arshad ارسال شده در 20 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 20 ساعت قبل سکس یهویی 1 سلام شروع جریان اینو بگم که 20 سالمه و قبلا با دونفر سکس داشتم و دید و ذهنیت بازی دارم خانواده به نسبت آزاد و راحتی هم دارم، اینارو گفتم که جلوتر رفتیم سوالی براتون پیش نیاد... جریان برمیگرده به حدود یکماه پیش، ساعت 12:30 بود نزدیک تعطیلی مغازه ها بخاطر تایم برق رفتن بود و با سرعت زیادی تقریبا میدویدم که برسم به مغازه دوست بابام که کافی نتی داره، برای دانشگاهم یه کاری داشتم که مهلتش تا 6عصر بود و میخواستم تا قبل بسته شدن برام انجامش بده، وقتی وارد مغازه شدم و گفتم کارم چیه، کرکره برقی مغازه رو داد پایین و گفت سریع کارتو انجام بدم تا کسی نیومده بعدش بریم که گفتن ساعت 1 برقا میره، داشت کارمو انجام میداد 12:55شد کارم تموم شد سیستمو خاموش کرد ریموتو گرفت دست که درو بزنه برقا رفتن،شوکه وار نگاه همدیگه کردیم و کاری از دستمون برنیومد برای باز کردن در و بعد از اطلاع دادن به بابامو اونم به خانومش نشسته بودیم اون پشت میزشو منم مبل تکی مشتری،خودمو باد میزدم که گفت:میخوای شالو مانتوت دربیار عمو،گرمایی میپزی،منم دیدم حالت عادی خونمون رفتوامد داره تیشرت و شلوارک میپوشم جلوش پ اشکالش چیه،بلندشدم مانتوم دراوردم شالمم که دورگردنم بود دراوردم گذاشتمشون رو مبل و راه میرفتم تو همون یذره جا و با دفتری که داده بود بم خودمو باد میزدم،گرم بودو فضا خفه بود یه تیشرت یذره جذب تنم بود و شلوار لی بوتکات،همین حین چرخیدم سمتش و گفتم: آب خوردن دارین اینجا؟(که با نگاه خیرش روم مواجه شدم و اون فضای خفه الان به معذب کننده ترین جا تبدیل شد و بیشتر گرمم شد،میدونستم دست از پا خطا نمیکنه بلاخره رفیق بابامه،متاهلهو زنوبچه داره نمیاد براخودش ابروریزی درست کنه ولی بازم سنگینی نگاهش رو واسه اولین باربود حس میکردم یکم عجیب بود) همونجوری خیره بهم گفت: آره اینجا، به بغل دستش روی یه میز کوچیک اشاره کرد که برای دسترسی باید از پشت صندلیش رد میشدم و حقیقتا روم نبود بهش بگم خودت برام بریز و مجبوری رفتم از پشت صندلیش رد بشم،موقعه رد شدن بازوش نرم کشیده میشد به شکمم و بازم واکنشی نشون ندادمو به رو خودم نیووردم تا یه وقت اتفاقی نیوفته،آب ریختم تو لیوان و امدم بچرخم که باز از پشت صندلیش رد بشم،دستشو نوازش وار کشید رو کمرم و گفت:با این لباس گرمت نیست؟ لبه تیشرتمو گرفت دستش که یعنی جنس لباسو داره بررسی میکنه ولی انگشتاش کاملا کمرمو لمس میکردن و گفت:پارچه اش یکم زخیمه اذیت نیستی؟کل فاصلمون نیم قدم نبودو همونو یذره بدنمو بردم جلو که دستش برداشته شدو چرخیدم سمتش:نه راحتم،پارچش نرمه و امدم از پشت صندلیش برم، باز نوازش وار کشید رو شکمم و آورد بالا تا روی سینم و یه فشار ریز به سینم داد: ازاینا که نرم تر نیستن،با شتاب خودمو عقب کشیدم و تندتند از پشت صندلیش رد شدم و همزمان لمس دستشو روی کونم و لای پام حس کردم چون تنها بودیم میترسیدم ازاینکه جری بشه و بلایی سرم بیاره با لحن آرومی گفتم:چیکارمیکنی عمو؟چت شد یدفعه، دستاشو کشید به صورتش و حالت کلافه وار بعد چند لحظه مکث گفت:هیچی ببخشید برو برو بشین،سعی کردم بیخیال بشم تا بیخ پیدانکنه ساکت رفتم نشستم رو جامو خودمو با گوشی مشغول کردم تا یکساعت دیگه برقا میومدنو خلاص میشدم ازاینجا،چنددقیقه ای گذشت که بلندشدو امد پشت سرم ایستاد و کمی بعد دوتا دستاشو آورد روی سینه هام و فشارشون داد سرم به آنی چرخیدسمتش و تا امدم حرفی بزنم با یه دستش فکمو گرفتولبامو بین لباش قفل کرد، لبامو قفل کرده بودوولم نمیکرد از طرفی دستشو برد تو یقه ام سینه هامو فشار میدادو نوکشون میکشید،داشتم شل میشدم،خیلی حرفه ای سینه هامو میمالیدو لبامو میخورد،همراهیش نمیکردم ولی تقلایی هم نمیکردم صدسال زورم بهش نمیچربید بیخودی خودمو خسته میکردمو یه ابروریزی هم به پا میکردم بینش چهارتام کتک میخوردم، اون میخواد یبار بکنتم میزارم کارشو بکنه بعدش بی دردسر میرم خونم،وقتی دید بدنم ازاون انقباض درامده بیشتر خم شد، فکمو ول کرد ولی لبامو همچنان میبوسید و دستشو از تیشرتم دراورد دکمه و زیپ شلوارمو باز کردو با یکم تقلا دستشو از زیر شرتم برد داخلو کصمو چنگ زد،بعد شروع کرد مالیدنش، داغ کرده بودم حسابی پاهامو گذاشتم رو میز جلومو بازشون کردم اونم حسابی چوچوله امو میمالید سرشو برد تو گردنم و زبون میزد،حشریت مغزمو خاموش کرده بودودیگه اختیار کارام دست خودم نبود، دستمو گذاشتم رو دستشو گفتم:بکن توم،دستش متوقف شد و گفت:پرده نداری؟ با عجله سرمو تکون دادمو دستشو بیشتر فشار دادم:نه نه انگشتتو بکن توم زود باش،با یه مکث کوتاه یه انگشتشو کامل کرد داخلم، اووووف انگار یه کیر کوچولو رفته بود داخلم،انگشتاش دراز و تپلی و مردونه بودن،زبری دستش قلقلکم میداد،یه چندتا تلمبه زد بعد انگشتاشو کرد دوتا که آه بلندی کشیدم و دستشو چنگ زدم که ثابت بمونه، پاهام منقبض شدمو بعد از چندلحظه ارضا شدم ولی نزاشتم ازم بریزه بیرون چون خیلی خیت میشد با شلوار خیس برم خونه، نفس نفس میزدمو رو مبل لش کرده بودم، دستشو از شلوارم دراورد و شلواروشرتشو کشید پایین و کنار صورتم ایستاد و تازه فهمیده بودم که چه غلطی کردم ولی دیگه راهی نداشتم خودمو جمعوجور کردمو کیرشو گرفتم دستم،یه کیر کلفتوتپلی بود ولی متوسط حدود 14.15سانت،سیخ کرده بودو رو تخماش یکم مو داشت و بوی گه عرق میداد،روی کلاهکشو یکم بوسیدم و بعد یذره یذره مجبوری کردمش تو دهنم با گفتم هرچی سریعتر ساک بزنم زودتر ارضا میشه، 5دقیقه یک دم دارکوبی تندتند ساک زدم تف از تخماش سرازیر بود ولی ارضابشو نبود لعنتی،خسته شده بودموفکو دهنم درد گرفته بود که از دستمو گرفتو بلندم کرد،ساکت فقط نگاهش کردم، بردتم پشت میزش و خمم کرد رو میزو رفت پشت سرم ایستاد، شلواروشرتمو تا روی کفشام کشید پایین و گفت:پاهاتو کامل باز کن، کاری گفتو کردم و نشست بین پاهام و لحظه ای بعد زبونشو سوراخم حس کردم و آه بلندی کشیدم میتونم بگم تا الان تحریک کننده ترین صحنه زندگیم اینجا بود که یه مرد 50خورده ای ساله که یه ملتی قبولش دارنو رو سرش قسم میخورن لای پاهام نشستهو کصمو می بلعه با ملچ ملوچ کص منو لیس میزنه حشریتم به سقف رسیده بودو خودم با دست لپای کونمو باز کردم تا راحتتر باشه و اون اسپنک تقریبا بی صدایی میزد به کونم و سریعتر زبون میزد به سوراخم بعد از چنددقیقه که رو ابرا بودم بلندشد و کیرشو تنظیم سوراخم کردو آروم واردم کرد،اوووووف هیچوقت فکرشو نمیکردم کیر تپل اینقدر خوب باشه، لعنتی تمام حجم کصمو پرکرده بود و مردای سن بالا همیشه کمر خوبی دارن تو سکس، با دستاش تیشرتو سوتینمو داد بالاو سینه هامو فشار میداد و محکم میکوبید داخلم، شالاپ شالاپ صدای تلمبه هاش و آه ناله ی من تو مغازه می پیچید(از شانس خوبمون بخاطر برق رفتن تمام مغازه ها زودتر بسته بودن رفته بودن که تو گرما نمونن ازکجا میدونستم؟ چون کوچیکترین صدایی حتی از تو خیابون هم نمیومد چه برسه مغازه ها اونم ساعت نزدیک 3ظهر)بعد از شاید 10دقیقه یدفعه سرعت تلمبه هاش بیشتر شد،تند تند میکوبید داخلم و نوک سینه هامو میکشید که یدفعه ازم کشید بیرون و ابشو پاشید رو کونم،کامل که تخلیه شد دستمال اوردو ابشو پاک کرد خواستم بلندشم نزاشت،فکرکنم 10_12تا دستمال تا کرد گرفت دستش و یدفعه دوتا انگشتشو کرد داخلمو محکم و سریع تلمبه زد، یه چندتا تلمبه زد و با شصتش چوچوله امو مالید تا که پاهام منقبض شدنو بدنم شروع کرد لرزیدن انگشتاشو ازم دراورد و دستمال رو چسبوند دم سوراخم،ارضا شدمو آبم ریخت تو دستمال وقتی بلند شدم و چرخیدم سمتش،اول گرفتم تو بغلش سفت فشارم داد و یکم لبامو بوسید،هنوز داشتیم لب میگرفتیم که صدای دینگ محافظا خبر از آمدن برقا داد و خیلی سریع خودمون مرتب کردیم لباسامو پوشیدم که در برقی رو زد بالا، بدون هیچ حرفی برای چند ثانیه فقط به همدیگه نگاه میکردیم و بعدش به سرعت رفتم خونه. اونشب تا دوشب بعدش هرشبم رو با لحظه لحظه سکسمون سپری می کردمو حسابی حشری شده بودم حتی دستودلم به جق نمیرفت و بقولی مزه کیرش رفته بود زیر زبونم،اخرای شب تو چنلا تاب میخوردم که دیدم ساعت قطعی برق فردا رو که خونمون نزدیک کافی نت بودو قطعی هاشون مشترک بودن رو زده ساعت4تا6،نمیدونستم اون ساعت اصلا مغازه هست یا نه ولی یه حسی بهم میگفت برو، صبح بلندشدم رفتم حموم شیو کردم تمیز یه ست خوشگل پوشیدم و مامانم اینارو به بهونه خونه دوستم پیچوندم و 3ونیم زدم بیرون،استرس و هیجان زیادی داشتم و نمیدونستم اگه رسیدم و اونجا بود چه واکنشی نشون بدم اصلا باید چیکارکنم، دلم پیچ میخوردو از طرفی هرچی نزدیکتر میشدم داشتم عذاب وجدان زنو بچه اشو میگرفتم و یواش یواش داشتم پشیمون میشدم که از سرکوچه امدم بیرون دیدم ای دل غافل، پنجره مغازش کرکره اش بسته،خورد تو پرم ولی یادم امد اونروزم بسته بودش شاید درش باز باشه، ساعت3:45 بودو کم مونده بود به رفتن برق پا تند کردم رسیدم به ورودی و بله پشت میزش نشسته بودو ساعت مچیشو نگاه میکرد دستگیره درو که گرفتم سرشو آورد بالا و با دیدنم چشماش برق زد و لبخند کمرنگی زد، وارد شدم و درو بستم که با ریموت کرکره رو آورد پایین و هیچ حرفی بینمون ردوبدل نشد،تنها نگاهمون همه چیز رو نشون میداد، وقتی در کامل بسته شد،زیر مانتومفقط سوتین خوشگل سرمه ای رنگ تنم بود قدم قدم رفتم نزدیکش و دکمه های مانتوم یکی یکی بازشون کردم ولی درش نیووردم و وقتی رسیدم پشت میزش چرخوندتم بلندشد مانتوم از تنم دراورد، بدون کوچکترین حرفی سرشونه امو گردنموبوسید کمرمو بوسه زد و اینبار نشست رو زمین،خودم زودتر کفشامو دراوردمو اون به آرومی شلوارموشرتمو کامل از پام دراورد،دوطرف کونمو بوسید و باز با فشار دستش خم شدم رو میزو پاهاموباز کردم،تصور حس زبونش رو کصم به قدری حشریم کرده بود که هنوز بهم دست نزده بود کصم خیس آب بود و دل دل میزد براش، اول انگشتاشو کشید لای کصم صدای خنده آرومش امد و بعدم بلاخره اولین حرف:هنوز دست نزده خیس کردی برام،بعدم خودش لپای کونمو ازهم باز کردو دهنشو چسبوند به کصم،تندتند لیس میزد و گهگداری زبونشو میکرد تو سوراخمو درمیوورد حسابی ناله هام رو هوا بودنو اصلا واسم مهم نبود کسی رد بشه نشه بشنوه یا نشنوه،رو ابرا بودمو هیچی جز سکس بااین مرد واسم مهم نبود، بعد از چنددقیقه بلندشد دستمو گرفتو رفتو نشست رو مبل تکی قبل نشستن شلوارو شرتشو کامل دراورد و با کمک خودش رفتم تو بغلش نشستم و با تنظیم کیرش آروم نشستم روش و تا ته داخلم رفت دستامو دو طرف گردنش گرفتمو آه بلندی کشیدم که دستامو زد کنار بندای سوتینمو کشید پایین و سینه هامو چنگ زد یکی یکی مثل یه نوازد زبون میزدو میخوردشون منم رو کیرش سواری میکردم،بدون هیچ حرفی بدون ارتباطی خودم با پای خودم دوباره امده بودمو داشتم کص میدادم،این شهوت چیه که اینجوری مغز آدمو خاموش میکنه حسابی تو اوج شهوتم بود که دستاشو گذاشت زیر کونم یذره بردتم بالاتر و خودش شروع کرد تلمبه زد تندتند میکوبید داخلم وااااای محشر بود کیر تپلش تمام حجم کصمو پرکرده بودو عمیق تلمبه میزد اسپنک میزد به کونم و کونمو چنگ میزد اووووف اینقدر تلمبه زد و سینه هامو خورد تا که همزمان ارضا شدیم، پر فشار آبشو خالی کرد توم و منم از کناره های کصم چون کیرش توم بود فقط یذره آبم ریخت بیرون،هنوزم چندروزی یبار سکس داریم و نمیشه جلوشو بگیریم نه میتونیم نه میخوایم که این رابطه ی حشری کنندهیداغ تموم بشه،هرسری عذاب وجدان زنو بچشو میگیرمو هرسری که حشری میشم فراموشم میشه،یه وابستگی خاصی بخاطر همین سکس بهم دیگه داریم ولی فراتر ازاون یا ارتباط تلفنی هم نداریم،فقط هربار که سکس بخوایم چه من چه اون یه پیام ساعت میفرستیم مثلا ساعت2،ساعت4دیگه خودمون میدونیم برنامه چیه و اینکه کی یا چجوری تموم بشه رو فعلا واقعا نمیدونم، جریانات دیگه ای پیش امد بازم تعریف میکنم. بای بای... نوشته: نیلا لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
arshad ارسال شده در 20 ساعت قبل سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 20 ساعت قبل سکس یهویی 2 این جریانی که میخوام بگم مال همین چندروز پیشه و یه مانتوی نسبتا گشاد و زیپ دار تنم کردم و زیرش فقط یه سوتین اسفنجی خوشگل پوشیدم و زیپشو تا کامل بسته بودم ساعت 7بودو نزدیک به غروب تردد خیلی زیاد شده بودو حسابی سرش تو مغازه شلوغ بود ولی من سکس میخواستم این چیزا حالم نبود،رفتم کنار پنجره مغازه اش ایستادمو گوشیمو گذاشتم دم گوشم یکم لفتش دادم تا مشتریاش برن همشون رفتن غیر یه نفر همونجا نشسته بود و فک میزد نمیدونم چیکارداشت یه مرد همسنوسال خودش بود بیخیال شدمو رفتم داخل با لبخند کمی سلام کردم ولی با اخماش مواجه شدم که اونم بعدا فهمیدم دوس نداشت این مرده منو ببینه چون ازاین هیزای چشم چرون بود خلاصه رفتم نشستموگفتم ثبت نام سایتی دارمو تحقیق میخوام چندصفحه از فلان چی( کصشر میگفتم کاری نداشتم خودشم میدونست فقط میخواستیم وقت کشی کنیم تا یارو پاشه بره) یه چنددقیقه ای که جلوی مرده رو مبل نشسته بودمویعنی منتظر اتمام کارامم،انگاری جلوش لخت نشسته بودم یجوری سرتاپامو خورد با اون نگاهاش کصکش جوری معذبم کرده بود عرق به بدنم نشسته بود ازاونطرفم مجید اخماش یجوری بهم گره خورده بودنو حواسش به ای یارو بود که با دوکیلو عسلم نمیشد خوردش با بیحوصلگی گفتم:عمو تموم نشد کارم؟ مرده سریع گفت:آشنا هستن مجید جان؟ مجیدم با همون اخم بی میل جواب داد:آره دختره فلانیه، یارو جا خورد یکم خودشوجمعوجورکرد انگار بابامو میشناخت یا ازش حساب میبرد نمیدونم بعد از حدود 5دقیقه کصشر گفتن سریع بلندشد رفت،درو که بست هوف بلندی کشیدموگفتم:یه آدم چقدر میتونه کنه و نچسب باشه اه اه قورتم داد رسما،در مغازش حالت چوبی بودو چیزی ازاونور دیده نمیشد و پنجره مغازش که روبه خیابونه من طوری نشسته بودم که پشتم به پنجره بود،لبخندی زدو گفت:ولش کن اون قرمساقو بگو ببینم اینجا چیکارداری وروجک؟لبخندی با نازو عشوه زدمو اروم زیپ مانتومو تا چاک سینه هام کشیدم پایین و گفتم:دلشون برات تنگ شده، در آن واحد شهوت چشماشو پرکردو با ولع نگاه بدنم میکرد و گفت:اون کلوچه تپلی چی؟ پاهام که تا الان روهم انداخته بودمو باز کردم و گفتم:اوووف ازاون نگم که ازهمین الان چه آبی برات راه انداخته و لب پایینمو گاز گرفتم که نگاه شهوت بارش به لبام خیره موندو بعد از چندثانیه دستشو کشید به پیشونیش و گوشیش ورداشتوبه بهانه ای زنشو پیچوند و سیستماشو خاموش کردو گفت: برو پیش دستشویی های پارک سر کوچتون میام دنبالت،چشمکی زدم و گفتم:چشم، خرامان خرامان با نازو عشوه مخصوص خودم زدم بیرون قدم زنان رفتم تا پیش پارکو نرسیده به قسمت دستشویی ها ماشینشو دیدم که زودتر من رسیده و خنده ریزی کردم به همون خنده سوار ماشینش شدم که از قبل صندلیو کامل خوابونده بود تا دراز بکشم که کسی نبینه تاازاین محله بزنیم بیرون. ساعت 8 بودو من 10 باید برمیگشتم خونه واسه همین یکم عجله افتاده بود بهمون، ماشینو وارد حیاط خونه کرد که بعد فهمیدم خونه خواهرشه و امروز صبح رفته بودن سفرو کلیداشون داده بودن دست مجید و مجید هم منتظربوده که امروز برم سراغش تا بیایم اینجا چون ما خیلی توی ارتباط تلفنی رعایت میکنیم خیلی زیاد چون هیچگونه آبروریزی و ریسکی نمیخوایم پیش بیاد،دیگه خیلیییی ضروری باشه و همو نبینیمونتونیم حضوری هماهنگ کنیم قرارامونو یه پیام عددی میفرستیم به منظور ساعت بگذریم.در پارکینگو با ریموت بست هنوز بلندنشده بودم از حالت دراز کشیده که خم شد رومو لباشو گذاشت رو لبام،تندتند لبامو میخوردو سینه هامو فشار میداد، زیپ مانتومو گرفتو کشیدش تا پایین،لبامو ول کردو سرشو برد بین چاک سینه هامو لیس میزد،آروم آه میکشیدم چون تو حیاط بودیم و خطری بود یه مقدار،دستشو از رو شلوار گذاشت رو کصمو فشارش داد،لگ چسبون پوشیده بودمو کارشوحسابی راحت کرده بودم،سوتینمو کشید پایینو سینه امو گذاشت دهنش،نوکشو گاز میگرفتو زبونشو دورتادور سینه ام میکشیدولیس میزد،دیگه تحملم تموم شدو ناله بلندی کردمو دستمو گذاشتم پشت سرشو به سینه ام فشارش دادمو گفتم: دستتو بکن توم زود زود، سینه امو ول کردو گفت:نه اینجوری نمیشه بیا بریم داخل، در ورودی وارد شدیمو تو راهرو بودیم که چسبوندتم به دیوارو مانتوم دراورد خودم قفل سوتینمو باز کردم و اون سینه هامو چنگ زدو تندتند میخوردشونو منم کمربندو شلوارشو باز کردمو دستمو کردم تو شرتش کیرشو گرفتمو یکم مالیدمش،خودش سیخ سیخ بودو نیاز به هیچی نداشت یکم که مالیدمش یه ناله مردونه کرد و همونجا نشستم رو پاهامو شلواروشرتشو دراوردمو کیرشو کردم تو دهنم، تندتند ساک میزدمو زبونمو از کلاهکش تا رو تخماش میکشیدم تف از کیرش سرازیر بودوبا یه دستم کیرشو تو دهنم نگهداشته بودمو ساک میزدم با یه دستم تخماشو میمالیدم که یجا دستشو گذاشت پشت سرمو کیرشو تا ته حلقم بردوقتی چندبار عق زدم ولم کردو یکم دیگه ساک زدم تا که تو دهنم ارضا شد،گفت دستشویی خونه کدوم قسمته و رفتم تف کردمو دهنمو شستم برگشتم و ایستادم جلو مبل چرخوندتمو نشست پشت سرم شلواروشرتمو باهم دراوردو لپای کونمو میبوسیدو لاشو باز کردو حسابی زبون زد آهونالم درآمده بود که گفت بچرخ، چرخیدم و نشستم رو مبل و پاهامو باز کردمو زانوهامو جمع کردم،دهنشو چسبوندبه کصمو تندتند زبون میکشید از چوچوله ام تا سوراخمو میخورد بعد ازکمی زبونشو کرد داخلم که لرزش شدیدی گرفتمو ارضا شدم که اب کمی ازم امدو همشو خورد،ساق پاهامو گرفتو دادشون بالاترو اینبار از سوراخ کونم زبون میکشید تا چوچوله ام یکم خوردو امد نشست جفتم رو مبلو رفتم تو بغلش نشستمو کیرشو تنظیم کردو آروم نشوندتم روش،اووووف بهش فکرم که میکنم کصم خیس میشه و دلم میخوادش، کیر تپلش کامل رفت داخلمو کل حجم کصمو پر کرد، آه بلندی کشیدم که دستشو گذاشت پشت گردنمو لبامو به کام گرفت،زبونشو تو دهنم میچرخوندو زبونمو مک میزدولب بازی خیسی میکردیم و همزمان کونمو با دستاش گرفت بالاترو اروم اروم تلمبه میزد،چنددقیقه ای گذشتو گردنشو گرفته بودمو دیگه رسما یجاهایی جیغ میزدم،تندتند میکوبید داخلم و سینه امو گازگازی میکرد،محشربود حسشو نمیتونم توصیف کنم از لذت و حجم شهوت زیادی ک داشتم یجاهایی جیغ میزدم،بلندم کردو رو مبل داگی شدم یه ضرب کرد داخلمو اسپنک میزد به کونمو تندتند تلمبه میزد تا دسته داخلم بودو تخماش میخورد به انتهای کصم و چه حس محشری بود اووووف،شالاپ شالاپ صدای تلمبه ها به اضافه جیرجیر چوبای مبل و ناله های بلند من پیچیده بود تو خونه، تلمبه هاشویکم سرعت بیشتری گرفتو نفساش تندتر شدن،چندتا ضربه محکمو سریع زدو یدفعه متوقف شدو داخلم پر شد از داغی آبشو همزمان منم ارضا شدم تا قطره اخرشو ک خالی کرد ازم کشید بیرونو کنارم رو مبل نشست،سرم رو سینش بودو دستش دورم بودو نرم موهامو نوازش میکرد و هنوزم کمی نفس نفس میزدیم، آروم با لحن بچگونه به مسخره گفتم:نینی دارم کردی که، تک خنده ای کردوگفت:از بس حشریم میکنی عقلوهوشمو میپرونی خواستم برسونمت قبلش برات قرص میخرم و روی موهامو بوسید،لبخندی زدم و گفتم:ساعت چنده؟ مجید:9:40، از تو بغلش درامدم و چرخیدم سمتش و گفتم:کم کم بریم دیر نشه، دستشو گذاشت پشت سرم و همونجوری که نزدیک میشد برای یه لب بازی خیس گفت:نگران نباش وروجک سکسی و لباشو گذاشت رو لبام...... نوشته: نیلا لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده