poria ارسال شده در 19 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 19 ساعت قبل خیانت به شوهرم در ترکیه 1 من سارا هستم و الان ۳۰ سالمه ، یه دختر معمولی که ۵ سال پیش با یه مرد معمولی تر از خودم به اسم بهادر ازدواج کردم تو نامزدی متوجه شدم که بهادر کیرش زیاد بزرگ نیست و متاسفانه زود انزاله ، بر خلاف من زیاد اهل سکس نیست و انگار نسبت به من خیلی سرد هست ولی به قول معروف نمیتونستم اعتراض کنم چون جدایی دختر تو نامزدی خیلی بد بود سال ۱۴۰۰ که ازدواج کردیم از شانسمون پدربزرگ من فوت شد و چون زن نداشت طبق وصیت خونش به من رسید بابام سریع وکیل گرفت و خونه رو از دهن لاشخورها بیرون کشید و به نامم شد و ما به خونه بابا بزرگ منتقل شدیم و همین باعث شد تا از شر کرایه خونه راحت بشیم واقعاً بهادر رو دوست نداشتم ، تو یکی دوتا گروه های تلگرام فیلمهای پورن که میدیدم هم کیر مردها کلفت و دراز بود و هم مدت سکسشون بالا صبح ها که بهادر میرفت سرکار تو تلگرام با مردها دوست میشدم و با سکس چت خودمو ارضا میکردم و بعد ارضا شدن طرف رو بلاک میکردم کارم این شده بود تو اون مدت خودمون نمیخواستیم بچه دار بشیم هنوز قرض و قوله عروسی رو داشتیم تا اینکه جنگ ۱۲ روزه شروع شد بهادر عملاً بیکار شده بود و خرج خونه رو از پس اندازمون در می آوردیم تا اینکه یه شب بهادر بهم گفت میخواد بره ترکیه برای کار ، خوبی ترکیه این بود که ویزا نمی خواست و با یه بلیط میشد رفت ترکیه بهش گفتم منم میام ، اولش قبول نمیکرد تا اینکه قبول کرد منم باهاش برم ، علتش هم این بود که گفتم دوتا حقوق رو میشه بیشتر پس انداز کرد دیگه با هزار ترفند تونستیم پول جور کنیم و پاس بگیریم و بعد چند وقت بریم ترکیه ترکیه خیلی خوب بود مخصوصاً برا من که دوست داشتم لباس باز بپوشم و بدون حجاب باشم فارغ از تمام گیر و گورهای تو ایران اونجا تو ترکیه رفتیم پانسیون ماهان پسر عموی بهادر البته شب قبلش رفتیم هتل چه اتاق خوبی بود ، حتی تو حمامش وان داشت سریع لخت شدم و رفتم تو وان آب گرم ، چقدر حال میداد کوص و کون و پستونام همزمان تو آب بود ، آب گرم تو وان باعث میشد بیشتر حشری بشم ، چقدر دلم کیر کلفت میخواست!!! دستم رو کوصم بود و داشتم کوصمو میمالیدم همونجوری ارضا شدم ، بهادر اومد تو حمام یه لب ازم گرفت و رفت آخه خدایا این کی بود نصیب من کردی ؟ همونجور بیحال تو وان دراز کشیده بود ، آب گرم وان نمیذاشت بیرون بیام یه چرت نیم ساعته زدم ، بیدار که شدم یه حالت نخوت داشتم بهادر رو صدا کردم تا بیاد از وان بیرون بکشه منو بعد حمام رفتم رو تخت بهادر لخت بود و فقط یه شورت پاش بود شورتشو در آوردم ، کیرش یا بهتر بگم دودولش مثل همیشه خواب بود کمی براش ساک زدم ول سارا جون مادرت!!! میخوام ، چیکار کنم ؟ هر چی ساک میزدم براش کیرش راست نمیشد ، نمیدونم چرا اینجور شده بود ولش کردم ، از تو ساکم برس دسته گردم و یه کاندوم در آوردم ، رفتم رو تخت ، این برس بهتر از شوهرم منو میکرد!!! بهادر خوابیده بود ، کیرش همونجوری شل و ول بود کاندوم رو کشیدم رو دسته برس و کردم تو کصم و تا خالی نشدم برس رو در نیاوردم صبح بیدار که شدیم با هم حمام رفتیم ، بازم راست نکرد بعد حمام رفتیم به پانسیون پانسیونش سه طبقه بود و خدا رو شکر تمیز ماهان پسر عموی بهادر یه اتاق رو بهمون اختصاص داد ، اتاقش تخت نداشت ولی رخت خواب تمیز داشت شب ماهان باهامون در مورد کار خیلی صحبت کرد و قرار شد از دوشنبه ( اول هفته روز دوشنبه هست ) بهادر بره تو کارخونه پوشاک ال سی وایکیکی و منم تو همون خونه کار نظافت انجام بدم فردا که ۱ شنبه بود به پیشنهاد ماهان قرار شد بریم ساحل دریا من خیلی سال بود که به دریا نرفته بودم به پیشنهاد ماهان قرار شد بریم سمت فلوریا که میگفت ساحل زیبایی داره به ماهان گفتم من مایو ندارم مهم نیست اونجا یه قسمت داره مایو میفروشن فردا ساعت ۱۱ به سمت ساحل فلوریا به راه افتادیم به مترو فلوریا که رسیدیم بوی دریا رو قشنگ میشد حس کرد ماهان راه رو نشونمون داد و از گیت ورودی رد شدیم ساحل پر بود از صندلی های سفید پلاستیکی که سایبون چتری بزرگ داشت ، دقیقاً مثل کارتونها و یا فیلمهای خارجی بیشتر زنها مایو دو تیکه و یا مایو تکی به تن داشتن به قسمت فروش مایو رفتیم ، من یه بیکینی و بهادر هم یه مایو حالت شلوارک انتخاب کرد تو قسمت پرو مایو هامونو پوشیدیم ماهان با دیدن ما سوت ریزی کشید : چقدر خوب شدید مخصوصاً شما سارا خانم!!!! عینک آفتابی بزرگی که همراهم بود رو به صورت زدم و رو یه صندلی دراز کشیدم هیکل ماهان ورزشکاری بود اما کمی شکم داشت اما برا یه مرد ۴۵ ساله تقریباً خوب بود ، رو قسمت شکم و بالا تنش مو داشت و رو پاهاش هم کمی مو داشت ، خیلی دوست داشتم موهای سینشو نوازش کنم ولی خب نمیشد وسایلمو کنار صندلی گذاشتم و رفتم تو آب ، سرد بود و حالمو جا آورد ، بهادر اومد سمتم ، از هم لب گرفتیم ، اصلاً حواسم به ماهان نبود ، باز هم کمی شنا کردم و بیرون اومدم و رفتم رو صندلی خودم دراز کشیدم ماهان رو صندلی کناری نشسته بود ، اونم مثل بهادر یه شلوارک پاش کرده بود ولی کیرش معلوم بود که کلفته از پشت عینک دودی داشتم نگاه میکردم که ماهان یه پیک مشروب برام ریخت ، ماهان برا خودش مشروب آورده بود من تا حالا مشروب نخورده بودم ، اول نمیخواستم بخورم ، ولی از سر کنجکاوی اولین پیک رو خوردم ، یه مزه عجیبی داشت ، بهم بادام زمینی داد و دومین پیک و سومی ، چون بهادر داشت میومد سمت ما دیگه نخوردم ، حالت تهوع داشتم ، ماهان به بهادر تعارف کرد اما بهادر قبول نکرد و نخورد وقتی برگشتیم تو مترو مدام سرم گیج میرفت و حالت تهوع گرفته بودم ، بدنم از تو گر گرفته بود با هزار زحمت رسیدیم پانسیون و من افتادم ساعت ۵ صبح بود که بهادر بیدارم کرد و گفت داره میره کارخونه و اینکه در رو از پشت حتماً ببندم ساعت ۸ بود ، که در اتاق زده شد و ماهان اومد تو : آقا بهادر رفت ؟ با گیجی گفتم آره در رو بست و چفت شو انداخت و اومد سمتم ، حوصله اعتراض بهش رو نداشتم ، حس کردم میخواد باهام سکس کنه و حقیقتاً منم نیاز به سکس داشتم!! ماهان اومد کنارم و نشست : حالت خوبه ؟ نه زیاد احتمالاً به خاطر مشروب دیروزه منو تو آغوشش گرفت : سارا خانم من از شما خیلی خوشم اومده ، قرار بود اینجا کار کنی ولی نمیخواد کار کنی من نظافت رو میدم بچه ها انجام بدم فقط تو قبول کن با من باشی پول نظافت رو بهت میدم!!! یعنی به شوهرم خیانت..... که نذاشت حرفم تموم بشه و دهنشو به لبم چسبوند و مشغول شد ، پاهامو باز کرد و دستشو گذاشت رو کوصم و شروع کرد به مالیدن نالم در اومد ، منو خوابوند و شورتمو کشید پایین و شروع کرد به لیسیدن کوصم چقدر بهتر از بهادر کوصمو میخورد ، از کارش دست کشید شلوار و شورتشو در آورد و منو داگی کرد و بدون اینکه بخوام براش ساک بزنم کیرشو کرد توی کوصم کیرش خیلی کلفت بود ، راحت نمیرفت تو کوصم ، با آب و ترشح کوصم بالاخره کیرش وارد کوصم شد و بعد مدتی تلمبه زدنش شروع شد با هر تلمبه ای که میزد نالم بیشتر میشد توی تلمبه زدنش پستونمو میمالید و همین باعث شد تا ارضا بشم ماهان کمکم کرد تا دراز بکشم و خودش اومد ، ماهان دوباره ازم لب گرفت کیرشو آورد که براش ساک بزنم وایییی چه کیری داشت ، سه برابر کیر بهادر بود و جالب اینکه روی کیرش پر بود از آب کوصم براش ساک زدم ، کیرش تموم دهنمو پر کرده بود همیشه دوست داشتم یکی مثل ماهان برا من بود تا حالا نشده بود اینجوری برا کسی یا بهادر ساک بزنم بعد ساک زدن برا ماهان بلندم کرد و رفتیم تو اتاقش اتاق ماهان تخت یه نفره ولی کمی بزرگتر بود خوابیدم رو تخت ماهان لباسمو در آورد و آروم خوابید روم کیرشو رو کصم تنظیم کرد و کرد رو کوصم شروع کرد به تلمبه زدن و آروم شروع کرد به مکیدن پستونم ، و حتی کنار گوشمو لیس میزد آههههههه چه لحظاتی بود دوباره و سه باره ارضا شدم و ماهان هم داشت ارضا میشد که همه آبشو ریخت تو کوصم بعد این همه سال زندگی با بهادر اولین بار بود که اونجوری و برای اولین بار اینجوری ارضا میشدم ادامه دارد... نوشته: سارا لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده