچه بعد توضیح داد گفتم اخ ببخشید معذرت میخوام اونم خندید جسارتم بیشتر شد گفتم ولی واقعیته هرکی شمارو داره باید خدارو روزی صد بار شکر کنه یه ذره زبون ریختم و کیرم دیگه داشت میترکید دیدم مقنعشو در اورد گفت چه قد گرمه و گفت بیا این گردنمو یه ماساژ بده خشک شد ماهم رفتیم یه ذره ماساژ دادم گفت بیا پایین بیا پایین هی رفتم پایین تر تا رسیدم به کونش تازه فهمیدم داره نخ میده گفتم اینطوری نمیشه باید لباست دربیاد و خودش فهمید بلند شد گفت تو دربیار منم لباساشو در اوردم فقط شلوار گذاشتم پاش بمونه لخت پشت به من بود فقط یه سوتین مشکی هم زده بود دیگه منم پیش خودم گفتم نباید فقط به فکر خودت باشی اول باید کاری کنی این دیوونت بشه راستی شرکت ما دوربین نداره

شروع کردم کلیپس موهاشو باز کردن موهاشو باز شد چسبیدم بهش طوری که کیرم قشنگ چسبیده بود به کونش گردنشو لیس میزدم و لاله های گوششم یه گاز میگرفتم از رو سوتین شروع کردم ور رفتن با ممه هاش و هی در گوشش میگفتم تو قشنگی تو تکی آرزوم بود همچین کسی اینم ناله ریز میکرد دیگه سوتینشو باز کردم شروع کردم ور رفتن و خوردن هی میخوردم هی میخوردم دوتا گازم گرفتم که ناله شهوت انگیز میکرد اصلا به فکر کردن نبودم فقط میخواستم باهاش حال کنم یعنی اگه سکسم نمیکردیم مهم نبود
خلاصه شلوارشو در اومدم یه کص ناب که یه ذره مو داشت ولی کم زانو زدم و شروع کردم کصشو لیس زدن یه زره بد مزه بود ولی ارزش داشت دیدم اینطوری اذیت میشم بلندش کردم انداختمش رو میز پاهاشو دور گردنم حلقه زد و من فقط کصشو لیس میزدم و ممه هاشو میمالوندم انقد خوردم که اب کصش اومد و اب کصشم کامل خوردم بعد هی وسطاش میگفتم این کص خوردن داره این کص باید جهانی بشه تو یکی از فرشته های خدایی این حرفا اونم میگفت مال توعه همش بخور مال توعه عزیزم هیچی اب کصش اومد و مزه ماهی میداد و خوردیم بلندشم کردیم زانو زد شلوارمو در اوردم کیرمو دید جا خورد گفت 23 سالته انقد گوشتیه بزرگ تر شی چی میشه گفتم بخور گفت بدم میاد اصلن فقط باهاش بازی میکنم یه زره اصرار کردم کرد تو دهنش دوبار دوتا اوق زد گفتم ولش کن باشه کاندومو که همیشه تو کیفم دارم وصل کردم و گفت من زنم راحت باش شروع کردم با کیرم لبه کصش بازی کردن داغ داغ شده بود و میگفت محمد بکن توش دیگه دیوونم نکن منم کردم توشو شروع کردم تلمبه زدن یه ذره پیش ابم اومد و همینطوری داشتم تلمبه میزدم دیگه خسته شدم رفتم دراز کشیدم رو مبل این اومد رو کیرم سواری منم هی قربون صدقش میرفتم بعد چند دقیقه داگیش کردم رو مبل خواستم بکنم تو کونش گفت نکن تمیز نکردم توشو منم فقط یه زره سوراخش لیس زدمو دوتا چک زدم در کونش شروع کردم داگی کردنش دیگه زود دیدم داره ابم میاد گفتم ابمو میخوری گفت نه گفتم بریزم رو صورتت پس من دوست دارم گفت باشه یه ذره داگی دیگه کردمش دیدم نزدیک اومدن ابمه بلندش کردم کاندومو دراوردم یه ذره کیرمو مالیدم ابمو کامل ریختم رو صورتش که یه ذرش ریخت تو دهنش که تف کرد دیدن چهرش وقتی ارایشش خراب شده و اب من رو صورتشه منو باز حشری تر میکرد رفت صورتشو شست اومد لخت جلوم منم سفت بغلش کردم و گفتم تو خیلی خوب بودی یه ذره با موهاشم بازی کردم و لباس پوشید دوباره داشت ارایش میکرد دید راست کردم گفت بابا یه ذره استراحت بده گفتم تو انقد قشنگی که هرکی ببیننتت راست میکنه بعد بردمش رستوران یه پیتزا خوردیم و گفت همین یه بار بود دلم نمیخواد خیانتکار بشمو اینا ماهم گفتیم باشه تا دوروز پیش گفت دلم باز هوس کرده منتظر خبرم باش

تمام

نوشته: محمد

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.