رفتن به مطلب

داستان سکس گی در حین سفر


mame85

ارسال‌های توصیه شده

 سفر × گی × سکس گی × داستان سکسی × داستان گی ×

مسافرت گی

سلام به همگی
دوستان عزیز داستانم محتوای گی داره پس لطفا اگه ناراحت میشین نخونیدش
اسمم پارسا ۲۴ سالمه داستانی که میخوام براتون بگم پارسال برای من اتفاق افتاده یعنی فروردین ۱۴۰۱
اول یک مقدمه بگم از خودم من از ۱۳ ۱۴ سالگی شروع کردم جق زدن معمولا وقتی حمام میرفتم و خب کم کم با بدن خودم هم شروع کردم ور رفتن حین جق زدن اول سوراخه کونمو میمالیدم و کمکم انگشتمو داخل کونم میکردم هر موقع حمام میرفتم اینکارو میکردم یا وقتی خونه تنها بودم دیگه کم کم انگشت بهم لذت نمیداد و چیزای بزرگتر داخل خودم میکردم و شده بود برام عادت و خیلی بهم لذت میداد چون وقتی کیرمو میمالیدم چیزی توی کونم بود واقعا لذت داشت که بعدها توی نت سرچ کردم و فهمیدم دلیلش چیه تا ۱۶ سالگی کارم شده بود همین تا اینکه کم کم با یک از دخترای اقواممون دوس شدم و در اصل اولین دوس دخترمو گرفتمو و خب چون خیلی همدیگرو دوست داشتیمو و زود بهم وابسته شدم باهاش سکس کردم و جق زدنم کمتر شد ولی خب بازم گاهی تنها بودم و خیلی داغ میکردم بازم جق میزدم همیشه دوس داشتم رابطه با جنس موافقو با همون گی رو تجربه کنم ولی نه کسی میدا میشد و منم حقیقت تخم نمیکردم سمت کسی برم یا دنبالش بگردم تا دوسالی با اون دختر فامیلون ولی کمکم با یکی دوتا دختر دیگه دوست شدم که دوس دختر اولم فمهمیدو باهام کات کرد دیگه همیشه سکس با دوس دخترام داشتم ولی خودارصایی و فرو کردن چیزی داخل خودمو ترک نکردم کم شد ولی ترک نشد چون واقعا اون لذتم جای خودشو داشت تا اینکه از ۱۹ سالگی نزدیکای خونمون یک باشگاه پیدا کردمو رفتم باشگاه و بدنسازیو شروع کردم حسابی تمرین کردم بدنم کمکم اومد رو فرم البته بماند که همیشه دوس داشتم با یکی از بچه های باشگاه حالا هرکدوم شد یک سکس حسابی بکنم ولی خب هیچوقت موقعیتش جور نشد تا اینکه بعد از ۳ سال خونمون عوض شد و رفتیم یک محل دیگه نزدیک خونمون یک باشگاه خوب پیدا کردمو خب باشگاهو ادامه دادم روزهای اول خودم تنها تمرین میکردم تا اینکه بعد از یکی دو هفته چشمم افتاد به یک پسری تقریبا همسن خودم که اونم تنها تمرین میکرو بدن خیلی رو فرمی داشت و خیلی هم خوشتیپ بود البته منم فیسم و بدنم بد نبود ولی به پای اون نمیرسید یک روز که داشتم تمرین میکردم اومد حین تمرین سمتم سلام کرد و گفت اقا عذر میخام شما تنها تمرین میکنین منم فورا پا شدم باهاش دست دادمو سلام کردم گفتم بله تازه اومدم این باشگاه گفت اتفاقا منم تازه اومد این باشگاه و خب تنهایی تمرین کردن یکم برام سخته اگه دوست دارینو امکانش هست از این به بعد با هم تمرین کنیم خب منم بدم نمیومد هم تو باشگاه تنها تمرین نمیکردم هم یک دوست جدید پیدا میکردم منم گفتم حتما بسیار عالی از همون موقع باهاش دوست شدم اسمش رامین بود تقریبا نزدیکای خونه خودمون ساکن بودو خیلی پسر خوبی بود دیگه با رامین اوکی شدمو همیشه توی باشگاه با هم تمرین میکردیم کمکم دوستیمون بیشتر شد و با هم بیرون میرفتیم دختر بازیو و با هم دوس دختر میگرفتیم دورهمی میرفتیم مهمونی پارتی مشروب میخوردیم با دوس دخترامون میرفتیم بیرون گردش یک جورایی خیلی با هم اوکی بودیم رامین هم خیلی پسر خوب و مودبی بود و خب باعث شد دوستی ما خیلی ادامه دار بشه اخرای دی ماه ۱۴۰۰ بود رامین گفت پارسا اگه نمیخای با خانوادت بری مسافرت موافقی عید با هم بریم سافرت منم از خدا خواسته قبول کردم قرار شد به دوس دخترامون هم بگیم که ۴ تایی بریم که خب اونها قبول کردن و برنامه ریزی کردیم بریم ۴ تایی کیش رامین گفت خونه بگیریم که راحت باشیم چون با دخترا هتل نمیتونستیم بریم من یکی از دوستام توی آژانس هواپیمایی کار میکرد برامون بلیط برای نوروز ۱۴۰۱ گرفتو رامینم داخل شهرک صدف کیش یک واحد دوخوابه برای ۵ روز گرفت و همه چی ردیف شد تا اینکه تقریبا ۱۵ اسفند بود دوس دختر رامین یکی از اقواموش فوت کرد و خب دیگه نمیتونست باهامون بیاد دوس دختر منم وقتی دید اون نمیاد گفت منم تنهام نمیام چون خیلی با هم جور بودن حسابی خورد تو پرمون و اعصابمون داغون شد من به رامین گفتم داداش جهنم خودمون میریم ما که برنامه ریزی کردیم بلیطتم که چارتره نمیشه کنسل کرد رامینم دید چاره ای نداریم قبول کرد ولی خب گفت خونرو کنسل کنیم بریم هتل منم دیدم پیشنهاد خوبیه گفتم باشه به هر مشکلی بود خونرو کنسل کریدمو توی یک هتل ۴ ستاره که اسمشو نمیاریم به زور اتاق گرفتیم ۲۹ اسفند پرواز داشتیم رفتیم وقتی رسیدیم هتل یکم استراحت کردیم ولی خب هنوز اعصابون جفتمون داغون بود که دوس دخترمون نیومده بودن پا شدیم رفتیم بیرون گردش تا شب بیرون بودیم و شام خوردیم کیش هم که حسابی شلوغ پر از مسافر از هرجا که بگی و از هر قشری ولی هوا عالی بود شب اول گذشته فردا پا شدیم دوش گرفتیم صبحانه خوردیم رفتیم بیرون رامین گفت پارسا موافقی یک مشروب بگیریم امشب بزنیم بسلامتی حالمون داغونه تنهام هم هستیم منم دیدم چه پیشنهاد توپی گفتم بابا دمت گرم با این پیشنهادت از یکی دوتا مغازه که فروشنده هاش جوون بودن شماره یکی دوتا ساقیو گرفتیمو زنگ زدیم از یکیشون یک مشروب پلمپ گرفتیم و یکمم تنقلات خردیم رفتیم هتل بعد ناهار دوباره رفتیم کیش گردیو شب شام خوردیم برگشتیم هتل یکم نشستیم من رفتم توی تراس میزو چیدم رامین اومد شروع کردیم چند تا پیک زدیم دیگه از هر دری حرف زدیم و گفتیمو خندیدیم حالمون خیلی بهتر شد کمکم مست شدیم من هوس قیلون کردم به رامین گفتم موافقی بربم یک قلیون بزنیم اونم گفت پایم پا شدیم رفتیم توی محوطه هتل قیلون سفارش دادیم و نشستیم حسابی حال هردومون خوب بود خدایی مشروب خوبی بود تقریبا ساعت نزدیکای ۱ بود من به رامین گفتم میرم بالا یک دوش میگیرمو میخابم رامینم سرگرم چت با دوس دخترش بود گفت برو منم کم کم میام حسابی سرم گیج میرفت رفتم اتاق لباسمو در اووردم رفتم داخل حمام داشتم دوش گرفتم از صدای در فهمیدم رامینم اومده تو اتاق ولی هنوز خیلی مست بودم حولرو پیچیدم به پایین تنم اومد بیرون البته با رامین خیلی راحت بودمو باهاش رودروایسی نداشتم چون همیشه میرفتیم با دوس دخترامون بیرون شهر یا باغی جایی جلوی هم خیلی راحت بودیم سکس میکردیم جلوی هم وقتی از حمام اودم بیرون یک مرتبه دیدم رامین گوشیوشو وصل کرده تی وی یک فیلم سوپر گذاشته و لخت نشسته روی مبل و داره کیرشو میماله اینم بگم که کیر رامین تقریبا ۱۸ سانتی بودو کلفت ولی مال من کوچیکتر بود وقتی این صحنه رو دیدم تعجب کردم تا حالا ندبده بودم رامین جق بزنه حسابی داغ کردم کیر منم راست شد گفتم رامین چیه انگار حالت خیلی بده دیدم چیزی نمیگه فقط چشماشو بسته داره کیرشو میماله حالم خیلی خراب بود خدایی خودمو خشک کردم گفتم برم منم کنارش بشینم یک جق بزنم الان که اون بدون رودروایسی داره این کارو میکنه
توی فکرم بود کاش رامین اوکی میشد باهم سکس کنیم یا حداقل اون کیرشو فرو کنه توی کون من چون واقعا خیلی دلم میخواست یک کیر واقعی بره تو کونم کنارش شروع کردم کیرمو مالیدن رامینم حالش خیلی بدتر از من بود چشماشو بسته بود و جق میزد یک لحظه دیدم رامین همینطور که کیرشو میماله کف دستشو با اب دهنش خیس کرد شروع کرد سوراخ کونشو مالیدن خیلی تعجب کردم ولی خب گفتم چی بهتر منم همین کارو بکنم یکمم صدامو ببرم بالا ببینم چشماشو باز میکنه منو ببینه شاید پا داد دیگه منم انگشتمو خیس کردمو همینطور که جق میزدم انگشتمو کردم توی کونمو یکم با صدای بلند آه و اوه کردم دیدم رامین همینطور که سرشو تکیه داده بود به مبل چشماشو باز کرد گفت انگار توام حالت خیلی خرابه تو چشماش زل زدمو گفتم خیلی … چشماشو بستو کارشو ادامه داد یک لحظه دیدم دستشو از رو کونش برداشتو اوورد سمت کیر من گفت پارسا بذار برات بمالم کیرت خیلی خوشگله ستمو از رو کیرم برداشتم رامین کیرمو گفت تو دستشو شروع کرد مالدین وقتی دیدم رامینم اوکیه منم کیرشو گرفتمو شروع کردم براش مالیدن و هردومون اه و اوه میکردیم دیگه طاقت نیاووردم دستشو زدم کنار رامین چشماشو باز کرد گفت چی شد بدون هیچ حرفی پا شدم رفتم جلوش زانو زدم و زل زدم تو چشماش کیرشو گرفتم و کردم دهنم و شروع کردم براش خوردن تا حالا همچین کاری نکرده بودم ولی خب اون لحظه اصلا حالم دست خودم نبود نمیدونستم چی میشه فقط اون لحظه دوس داشتم لذت ببرم دیدم رامین چشماشو بسته و داره اه و اوه میکنه و سرمو مرتب فشار میداد به کیرش منم براش حسابی میخوردم یکم که کیر رامینو خوردم دیدم گفت پارسا بسه منم میخام پاشو بریم تو حمام بدون هیچ حرفی پا شدیم رفتیم توی حمام رامین دوشو باز کرد با دستاشو منو هل داد سمت دیوار حمام و چسبید بهمو لباشو گذاشت روی لبام منم بدون هیچ مقاومتی باهاش همراهی کردم لبامون بهم گره خورده بودو کون همدیگرو میمالیدیم رامین زیر دوش جلوی من نشست رو زمین و کیر منو کرد توی دهنش شروع کرد ساک زدن منم دستم تو موهاش بود همینطور که کیرمو میخورد با دستش تخمامو میمالید یک پامو اووردم بالا خودش متوجه شد شروع کرد با انگشتش سوراخ کونمو مالیدن منم دیگه حسابی اشتم حال میکردم خودم با دستم دستشو گرفتم فشار دادم به سوراخم که یعنی بکن داخلش اونم اروم کرد داخل سوراخم وقتی انگشتش رفت داخل باورتون نمیشه بهترین لحظه عمرم واقعا نمیتونستم اون لحظه تموم بشه رامین بهترین دوستم داشت منو به ارزوم میرسوند یکم که ادامه داد دیدم داره ابم میاد بهش گفتم رامین کافیه پاشو میخام کیرتو میخام اونم حالش بدتر از من گفت عشقمی امشب مال همیم منم کیرتو میخام میخام توی کونم حسش کنم میخام کیر رفیقمو توی کونم فرو کنم همیشه مال همیم بدون هیچ حرفی رفتم سمت توالت فرنگی شلنگشو برداشتم اب گرمو باز کردم گذاشتم دم سوراخمو داشتم داخل کونمو تمیز میکردم رامین اومد جلوم کیرشو کرد تو دهنم همینطور که داشتم خودمو تمیز میکردم براش ساک میزدم وقتی دیدم تمیز شد پا شدم دوش ابو بستم بهش گفتم بخواب کف حمام رامین گفت اینجا جا تنگه بریم روی تخت از حمام اومدیم بیرون رامین خوابید روی تخت منم رفتم روش شروعکردیم لب گرفتن یکم که لب همیدگرو خوردیم من پا شدم کیرشو گرفتم یکم تف زدم بهش گذاشتم دم سوراخم نمیدونستم میره توش یا نه قبلا دسته برس یا چیز دیگه توی کونم میکردم ولی کیر رامین خیلی کلفت بود اون لحظه فقط میخاستم لذت ببرم اروم نشستم روش یکم رفت داخل سوراخم شروع کرد سوختن یک اوفففف کشدار گفتم اومدم بالا رامین گفت پارسا اگه اذیت میشه میخای نکنی داخلش گفتم نه میخام بره توم میخام کیرتو توی سوراخ کونم حس کنم گفت میترسم پاره بشی گفتم یکم ادامه میدم اگه نشد بیخیال میشم دویاره سر کیرشو تف زدم نشستم روش یکم بیشرش رفت داخل ولی سوراخم واقعامیسوخت دوباره بلند شدم رفتم از توی ساکم یک کرم برداشتم یکمشو مالیدم به سوراخم چند بار با دوتا انگشتم داخل کونم عقب جلو کردم یکم کرم زدم به کیر رامین و نشستم روش اینبار تا نصفه رفت داخل ولی قشنگ حس میکردم دارم جر میخورم همینطوری اروم بالا پاییین شدم تا بالاخره کامل نشستم رو کیرش دیگه نه سوزشی بود نه دردی همش لذت شده بود لبامو گذاشتم روی لبای رامینو خودمو سپردم بهش اونم شروع کرد تلمبه زدن واقع بهترین لذت بود اون لحظه تو همون پوزیشن چند دقیقه ادامه دادیم من پا شدم گفتم رامین قمبل میکنم بکن لب تخت قمبل کردمو پاهامو از هم حسابی باز کردم کمرمو قوس دادم رامین پایین تخت ایستاد کیرشو کرد توی کونمو شروع کرد تلمبه زدن منم دیگه صدام کل اتاقو برداشته بود میگفتم رامین بکن پارسارو بکن پارم کن جرم بده اونم که دیگه حسابی مست رد داده بود محکم توی کونم تلمبه میزد میزد روی کونم میگفت میکنم میکنم ولی شرط داره شرط دارم پارسا گفتم هرچی بگی قبوله هرکاری بگی میکنم فقط بکن واقعا فکر نمیکردم گی اینقدر لذت داشته باشه رامین گفت باید توام من بکنی باید توام پارم کنی باید تا صبح تلمبه بزنی گفتم باشه تو فقط بکن بکن بکن منو بکن رامین بکن رامین کیرشو از تو کونم کشید بیرونو گفت نوبت توعه گفتم بهش کونت تمیزه دیدم رفت دسشوییی تا اون رفت داخل دستشویی خودشو تمیز کنه منم رقتم سراغ مشروب یک پیک سنگین برا خودم ریختم خوردم رامین اومد گفت برا منم بریز اون یک پیک دیگه خورد رفت لب تخت قمبل کرد انگشتمو زدم توی کرم ها اول یکم کردم داخل سوراخش عقب جلو کردم رامین گفت پارسا بسه کیرتو میخام بکن توش سر کیرمو کرم زدم گذاشتم دم سوراخش اروم فشار دادم راحت رفت داخل اونجا فهمیدم رامین قبلا خیلی گی داشته و سکس از کون شروع کردم تلمبه زدن رامین میگفت پارسا بکن کونمو بکن سوراخمو بگا منم محکم تلمبه میزمو میگفتم جون رامین عزیزم میکنمت منو دوس داری اونم میگقت خیلی من کونیتم من جندتم حدود ده دقیقه تو همون حالت تو کون رامین تلمبه زدم گفت کافیه خسته شدم بعد به کمر خوابید پاهاشو جم کرد توی سینش گفت بکن دوباره کیرمو کردم تو کونشو شروع کردم تلمبه زدن و کیر رامینو گرفتم شروع کردم مالیدن دیدم رامین یک بالشت برداشت گذاشت دم دهنشو جوری که صداش بالا نره شروع کرد داد زدن و اه و اوه کردن واقع داشت لدت میبرد منم این صحنه رو دیدم محکم تلمبه میزدمو کیرشو میاملیدم یک مرتبه دیدم اب رامین با فشار پاشید بیرون و ریخت روی شکمش با دیدن این صحنه منم همون لحظه ارضا شدمو اصلا نتونستم خودمو کنترل کنم تمام ابمو با فشار خالی کردم توی کون رامین وقتی ابم اومد کیرمو کشیدم بیرون رامین بالشتو گذاشته بود رو صورتشو دیگه چیزی نمیگفت تازه اون موقع به خودم اومدم دیدم واقعا چیکار کردم اون لحظه تازه فهمیدم ای وایی بدون هیچ حرفی رفتم ولو شدم روی مبل اتاقو زانوهامو بقل کردم دیدم یکی دو دقیقه بعد رامین پا شد رفت دستسویی و اومد ولو شد روی تختشو بدون هبچ حرفی خوابش برد منم با یک عالمه فکر وخیال شرمندگی از خودم پاشدم خوابیدم وقتی چشمامو باز کردم گیج بودم پا شدم روی تخت نشستم یک نگاه کردم اطرافم دیدم رامین توی تختش نیست…
ممنون که وقت گذاشتید و خوندین ولی داستان کاملا واقعی بود

نوشته: پارسا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.