kale kiri ارسال شده در 20 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 20 ساعت قبل شیدا زن همکارم سلام علی دلیر هستم ۳۱ سالمه و قد و وزن معمولی دارم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم راجب ادب کردن خانوم یکی از کارمندام هستش من یه شرکت واردات و صادرات دارم و تعدادی کارمند قدیمی که چند سالی هست باهم کار میکنیم هم نیروی خانوم دارم هم آقا بچه های شرکت گاهی بعد از کار باهم میرن کافه برای شام خوردن و تفریح اونایی هم که متاهل هستن به همسراشون میگن میان اونجا دور هم جمع میشن منم گاهی اگر قراری با پارتنر خودم نداشته باشم باهاشون میرم و مهمونشون میکنم به عنوان تشویقی خلاصش بخوام براتون بگم که طولانی نشه یکی از حساب دارای شرکت که مرد هستش یه خانوم چادری داره ولی اصلا رفتارش مثل خانومای چادری نیست عشوه زیاد میاد تو جمع و شوخی زیاد میکنه با همه با این موضوع کاری ندارم این خانوم که اسمش شیدا یه اخلاق خیلی بد داره همش تو جمع شوهرش میکوبه و بد میگه ازش شوهرشم آدم مظلومی با خنده و شوخی رد میکنه این موضوع خیلی من اذییت میکرد همش رو اعصابم بود چون هر مشکلی هم با شوهرت داری نباید همش تو جمع بگی که اونم جمع همکاراش که یه جوری غریبه حساب میشن این موضوع چندین بار تکرار شده بود و من با اینکه ناراحت میشدم کاری نکردم تا اینکه یه شب با دوست دخترم دعوام شده بود اعصاب نداشتم این شیدا خانوم هم یهو تو جمع برگشت گفت والا شوهر من بی عرضس نمیتونه کارای بزرگ بکنه پول بزرگ در بیاره من جای شوهرش خیلی بهم برخورد و اینکه فهمیدم این خانوم ضعف پول داره و چون شوهرش پولدار نیست باهاش بد رفتاری میکنه اونجا بود که تصمیم گرفتم یه درس حسابی بهش بدم که دیگه از این غلطا نکنه شام که خوردیم بچه ها دونه دونه تشکر کردن و رفتن منم نشسته بودم صورت حساب بیارن حساب کنم برم یهو دیدم شیدا تنها برگشت سر میز گفت کیفم جا مونده بود خوب شد شما نرفته بودید یهو یکی برمیداشت میرفت بهش گفتم خیلی وقته بهت دقت میکنم گفت یعنی چی گفتم فردا میتونی بیای شرکت ببینمت صحبت کنیم یه لبخند ریز زد و پرسید آره ولی راجب چی گفتم بیا حضوری میگم بهت اینجا جاش نیست فقط بین خودمون باشه کسی نفهمه آخر شب بیا که بچه ها رفته باشن دوباره یه لبخند زد و گفت باشه مشکلی نیست و خوشحال رفت کاملا مشخص بود دوست داره با مرد های پولدار لاس بزنه فردا شب شد و بچه های شرکت دونه دونه رفتن منشی اومد پرسید همه رفتن شما هستید گفتم بله شما برید من خودم میبندم دفتر پنج دقیقه نگذشته بودم دیدم زنگ شرکت زدن در باز کردم دیدم شیداس سلام و احوال پرسی کردیم و اومد داخل با خنده بهش گفتم پشت در منتظر بودی بچه ها برن چقدر زود اومدی اونم خندید و گفت آخه فکر کردم کار مهمی دارید گفتم زود بیام و اینکه خونه رفتنم دیر نشه شوهرم شک کنه رفتیم تو اتاق من شیدا وقتی وارد اتاق شد چادرش در آورد گذاشت کنار با مانتو شلوار جذبی که پوشیده بود نشست رو مبل یه آرایش ریزی هم کرده بود منم در اتاق بستم و رفتم پشت میز نشستم کاملا مشخص بود که آماده این بهش پیشنهاد بدم و قبول کنه قشنگ هول مرد پولدار بود پرسید موضوع چیه راجب چی میخواستید حضوری با من صحبت کنید گفتم که مستقیم میرم سر اصل مطلب من متوجه شدم شما با شوهرت مشکل داری و بیشتر مشکلتم سر پول و درآمدش هست گفت آره خب بی عرضس این همه سابقه کاری داره نمیتونه پول خوب در بیاره بهش گفتم پول خوب از نظرت یعنی ماهی چقدر گفت دیگه حداقل باید ماهی ۱۰۰ تومان در بیاره ولی حقوقش ماهی ۳۵ به جایی نمیرسه مرد باید زنش همه جوره تامین کنه منم سریع نذاشتم حرفش تموم بشه گفتم تو با عرضه ای؟ یهو جا خورد و با تعجب گفت معلومه خب آره از اون عرضم بیشتره گفتم من یه فانتزی دارم که دوست دخترم نمیتونست انجام بده تو برام انجام بده ماهی ۱۰۰ تومان بهت حقوق میدم حقوق اولتم همین امشب پرداخت میکنم چشماش از بابت پول برق زد ولی یکم مکث کرد و پرسید چه فانتزی گفتم تو سکس بردم باش رفت تو فکر دیدم ساکت شده گفتم همین که الان شروع نکردی به داد زدن سر من مشخص راضی هستی گفت آخه خیلی یهو گفتی نمیدونم چی بگم من تاحالا به شوهرم خیانت نکردم فهمیدم مشکلش با برده شدن نیست مشکلش اینکه که از خیانت میترسه گفتم نگران نباش کسی متوجه نمیشه ماهی یک بار فقط دیت میزاریم اینکه گفتم بیشتر راضی شد و پرسید آخه من بلد نیستم چجوری باید بردت بشم چیکار باید بکنم گفتم پاشو جمع کن بریم تو راه بهت میگم تعجب کرد پرسید کجا من باید برم خونه گفتم زنگ بزن بگو اومدی خرید دیر میرسی خلاصه با یکمی ناز قبول کرد و زنگ زد به شوهرش گفت دیر میام رسیدیم خونه من و رفتیم تو اتاق ( خلاصه میگم که طولانی نشه ) نشستم لب تخت گفتم وایسا جلوم لباسات در بیار اونم از ذوق پول کاملا مطیع شده بود شروع کرد آروم آروم لباساش در آورد دیدم لباس زیر ست قرمز پوشیده که با پوست سفیدش سکسی بشه گفتم تو که اومده بودی دفتر صحبت کنی پس این چیه تنت خندید و گفت خب فکرش میکردم بهم پیشنهاد بدی ولی دیگه نه در این حد منم خندیدم گفتم بشین زمین چهار دست و پا بیا سمتم نشست و اومد جلوم گفتم از این لحظه به بعد تو سگ منی هر کاری بخوام باهات میکنم فهمیدی خندید یدونه محکم زدم زیر گوشش چشماش گشاد شد و تعجب کرد فهمید خیلی جدیم گفت بله فهمیدم گفتم بله نه باید بگی چشم ارباب تکرار کن گفت چشم ارباب گفتم دستات ببر پشتت برد پشتش از پشت با یه بند سوییشرت بستمش و اومدم جلوش نشستم لبه تخت پام گرفتم جلو صورتش گفتم بخور تعجب کرد گفت واقعا یه کشیده دیگه زدم زیر گوشش سریع گفت چشم ارباب شروع کرد به لیس زدن و میک زدن انگشتای پام و لای انگشتام گفتم چشمات ببند گفت چشم وقتی بستش شروع کردم به فیلم گرفتن ازش با گوشی اون یکی پام آوردم بالا گفتم حالا این بخور شروع کرد به خوردن از چهرش مشخص بود راضی نیست و به زور داره میخوره ترسیده بود قشنگ یکمی که خورد گفتم کافیه رفتم پشتش از موهاش گرفتم بلندش کردم پرتش کردم رو تخت کون سفید خوبی داشت شورتش در آوردم لای کونش باز کردم گفت چیکار میکنی من تاحالا کون ندادم نمیتونم گفتم خفه شو تو دیگه مال منی حق انتخاب نداری از کشو یه پلاگ برداشتم با ژل چربش کردم یهو کردم تو کونش جیغش بلند شد ولی دستاش بسته بود نمیتونست کاری کنه میگفت تورو خدا درد داره درش بیار گفتم نترس الان جا باز میکنه تا اون اکی بشه کمربند برداشتم شروع کردم به اسپنک اولی که زدم دادش بلند شد گفت خواهش میکنم غلط کردم پشیمون شدم نمیخوام پول دستام باز کن یکی دیگه زدم محکم گفتم دیگه دیر شده راه برگشت نیست یکی دیگه زدم رد کمربند روی کونش سرخ شده بود ۷.۸ تا دیگه محکم زدم گریه میکرد میگفت خواهش میکنم بسه نمیتونم دیگه کمربند گذاشتم کشیدمش عقب لب تخت گفتم داگی شو چون دستاش از پشت بسته بودم داگی که شد با صورت خورد رو تخت با گریه گفت حداقل دستم باز کن گفتم خفه شو کونش کامل قرمز شده بود رد کمربند مونده بود پلاگ درآوردم از تو کونش یه جیغ دیگه زد کیرم ژل مالی کردم زدم توش دوباره جیغ زد گفت حداقل آروم بار اولمه دارم کون میدم یه دستم گوشی بود یه دستم کونش گرفته بودم تلمبه میزدم فرمش خوب بود فکر کنم ورزش میکرد که انقدر گرد بود پوست کونش بخاطر اسپنک رفته بود دیگه با دست نمیزدم چون بار اولش بود خیلی تنگ بود یکمی که تند تند تلمبه زدم دیدم داره آبم میاد در آوردم از کونش از موهاش کشیدم پرتش کردم رو زمین گفتم بشین نشست کردم تو دهنش تا حلقش میبردم تو اوق میزد تندش کردم آبم اومد ریختم تو دهنش داشت اوق میزد گفتم همش باید بخوری از ترسش خورد گفت حالا میشه چشمام باز کنم گوشی پرت کردم اون ور رو تخت گفتم باز کن باز کرد با یه حالت مظلومی نگام کرد گفت پس من ارضا نمی کنی گفتم خفه شو بابا پاشو گم شو برو دستاش باز کردم گفتم لباسات بپوش برو گفت یعنی چی گفتم واقعا فکر کردی من میخوام تو پارتنرم باشی گفت پس چرا این کار کردی وقتی بهش گفتم برای تلافی رفتارش با شوهرش اینکارو کردم بدجوری عصبی شد پاشد کلی چرت و پرت بار من کرد منم فقط میخندیدم بیشتر عصبی می شد انقدر حالش بد بود یادش رفت حتی راجب پول صحبت کنه بگه پول بزن برام با عصبانیت لباسش پوشید صورتش شست و مرتب کرد میخواست بره بیرون بهش گفتم شیدا از کل سکس فیلم گرفتم یه بار دیگه با شوهرت تو جمع بد رفتاری کنی بد بلایی سرت میارم در و کوبید و رفت حالا شما بگید درس خوبی بود براش؟ نوشته: A.teh77 واکنش ها : karlosmarkoos 1 لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده