رفتن به مطلب

داستان سکسی تجربه هات وایف شدن


chochol

ارسال‌های توصیه شده


اولیم تجربه من از هات وایف شدن
 

من یه تجربه نزدیک به هات وایف شدن دارم. البته با کسی ازدواج نکردم و این رابطه با دوست پسرم بود.
تقریبا فکر میکنم ۲۲ سالم بود و هنوز دانشجو بودم. درسمم خیلی خوب بود. من پیام نور درس میخوندم و بیشتر کلاسها نیمه حضوری بود، هرکس دلش میخواست میومد هر کسی اگر نمیومد از ۶ نمره میان ترم خودکار بهش ۳ نمره میدادن و ۱۴ نمره مابقی رو باید امتحان پایان ترم میداد که اگر ۱۰ هم می گرفتیم پاس میشیم.
خلاصه خیلیا اگر شاغل بودن سر کلاس نمیومدن. ولی من از رو بیکاری میرفتم. هرچند چیزی یاد نمی دادند. یه روز امتحان پایان ترم، یه گوشه از حیاط با چندتا از همکلاسی ها نشسته بودیم و من داشتم براشون مبحثی رو توضیح میدادم‌ یه آقایی نزدیک شد و به حرفمون گوش میکرد. بعد امتحان همین آقا بهم نزدیک شد و خودشو معرفی کرد. اسمش رضا بود. گفت شاغله و نمیتونه به کلاس ها برسه و من خیلی خوب توضیح دادم و چند تا سوال رو همین امروز تو امتحان بخاطر توضیحات من درست زده. بعد ازم خواست شمارمو داشته باشه تا اگر سوال داشت بپرسه. خیلی با احترام حرف میزد. و منم قبول کردم.
چند روز بعد از این اتفاق بهم پیام داد که اگر جزوه ای دارم براش بفرستم. منم تمام مباحث گرامری رو که خودم نوشته بودم، براش فرستادم.
کلی ازم تعریف کرد، از آسون توضیح دادنم و از دست خطم و سلیقم. دقیقا یادم نمیاد چقدر حرف زدیم ولی بعدش گفت بخاطر اینکه کمکش کردم دعوتم میکنه به کافه‌. از بعد این دیت دوست شدیم و رابطمون دیگه صمیمی شد. یادمه یکی دو باری بخاطر کمرم منو برد فیزیوتراپی و کنارم مینشست. رفتارش همیشه بهم حس حامی بودن و محبت زیاد میداد و خیلی خوشم میومد. فکر میکنم بعد سه ماه که از دوستیمون گذشت ازم خواست یه مهمونی باهاش برم که مدیرعامل شرکت شون هم هست. حتی یه لباس هم خودش برام خرید. یه پیراهن مشکی کوتاه چسبان ساده. اون موقع من تازه فیلم فیفتی شیدز رو دیده بودم و تو رویا بودم. با خودم فکر میکردم چه شانسی آوردم و چه یاری هم پیدا کردم.😏
اون شب من به خانوادم گفتم شب خونه ی دوستم میمونم.
رفتیم مهمونی و متوجه شدم تولد مدیرعامله که یه آقای حدودا ۶۰ ساله بود. البته فکر میکنم سعی میکرد خودشو سرحال نشون بده. همش می رقصید و شوخی میکرد و کلی هم مشروب میخورد. جمع شلوغی نبود، کلا ۱۰ نفر بودیم. من معذب بودم و نمیدونستم باید چیکار کنم. تاحالا هم مشروب زیادی نخورده بودم و هرچی هم با هایپ قاطی میکردم باز پا به پای اونا نمیتونستم یه لیوان بزرگ بخورم.
با این حال مست شدم ولی یادمه که موقع رقص چقدر بدنمو می مالید و من کسخل هم میخندیدم.
خیلی مبهم یادمه که رضا دستش دور کمرم بود و از پله میرفتیم بالا و گردنمم میبوسید. یادمه وقتی روی تخت خواستم دراز بکشم افتادم و چقدر حس سبکی داشتم. اما یادم نیست چطور شد که من داگی بودم و مدیرش داشت منو میکرد و رضا روی صندلی بود و داشت نگام میکرد. یه لیوان مشروب دستش بود و کیرم میمالید. اسپنک هایی که به کونم میزد اصلا دردی نداشت. انگشت شستم جلو صورتم بود، ناخنمو گاز گرفتم و به رضا خندیدم.
اومد سمتم کیرشو نزدیک دهنم کرد. با زبونم با سر کیرش ور میرفتم و اروم میک میزدم. تلمبه های مدیرش باعث میشد سرم هی عقب جلو بشه. رضا هم تا ته میکرد تو حلقم. مدیرش کیرشو دراورد و بهم گفت بیا بشین روم. منم رفتم نشستم رو کیرش. مدیرش شروع کرد به مالیدن سینه هام و تعریف از بدنم. به رضا میکفت این لعبتو از کجا پیدا کردی فوق العادست. سرم سنگین بود و خوابم میومد تو بغل مدیرش لش کردم و رضا از پشت گذاشت تو کونم. اولین دابلی که تجربه کردم. حس فوق العاده ای داشتم. هیچ دردی نداشتم، انگار روی ابرا بودم و لذت ده برابری حس میکردم‌. احتمالا بخاطر مستی بود. دلم میخواست تا صبح ادامه داشته باشه. و فکر کنم همونجوری هم خوابم برد چون بعدش دیگه یادم نمیاد.
بعد از این اتفاق من با رضا رابطه دابلی تجربه نکردم ولی بعد از کات کردنمون چند باری با دیگران دابل تجربه کردم. من همیشه سکسو دوست داشتم و شاید منتظر یه تلنگر بودم برای کم کردن عذاب وجدانم چون وقتی یه بار یه کاری رو انجام میدی دفعات بعد خیلی راحت تر میشه انجامش داد.

نوشته: Erotic_syndrom

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18