رفتن به مطلب

داستان بی غیرتی مامان جنده


poria

ارسال‌های توصیه شده


جنده کردن مامانم

سلام به همه
این داستان کاملا براساس واقعیت بوده و فقط اسم هارو عوض کردم.
پس لطفا اگه خوشتون نیومد کامنت منفی نزارید شاید دیگران خوششون بیاد.❤️
خب میریم سر اصل مطلب من جوادم از اصفهان و مامانم نرگس ۴۵ ساله ۸۵/۶۷/۱۷۱ یه میلف گوشتیه که توی هر لباسی باسنش خودنمایی میکنه ، پوشش عادیه و اکثرا لباس های باز و تنگ مثله لگ یا شلوار لی یا دامن میپوشه با تاپ یا تیشرت.
استایلش جوریه که جلوی هر مردی قمبل کنه یا خم بشه شق میکنه طرف.
عملیات از اونجایی شروع شد که من با موضوع بی غیرتی در این سایت آشنا شدم و اون حس رو روی مامانم پیدا کردم. بعد ها به این موضوع علاقه پیدا کردم و توی تلگرام و اکثر سایت ها دنبال سکس چت درمورد مامانم بودم تا اینکه یه چندتا ریلز و کامنت توی اینستا توجهمو جلب کرد.محتوای ریلز درمورد خیانت زن شوهر دار بود و کامنت هاشم اکثرا تایید میکردن که با وجود بچه و شوهر بازم دوست پسر دارن.
منم با خوندن اینا به ذهنم رسید که چرا برای مامان خودم دوست پسر پیدا نکنم؟که هم خودم حال بکنم و هم مامانم.!
برای عملیات دست به کار شدم و تویه گپ بیغیرتی یه فاعل با شخصیت اصفهانی پیدا کردم به اسم رادمهر سنش ۲۲ بود و قدش ۱۸۸ و سایزش ۱۹ بود.
باهم اوایل کلی سکس چت کردیمو عکس رد و بدل کردیم تا بهش پیشنهاد دادم که با مامانم دوست بشه؛اونم از خدا خواسته درخواستمو رو هوا زد و آیدی روبیکای مامانمو بهش دادم.(خودمم لاگین کردم روی اکانت مامانم تا به رادمهر کمک کنم که سریعتر دوست بشن.)
اولین گفت و گو رو رادمهر با سلام و علیک و معرفی خودش شروع کرد. دو ساعت بعد مامانم جوابشو داد که سلام ببخشید شمارو میشناسم؟
تا دیدم سوالشو رفتم پی وی رادمهر بهش گفتم که بگو من از آگهی شما توی دیوار یه مخلوط کن خریدم و وقتی که اومدم ببرمش شما رو دیدم و از شما خوشم اومد. و تا الان دودل بودم که نکنه شما متاهل باشید و بد بشه برای جفتمون.
پیام رو فوروارد کرد برای مامانم و اون چند دقیقه بعد سین زد اما جوابی نداد.
انگار یه سطل آب یخ ریختن سرم که نقشه هام به فنا رفت(اینم بگم اون شخصی که خرید کرده بود خیلی خوشتیپ بود و زمان خرید نه من نه بابام خونه نبودیم.آخه بابام راننده ترانزیته و دیر به دیر میاد سرمون میزنه.)
آخرای شب دیدم نوتیف رادمهر اومد که مامانت پیامم داده چی بهش بگم؟
دیدم بلههه مامانم بی کیری زده به سرش و گفته بله من مطلقه هستم و درخواست دوستیه رادمهرو قبول کرده بود.
تو کونم عروسی شد و بهش گفتم فردا سریع ببرش دیت حالا هرجا که خودت خواستی
فقط با سوراخ پر بیادا.!
تا فردا از خوشحالی و شدت حشری شدنم نتونستم بخوابم.
صبح که شد رفتم رو اکانت مامانم و دیدم اینا تا صبح باهم چت کرده بودن و حسابی از خجالت هم دیگه در اومده بودن(اینم بگم رادمهر خودشو بجای یکی از آشناهای خریداره جا زده بود و گفته بود من توی ماشین نشسته بودم وقتی شمارو دیدم)
عصر شد دیدم مامانم داره با یه آرایش غلیظ و عطر خودشو آماده میکنه و تیپی که زده بود گویای همه چیز بود.
-مامان کجا میری؟
+دارم میرم خونه فائزه (دوست مامانم بود و به خیال من داره برای کمک به اسباب کشیش میره)
-کی برمیگردی؟
+دیگه تا وقتی که وسایلا تموم بشن غذاتو گذاشتم تو یخچال اگه دیر کردم تو بدون من بخور.
-اوکی خدافظ
گوشیمو که باز کردم دیدم نوتیف رادمهره که میگه امشب باید بدون مامیت بخوابی چونکه قراره حسابی جر بخوره.
منو بگو که از خوشحالی داشتم میترکیدم،بهش گفتم فردا صبح باید همه چیزشو برام تعریف کنی
اونم اوکی داد
ساعتای ۱۱ شب بود که مامانم زنگم زد و گفت من امشب خونه فائزه میمونم تا صبح که وسایلم رو ببریم خونه جدید بعد از اونجا با اسنپ میام
ناهار نخور خودم میخرم.
منم گفتم باشه و شب بخیر
فردا صبح دیدم رادمهر عکس خودشو مامانمو که لخت بغل هم رو تخت بودنو فرستاده و گفته مامیت دیشب یه دلی از عزا درآورد و حسابی سوراخشو آبیاری کردم ، راستی ناهار نخور چون ددی‌ت برات سفارش میده مادرجنده.
با خوندن پیامش حسابی داغ شدم و رفتم با لباس زیر مامانم جق زدم و آبمو خالی کردم رو شرتش
عکسشو فرستادم برای رادمهر و گفتم منم میخوام با همین شرت جرم بدی
-حتما مادرجنده ، هم تو هم ننتو میکنم جنده شخصی خودم و ساپورت تون میکنم
+اوممم ددی سریعتر فقط
رادمهر پیام داد ‌که نزدیکیم و بیا سر کوچه اصلی و ببین مامانت چجوری برام داره ساک میزنه.
من سریع لباسامو پوشیدمو رفتم سر کوچه و دنبال یه ۲۰۷ گشتم
از شانس بدم لحظه ساک زدن مامانمو ندیده بودم و فقط پیاده شدنش و خدافظی جنده وارشو دیدم
مامانم راه افتاد سمت خونه و منم یه ۵ دقیقه بعد رفتم خونه دیدم مامانم تویه حمومه
-کجا بودی؟
+هیچی رفتم دمه سوپری یه بستنی خریدمو اومدم
-پیتزاتو گذاشت رو گاز برو بخور
+ممنون
مامانم که از حموم اومد بعدش سریع رفتم لباس زیراشو چک کنم که دیدم به به آبکیر آقا رادمهر از سوراخ کون مامانم زده بیرون و ریخته تو شرتش.
از اون قضیه حدود یکسال میگذره و منو مامانم نوبتی به رادمهر میدادیم به طوری که مامانم مست کیرش بود و میگفت کاش منو صیغه میکردی هر روز بهت میدادم
که رادمهر هم میگفت نه همینجوری خوبه.
کلی باهم خوش میگذروندیم چه من چه مامانم دم رادمهرم گرم برام کلی از کصو کون مامانم میفرستاد
فیلم می فرستاد که مامانم مثل جنده ها براش ساک میزد و کون میداد
روز هایی هم که بابام خونه بود من میرفتم با شرت مامانم بهش میدادم.
خلاصه خیلی به منو مامانم آبکیر داد و جفتمون معتاد کیرش شده بودیم.
اون ماه پیش مهاجرت کرد و رابطشو با مامانم قطع کرد اما از من هرازگاهی سراغ مامانمو میگیره و ازم عکس میخواد منم با کمال میل براش میفرستم.
پایان🌹
ببخشید وقتتونو گرفتم.بوس به دودولاتون.

نوشته: نلسون

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18