رفتن به مطلب

داستان سکسی خیانت ارزشمند


kale kiri

ارسال‌های توصیه شده


خیانتی که ارزششو داشت
 

یه غروب پاییزی نسبتا سرد بود خونه مامانم بودم و بعد 4 روزی که اینجام و مراقبتش میکردم امروز حالش خیلی بهتر شده و قرار بود که دوروز دیگه وقتی کاملا از سلامتش مطمئن شدم برگردم سر خونه زندگیم،شوهرم حسابی بی تابی میکرد دلتنگم شده بود خونه ما یه شهر دیگه است فاصلش سه ساعت از خونه مامانم هستش و ازاونجایی که تنها خودمم و خواهرم که اونم کانادا درس میخونه و بابامم فوت کرده،تو هر شرایطی که باشه خودمو میرسونم به مامان بگذریم،
یکی از دوستای دبیرستانم از روی استوری من میدونست من اینجام و برای بار چندم تو این چند روز بهم زنگ زد که بیاد دنبالم بریم کافه و منم دیدم مامانم حالش بهتره قبول کردم،از ظاهرم بگم دختر کشیده و قدبلندی ام لاغرم ولی به واسطه کون برجسته ای که دارم و این سه سالی که ازدواج کردم سینه هام درشت تر شدن اندامم سکسی شده،چهره کاملا جنوبی و اینم بگم برعکس تصورات خیلیا اکثر ما جنوبی ها پوست به شدت سفیدی داریم، چشم و ابروی مشکی کشیده و لبایی که به واسطه کمی تزریق قلوه ای هستن،ساعت 6 بود که سوار ماشینش شدم و بعد از صحبت های معمول حرکت کرد....
وارد کافه شدیم که کافه قلیونی بود دراصل، نشستیم سفارشاتمون دادیم قلیون آوردن و من شروع کردم به چاق کردنش و حرف میزدیم، حین حرف زدن یدفعه دوستم که ساناز اسمشه و همسن خودم 26سالشه زد به بازوم و گفت:خیلی آروم تابلو نکنیا سمت راستتو نگاه کن ببین کی نشسته، همزمانی که دودو میدادم بیرون از دهنم چرخیدم سمت راست و دود که محومیشد چهره فرد واضح تر شد که دیدم دوست پسر سابقم نشسته تخت بغلی و معلوم بود زودتر منو دیده چون با لبخند کمرنگی زل زده بود بهم، صورتمو چرخوندمو دیگه نگاهش نکردم،تا طرفای 8 کافه بودیم و بعدش منو رسوند خونه و رفت خونشون، بعد از تعویض لباس آرایشمو پاک کردم و به شدت ذهنم مشغول بود، نمیدونم چرا یدفعه هوس این افتاده بود به سرم که بهش پیام بدم یجور دلتنگی قاطی هوس روزای گذشته،ما یکسال باهم بودیم و بعدش بخاطر اختلاف نظرواخلاقیاتمون کات کردیم به اونجایی نرسیدیم که سکس داشته باشیم و درحد لاسو بوسه پیش رفته بودیم چندماه بعدشم من ازدواج کردم و الان که بعد چندسال میدیدمش اون لاس زدنامون امد جلوی چشمم بدجور وسوسه شده بودم و باز داغی و شهوت اون روزا افتاد تو بدنم و هم دلم میخواست سکسی که بینمون اتفاق نیوفتاد رو تجربه کنم و هم از طرفی تاحالا پامو کج نزاشته بودمو عذاب وجدان بدی داشتم مونده بودم چیکارکنم و باخودم کنار نمیومدم،کلنجار رفتنم تانزدیکای 12طول کشیدو درنهایت رفتم تو اینستاگرام پیجش همون قبلی بود راحت پیداش کردم بعد از کمی دل دل کردن بلاخره پیام دادم و خیره به گوشی منتظر بودم، خیلی نگذشت که صدای نوتیف گوشیم امد که اول چندثانیه مکث کردم بعد با آرامش گوشیو برداشتمو با معطلی دایرکتشو باز کردم،چت کردن ما بعد از چهارسال از سلام احوال پرسی و سوالات کلیشه ای شروع شد و کشیده شد به خاطرات اون روزای باهم بودنمون و در نهایت یاداوری لحظات سکسی و داغمون و درآخر لابه لای حرفای عادی لاس میزدیم،دم دمای صبح بود که هنوز داشتیم چت میکردیم و حسابی حشری شده بودم که یدفعه نوشت:راستی یادم رفت بپرسم گفتی خواهرم درس میخونه؟اخر کدوم دانشگاه رفت؟گفتم:دوسالی رو دانشگاه چمران خوند بعدش درخواست بورسیه دادو کاراشو کرد معدلاشم که اوکی بودن قبولش کردن و الانم نزدیک یکسالی هست که کاناداعه، بعد کلی تبریک گفتن و خوشحالی برای خواهرم(همیشه میونشون خوب بود ولی بعد از کات ما دیگه درارتباط نبودن) گفت:پس تو الان درواقع تو خونه تنهایی؟ گفتم:نه مامانم هستش،گفت:خاله که خوابه قربونش برم خوابشم سنگینه بزنی بیرون یا احیانا کسی بیاد پیشت کسی نیست بفهمه، متوجه فکر تو سرش شدم و گفتم:نمیشه اصلا واسم دردسر درست نکن،گفت:شمارتو عوض کردی یا همون قبلیه؟گفتم:همون قبلیه،یه دقیقه بعد زنگ زد که جواب دادم و گفتم:جانم؟ احسان:ای خداااا صداشووووو،دلم برات تنگ شده بود توله سگ، ریز خندیدم که باز صداش امد:ای جونم قربون خندهات برم، بازخندیدم و آروم گفتم:خدانکنه، احسان:خب خانم خانما حاضری؟ من:برای چی؟ احسان:برای اینکه قراره بیام یه لقمه چپت کنم، خنده ای کردم و گفتم:اصلا فکرشم نکن،نمیتونم ریسک کنم یه موقعه سروصدا میشه میفهمه، صداش ازاون شیطنتو محبت درامد و با لحنی که شهوت ازش میبارید گفت:من نمیام اونجا تو میای پیش من، کمی مکث کردم:من نمیتونم بیام، اون:چرا؟ من:شایدچت کردن آسون باشه ولی واقعا بخوام انجامش بدم واقعا نمیتونم با عذاب وجدانش کناربیام، لحنش عصبی شد و گفت:فقط یبار پناه بهت قول میدم همین یباره دیگه هیچوقت سراغ هم نمیایم من برای یبار باتو بودن حاضرم هرکاری بکنم، من:چرا؟ احسان:چون تو سهم من بودی ماله من بودی من هیچوقت اونجوری که باید لمست نکردم طعمتو نچشیدم این بارم نشه حسرتش تا آخر عمر باهام میمونه، دلم ضعف رفت براش و بعد از کمی مکث آروم گفتم: الان حاضرمیشم دیوونه حشری،خندید و گفت: حشری؟ کیرم مثل سنگ شده لامصب داره دل دل میزنه برات، خندیدم و خدافظی کردم
سریع بلندشدم آرایش خوشگلی کردم چون لباس سکسی خاصی باهام نبود دیگه مجبوری یه ست سوتین و شرت مشکی همراهم بود که بدنبود یذره تور قاطی طرحش داشت رو پوشیدم یه تاپ بندی سفید لگ مشکی براق و یه پیرهن مردونه مشکی و شالمم دور گردنم انداختم پیامش امد که گفت رسیده جلو دره و تازه ساعتو دیدم که 5صبحه،یواش از اتاق زدم بیرون و سرکی تو اتاق مامانم کشیدم که خوابه خواب بودو از خونه بی سروصدا زدم بیرون و تندی سوار ماشین شدم و گفتم:سلام حرکت کن، نگاه مشتاقش سرتاپاو صورتمو گذروند و با محبت زیادی گفت:سلام به روی ماهت چشم بریم و حرکت کرد، از استرس عذاب وجدان هیجان شهوت نمیدونم دلم پیچ میخورد و دستام یخ کرده بودن، دستشو گذاشت رو دستم که رو پام بودو بلندش کرد و بوسیدش،دلم قنج رفت از کارش و همینجوری تو سکوت با نوازش دستم گذشت که چنددقیقه بعد رسیدیم خونش که البته خونش طبقه بالای خونه مامانش اینا بود و حیاط مشترکی داشتن که راه پله از همونجا رد میشد، خیلی آروم با کلید درو باز کردو سرکی داخل حیاط کشید و اشاره کرد بیا، خیلی بی سروصدا وارد حیاط شدیم من تند رفتم سمت پله ها و اونم اروم درو بست پشت سرمن امد بالا،تا وارد ورودی خونه که حالت بالکن بود شدم، ایستادم دستمو گذاشتم رو قلبم و نفس نفس زدم خندیدم و خواستم بچرخم سمتش چیزی بگم که دستاش دور بدنم پیچید و از پشت چسبید بهم همون حین یکم رفت جلوتر درو بازکردو شالمو از دور گردنم کشیدو پرت کرد داخل، همونجوری جلوی ورودی ایستاده بودیم چون کفش پامون بودو نزاشت بریم داخل بعد شروع کنه همونجا سفت چسبیده بود بهم و سرشو کرده بود تو گردنم زبون میکشیدو مک میزد با دستاش سینه هامو فشار میداد و من از شدت شهوت که قاطی با هیجانو استرس بود فقط لبامو گاز میگرفتم که صدام درنیاد و کونمو به کیرش فشارش میدادم و آروم بالا پایینش میکردمش که قشنگ مالیده بشه بهش بخاطر لگ چسبونی که پام بود شق شدنشو قشنگ احساس میکرد،صورتمو گرفتو کج کرد سمتش لبام لپام چونم رو بوسید و دراخر لبامو بین لباش قفل کرد زبونشو تو دهنم میچرخوند و همون حین دستش از کنار صورتم ورداشت و با دو دستش تاپمو زد بالا سوتینمم همینطور و نوک سینه هامو بین انگشتاش گرفتو فشار میداد،ناله بلندم بین لباش گم شد و بدنم لرزید، سینه هام حساس ترین نقطه بدنمه و فقط با خوردنشون میتونم ارضا بشم بخاطر همین خیلی حشری شدم و دیگه هیچی نمیخواستم غیر ازاینکه کیرشو بکنه داخلم،بعد چندثانیه یدفعه ازش فاصله گرفتم که جا خورد، سریع کفشامو کندم رفتم داخل کنار مبل کاناپه طورش ایستادم و گفتم:بیا اینجا، مانتومو دراوردم تاپو سوتینمو دراوردم چرخیدم و کمی خم شدم رو دسته مبل و با کلی ناز و عشوه شلوارمو از پام دراوردم و کون سفیدم و شرت نازک مشکیم صحنه قشنگی رو چیده بودن و اون همونجا با چشمایی که شهوت ازشون میبارید ایستاده بودو خیره به بدنم اب دهنشو قورت دادو امد داخل،بدنش می لرزید تا رسید بهم نشست رو مبل دست منم کشید نشوندتم تو بغلش،سینه هامو چنگ زد و بهم چسبوندشون تندتند نوکاشون لیس میزدو گاز میگرفت بین چاکشونو لیس میزد بعد یکی یکی میزاشتشون تو دهنش مثل نوازد تندتند مک میزدو میخوردشون،آه و نالم درامده بودو سعی میکردم صدامو کنترل کنم ولی سخت بود همون حین تیشرتشو چنگ زدم از تنش دراوردم،سینه هامو ول کردو دوباره لبامو به کام گرفت، دستاش رفتن پشت رو کونم، دوطرفشو میمالید و اسپنک های آرومی میزد،بعد از کمی لب بازی گفت بلندشو،از تو بغلش بلندشدم که بلندشدوخودش شلواروشرتشو دراورد و دراز کشید رو زمین وگفت: بیا اینجا، تعجب کردم و گفتم:مطمعنی؟ گفت:آره مثل سگ پشیمونم چرا مزه این کلوچه تپلیو تست نکردم، (تایمی که باهم بودیم چندبار گفتمش و اون همیشه میگفت دوس ندارم کار چندشیه)شرتمو دراوردم و چرخیدم و با کمی هیجان و لرزش بدنم پاهامو دوطرف سرش تنظیم کردم که خودش با دستاش فشاری به کمرم داد که افتادم رو کیرش و بعد از چند ثانیه کوتاه حرکت زبونشو روی خط کصم حس کردم آه بلندی کشیدم،برای جلوگیری از ناله هام کیرشو کردم تو دهنم و تندتند ساک میزدم،زبونشو بالا تا پایین چاکم میچرخوندو لیس میزد و بعد چنددقیقه یدفعه دهنشو قفل سوراخم کردو زبونشو فرستاد داخلم و دراورد چندبار اینو تکرار کرد که کیرشو از دهنم دراوردم آه بلندی کشیدم و بدنشو چنگ زدم که متوجه شد میخوام ارضا بشم دهنشو ثابت نگهداشت رو کصم،پاهام منقبض شدن بدنم لرزیدو پر فشار ارضا شدم، شدت شهوتمو این چندروزی که اینجا بودم سکس نداشتم باعث شده بود آبی که ازم خارج بشه کمی زیاد باشه ولی اون همشو خورد انگار اصلا بدشم نیومده بود(برای دوستانی که براشون سواله مگه زن میتونه موقعه ارضا بپاشه بیرون؟بله با یه سرچ ساده توی گوگل تمام توضیحاتش براتون میاد اگر به چشم ندیدید به این معنی نیست که وجود نداره و دروغیه)چرخیدم از روش رفتم کنار و دراز کشیدم و نفس نفس میزدم، بلندشد و امد کنارم دراز کشیدو منو رو پهلو خوابوند(پاهام جفت سرش بودن)، با ملایمت وبدون عجله یکی یکی سینه هامو میزاشت دهنش و مک میزد مثل یه نوازد میخورد و نرم فشارشون میداد، چنددقیقه ای خورد که باز شهوت و جون دوباره توی بدنم پیچید که دستمو لای موهاش حرکت دادم،گازی از نوک سینه ام گرفت که آهی کشیدم و اون سینه امو ول کردو امد بالاتر و باز لبامو شکار کرد و حین لب بازی چرخوندتمو امد رومو پاهامو باز کرد،لبامو ول کردو کمرشو صاف کرد پاهامو داد بالا و دستشو کشید لای چاک کصم تا سوراخم و گفت:خودش دریاچه ای از آبه هیچی لازم نداره بعد کیرشو که توی دستش بود چندبار ضربه ای آروم زد روی چاکم و باکمی مالش بین چاکم برای خیس کردنش آروم سرشو کرد داخل، لرزیدم و ناله ای کردم، یذره یذره تا ته کردش داخلم ناله بلندی کردم و کمرشو چنگ زدم،بعد از ازدواجم فهمیدم که واژنم ارتجاعی بوده و حتی وقتی چندساعت سکس نداشته باشم کاملا تنگ میشه الانم 4_5روز کلا سکس نداشتم، چندلحظه صبرکرد جا وا کنم که گفت:خدا لعنتم کنه که خودمو ازاین نعمت محروم کردم،چرا اینقدر تنگی آخه؟نکنه شوهرت دودولش هسته خرماست؟نیشخندی زدم و گفتم:اتفاقا کیرش شاه کیره،من ارتجاعیم(میدونه ارتجاعی یعنی چی و چه مدلیه)چشماش گرد شدو بدنش متوقف شد با صدای کمی بلند گفت:ناموسا؟بگو جانه احسان؟خندیدم و گفتم:به جونه احسان،یکی زد رو پیشونی خودش و گفت:یعنی الکی الکی ما یکسالو به چوخ دادیم؟بخاطر هیچوپوچ سکس نکردیم؟ روزگار تخمیو نگاه تو، این بدن، این کص تنگ باید مال من میبودی که شبوروز جرت میدادم بعد از اتمام حرفش نزاشت من چیزی بگمو خم شد روم یه دستشو دور گردنم پیچید و دستش دیگش رونمو چنگ زدو تلمبه های وحشیانه سنگینشو شروع کرد،لباش رو لبام بودنشو همزمان میکوبید داخلم،کیرش کلفت بودو حس پارگی لذت بخشی داشتم عمیق تلمبه میزد و رو ابرا بودم کمرشو صاف کرد دوتا پاهامو داد بالا گذاشت رو شونش و تندتند میکوبید داخلم،خم شد که اینجوری پاهام بالاتر امدنو تلمبه هاش عمیق تر میرفت داخلم ناله هام خیلی بلندشده بودنو از کنترلم خارج،دستشو گذاشت رو دهنمو میکوبید تو کصم با دست دیگش نوک سینمو گرفتو فشارش داد،از شهوت زیاد اشک از چشمام میومدو ناله هام پشت دستش گم بودن، یدفعه ازم کشید بیرون و ارضا شد رو شکمم و بی اهمیت به ارضا شدنش دستامو گرفتو بلندم کرد رفتیم رو مبل، داگی شدم رو مبل و اون سرپا بود،بدون ملایمتی چیزی کیرشو گذاشت دم سوراخمو با یه فشار کلشو یجا کرد داخلم و موهامو چنگ دستش کردو کشیدشون تندتند تلمبه میزد که از شدت ضربه ها صدای برخورد کونم با بدنش تو خونه قاطی با ناله های جفتمون پیچیده بود خم شد روم سینه هامو چنگ زد اسپنک محکم میزد دوطرف کونم که مطمعن بودم کبود شدم دستشو پیچید دور گلوم و یذره کمرمو بلند کرد،شلق شلق میکوبید تو کصم و با دست ازادش سیلی میزد به سینه هام به صورتم و کونم بعد از چنددقیقه ازم دراوردو نشست رو مبل که بی معطلی رفتم و نشستم تو بغلشو با تنظیم کردن کیرش نشستم روش تا یذره از کیرش یواش یواش رفت داخلم یدفعه دو طرف بدنمو گرفتو با یه فشار تا ته فرستادش داخل،سینه هامو گذاشت دهنش و من روی کیرش سواری میکردم و موهاشو چنگ میزد بعد ازکمی گلومو چنگ زد و بدنمو ثابت نگهداشت و خودش شروع کرد تلمبه زدن، با این پوزیشن خیلی عمیق داخلم بود و تلمبه های سنگینش باعث می‌شد زیر دلم درد بگیره ولی اهمیتی برام نداشت یدفعه بدنم منقبض شدو لرزیدم که ثابت موند داخلم برای بار 4یا 5 ارضا شدمو باز تلمبه هاشو ازسر گرفت بعد از چنددقیقه همین مدلی تلمبه زدن یدفعه محکم بدنمو چفت خودش نگهداشتو داخلم ارضا شد....
نیم ساعتی از سکسمون رد میشد که طرفای 8 صبح بود که مامانم زنگ زد و خواست بدونه کجام که گفتم صبح زود با دوستم آمدم صبحانه بخوریم و خلاصه تا شب پیچوندمش و از طرفی فردا رفتنم به خونه و پیش شوهرمو انداختم برای 4_5روز بعد چون تمام بدنم کبود بود و نمیتونستم عمرا اینجوری برم،بعد از این کارا احسان رفت هم صبحونه خرید اورد هم قرص ضدبارداری و هم پماد برا کبودیام که البته قرص 6تا گرفته بود و میدونستم قراره چه اتفاقی بیوفته که 6تا گرفته بود و بله ما تا روز آخری که اینجا بودم هرروز سکس کردیم،دوشب پشت سرهم میومد خونمون یواشکی تو اتاقم تا صبح چند دست سکس می کردیم و بعدش دم صبح میرفت ولی وقتی برگشتم تا الان که حدود 3 سال میگذره دیگه کوچکترین ارتباطی طبق خواسته من برقرارنشد،غیر از این جریانی که اتفاق افتاد دیگه خطایی نکردم و پامو کج نذاشتم درسته بعضی وقتا خیلی دلم هوای احسانو میکنه ولی دیگه با خودم شرط بستم که هیچ خطایی نکنم....

نوشته: سکسی لیدی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      سه کلیپ بدن نمایی از دختر هات .      کلیپ اول تایم: 01:00 - حجم: 6 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 02:17 - حجم: 15 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ سوم تایم: 01:46 - حجم: 12 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • kale kiri
      پارت دوم بنیتا خانم حشری شده و با موز جق میزنه کسش رو حسابی میماله . کلیپ اول تایم: 00:15 - حجم: 2 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:15 - حجم: 2 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ سوم تایم: 00:16 - حجم: 2 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ چهارم تایم: 00:40 - حجم: 4 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ پنجم تایم: 00:35 - حجم: 4 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • kale kiri
      پارت اول بدن نمایی بنیتا تینیجر حشری برای دوست پسرش کس پشمالوش رو میماله حسابی کسش آب انداخته انگشتش رو ساک میزنه چشاش از شهوت زیاد چپکی میشه . کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ سوم تایم: 00:32 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ چهارم تایم: 03:55 - حجم: 24 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ پنجم تایم: 00:16 - حجم: 2 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ ششم تایم: 00:33 - حجم: 4 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • kale kiri
      عکس مخفی سکسی ایرانی برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • kale kiri
      عکس سکسی ایرانی برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.    
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18