رفتن به مطلب

mame85

ارسال‌های توصیه شده

     سفر × مرد متاهل × داستان سکسی × داستان مرد متاهل × سکس مرد متاهل ×

نیلوفر در سفر

سلام من نیلوفرم یه دختر ورزشکار و فوق سکسی با چهره ای جذاب این خاطره ای که میخواد بگم کاملا واقعیه وتو یه روز گرم تابستون برام اتفاق افتاد ما کرج زندگی میکنیم و اوایل شهریور بود رفتیم سمت جنوب مسافرت خونه ی اقوام ،من یه مقدار خرید داشتم تنهایی رفتم بازار و خلاصه خریده ام زیاد بود وایسادم کنار خیابون منتظر ماشین ،چندتایی ترمز کردن خوشم از قیافه شون نیومد رد کردم تا اینکه یه اقای موجه وایساد و پرسید کجا میرین منم دیدم آدم مثبتیه و اتفاقی نمیفته سوار شدم و شروع کرد به صحبت کردن که کجا میشینید و اینا…وقتی گفتم مسافرم اهل اینجا نیستم کلی ذوق کرد و گفت میشه باهاتون راحت صحبت کنم گفتم بفرمایید
گفت که یکماهه زن و بچم رفتن شهرستان خونه ی پدرش و من تنهام و بشدت نیاز به سکس دارم شما خیلی زیبایین و این حرفها ،اجازه بدین یبار باهم باشیم ونه شما منو میبینید نه من شما رو هیچ اتفاق بدی هم نمیفته منم ترسیدم اگه بد برخورد کنم حرکت دیگه ای کنه سعی کردم با حرف قانعش کنم که من اهل این کارها نیستم و اصلا حرفشم نزن و…
دیدم شروع کرد به التماس کردن و خواهش تمنا که فقط نیم ساعت بیا بریم خونه ی من راضیت میکنم اگه دوس نداشتی قسم میخورم هیچ کاری نکنم و‌برت گردونم واقعیتش رو بگم هیچ وقت از اینکارا نکرده بودم چون متاهل بودم و خوشم نمیومد خیانت کنم ولی همیشه یه گوشه ی دهنم فانتزی همچین چیزی رو‌داشتم پسره هم قد بلند خوش قیافه و خیلی موجه بود و یه جورایی وسوسه م کرد که به فانتزی چند سالم برسم
زمان زیادی نداشتیم اون همش اصرار میکرد و‌من انکار که نمیام و نمیخام که نفهمیدم چجوری رسیدیم در خونش ریموت رو زد و‌رفتیم تو گفتم من پایین نمیام افتاد به دست و‌پام و بوسیدنش و خواهش و التماس که من نرم شدم و‌رفتیم تو خونه ،خونه ی شیک و مرتبی داشت یه لیوان شربت برام اورد خوردم بعد خیلی حرفه ای شروع کرد به نوازش کردن و بوسیدن دیگه تسلیم احساسم شدم ودراز کشیدم وقتی لخت شد از اندازه ی کیرش شوکه شدم اونقد کلفت و‌دراز بود که تو‌دلم قند اب شد و میخاستم که سریع حسش کنم تو‌وجودم واونم وقتی لباس منو درورد اونقدر تعریف کرد از زیبایی اندامم که انگار دنیا رو بهش داده گفت تو‌ورزشکاری مگه گفتم اره چندین ساله بدنسازم وچقدر لذت برد چند دیقه فقط موند اندامم رو‌نگاه کرد و گفت مگه میشه کمر به این باریکی باسن به این خوش فرمی مگه عمل پیکرتراشی کردی گفتم نه همش طبیعیه گفت خدا منو خیلی دوس داشته که تو رو امروز سر راهم قرار داده سینه هامو جوری خورد که بدنم شل شد خلاصه اومد روی کار و بقدری سکسش قشنگ بود که انگار هر دومون تو هوا بودیم نمیدونم تاخیری چیزی خورده بود یا نه که حدود نیم ساعت طول کشید وشد یه سکس لذت بخش برای دو تامون،بعدش کلی ازم تشکر کرد و شماره شو‌داد گفت اگه باز اومدی این شهر و‌دلت خاست بهم زنگ بزن نوکرتم هستم همه جوره ،و من که هیچ وقت بهش زنگ نزدم و شمارشو همونجا انداختم دور که مبادا وسوسه بشم باز ،ولی شدیدا دلم میخاد بازم باهاس سکس کنم

نوشته: نیلوفر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.