رفتن به مطلب

داستان سکس در اقامتگاه


gayboys

ارسال‌های توصیه شده


سکس تو اقامتگاه
 

سلام اسم من میتراس ۲۴ سالمه بدن پر و رو فرمی دارم ی خواهر دارم به اسم مونا ک ۳۵ سالشه مونا از نو جوونی عاشق کمپ و سفر بود ک منم کشوند تو این راه چند وقت پیش ی سفری رفتیم ک جاش اقامتگاه بود و چند نفر غریبه هم توش بودن شب اول که همه خواب بودن هیچی از شب دوم که روزش همه باهم رفتیم گردش دیگه همه باهم رفیق شده بودیم میخندیدیم تو اکیپشون ۲ تا کاپل داشتن یعنی ۴ نفر یکی دیگم بود که سنش از همه بیشتر بود نزدیک ۴۰ سالش بود باهاشون بود کوچیک ترینشون ۲۲ سالش بود با ی اقای دیگه که زیاد خودمونی نبود شبش قرار شد بشینیم دور هم بازی کنیم مشروب بخوریم قلیون بکشیم بقیه داشتن بازی میکردن اینی که سنش از همه کمتر بود اینور تر داشت مشروب میخورد قلیون میکشید منم کنارش نشستم که قلیون بکشم حوصله بازی نداشتم این کنار پیکمم میخوردم همینجوری ک تایم میگذشت همه داغ کرده بودن یکی از کاپلا گف من میرم حموم دوست دخترشم گفت صبر کن بهت لباس بدم که الکی گفت رفتن داخل حموم بعد از رفتن اونا دیگه همه زده بودن بالا مونا ما هم با این اقاهه که گفتم سنش از همه بالا تر بود تو اون جمع وسط بازی لب تو لب شدن تکیه داده بود بهش سرشو برده بود عقب میبوسیدن همو اون یکی کاپل با خنده به مونا اینا گفتن خوش بگذرهه رفتن تو اتاق یعنی من این جا بی نصیب بمونم؟ گر گرفته بودم تنها کسیم که مونده بود امیر بود که سنش از همه کمتر بود و بچه باحالی بود ولی خیلی داشت مراعات میکرد خودشو کنترل کنه امیر برگشت روبه من کرد گف شانسو ببین همه رو کارن فقط ما بی نصیب موندیم گفتم همچین بی نصیبم نموندی گف اره؟ گفتم اوهوم با نیش خند لبامو یه گاز ریز گرفتم اومد سمتم لباشو گذاشت رو لبام حسابی لب گرفتیم موهاشو چنگ میزدم بهش گفتم در گوشش پاشو بریم اتاق اون خونه پشتی که کسیم نباشه بلند شدیم رفتیم اون ور که کسی مزاحم نباشه چون حس خوبی نداشتم همه دم گوش هم تا رسیدیم باز لب تو لب شدیم منو چسبوند به دیوار سینه هامو محکم میمالوند داشت لختم میکرد لباسمو از تنم دراورد فقط سوتین تنم بود شلوارکمم باز کرد داد پایین کونمو تو دستاش چنگ میزد شونه هامو هل داد به سمت پایین فهمیدم باید برم براش ساک بزنم نشستم دو زانو شلوارشو دراوردم از پاش با شرتش کیرش خیلی خوب بود هم طول داشت هم کلفتی فوق العاده بود با حرص و ولع براش ساک میزدم حسابی تخماشو زبون میکشیدم دستامو بالا سرم قفل کرد رو دیوار تو حلقم تلمبه میزد کل دهنمو با آبش پر کرد منم همه رو قورت دادم مکث نکرد بعد از تلمبه هاش بلندم کردم انداختم رو تشک رفت لا پاهام شورتمو دراورد حسابی کصمو میخورد فوق العاده میخورد وای انقدر سرشو فشار داده بودم به کصم کل صورتش خیس بود ۲ بار ارضا شدم موقع خوردنش پاشد پاهامو گذاشت رو شونش کرد تو کصم که اتیش گرفتم حسابی داشت کصمو میگایید انقدر لبامو گاز گرفته بودم که زخم شده بود سرشو کرده بود لا گردنم حسابی نفس میزد گوشو گردنمو میخورد کیرش یه جوری کصمو پر کرده بود ک ۲ باز لرزیدم زیر کیرش گفت داگی شو براش داگی شدم شروع کرد خوردن سوراخ کونم حسابی لیس میزد کصمو انگشت میکرد گفت بکنم؟ گفتم بکن کون داده بودم ولی کیر این جرم میداد قشنگ دستشو اورد جلو دهنم یه تف کردم تو دستش مالید به کیرش سرشو گذاشت روش حسابی فشار داد تشک گاز میگرفتم داشتم جر میخوردم حسابی کونمو میگایید با هر اسپنکش کل بدنم میلرزید موهامو گرفته بود تو دستش ب وحشی ترین حالت ممکن میکرد تموم ابشو ریخت تو کونم افتادیم رو هم بوسیدیم همو پاشدیم رفتیم سمت بچه ها کار همه تموم شده بود میگفتن ماشالا میخندیدن

نوشته: میترا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18