mohsen ارسال شده در 3 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 3 ساعت قبل خاله خودش کونش میخارید سلام همین اول بگم اسم من مستعار ولی اسم خالم نه داستان کاملا واقعی رضام اسم خالم ساناز ۳۷ سال با قد ۱.۷۰ سینه ۷۵ باسن خوش فرم که هر مردی رو جذب خودش میکنه قیافه نسبتا خوب خب بریم سر اصل داستان ما تابستون ها کلا خونه پدربزرگ مادربزرگم جمع میشیم از اونجایی که این تابستون هم اونجا بودیم و کل خانواده بودن خاله سانازم بود شب یا تو خونه غیبت کسی رو میکردن یا میرفتیم بیرون داخل حیاط بازی قایم موشک ( دوسال قبل این تابستون من به خاله شک کرده بودم گوشیش گرفتم رمزشو از بچه کوچیکش پرسیدم رفتم تو پیاماش دیدم بله با یه مرده محلی مون قرار میزاره و تو پیاما به خالم گفته چرا محل اومدی نمیای بریم باغ فلان و خالم گفته رضا باهام هست من وقتی پیامارو خوندم گفتم خاله ما انقد جنده بود خودمون خبر نداشتیم تصمیم گرفتم برم تو کارش اتو ازش بگیرم بکنمش) خب برگردیم به شب تابستون که محل بودیم و به خاله گفتم بریم قایم موشک دوتا بچه داره خاله ۱ پسر ۱ دختر دوتا بچه های خاله خوده خاله و یکی دیگه پسر خالم رفتیم قایم موشک پسر خاله ساناز چشم بست و اون پسر خالم رفت یه جا قایم شد من منتظر شدم خاله ساناز بره یه جای تاریک پشتش برم بمالم بهش رفت تو انباری ته حیاط منم رفتم پشتش تاریک بود هیچی معلوم نبود از بیرون رفت یه جا کنج دیوار منم مثلا بخاطر اینکه بچش مرو نبینه رفتم خودم چسبوندم بهش دیدم هیچی نگفت کیرم شق شد خورد از جلو به کصش برگشت گفت رضا چیکار داری میکنی گفتم خاله دسته خودم نیست این بی صاحب هروقت بخاد بلند میشه خاله گفت برو اونور تر گفتم نمیشه خاله برم اونور میبینه منو گفتم پس بزار برم پشتت رفتم پشتش اول روم به پشتش بود بعد به بهانه اینکه نفسم داره میگره برگشتم دوباره کیره شق شدم رفت لای کونش برگشت با اخم نگام کرد گفتم خاله تقصیر خودته دیگه انقد خوبی همه برات راست میکنن این حرفو زدم ریدم تو خودم گفتم الان میزنه زیر گوشم یا داد بیداد میکنه همه رو خبر دار میکنه دیدم برگشت گفت منظورت چیه همه راست میکنن گفتم پیامتو با اون مرده یواشکی خوندم خاله چشاش گرد شد گفت سوتفاهم شد برات توضیح میدم گفتم نیاز به توضیح نیست رفتی باغ بهش کس دادی میخوای چیو توضیح بودی با این حرفم انگار شوک بهش وارد شد چیزی نگفت رفت بیرون پسرش دیدش سک سک کرد بعد نوبت اون پسر خالم شد دوباره همراه خاله رفتم دیدم این دفعه رفت تو حموم قدیمی که خرابه رفتم دیدم اشکش داره میاد برگشتم گفتم خاله من به کسی نمیگم فقط شرط دارم گفت چی گفتم منم تو کف کس کونتم اینو گفتم گفت نمیشه گفتم برا بقیه میشه برا من خار داره گفت تو خواهرزادمی گفتم باشه من دل ندارم خالمو بکنم حتما باید غریبه بکنه گفت نه بعد گفتم باشه خود دانی شوهرخاله میدونه میری تو باغ کص میدی بعد باهاش سکس چت میکنی ؟ گفت نه تورو خدا اینجوری نگو گفتم چجوری بگم جنده ایی دیگه گفت رضا من خالتم با من اینجوری حرف نزن گفتم باشه خاله تو که به اون دادی یه بارم به من بده اول من من کرد بعد قبول کرد گفت باشه رفتم خونه هروقت موقعیت بود بهت میگم ولی فقط ۱ بار گفتم باشه گذشت چند روز تا شد روزی که خانواده شوهرش میخواستن برن تفریح و این گفت من مریضم نمیام ولی بچه هارو داد به شوهرش ببره زنگ زد بهم گفت ۱ ساعت دیگه اینجا باش گفتم به روی چشم ۱ ساعت بعد با استرس رفتم خونش دیدم با تیشرت که سوتین نبسته بود معلوم بود سینش زیر داشت جر میداد تیشرتو با یه شلوار جذب که کونش خودنمایی میکرد اومد درو باز کرد رفتم تو گفت چایی میخوری گفتم نه اومدم خودتو بخورم گفت نمیشه یکجور دیگه باهم حرف بزنیم حل بشه گفتم نه من فقط تو کف کردنتم جور دیگه راه نداره بلند شدم کشیدم طرف خودم لبام با لباش تو یه لحظه قفل شد انقد لباش خوردم که نگو تشنه کربلا بودم انگار تیشرت از تنش کندم دیدم بله سوتین نداره سینش مثل هلو اومد بیرون شروع کردم به خوردنشون سینه هاش مثل ژله تکون میخورد انقد خوردم اخ اخ کردنش در اومد بردم رو تخت درازش دادم شلوارشو با یه حرکت در اوردم چی میدیدم یه کص بدون پشم معلوم بود از قبل آماده کرده بده با ی کون که انگار بهشته شروع کردم به خوردن کصش یه دستم رو سینش بود خاله ساناز فقط اخ اه میکرد انقد خوردم گفت بکن تو گفتم فکر کردی بدون اینکه بخوریش میکنمت خواب دیدی خیره بلندش کردم موهاش دور دستم جمع کردم شلوار کشیدم پایین کیر ۱۸ ثانتی مثل فنر پرید بیرون خاله گفت این چه بزرگه توله سگ گفتم این کیر خیلی وقته منتظره بره تو کصت خاله بخورش که دیره شروع کرد خوردن چه پورن استار ها هم میخورد بعد اینکه خوردنش تموم شد گفتم خاله برگرد برگشت داگی شد کصش مثل هلو جلوم بود با یه حرکت همه کیرمو کردم توش گفت حیوون چته کص ندیدی گفتم کص دیدم شاه کص مثل تو ندیدم گفت زهر مار یواش تر وحشی گفتم ساکت شو کص تو بده جنده برگشت کلش خراب شد با این حرفم ولی من تو فضا بودم انقد تلمبه زدم که خسته شدم آبم نیومد انگشتم کردم دهنش گفتم خیس کن خیس کرد با انگشت کم کم سوراخ کونش باز کردم گفت از کون نه شوهرم از کون منو نکرد از کون نمیدم گفتم من شوهرت نیستم من از این به بعد بکنتم هر سوراخی داشته باشی من میکنم خاله شل کن لذت ببر کم کم سوراخ کونش باز کردم کیرم گذاشتم دم سوراخ کونش کم کم فشار دادم به سمت داخل اخ اخ کردنش تبدیل شد جیغ نکن ترو خدا نکن رضا گفتم ساکت الان درد داره ۲ دقیقه دیگه لذت میبری گفت جان من نکن همون از جلو بکن گفتم من تو کف کونتم جنده خفه شو دوباره اخماش رفت تو هم با اینکه جیغ میکشید ولی چیزی نگفت دیگه با یه فشار کردم تو کونش گفت وحشی تخم سگ شروع کردم کردنش همینجوری میکردم سینشو با دستم بازی میدادم انقد کردم آبم داشت میومد در اوردم کردم دهنش گفتم همه آبم باید بخوری همشو خورد بعد بلند شد گفت اولین بار آخرین بار بود گفتم کور خوندی جنده از این به بعد هر هفته میام میکنمت گفت نمیدم گفتم من میکنمت تو باید بدی از اون روز تا الان هر هفته ۲ بار میرم میکنمش خودشم دیگه راضیه نوشته: رضا لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده