رفتن به مطلب

داستان فتیش بازی با دختر قدبلند


migmig

ارسال‌های توصیه شده

     فتیش × سکس فتیش × داستان فتیش × داستان سکسی ×

در آغوش دختری قدبلند

فتیش عجیبی نسبت به زن های قدبلند و قوی دارم و همیشه با دیدنشون تحریک میشم. تو سایت های پورن همیشه داستان های با عنوان لیفت کری رو سرچ میکنم که توش زن های هیکلی تو رابطه طرف مقابل رو ( چه مرد باشه چه زن ) بغل میکنن و باهاش بازی میکنن و خلاصه تو رابطه کاملا مسلط به طرف مقابل. از جمله تمام فیلم های فونیکس ماری رو میبینم که همیشه پارتنرش تو سکس رو به روش های مختلف بلند میکنه و خیلی قوی و هیکلیه و حتی تو یه فیلمش دو تا دختر رو با هم بلند میکنه که بارها و بارها من دیدمش. یا کسای دیگه مثل آبلا دنگر یا نیکولت شه آ یا لوران فیلیپس و … که همگی پورن استار های زن و ورزشکار هستن. این حس یه مدت خیلی دیگه آزارم میداد و همش فکر و ذهنم درگیر بود که چرا نمیتونم خودم همچین دختری رو پیدا کنم و واقعا دیگه فکر میکردم اگه تجربش نکنم ممکنه از هیچ نوع سکسی لذت نبرم . بخاطر همین خیلی دنبال یه فرصت بودم و یک بار تو یه فروشگاه هم به یه خانم خیلی هیکلی برخورد کردم و پیشنهاد دادم که رد کرد تو همین سایتم یک بار نوشتم که کسی بهم پیام نداد به جز چند تا پسر که مسخرم میکردن. دیگه مونده بودم چیکار کنم که بلکه یجوری یکم این حس و فتیش تو من از بین بره. خب طبعا تو اینستا هم با توجه به علاقه ای که داشتم کلی از خانم های ورزشکار و قد بلند رو فالو میکردم و عکساشونو میدیدم تا اینکه یه روز تو اینستا یکی از این مربی های بدنسازی زنان که فالو میکنم و خودش باشگاه هم داره یه عکس گذاشته بود و نوشته بود با چندتا از بهترین و قوی ترین شاگردام. همه بدنای ورزیده داشتن ولی یکیشون خیلی قد بلندی داشت و خیلی نظرمو جلب کرد سریع زدم رو عکس و خوشبختانه دیدم که بلههه تگ شده و اسمش پردیس بود و پیجش باز بود. ۲ هزار تا فالور داشت که این خوشحالم کرد که خیلی پیجش شلوغ نیست. رفتم همه پست ها و استوری هاش رو دیدم و یدونه استوری های لایت داشت که نوشته بود سوالاتون رو ازم بپرسین و اونجا متوجه شدم که ۲۷ سالشه و قدش ۱۸۱ سانتی متره و وزنش رو نوشته بود بسته به شرایط و حجم و رژیم و اینا بین ۸۳ تا ۹۰ متغیره. ایده آل بود. دلو به دریا زدم و پیام دادم بهش . با خودم گفتم پیشنهاد معمولی مو که طبعا قبول نمیکنه بزار راستشو بگم شاید اثر کرد و گفتم بهش که دوست دارم تو رابطه اون بهم مسلط باشه و حتی برده باشم اگه بخواد. قبلا چند بار سعی کرده بودم ولی هیچوقت جواب نمی گرفتم اما اینبار در کمال ناباوری پردیس جوابمو داد و کلی صحبت کردیم و قرار شد پس فرداش برم جلو باشگاه دنبالش. خیلیییی ذوق داشتم و داشتم به آرزوم میرسیدم. اینم بگم که من خودم ۲۹ سالمه و قد ۱۷۴ و وزن ۷۰ کیلو دارم. بالاخره دیدمش وای که چه هیکل و ابهتی داشت و در عین حال زیبا بود. کلی تو راه صحبت کردیم و وقتی رسیدم خونه من و تا درو بستم گفت خب بیا جلوم وایسا رفتم جلو و چقدر حس خوبی بهم میداد که باید به بالا نگاه میکردم
-چند کیلویی؟
-۷۰
-پس ۲۰ کیلو کمتری جوجه!
-دوست دارم تو بغلت محو بشم دوست دارم همه چی تحت کنترل تو باشه
-نترس اولا که خودمم همینو میخوام دوما که اگه نخوام هم تو نمیتونی کاری بکنی من ۲ برابر وزن تو اسکات میزنم
بلافاصله بعد از اینکه اینو گفت دستاشو دور کمرم حلقه کرد و از زمین بلندم کرد منم تو همون حال لبامو چسبوندم به لباش که خدا رو شکر ری اکشنی نداد و جوری همدیگه رو میبوسیدیم که آه از نهادم بلند میشد بعد منو گذاشت زمین و همینطور که لباساشو در میاورد گفت :
-لخت شو و از نوک انگشتام شروع کن به بوسیدن
منم همین کارو کردم چه پاها و عضلانی داشت ساق پاشو لیس میزدم وقتی رسیدم به روناش داشتم دیوونه میشدم و انقدر کش دادم که داد زد زود باش دیگه کار داریم و دستمو گرفت و بلندم کرد و گفت زیر بغلامو لیس بزن تا عصبانی نشدم منم سریع شروع کردم به لیس زدن زیر بغلاش. سرمو با اون دستش گرفته بود و محکم به زیر بغلش فشار میداد بعد ولم کرد و باز بلندم کرد و منو گذاشت رو یه شونش و دستشو به کونم میکشید و بواش یواش دیدم داره انگشتم میکنه سریع دوزاریم افتاد که اینکه سریع قبول کرده احتمالا بخاطر این بوده که خودشم دوست داره دومیننت باشه و احتمالا بخواد منو بکنه ولی گفتم به درک به هر حال من الان رو شونه یه دختر قدبلند و هیکلی هستم که اوج آرزوم بود پس هر چه بادا باد. تو همین فکرا بودم که گفت خب جوجه خوش میگذره اون بالا گفتم آره پردیس جونم قربون بازوهات برم گفت:
-الان میخوام سوپرایزت کنم میخوام بکنمت البته نگران نباش جوری میکنمت که آخرش التماس کنی ولت نکنم
-چشم هرچی که تو بگی
-عه چه سریع قبول کردی جوجه خوشم اومد
-من که گفتم دوست دارم کاملا در اختیار تو باشم
-خب پس بریم سراغ دیلدو
-فقط میتونم یه خواهشی داشته باشم
-الان نه ولی اگه پسر خوبی بودی و ازت راضی بودم آخرش بگو
-چشم
در همین حال دیلدو رو بست و همزمان گفت:
-بیا سوتینمو باز کن جوجه
رفتم و سوتینشو باز کردم و چرخید وای که عجب سینه های محشری داشت فکر نمیکردم که یه بدنساز همچین سینه های خوش فرمی داشته باشه بعد دو تا دستشو گذاشت زیر رونام و بلندم کردم و بعد با یه دست دیلدو رو گرفت و با دست دیگه از زیر باسنم آوردم بالا و دیلدو رو که خوبم چرب شده بود یواش یواش کرد تو. چند تا آه بلند کشیدم که یهویی یه دونه زد تو گوشم و گفت
-زیادی سر و صدا نکن جوجه. چقدر نفهمی بجای این آه و ناله کردن کارتو بکن
-گفتم چیکار کنم پردیس جونم تو بگو
-خنگ خدا
-چرا خب. درد دارم تو هم که منو بلند کردی داری منو میکنی دیگه چیکار کنم
-بیشعور سینه های منو هر کی ببینه شیرجه میزنه وسطش. بخور دیگه
تازه دوزاریم افتاد و حمله کردم به سینه های اناری پردیس. فکرشو بکنین منو بغل کرده بود و تلمبه میزد و از اونطرفم سینه هاشو میخوردم. چی میخواستم دیگه. تو همین حال بودیم که به شدت شق کرده بودم و وقتی متوجه شد گفت بذار یه حالی بهت بدم و منو گذاشت پایین و یه دست دور کمرم و یه دست زیر زانوهام و بلندم کرد و شروع کرد به ساک زدن که بعد یه دقیقه آبم اومد. همینطوری که تو دستاش رو هوا بودم گفت تختت تو کدوم اتاقه و رفتیم سمت اتاق. با اون زور زیاد و دستای قوی منو پرت کرد رو تخت و سریع از پشت منو گرفت و دوباره شروع کرد به کردن . اینبار روم خم شده بود و کمرم با سینه های مماس شده بود و چه حس خوبی بود. بعد بند شد وایساد و گفت بیا جلو رفتم و تو همون حال یه فیگور گرفت و گفت بازوهامو ببوس جوجه منم شروع کردم بازوهای قوی شو می بوسیدم و لیس میزدم که تو همین حال برگشت و گفت بپر بالا و کولم کرد و باز فیگور گرفت و من همینطور که رو کولش بودم بازوهاشو میبوسیدم. چقدر حس خفنی بود کاش همتون بتونید تجربه کنید. تو همین حال رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسیدنش که گفت بیا پایین و بالاخره تونسته بودم یکم تحریکش کنم. دیلدو رو درآورد و گفت حالا بخور برام. منم کس زیبا و تپلش رو میمکیدم بعد از ۳-۴ دقیقه که بلند بلند آه می کشید موهامو گرفت و بلندم کرد. خیلی حشری شده بود. یه لحظه نفهمیدم چی شد فقط حس کردم تو هوام. بله منو بلند کرده بود و چرخونده بود تا به شکل ۶۹ ایستاده در بیایم و گفت حالا دوباره بخور.اونم کیرمو میخورد.یک دقیقه بعد آب من برای بار دوم اومد ولی اون هی ادامه میداد و به منم میگفت بخور فقط بخور.بعد از چند دقیقه منو آورد پایین و نشوند لبه تخت و خودش اومد بالا سرم و دوباره شروع کردم براش بخورم که بالاخره ۲-۳ دقیقه بعد ارضا شد و ولو شد رو تخت. همینطور که دراز کشیده بود و دستاش باز بود بهم اشاره کرد برم پیشش و رفتم و سرمو گذاشتم رو سینش و اونم دستشو حلقه کرد دور بدنم و محکم فشارم میداد به خودش. حس بی نظیری داشتم که تو آغوش یه دختر قوی هیکل هستم که از من جوونتره اما قد بلند تر و سنگین تر و قوی تره. همیشه لذت در آغوش کشیدن بقیه رو تجربه میکردم اما این بار داشتم لذت بی نظیر در آغوش کشیده شدن رو تجربه میکردم.
-چطور بود جوجه؟
-عالی بود عاااالی
-دوست داری بازم باهات بازی کنم و بکنمت؟
-آرزومه. بهترین حس زندگیم بود فدای بدن خوش فرمت بشم من
-خیلی جالبه برام که اینقدر دوست داشتی چون تا الان خیلی از دخترا رو کرده بودم و باهاشون بازی میکردم و همشون دوست داشتن اما تو اوین پسری هستی که اینطوری دوست داری
-عه پس با دخترا سکس میکنی؟
-آره بابا تو باشگاه ول کنم نیستن که. منم البته بدم نمیاد. همه اونایی که تو اون عکسه بودن رو یه حالی بهشون دادم. البته هر کدومشون فکر میکنن که فقط خودشونن
-دهنت سرویس ولی قول بده از این به بعد بیشتر از همه منو بکنی
-نگران نباش راستی خواهشت چی بود
-ااا خواهشم این بود که منو بلند کنی و رو هوا برام ساک بزنی که خودت اینکارو کردی
-ای کلک خب بیا بریم یه دوش بگیریم که باید برم کم کم
و بلند شد و دستمو گرفت و رفتیم به سمت حموم…

نوشته: بهرنگ

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.