رفتن به مطلب

داستان سکس گی سربازان شهوتی


kale kiri

ارسال‌های توصیه شده

 سفر × سربازی × گی × داستان سکسی × داستان گی × سکس گی ×

سربازای بُکُن

سلام بروبچ، اول از همه این خاطره گی هست پس کی نیستی نخونش:)
این اتفاق که برام افتاد برای پارساله که ۱۹ سالم بود.
اسمم شهابه قد وزنی تپل و قد متوسط. به ظاهرم میرسم و همیشه صورتم بدنم اصلاح شده. من بخاطر اینکه با گواهی موقت درس میخونم همیشه فانتزی سکس تو سربازی رو داشتم. تجربه گی هم یکی دو بار داشتم که کونم گذاشتن و مزش رفت زیر دهنم. محل ما بخاطر نزدیک بودن به نظام وظیفه و پادگان خیلی سرباز داره ، یکی دو بار از خیابون رد شدنی دیدمشون و واقعا دلم خواست تجربه کنم سکس با سرباز رو. یه روز کونی بازیم گل کرد به مامان بابام گفتم می‌خوام برم کلید باغُ از عمو بگیرم با چنتا دوستام بریم یه هوای عوض کنیم اونام مشکلی کلا ندارن با موضوع تفریحات من و کارای من. رفتم دوش گرفتم وسایل آماده کردم به امید اینکه برم یه مخ زنی کنم. راه افتادم طبق عادت تو مسیری که سربازا سر جاده میاستن رفتم . چشمم یه دوتا سرباز با وسایل لوازم گرفت‌ . رفتم جلوشون نگه داشتم که مسیرتون کجاس جفتشون میخواستن برن پایانه که برن شهرشون مرخصی داشتن. منم سوارشون کردم. تو راه باهم حرف زدیم آشنا شدیم . اسم یکی شون محمد ۲۴ ساله اهل اردبیل بود دانشگاه شو تموم کرده بود کامپیوتر خونده بود، یکی دیگشون بایرام بود که اصالتا کلیبری بود ولی تبریز زندگی میکردن. از خودشون گفتن برام تا من رفتم سر اصل مطلب. که گفتم دوست دختر دارید یا نه ک اونام گفتن شهرستان داریم اینا گفتم نه تهران چی که گفتن نه سربازیم این حرفا گفتم پس چطوری خودتونو خالی میکنید خندیدن گفتن چیزی که زیاده کون! یه ذره جا خوردم، خودمو زدم ب نفهمی که کون چی گفت تو پادگان یه کونی هست به سربازا سرویس میده ولی چند وقته که منتقلش کردن جای دیگه چون داستانش تو کل پادگان پر شد… منم زدم تو هدف گفتم پس تو کفین! که بایرام گفت آاااااخ ! بدجوووور! تو حرف زدن گفتم نظرتون درباره من چیه؟ گفتن یعنی چی نظرمون چیه، گفتم پایه این بریم باغ ما کونم بزارید! تازه دوزاریشون افتاد که آره ، پایه ایم ، گفتم سفرتون چی که گفتن بلیط نگرفته بودیم گفتم حله پس تا فردا مهمون من . اونام یه جااااان گفتن یکی از پشت شونه هامو ماساژ میداد ، محمدم جلو نشسته بود هی پاهامو نوازش میکرد.
رسیدیم باغ مون اطراف کرج، رفتم در باز کردم وسایل خوراکی با خودم بردم تو خونه. بهشون گفتم برید یه دوش بگیرید امشب شب شماست. یه نیم ساعت اینا گذشت که حموم رفتن شون تموم شد بساط قلیون مشروب آماده کردم با مزه ها. نشستیم دور هم محمد ، بایرام حوله پیچ نشسته بودن منم رفتم لباسامو در اوردم با شورت لامبادا قرمز اومدم نشستم. جفتشون تو کف بودن جوری که کیراشون زیر حوله راست شده بود. یه جااااانی گفتن نشستیم دور مشروب. کلا آدم بی ظرفیتیم تو مشروب خوردن الکل خوردن. ولی اونا خیلی اهلش بودن. بعد دوتا پیک خوردن بدنم داغ شده بود، تو حال خودم نبودم. ولی اونا اوکی بودن. محمد شروع کرد چنگ زدن به ممه هام. منو انداخت بین خودشو بایرام شروع کرد سینمو خوردن.تو بغل بایرام غش ضعف داشتم میکردم. محمد کار بلد بود. تو سربازی استادی شده بودن برای خودشون.بعد بدنمو لیس میزد ، کیرمو ماساژ میداد. من تو آسمون بودم. که بایرام اومد جای محمد. شروع کرد خوردن لبمو گردنم. هی سینمو چنگ میزد نوک ممو با ناخوناش فشار میداد. بایرام با انگشتاش داشت سوراخمو باز میکرد. بعد ده دقیقه انگشت کردنمو چنگ زدن بدنم منو داگ استایلی برگردوندن. محمد کیرشو کرد تو دهنم . سرمو گرفته بود جلو عقب میکرد. بایرام داشت با انگشتاش سوراخمو باز میکرد یه دفعه دو تا انگشت، یه دفعه سه تا انگشت. کیر محمد تا ته حلقم می‌رفت. ولی هیچی جز عشق شهوت حالیم نبود. رگای کیرش تو دهنم مثل نقل نبات تکون میخورد. حالا نوبت بایرام بود. جفتشون خوش سایز بودن. ولی کیر محمد ب دلم بیشتر نشسته بود. محمد انگشتم میکرد لذتش بیشتر بود. به ترکی که انگشتم میکرد یه چیزی ب بایرام گفت که بایرام جوابشو فارسی داد گفت آره بابا طرف افتتاح شدس بازه. کیرتو بنداز بره تو . کیر بایرام تو دهنم بود که محمد آروم آروم کیرشو فرو کرد تو سوراخ کونم. درد داشتم… ولی دردش برام تو حالت مستی قابل تحمل بود… اینکه محمدم اولین نفر شروع کرد کردنم این حس شهوت درد قابل تحمل کرد برام… شروع کرد کردنم، تا ته میکرد تو سوراخم منم فقط آه ناله میکردم کیر بایرام با ولع میخوردم. تو ساک زدن بودم که بایرام کیرشو کشید بیرون یه پیک دیگه برام الکل ریختن ریخت تو دهنم. چشمام بسته بود. ندیدم چکار کرد. با زحمت قورتش دادم فرصت نداد اصلا کیرشو کرد تو دهنم. سرگیجه داشتم. دیگه شل افتاده بودم. محمد منو برگردوند. پاهامو داد بالا خیمه افتاد روم. فقط یادمه بدن داغ محمد با بدن جذابش داشت منو دیوونه میکرد. جفتمون خیس خیس شده بودیم. زبون مینداخت تو دهنم با لبام بازی میکرد لبامو بوس میکرد. کلا سکس با محمد یه چیز دیگه بود. محمد کم کم آبش میومد که گفت کجا بریزم منم گفتم بریز رو سینم . محمد کیرشو دراورد با شدت آبش پاشید رو سینم صورتم… بایرام اومد جای محمد یه راند یه ربع ای هم اون منو کرد که نپرسید آبشو با قدرت فشار خالی کرد تو کونم افتاد روم . یه پنج دقیقه بغلم افتاد بود. کیرش تو کونم شل شده بود درش آورد . بعدش پیتزا هایی که گرفته بودم رو داغ کردن بچه ها نشستن شام خوردن. منم یکی دوتا اسلایس خوردم تو همون وضعیت لخت خوابم برد. صبح با صدای بایرام بیدار شدم که گفت یه آبی به سر صورتت بزن دمت گرم حال دادی اومدی ولایت ما حتما جبران می‌کنیم برات این حرفا. یه چیزی خوردیم منم اونارو رسوندم پایانه که برن. شمارشون هم گرفتم که دوباره اومدن تهران که دوباره دور هم جمع بشیم. البته بعد این ماجرا دوباره سکس داشتیم ولی این تجربه اول برام جذاب تر بود. و سکس محمد هیچوقت فراموشم نمیشه. هرجا که هست کیرش شق باشه کمرش پر آب. امیدوارم شما هم به فانتزی ذهنیتون و سکس ایده آلتون برسید 💋💋

نوشته: شهاب

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.