رفتن به مطلب

داستان سکسی رابطه با زن عمو


behrooz

ارسال‌های توصیه شده


منو زن عموم
 

سلام من امیر هستم از یکی از شهرهای جنوب غرب یه زن عمو دارم اسمش مریم این داستان برمیگرده به سال 95. این زن عمو ما خیلی سکسیه کون بزرگ کمر باریک سینه 80 قد 175
اون موقع مغازه لباس فروشی داشتیم من تو مغازه خودمون مشغول بودم بعضی وقتا با زن عمو چت میکردم یه روز بهم گفت عکس شومیز برام می‌فرستی ببینم براش فرستادم از قصد از مدل هایی گرفتم که سکسی باز باشن یه مدل انتخاب کرد که یه شومیز گیپور بود با یه شورتک قبل این که لباس انتخاب کنه از دوست دخترام سوال میکرد منم بهش میگفتم که چطور باهاشون سکس دارم اینا و نمیتونن تحمل کنن سایز منو زن عمو کنجکاو شده بود که مگه چقدره گفتم سایزش نمی‌دونم میخوای عکسش بگیرم فرستادم برایش گفت خاک بر سرت بدبخت دوست دخترت کم کم گذشت بهش گفتم با یکی از زن های همسایمون دوست شدم شوهرش میره سوریه اونم هی میپرسید که بدن زنه چطوریه اینا منم بهش فهموندم که من کونشو دوست دارم چون کون زن عموم بزرگ بود بدجور تو نخش بودم گذشت تا اینکه گفت شومیز بیار برام گفتم باشه کی بچه ها نیستن که بیام اول شوکه شد بعدش گفتم زشته ببینن من چیزی آوردم برات یه جور راضیش کردم که وقتی بچه هایش مدرسه اند من برم فرداش شد گفت ساعت 10بیا منم مغازه پیچوندم رفتم رسیدم زن عموم اول چادر سرش بود تو حیاط بودیم گفتم بپوش ببین سایزته گفت جلو تو گفتم آره مگه چیه مقاومت نکرده لباسشو درآورد ولی دیوانه شدم بدنش دیدم شق کردم لباس پوشید بهش گفتم مریم چه اندامی داری گفت خیلی هیزی مثل عموت گفتم یه لحظه برگرد ببینم کونتو چقدر تو این لباس بزرگ تر شده مریم ذوق زده برگشت منم از پشت چسبیدم بهش کیرمو علنی میمالیدم بهش چسبید به جاکفشی دستش زد به دیوار دیدم خودش داره باسنشو میماله به کیرم منم سینه هاشو گرفتم گفتم زن عمو میشه ببینمشون منظورم سینه هاش بود حسابی مالیدمش زن عموم چشاش شهوتی شده بود لبش گاز می‌گرفت
منم همینطور که نوک سینش میمالیدم کمر بندم باز کردم کیرم در آوردم دستش آوردم عقب دادم دستش کیرم اونم یجور برگشت نگام کرد چشاش 4تا شده بود بهش گفتم زن عمو کیرم دوست داری ببین چه کلفته اونم اولش گفت نه اما وقتی برگشت دیدش گفت چقدر کلفته بزرگه مال عموت خیلی از این کوچیک تره از تو عکس معلوم نبود آنقدر بزرگه گفتم شورتو در بیار در آورد باز از پشت چسبیدم بهش لای کونش گذاشتم گردنش لیس میزدم پشت کمرش اونم با کونش کیرم می‌مالید بهش گفتم زن عمو کیر کلفت دوست داری گفت آره اینجا بود دستم رفت رو کصش بیشتر تند تر کونشو به کیرم می‌مالید گفتم خم شو بیشتر آب کصش راه افتاده بود یه توف انداختم رو کیرم سرش گذاشتم تو کصش که نفسش بند آمده بود کصش واقعا تنگ بود فهمیدم کیر عموم کوچیه واقعا که آنقدر تنگه می‌گفت آروم امیر بزار بهش عادت کنم خیلی بزرگه کصم داره جر میخوره همین که گفت یهو تا ته هل دادم تو کصش آخش در آمد خودش جلو دهنش گرفت که صداش نره بیرون چون تو حیاط بودیم منم آروم آروم تلمبه میزدم اونم ناله میکرد با دستم بالا کصش میمالیدم اسم صدا میزد میگفت امیر کص زن عموت جر دادی گشادش کردی عموت بخواد بکنه می‌فهمه گشاد شده چکار کردی بام آه ناله میکرد منم سرعتم بیشتر کردم در گوشش میگفتم این کص مال منه دیگه حق نداری بدی به عموم کص تو حیف با اون کیر کوچلوش بکنه من باید بکنم زنشو که اینطور حال کنه همین گفتم زن عموم وحشی تر شده بود می‌گفت بکن تا ته بکن تو کص زن عموت محکم بزن منم محکم تلمبه میزدم رفتیم تو اتاق پاهاش گذاشتم رو شونم شروع کردم تلمبه زدن زن عموم می‌گفت بکن زود باش ابت بیار منم بهش میگفتم کونت میخام می‌گفت نه من به عموتم نمی‌دم منم سینه هاشو میمالیدم نوکش می‌کشیدم تو دهنم همزمان تلمبه میزدم گفتم از این به بعد من شوهرتم به من میدی فهمیدی اونم دیونه شده بود می‌گفت آره تو شوهرمی اون نمیتونه ارضام کنه همین جا ها بودیم که یهو لرزید متن با انگشت ضربه میزدم رو کصش میکردم توش آبش یجور پاشید که گفت تا حالا ندیده بودم ابم اینطور بپاشه فقط خیس میشدم همیشه همین که ارضا شد منم رفتم نشستم رو سینش کیرم دادم دهنش یجوری میکردم دهنش که خفه بشه صورتش پر از تف خودش شده بود گفتم برعکس شو گفت کون نه گفتم برگرد رفتم تو آشپز خونه روغن مایع آوردم مالیدم به کیرم کونش سوراخش کیرم مالیدم چند بار به سوراخش یه دفعه گفتم شل کن دردت نگیره منم محکم هل دادم تو کونش نصفش رفته بود جیغ میزد می‌گفت امیر میسوزه درش بیار توروخدا گفتم تحمل کن الان تموم میشه شروع کردم تلمبه زدم چه کون تنگی بود واقعا کیر ندیده بود زن عموم حسابی ناله میکرد منم تلمبه هام سنگین سریع تر کردم میگفتم کیرم دوست داری مریم اونم می‌گفت آره بکن توش منم محکم تر میکردم تا اینکه این آمد تا قطره آخر خالی کردم توش گفت جون چقدر ابت داغه کونم سوخت کیرمو درآوردم دیدم گوشه سوراخش خون آمده یکم اونم می‌گفت میسوزه کونم نمیتونست بلند بشه بلندش کردم رفت حموم منم زدم بیرون چند باری دیگه سکس داشتیم یا حتی زیدامو می‌بردم تو حیاط خونشون میکردم اگه دوست داشتین بقیه سکسامو می‌نویسم ببخشید اگه خوب نبود چون اولین داستانیه که مینویسم

نوشته: جنوب غرب

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18