رفتن به مطلب

داستان سکسی پنجره


poria

ارسال‌های توصیه شده


پنجره سکسی
 

در طبقه بالای یک آپارتمان جنوبی خانه ای با اقساط سنگین خریده بودیم و درآمد شوهرم کفاف پرداخت اقساط را نمی‌داد خوشبختانه هنوز بچه‌ای نداشتیم و من کم و بیش مقداری آرایشگری بلد بودم شوهرم را راضی کردم یکی از اتاق‌ها را به محل کار تبدیل کنم کم کم کارم رونقی پیدا کرد هرچند بیشتر کسانی که مشتریم بودند محلی محسوب می‌شدند و برای راحتی و نزدیکی من را انتخاب کرده بودند. خونه دو تا اتاق داشت یکی رو به بالکن و یکی پشت آفتاب کار آرایشگری را در اتاق پشتی که محفوظ تر بود انجام می‌دادم و اتاق جلویی رو به بالکن اتاق خوابمون بود انتخاب اتاق خواب برای این بود که بیشتر وقتها می توانستیم پنجره را باز بگذاریم واز هوای آزاد بیرون استفاده کنیم بنابراین از روز اول تخت را جلو پنجره گذاشته بودیم تراس ساختمانهای روبرو با شیشه مات تا نیمه پوشیده شده بود و کسی نمی‌توانست روی ما دید داشته باشد از طرفی ما در طبقات بالا بودیم و بجز یکی دو تا خانه روبرو کسی به داخل خانه دید نداشت متاسفانه بعضی خانه ها بعد از مدتی شیشه های مشجر را برداشتند خوشبختانه جلوی درب اتاق ما یک کاج قدیمی بود که جلوی دید همسایه‌های مزاحم روبرو رو میگرفت با این وجود مدتی بعد شوهرم برای محکم کاری به پنجره پرده زد خودمان انقدر سرمان شلوغ بود که وقت ایستادن پشت پنجره و جاسوسی دیگر دیگران را نداشتیم اما شوهرم می‌گفت ممکنه آپارتمان‌های روبرو داخل خانه دید داشته باشند بیشتر مشتری‌های من از داخل ساختمان خودمان بودند اما کم کم از ساختمان روبرو هم چند تا مشتری پیدا کردم یکی از این مشتری‌ها
تقریباً هم سن و سال خودم بود و مثل ما بچه نداشتند خانم خوش صحبتی بود و برخلاف خیلی ها اهل چانه و عقب وجلو کردن وجه خدماتی که براش انجام می‌دادم نبود وقتی بیشتر با هم آشنا شدیم طبق معمول بیشتر مشتری‌ها از شوهرش و روابط داخلیشون برام صحبت می‌کرد می‌گفت شوهرش اوایل ازدواج خیلی آتشی مزاج بوده و مدت زیادیه تو رابطه سرد شده اول فکر می‌کرده سرش به جای دیگری بند شده اما بعداً می‌فهمه مشکل این‌ها نیست علاقه اش فقط به زن خودشه ظاهراً رابطشون مثل بیشتر رابطه‌ها تکراری شده و گاهی با فیلم‌های پورن خودشون رو تحریک می‌کنند این گفتگوها کم کم به جاهای بالاتری رسید و باعث اعترافات عجیبی شد یک روز ازم خواست اعترافی بکنه وحرف‌هایی که می‌زنه بین خودمون بمونه و قسم داد بعد شنیدن حرفام ناراحت نشم و به هیچکس چیزی نگم بعد با کلی این پا واون پا کردن گفت
راستش مدتی بعد از اینکه شما تو این آپارتمان اومدید زندگی من و شوهرم را خیلی تغییر دادید پرسیدم چطور گفت شوهرم بیشتر وقت‌ها پشت پنجره ایستاده و به بیرون نگاه می‌کنه راستش را بخوای اتاق خواب شما کاملاً تو دید ما قرار داره خصوصاً خونه شما مدت‌ها پرده نداشت و شما عادت داشتید بیشتر وقتها بدون اینکه چراغ اتاقتون را خاموش کنید وارد رابطه بشید ما چراغ‌هامون را خاموش می‌کردیم و شما را دید می‌زدیم راستش دیدن روابط شما رابطه ما را گرم می‌کرد و شوهرم از اون حالت بی‌میلی خارج شده بود در طول اون شب‌ها هر وقت شما وارد ارتباط می‌شدید ما هم رابطمون گرم می‌شد و شور و شوقی پیدا می‌کردیم تا اینکه اون پرده‌ها را نصب کردید و ما را توی خماری گذاشتید راستش شنیدن حرفاش خیلی ناراحتم کرد بهش گفتم ما نمی‌دونستیم و شما به خاطر این کار گناهکارید گفت ببین عزیزم ما فقط به رابطه خودمون کمک می‌کردیم و نیت بدی نداشتیم گفتم یعنی دید زدن داخل خانه دیگران کار اخلاقی و خوبیه؟ گفت به نظر من تا از چه دیدگاهی به این مسئله نگاه کنیم به هر حال شما چه بخواهید و چه نخواهید ما خواسته ناخواسته این کار را کرده‌ایم و شوهرم هیچ وقت فکر نمی‌کنه من جرات کنم این حرف‌ها را به شما بزنم گفتم ای کاش حالا هم نزده بودی با یک عذرخواهی ساده این مسئله حل نمی‌شه اما حرف این خانم به همین جا ختم نمی‌شد میشه گفت چشماش رو بست و تقاضای اصلیش را مطرح کرد بهم گفت راستش من هیچ وقت نمی‌خوام شوهرامون از این موضوع چیزی بفهمنداما از اینکه این موضوع را باهات مطرح کردم یه قصدی دارم که اگه انجام بدی هر طور بتونم برات جبران می‌کنم من می‌خوام باز هم بدون آنکه شوهرامون از موضوع بویی ببرند نادانسته این کار را ادامه بدی گفتم یعنی من خودم و شوهرم را در معرض نمایش شما بگذارم تا شما کیف کنید؟ گفت ببین اگر موضوع دیدن اندام شما بوده که من و شوهرم بارها اون را دیدیم فقط کافیه حرف‌های من را نشنیده بگیری و مثل گذشته به کارتان ادامه بدید گفتم حالا موضوع خیلی فرق می‌کنه اون روز نمی‌دونستم اما حالا اگه این کار را بکنم مشکل دیگه‌ای داره یه پول تپل توی دستگاه کشید و حقیقتش من در ذهنم وسوسه شدم که این کار را بکنم بهش گفتم باید فکر کنم گفت اشکالی نداره هرچی می‌خوای فکر کن اما به این کار از جنبه کمک به یه دوست فکر کن اگه من به تو چیزی نمی‌گفتم شاید خیلی وقت‌ها بدون اون که بدونید در مواردی باز هم این کار را انجام می‌دادید و ما هم بدون اون که به شما خط بدیم کارمون را ادامه می‌دادیم. بعد از رفتنش خیلی به این موضوع فکر کردم از طرفی وجدانم آزارم می‌داد و از طرفی جنبه مالی و خواهش‌های عاطفی اون خانم وسوسه‌ام می‌کرد چند روز بعد به بهانه گرفتن وقت آرایشگاه زنگ زد و گفت روی اون موضوع فکر کردی گفتم دلم می‌خواد این کار را برات انجام بدم ولی اگه یک روز شوهرم این را بفهمه زندگیم از هم می‌پاشه و عاقبت بدی گریبانم را می‌گیره گفت ببین هیچ وقت این اتفاق نمی‌افته نه شوهر تو و نه شوهر من چیزی نمی‌فهمد من هر طور بخوای بهت تضمین میدم بالاخره با بگومگوهای زیاد دل را به دریا زدم فقط قرار شد هر وقت عملیات داشتیم اون را در جریان بگذارم و به بهانه‌ای پرده‌ها را عقب بزنم اواخر هفته بود وقتی شوهرم سر کار بود پرده‌ها را باز کردم اول اصلاً توجهی نکرد اما یکی دو روز بعد ازم پرسید پرده ها را برای چی باز کردی گفتم کثیف شده بود باز کردم بشورم دیگه حرفی نزد شوهرم تقریبا شهوت خوبی داره تو هفته حداقل دو بار نزدیکی داریم یکی از شب‌ها که احساس کردم خیلی حال به حال شده با رفیقم تماس گرفتم و گفتم احتمالاً امشب وقتشه خودت مترصد باش که موقعیت از دست نره لباس سکسی کوتاهی داشتم که بیشتر وقت‌ها برای شهوتی کردن شوهرم می‌پوشیدم اواخر شب برای خواب توی اتاق اومدیم اول کمی مردد بود که نکنه از پشت پرده پنجره دیده بشیم بهش گفتم آخه اینجا دیدی نداره اصلا این پرده ها جلو دید بیرون را گرفته بود اگه ناراحتی چراغ‌ها را خاموش کن ‌میدونستم این کار را نمی‌کنه چون وقت کار دوست داره به بدن وسوراخ‌هام زل بزنه گفت نه می‌دونم دید نداره لباس‌هاش رو درآورد کیرش مثل یک موز کلفت سیخ شده بود تخت نزدیک پنجره بود اما قبلش ایستاده لب‌هام را می‌بوسید و پستونام رو می‌خورد راستش من کون وپستون‌های قلمبه‌ای دارم که به هیکلم نمی‌خوره و از روی لباس گشاد خیلی معلوم نیست اما وقتی لخت میشم واقعاً به چشم میاد لخت لخت جلوی پنجره بودم و موهای بلندم تا روی کونم آویزان بود حقیقتش حالا که تعریف می‌کنم می‌بینم از اینکه حس می‌کردم بدنم داره توسط دیگران دیده می‌شه خیلی شهوتی بودم کمی ایستاده پستونام را مکید من طبق عادت جلوش زانو زدم و کیرش را مکیدم دست‌هام رو روی تخت گذاشتم و از کمر
خم شدم چند بار کیرش را داخل کسم کرد ناله می‌کردم بهش گفتم میخوای برات کاندوم بیارم کاندوم‌ها توی اون اتاقه گفت برو به بهانه آوردن کاندوم به رفیقم یک پیام دادم فوری جواب داد ممنونم داریم می‌بینمتون کیر شوهرم برام سیخ شده
فقط اگر ممکنه وقتی داری میدی پستون‌های قشنگت رو به پنجره باشه بسته کاندوم را آوردم رو تخت حالت داگی شدم به شدت تلمبه می‌زد کمی درد داشتم اما تظاهر می‌کردم خیلی درد داره و مخصوصاً انگشتام رو به نشانه شدت درد گاز می‌گرفتم پستونام با تکان های پی در پی شوهرم به شدت تکون می‌خورد و بالا و پایین می‌افتاد گاهی دستام رو زیرشون می‌گرفتم وقت‌هایی که شوهرم فشارشون نمی‌داد هم خودم می‌مالیدمشون درست مثل فیلمهای پورن هیجانی عمل می‌کردم و فکر کنم حس دیده شدن این حالت رو در من ایجاد می‌کرد اون شب پوزیشن‌های مختلفی را داشتیم یادمه آخرای کار شوهرم روی تخت دراز کشید و من روی کیرش نشستم و بالا و پایین می‌شدم تو این
حالت هم هیکل من، هم دست‌های شوهرم که گاه گاه پستونام را ماساژ می‌داد کاملاً دیده می‌شد بالاخره کار تموم شد چراغ را خاموش کردیم و بی‌حال روی تخت افتادیم شوهرم همون وقت خوابش برد عجیب این بود که من هنوز حس شهوت داشتم با خودم فکر می‌کردم وقتی هیکلم لخت مادرزاد جلوی پنجره تکون می‌خورده اون‌ها چه حسی داشتند فردا نزدیکای ظهر بود که دوستم زنگ زدو خواست بدونه تنهام یا کسی پیشم هست گفتم تنهام اگه می‌خوای پاشو بیا اینجا چون بهتره پشت تلفن حرف نزنی در ضمن خواستم پیام‌ها را هم پاک کنه و خودم هم همین کار را کردم وقتی رسید کم مونده بود پاهام را ببوسه گفتم تعریف کن ببینم چی شد گفت شوهرم بی‌حال یه گوشه نشسته بود که من متوجه شما شدم صداش کردم گفتم مثل اینکه اینها دوباره شروع کرده‌اند بلافاصله چراغ‌ها را خاموش کردیم هرچند خوب پیدا بودید اما شوهرم یک دوربین شکاری خوب داره که با اون صحنه‌ها خیلی قشنگ‌تر پیدا بود گاهی دوربین را به من می‌داد هرچی بود میدیدم که کیرش مثل یک بادمجون باد کرده پرسید به نظر تو چرا پرده‌ها را برداشتند؟ گفتم نمی‌دونم شاید فکر می‌کنند توی خونه دید نداره شوهرم همینطور که نگاه می‌کرد با هیجان از شما صحبت می‌کرد بهم می‌گفت زنه عجب پستون و کونی داره دستش بی‌اختیار تو بدن من بود فقط خیلی چیزها را بهم تحمیل کردی گفتم چطور گفت من برای شوهرم ساک نمی‌زنم یعنی از این کار بدم میاد ولی با تقلید از تو وادارم کرد همون کار را انجام بدم راستی می‌خواستم بپرسم اون وقت که صورتت سمت پنجره بود و انگشت‌هاتو را گاز می‌گرفتی از عقب می‌دادی گفتم نه ما اصلاً این کار را نمی‌کنیم گفت پس چرا صورتت مثل کسایی بود که خیلی درد دارند گفتم نمی‌دونم شاید هیجانی شده بودم گفت ولی شوهرم اشتباه فهمید فکر کرد داری از عقب کون میدی بعد از اینکه کارتون تمام شد حسابی از زحمت کونم در اومد پرسیدم معمولاً از عقب رابطه دارید گفت نه خیلی کم اما با وجود دردی که کشیدم و ناله‌هایی که امیدوارم به گوش همسایه‌ها نرسیده باشه خیلی بهم حال داد و همه این‌ها را مدیون تو هستم این داستان تا روزای آخری که ما اونجا بودیم و به دلایلی جابجا شدیم ادامه داشت حالا که فکر می‌کنم به نظرم می‌رسه حس برهنگی جلوی دیگران خصوصاً وقتی پنهانی خبر داشته باشی دیده میشوی کیف به خصوصی داره نظر شما چیه؟

نوشته: ژ.خ

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18