رفتن به مطلب

داستان سکسی مادر 52 ساله بهترین دوستم


mame85

ارسال‌های توصیه شده


ناهید ، مادر بهترین دوستم 1

سال ۹۴ بود و فرشید تازه اومده بود تو بخش تحریریه
من اون موقع ها تازه از همسرم جدا شده بودم و حقیقتاً دیگه میلی به زن و دختر جوان نداشتم
هر موقع زن یا دختر جوونی میدیدم سریع مهریه و اجرا گذاشتن مهریه و دادگاه و زندان پیش چشمم نمایان میشد
اما نمیدونستم چرا زن میانسال رو اینجوری نمی دیدم
البته یه جنده بود که هر وقت میخواستم میومد و میکردمش ، لیلا ۳۵ سالش بود و مطلقه ، به خانوادش گفته بود تو یه شرکت کار میکنه اما در واقعیت جنده بود و مبلغی می گرفت و میومد پیشمون
شاید لیلا تنها زن جوان بود که توی زندگیم بود...
خب زیاد از خاطره دور نشیم
اون موقع ها من تو یکی از خبرگزاریهای رسمی دولت کار میکردم و فرشید هم نیروی تازه نفسی بود که به جمعمون اضافه شد
من ، فرشید ، محمد رسولی و خبرنگارمان خانم احتشامی که متاهل بود و نمیشد رویش کاری کرد
ما بیشتر اخبار هنرمندان رو تحت پوشش میدادیم ، کنسرتها ، اکرانهای خصوصی و عمومی و جایی که اکثر هنرمندان حضور داشتند ما هم برای پوشش اخبار میرفتیم
فرشید عادت داشت که مادرش رو با خودش می آورد ، مادرش علاقه مند بود به گرفتن عکس با هنرمندان و بازیگران
البته حضور مادر فرشید به کار ما ضرری نمی زد و ما هم چیزی نمی گفتیم
ناهید ، مادر فرشید یه زن ۵۲ ساله بود و هیکل متوسطی داشت ، فکر کنم سایز پستانهایش ۸۵ بود و کون گرد و قلمبه ای داشت
هر وقت به مراسمی میرفتیم چشمم روی کون و پستانهای ناهید قفل میشد و چشم چرونی میکردم ، خیلی دوست داشتم با ناهید رابطه برقرار میکردم اما دوتا مشکل این وسط بود اول این بود که ناهید متاهل بود و دومین مشکل ، ناهید مادر بهترین دوستم بود
نمیدونستم چیکار کنم ، این وسط لیلا ( کل ماجرا رو به لیلا گفته بودم ) وقتایی که میومد پیشم برام میشد ناهید و به یاد ناهید ، لیلا رو میکردم و میگاییدم
این روال ادامه داشت تا اینکه تو سال ۹۶ بابای فرشید و همسر ناهید فوت کرد ، توی روز تشییع جنازه من تونستم تو خونه ناهید بمونم و سریع خودمو به دراور اتاق خواب ناهید و شوهر مرحومش رسوندم
چندتا کشوی اول لباسهای تو خونگی بود اما کشوهای بعدی پر بود از شورت و کرست های ناهید ، معمولی و فانتزی ، همه شستشو شده و مرتب چیده بود توی کشو
یکی از شورتها و کرستها طرح چرمی و قهوه ای بود و وقتی بوش کردم انگار بوی پستانها و کوص و کون ناهید رو میداد
با یه فکر رفتم تو دستشویی ، اتاق خوابشون مستر بود ، حمام یه قسمت و دستشویی در قسمت بعدی بود
پایین حمام یه لباسشویی دوقلو پاکشوما بود ، درش رو باز کردم
چند تا تیکه لباس کثیف توش بود از جمله یه شورت وکرست توری سبز رنگ
وسط شورت انگار یه حالت ترشح مانند و سفید چسبیده بود
فهمیدم اینا باید برا ناهید باشه
چون ناهید دختر نداشت و فرشید و علیرضا که چند سال پیش تو تصادف کشته شده بود
اون ست رو برداشتم ، هنوز بوی تن ناهید رو میداد
به اتاق برگشتم و کشوی دراور رو مرتب کردم
چشمم به کمد دیواری افتاد
اونم باز کردم ، مانتوها و لباسهای شبش و لباسهای خوابش مرتب شده رو جالباسی بود
از چندتاشون عکس گرفتم و بعد مرتب کردن زدم بیرون
من به واسطه شغلم چندتایی سیم کارت دارم و یکی دوتا سیم ایرانسل که ثبت نامی نشده بودند هم داشتم
با اونها تو تلگرام اکانت دخترونه درست کرده بودم
چند روز بعد در حالیکه شورت ناهید رو بو میکردم تو تلگرام بهش پیام دادم :

    سلام ، خوبی عزیزم ؟
    ناهید دو ساعت بعد جواب داد :
    سلام ، ممنون شما ؟
    عزیزم ، اگر ناراحت نمیشی من لزبینم
    اگر دوست داری که خودمو معرفی کنم ، آیا تمایلی داری ؟
    چند ساعت بعد ناهید جواب داد :
    من لزبین نیستم ، ولی اگر دوست داری میتونیم باهم دوست بشیم
    مگه متاهلی ؟
    بله ولی شوهرم چند وقت پیش فوت کرد
    آخی ، الهی ، جاش برات سبز باشه
    ممنونم
    یواش یواش با ناهید تو چت تلگرام صمیمی شدم
    من عکس دوست دخترهای قدیم رو که تو گوشیم داشتم ، هر از چندگاهی برای ناهید میفرستادم ناهید هم عکسهای پوشیده ولی سربازش رو برام میفرستاد
    تلگرام یه قسمت داره که شما میتونی عکس رو به صورت مخفیانه ارسال کنی و طرف نمیتونه عکس رو ذخیره کنه یا اسکرین شات بگیره و طرف مقابل هم عکسشو مخفیانه بفرسته شما هم نمیتونی ذخیره کنی و یا اسکرین شات بگیری
    ناهید هم عکساشو همینجوری برام میفرستاد
    من یه دوربین کنون داشتم و تنظیم میکردم و از روی گوشی از عکسهای ناهید عکس میگرفتم
    وایییی نمیدونید ناهید چه بروبازوهایی داشت سفید و تپل
    وقتهایی که لیلا میومد عکسها رو به لیلا نشون میدادم و باز هم با یاد ناهید لیلا رو میکردم
    یه دو سه ماهی گذشت که ناهید با تعارفی که من در مورد لز میکردم به لز علاقه پیدا کرده بود ، ولی ناهید تهران بود و من گفته بودم شیراز هستم
    اولین عکسی که ناهید از پستوناش داد رو یادم نمیره
    دوتا پستون گرد و قلنبه با نوک کرم رنگ نشونم داد داشتم بیهوش میشدم ، پستوناش خیلی خوشگل بودند ، یواش یواش ناهید عکسهای بدنش و از کوصش داد
    کوصشم خدایی خیلی عالی بود ، چوچوله هاش زیاد بیرون نزده بود
    منم مدام از کوصش تعریف میکردم ، تا اینکه ناهید دیگه عکسهای لختشو و کامل یعنی با صورت میداد
    یه شب ناهید عکس داد که داره یه خیار سالادی که تو کاندوم کرده کرده تو کوصش
    میگفت امشب پسرم نیست و دارم خودمو خالی میکنم!!!
    منم مدام عکس کیرمو به اسم دوست پسرم براش میفرستادم دیگه من با حرف ناهید رو ارضا میکردم تا اینکه ناهید بهم گفت که همکار پسرش که خود من باشم زیادی بهش چشم میندازم و چشم چرونی رو میکنم
    خب زن به این خوشگلی ، به مردم حق بده که چشمش به دنبالت باشه
    آخه اون همکار پسرمه ، بعدشم اون حداقل ده ، بیست سال ازم کوچیکتره!!!
    خب باشه ، مهم اینه اون کیر داره و تو رو میتونه بکنه!!!
    والا نمیدونم چی بگم
    چند روز دیگه اکران یکی از فیلمها با حضور عوامل و کارگردان بود و فرشید هم گفته بود که با ناهید میاد
    طبق معمول که با ناهید صحبت میکردم راضیش کردم که تو اکران با من صحبت کنه و یه روز که فرشید سرکاره منو بیاره خونه و باهام سکس کنه!!!
    روز اکران حسابی به خودم رسیدم و منتظر رسیدن فرشید و ناهید بودم
    فرشید هم چون مثل من خودش ماشین داشت جداگانه با ناهید میومد
    دل تو دلم نبود ، منتظر بودم ناهید چجوری میخواد سر صحبت رو با من باز کنه
    تا اومدن فرشید و ناهید تو اکران با ناهید حرف میزدم ، ناهید برام عکس لباسی که میپوشید رو برام فرستاد ( چون بهم اعتماد پیدا کرده بود عکسهاشو بدون تایم میداد ) البته بعد دیدن من اونا رو پاک میکرد و من سریع اونا رو ذخیره میکردم
    ناهید رو که دیدم خیلی دلم براش رفت آرایشش و اون مانتو آبی درباری که پوشیده بود خیلی عالی شده بود
    ناهید گفت من دارم حرکت میکنم منم بهش گفتم که همه حرکات رو بهم گزارش بده
    نیم ساعت گذشت و فرشید و ناهید وارد سالن اکران شدند
    ناهید واقعاً مثل ملکه ها شده بود ، زیبا ، باوقار و سکسی
    نمیدونم اون شب ناهید دل چند نفر رو برد
    وقتی فرشید اومد با جفتشون دست دادم اما دست ناهید رو بیشتر گرفتم ، کیرمشَ بدجوری راست شده بود
    فرشید رو فرستادم دنبال نخود سیاه و من یه جورایی همش کنار ناهید بودم و باهاش حرف میزدم
    مراسم که تموم شد فرشید ، ناهید ، من و بچه ها کنار هم ایستادیم تا عکس یادگاری بگیریم
    تو دلم غوغا بود ، دستم میلرزید ، اما تصمیممو گرفتم
    سریع دستمو بردم پشت ناهید و گذاشتم رو کونش و کمی فشار دادم
    ناهید هم بدنش لرزید و من این لرزشو حس میکردم
    با دستم قاچ کونشو میمالیدم و تا لحظه ای که عکس گرفتن تمام نشد برنداشتم
    خدا رو شکر که ناهید اعتراضی نکرد و واکنشی نشون نداد
    بعد عکس از ناهید دور شدم ، یه نگاه بهش انداختم صورتش سرخ شده بود ، سریع رفت به سمت سرویس بانوان
    منم از شدت حشریت واقعاً کمردرد گرفته بودم
    با هزار زحمت وسایلمونو جمع کردیم و من رفتم سمت فرشید برای خداحافظی که ناهید هم اومد ، دستاش هنوز میلرزید ، باهاشون دست دادم و خداحافظی کردم
    فردا حدود ساعت ۱۲ بود که ناهید بهم پیام داد و ماجرا رو برام تعریف کرد
    و حتی اینکه من کونشو مالیده بودم و خانم هم حشریتش گل کرده بود و اون موقع که رفته بود سرویس کوصو مالیده بود و به اصطلاح جق زده بود
    میگفت که دیده کیرم بلند شده بود و میخواست تو همون سالن با من سکس کنه
    عکس کوص و شورتش که خیس و پر ترشح شده بود رو برام فرستاد
    واقعاً اونم پر آب تر از من بود
    منم هی میگفتم دوباره داری عروس میشی و کیر جدید مبارک و.....
    حالا باید نقشه میریختم تا ببینم چجوری ناهید رو راضی کنم تا منو بکشه رو خودش...

ادامه دارد...

نوشته: آقای خبرنگار

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18