رفتن به مطلب

داستان گی کون دادن به دو نفر


labubu

ارسال‌های توصیه شده


من رو با رفیق اش شریک شد
 

داستان گی هستش، اهلش نیستید ادامه ندید
اسم من فرشاده، اهل کرج، 25 سالمه، همیشه بخاطر فیس ام و هیکل ام مورد توجه همه قرار می گرفتم و این رو خیلی دوست داشتم.چشمای رنگی و پوست سفید و هیکلی که به نظر اونها دخترونه بود، چون با قد متوسط رانها و باسن تپل داشتم و کمرم نسبت به هیکل یه پسر کمی باریک تر بود، راستش انگار درونم یه دختر بودم که از توجه پسرها و مردها خوشش می اومد. در کل بخاطر اینکه کنترل شدیدی از طریق برادرام و خانواده داشتم، کل دوران مدرسه صرفا توی مدرسه بچه ها دستمالی ام میکرد و حتی تجربه سافت رو هم نداشتم، البته اینم بگم، توی اون سن و دوران بلوغ کسی با حس من صرفا مورد سو استفاده قرار می گیره و کسی حس آدم رو درک نمی کنه.
دیپلم که گرفتم، داداشم یه کار توی یه بوتیک توی مرکز خریدی که خودش هم کار می کرد پیدا کرد و کم کم با یکی دو تا مشتری آشنا شدم و اولین سکس هام شروع شد. راستش برام واقعا یه دنیای دیگه بود، اینکه بدنم توسط مردی خواسته بشه و اون میزان شهوت و تماس بدنی و رابطه جنسی باعث می شد که خیلی لذت ببرم. تا با یه نفر آشنا شدم که حدود 32/3 سالشه و اسمش محسن ه، کارواش دامادشون رو می گردونه و خیلی هیکل رو فرمی داره و تقریبا یکی دو سایز از نظر قد و هیکل از من بزرگتره و خیلی هم حس مالکیت روم داره، جوری که حق نداشتم با کسی سکس کنم و کنترلم می کرد.
تا جایی که سربازی ام که شروع شد و بوتیک نمی تونستم کارکنم، داخل کارواش یه فروشگاه داشتن و گفت بیا پیش خودم کار کن، راهش نزدیک تر بود و دیدن ماشین ها و فضاش رو هم دوست داشتم. آموزشی و اینها که تموم شد، تقریبا عصر به بعد می رفتم اونجا و هر وقت هم که می خواست می بردم خونه اش و سکس می کردیم. من که راضی بودم، شش دانگ برای اون بودم و راستش از تسلط و کنترل اش خوشم هم می اومد، توی اون کارواش کسی نمی دونست و بهم گفته بود که حواسم باشه و منم تلاش می کردم وارد شوخی ها نشم و خیلی ساکت برم و بیام.
اونجا خیلی قاطی شوخی و گرم گرفتن با بقیه نمی شدم، چون محسن نمی خواست کسی بشناسه و متوجه رابطه بشه. مهرماه بود که یه روز یه دوستش اومد اونجا، اسمش داوود بود و توی همون رنج سنجی محسن، خیلی هیکل ورزیده تری داشت و پوست تیره و چهره اش خیلی جدی بود. من کسایی که توی نخ کونم باشن و اهلش باشن رو از نوع رفتار و نگاه و اینکه سر حرف رو باز می کنند می تونم تشخیص بدم، داوود هم از لحظه ای که من رو دید خیلی حواسش بود و کلی حرف زد و آمار گرفت تا محسن اومد و رفتن بیرون.
خب کیس این مدلی زیاد می اومدن، حتی پیشنهاد می دادن و چون محسن خیلی حساس بود و منم می ترسیدم ازش، حرکتی نمی زدم.دو سه روز بعد، محسن بهم پیام داد که فردا چه ساعتی کارواش هستی؟ گفتم 2 و گفت اومدی بیا دفتر. فردا رفتم و بهم گفت: داوود رو دیدی اون روز اومد اینجا؟ گفتم آره. گفت ببین ما خیلی رفیقیم. آمار تو رو ازم گرفت و بهش گفتم که امروز اوکی ات می کنم باهاش بری. راستش رابطه امون خیلی عاشقانه نبود ولی خب این مدلی اش یه کم شوک شدم. گیج شده بودم .بهش گفتم: کجا برم ؟ نگاهم کرد و با یه نگاه خاصی و لحنی که مثلا خیلی چیز مهمی نیست گفت : باهاش برو خونه اش و با هم ... یه کم سکوت کرد و گفت : بچه بدی نیست. یه تنوعی هم برای تو میشه. کلا رابطه من و محسن این مدلی بود که هرچی می گفت : می گفتم چشم. چه توی کار و چه توی سکس. خیلی اختیاری برای انتخاب برحسب عادت نداشتم. یه کم باهام حرف زد که دیدم گوشی اش زنگ خورد. داوود بود. بهش گفت داره می آد و بهم اشاره کرد که برم دم در کارواش.
ماشین منتظرم بود. حس عجیبی داشتم. مخلوطی از خجالت و شرم و حس بی اختیاری یا شاید تحقیر و البته کمی شهوت. سوار شدم و احوالپرسی کرد و من هنوز باهاش اوکی نبودم و آروم و بریده جواب می دادم. راه افتاد و یه کم سکوت بودیم. بعد دستش رو گذاشت روی پام و گفت : خب فرشاد جون از کی با محسن هستی و .... و سر حرف رو با سوالات باز کرد و کم کم یخ ام آب شد و برام عادی تر شد.
خونه اش شهرک دهکده کرج بود، خانه های ویلایی قدیمی و فضایی ساکت و خلوت و توی اون ساعت خلوت تر هم بود. جلوی یه خونه ته خیابون ایستاد و رفتیم داخل. بهش گفتم : من میتونم دوش بگیرم. خندید و گفت : همینجوری هم عالی ای. گفتم نه از پادگان اومدم. حموم رو نشونم داد و یه حوله داد بهم. داخل حموم خودم رو شستم و خوشبختانه فرنگی هم داشت و راحت خودم رو خالی و تمیز کردم. خودم رو خشک کردم و حوله رو دورم پیچیدم و اومدم بیرون دیدم با یه شلوارک و لخت توی پذیرایی نشسته. هیکل و بازوهای ورزیده اش واقعا وسوسه انگیز بود و سکسی.
من رو که دید با یه لحن خریدارانه گفت : به به ، چه تیکه ای. بیا اینجا ببینم. رفتم سمتش. حوله رو از دورم باز کرد و گرفتم و روی پاهاش نشوند و لپای کونم رو با دستای مردونه و بزرگ اش گرفت و یه کم انگار بسنجه، گفت: جوون. ژله ای و نرمه و شروع کرد به لب گرفتن ازم و کونم رو مالیدن. یه کم دیگه، سرش رو برد روی سینه هام و شروع کرد به خوردن سینه هام، سرم بالا بود و چشمام رو بسته بودم، همزمان داشت سینه هام رو می خورد و قشنگ میک میزد و انگشتش روی سوراخم می مالید و آروم آروم فشار می داد. دستش رو خیس کرد و حالا دیگه یه ذره انگشت رو داخل کرد و دیگه راهش رو باز کرد آروم آروم انگشتش بازی می داد و کم کم داخل می کرد. سینه هام قشنگ قرمز شده بود و جوری می خورد و توی دهنش می کرد و لیس می زد که حس می کردم سینه های یه زن رو دارم. یه کم رهام کرد و آروم آروم از روی لب هام می بوسید و توی چشمام نگاه می کرد. بعد آروم دو انگشتی روی سوراخم فشار داد و یه کم داخل کرد و آخ گفتم و یه کم نگه داشت و همونجوری چشم توی چشم و گاهی از روی لب هام فقط می بوسید و آروم آروم داخل می کرد. حالا دیگه دو تا انگشت داخل بود و زبونش رو توی دهنم کرد و لب گرفتن و یه دستش هم دور کمرم نگه ام داشته بود.
دیگه کافی بود و از روی پاهاش آوردم پایین و گفت : خب فرشاد جون، کوچولو رو بیدارش کن و پاهاش رو باز کرد و کیرش رو از زیر شورت و شلوارک توی دستش گرفت و من روی زانو بین پاهاش نشستم و شورت و شلوارش رو گرفتم و درآوردم براش و کیرش که نیمه شق بود رو توی دستم گرفتم. توی همون نگاه اول معلوم بود که کیرش بلنده ولی خب کلفتی اش معمولی بود. راستش ساک زدن اون کیر میون اون پاهای ورزیده و شکم صاف و عضله ای واقعا جذاب بود. سر کیرش رو توی دهنم گذاشتم و لبهام رو دورش حلقه کردم و به چشماش نگاه کردم و با زبونم شروع کردم به چرخاندن دور کلاهکش و زیر کیرش. تکیه داده بود و دستش روی پشتی مبل و داشت تماشام می کردم. تشویقم می کرد و قربون صدقه ام می رفت. کیرش رو توی دستم گرفتم و شروع کردم به لیسیدن و بعدش تا نصفه کردم توی دهنم و دستم رو رها کردم و دستام رو روی پاهاش گذاشتم و شروع کردم به عقب و جلو کردن سرم و ساک زدن. داوود هم مدام با اینکه : خوشمزه است. قشنگ بخور. خوب سرحال بیار که قراره حسابی جاش کنی.
ساک می زدم و سعی می کردم حسابی با زبونم زیر کیرش رو تحریک کنم. یه کم بعد گفت: حلقی فرشاد جون. تا تهش بخور. کمی روی زانو بلند شدم و از بالای سرم رو تا جایی که می شد پایین آوردم و کیرش فضای دهنم رو رد کرد و رسید به حلقم و آروم فشار دادم و سر کیرش توی تنگی حلقم حس کردم و داوود گفت : اوووف ... جوننن .. دستش رو روی سرم گذاشت و یه کم فشار داد . نفسم که کم اومد و حس عق داشتم سرم رو عقب کشیدم و نفس تازه کردم و چند تا ساک می زدم و دوباره همین مدلی. هر بار حس می کردم کیرش شق تر میشه انگار. سفت سفت شده بود. قشنگ حشری شده بود و مشغول ساک زدن. سرم رو می چرخوندم و گاهی توی دستم میگرفتم و زبون میچرخوندم دورش و دوباره عقب جلو توی دهنم. صدای نفس نفس زدن و آه کشیدن حشری اش بلند شده بود.
یه کم بعد من رو عقب کشید و با خنده گفت: کارت رو خوب بلدی کونی خان. بسه دیگه. بلند شو بریم توی اتاق. روی تخت. بلند شد و از پشت نگه ام داشت و به سمت اتاق برد. کیرش اونقدری شق شده بود که وقتی راه می رفتیم به کونم می خورد. سمت تخت بزرگ توی اتاق برد. عکسش با زنش بالای تخت رو که دیدم فهمیدم متاهله. لب تخت داگی ام کرد و بعد انگشتش رو خیس کرد و دو انگشتی آروم فرو کرد و هی خیس می کرد و سوراخم رو باز می کرد. کیرش رو روی کونم می زد و لای کونم می کشید. بهم گفت باز کن ببینم. دستم رو بردم عقب و لپای کونم رو از هم باز کردم و نگه داشتم.
بعد انگاری یه چیزی یادش بیاد پرسید: غیر از محسن به کسی دیگه هم می دی؟ گفتم نه. گفت توی خدمت چی ؟ گفتم نه. گفت خوبه . آروم کونم رو مالید و بعد سر کیرش رو لب سوراخم گذاشت و بعد با یه تحکم گفت : از جات جم نمیخوری ها. و یه فشار داد و یه چند سانتی داخل شد و درد خفیفی داشت ولی لذت بخش. اونقدر بازم کرده بود که راحت داخل بشه و سریع دو طرف کمرم رو گرفت و بدون رحم کیرش رو تا ته فشار داد. جیغم در اومد و قابل تحمل نبود برام تو توی دستاش مهارم کرد که نپرم جلو. سرم رو روی تخت گذاشتم و با التماس گفتم : آییی . آروم ... توروخدا ... در بیار ... انکار کیرش بلندتر از اونی بود که سوراخم رو باز کرده باشه و وقتی تا ته رفت قشنگ اعماق سوراخم درد و گرفتگی رو حس می کردم.
گفت : هیس. الان تموم میشه . جا باز می کنه. دستش روی کمرم می مالید. گفت : تمام لذتش به همین تنگ بودنشه. باز بشه دیگه حال نمی ده. کیرش رو کمی نگه داشت و تا نصفه بیرون کشید و آروم داخل کرد و من فقط تحمل می کردم و ناله می کردم. خب محسن همیشه طولانی و آروم آروم می کرد و اصلا این مدلی اش رو تجربه نکرده بودم. با هر بار عقب و جلو کردن حس میکردم دارم پاره میشم و انگار از ناله های من و بهم پیچیدیم لذت می برد. کم کم بهتر شد و شروع کرد به تلمبه زدن. حالا دیگه تلمبه های روون می زد و یه کم بعد متوقف شد و بهم گفت : اولین بار من همیشه این مدلی می کنم. بعد یه سیلی آروم به کونم زد و گفت: کونی باید اولش آب بندی بشه. آروم آروم بمونه واسه دفعه بعد.
یه کم دیگه تلمبه زد و بعد روم خم شد و دستش رو برد دور سر سینه هام و روی زانوهام بلندم کرد و همونجوری که کیرش داخلم بود یه کم من و خودش رو جابجا کرد و روی زانو ایستادم و سرم رو برگردوند و شروع کرد به لب گرفتن و خوردن لبهام و زبونش رو توی دهنم می چرخوند و دستش هم روی سینه هام بود و توی مشتش میچلوند و شروع کرد به ادامه گاییدن کونم. بعد آروم توی گوشم گفت: من بهتر میکنمت یا محسن؟. بعد کیرش رو بیشتر از قبل عقب کشید و داخل کرد و تلاش می کرد این مدلی ادامه بده. کیرش رو تا جایی که در نیاد بیرون می کشید و وقتی می خواست تا ته بکنه بدون وقفه تا ته می کرد و همزمان مشغول لب گرفتن بود و سینه هام دیگه درد می کرد اینقدر چلونده بود و من دیگه آه و ناله های شهوتی ام با ریتم تلمبه هاش داخلم هماهنگ شده بود.
در احاطه بدن اش بودم و همه کاری باهام می کرد. شهوت تموم جونم رو پر کرده بود. زانوهام خسته شده بود و سوراخم از عقب و جلو رفتن کیرش و مالش به داخل سوراخم داغ داغ شده بود و واقعا تحمل سخت شده بود. حس میکردم سوراخم نرم نرم شده و باز باز. آروم بهش گفتم : خسته شدم . عوض می کنی . کیرش رو بیرون کشید و گفت : طاق باز بخواب ببینم و خودم رو کشیدم وسط تخت و کونم لب تخت بود که گفت : نه برو بالای تخت و رفتم روی تخت و سرم بالای تخت و وسط تخت و اومد و پاهام رو باز کرد و نشست وسط اشون و روی زانو بلند شد و پاهام رو روی پهلوهاش نگه داشتم و کیرش رو تف مالی کرد و با دست آروم داخل داد و یه کم جابجا کرد خودش رو و ران هام رو توی دستاش گرفت و پاهام به سمت بالا نگه داشته بودم و شروع کرد به تلمبه زدن.
از بالای رون پام گرفته بود و قشنگ از هم بازم می کرد جوری که کشاله هام کشیده می شد و کیرش حالا انگار بیشتر داخل می شد و تا ته که می رفت رون پام مورمور می شد و حس می کردم هر بار که سر کیرش ته کونم میخورد، هر لحظه ارضا بشم و آبم بیاد. کیرم یه کم شق شده بود. بدنم زیر تلمبه هاش می لرزید. سینه هام که حالا کمی قرمزی اش کمتر شده بود مثل یه موج همراه شکمم و رونام می لرزیدن. هیکل ورزیده با رنگ پوست تیره ی داوود و بدن سفید و صیقلی من که توی دستاش بود خودم رو هم حشری می کرد. آه و ناله شهوتی می کردم و داوود قشنگ روی دستاش بلندم کرده بود و با تمام قدرت من رو می گایید.
وقتی ناله هام دیگه بلند شد و تحمل اش سخت شده بود، دستش رو با دستم می گرفتم که کمی آروم تر کنه، پاهام رو رها کرد و یه کم جابجا شد و روم خم شد و سینه هام رو با دو تا دستش گرفت، قشنگ چنگ انداخته بود و توی مشت اش بود و حالا تنها بخشی که من رو نگه داشته بود سینه هام بود و تلمبه هاش رو با ضربه می زد و سینه هام کشیده می شد و یه درد و تحریک لذت بخش توشون می پیچید. بعد کمی عقب کشید و کیرش رو در آورد و پاهام رو کنار هم جفت کرد و به پهلو چرخوند و پاهام رو کمی توی شکمم جمع کرد و روی زانو خودش رو نگه داشت ، کیرش رو داخل کرد و دستش رو روی پهلو و کونم که حالا یه وری بود نگه داشت و شروع کرد خیلی سریع و بدون وقفه تلمبه زدن و قشنگ وحشی و شهوتی شده بود.
با شهوت و تحکم بهم نگاه می کرد و می گفت : خوب میکنمت کونی ؟ من بهتر میکنم یا محسن؟ تندتند تلمبه می زد و می گفت: جرت میدم. کیرش رو تا ته فشار می داد و ناله که می کردم، می گفت: جوون . کون رو باید اینجوری گایید. خودش رو بلند کرد و روی همون زانو خودش رو نگه داشته بود و کیرش رو عقب و جلو می کرد و به کونم هم سیلی می زد. راستش فکر نمی کردم اینقدر از خشن بودن اش لذت ببرم. نفس نفس می زد و خیس عرق شده بود و بدن ورزیده و عضله ای اش قشنگ برق می زد. کیرش رو تا نصفه بیرون کشید و دستش رو دوباره روی کونم تکیه داد و بعد فشار داد و محکم فشار داد و خودش رو رها کرد روم و بدنم رو همونجوری که کیرش داخلم بود چرخوند و روی شکم خوابیدم و روم خزید و اومد روم خوابید و دستاش رو دورم حلقه کرد و پاهام رو با پاهاش قفل کرد و سرم رو سمت خودش چرخوند و شروع کرد خیلی شهوتی و لب گرفتن و گردنم رو محکم از جلو گرفته بود و انقدر محکم توم تلمبه میزد که ناله ام در اومده بود.
حرکاتش خیلی تند بود و کیرش قشنگ داخلم کوبیده می شد و زیر دلم و داخل سوراخم درد و فشار و داغی طاقتم رو طاق کرده بود. پاهام رو حس نمی کردم. زیرش قفل شده بودم، کامل خوابیده بود روم و نفسم به سختی در می اومد. با هر تلمبه که می کشید بیرون یه کم از روم بلند می شد و دوباره بدنش به بدنم کوبیده می شد و کیرش تا تهم داخل می رفت و با ضربه هاش توی دستش به سمت بالای سر می خوردم.
چشمام رو بسته بودم و داشتم میون شهوت و گاییده شدن سخت دست و پا می زدم و تحمل می کردم که یه لحظه خودش رو روم فشار داد، جوری که داشتم خفه می شدم. دستش روی گلوم بود و از شهوت فشار می داد و هنوز زبونش توی دهنم بود و از لرزش بدن اش و بی حرکت موندن و فشار دادن کیرش ته کونم حس کردم داره ارضا میشه، جاری شدن آب گرمش که زیاد بود و گرماش توی سوراخم آرومم می کرد. یه تکون روم خورد و رهام کرد و یه آه کشید و یه گرمای تازه تر رو دوباره حس کردم. آروم روم بی حرکت بود و آروم آروم نفس می کشید. کیرش هنوز توم بود، یه کم بعد آروم خودش رو بلند کرد و همونجوری که کیرش داخلم بود روی پاهام نشت. لای کونم رو باز کرد و گفت : نگه دار و لپای کونم رو با دست باز شده نگه داشتم و گفت : بده بیرون ، سوراخم رو حس نمی کردم، قشنگ باز باز بود، سعی کردم به بیرون فشار بدم که آبش از سوراخم بریزه بیرون، آبش رو که روی سوراخم حس کردم، گفت : آهان .... بعد کیرش رو زیر آب نگه داشت و توی اون حالت فرو کرد داخل و دوباره آورد بیرون و چند بار این کار رو کرد، کیرش دیگه داشت شل می شد. با کیرش چند ضربه لای کونم زد و چند تا دستمال برداشت و خودش رو تمیز کرد و بعد کونم رو تمیز کرد و داد دستم که خودم ادامه اش رو انجام بدم.
سوراخم رو تمیز کردم و خودش رو کشید پشت سرم.
بغلم کرد و کیرش رو که هنوز یه کم جون داشت رو لای پام فرو کرد و از پشت دستش روی شکم و سینه هام می کشید و گفت: ارضا نشدی ؟ بهت حال نداد ؟ خندیدم و گفتم : نه . خوب بود. خودم دست نزدم بهش که آبم نیاد. دستش رو برد روی کیرم و آروم آروم شروع کرد به مالیدنش و باهام حرف می زد. می دونست که یه کم سخت شروع کرده و اذیت شدم، داشت حرف میزد که اوکی بشم ، تحریک شده بودم و هر بار که دستش کلاهک کیرم رو میمالید، دیوونه می شدم. یه لحظه حس کردم الانه که بیاد. دستم رو بردم روی دستش و دستش رو رها کرد و کمی به سمت خودش من رو چرخوند. کیرم رو روی شکمم نگه داشتم و دستم رو روش گرفتم که آبم اومد.
بی جون شده بودم. با دستمال شکمم رو تمیز کردم و یه کم توی اون حالت پیشش دراز کشیدم و بعد رفتیم دوش گرفتیم و لباس پوشیدیم و رفتیم بیرون غذا خوردیم. من رو تا خونه رسوند و فردا که رفتم سر کار، محسن ازم پرسید که اوکی بودی و یه کم حرف زد که متوجه شدم از این دفعه قراره به هر دو شون سرویس بدم.

نوشته: Ornetpub@

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18