poria ارسال شده در جمعه در 02:50 اشتراک گذاری ارسال شده در جمعه در 02:50 ریسک خطرناک برای یه آرزوی محال سلام. قبل از اینکه داستان رو تعریف کنم چندتا موضوع رو میگم که اگر باب میلتون نبود الکی وقت نزارید که بخونید تا آخر کار فحش ندید و من و متهم به جقی و متوهم بودن نکنید. موضوع داستان گی و سکس mmf با یه زوج هستش ( mmf یعنی یه مرد فاعل هم یه زن رو بکنه و هم یه مرد مفعول رو). برای درک بهتر، داستان طولانی و با جزئیات نوشته شده. من رامین هستم الان 36 سالمه. من از سن 12 سالگی با روابط جنسی با همجنس آشنا شدم و تا نزدیک 22 سالگی در حد لاپایی و ساک با پسرهای فامیل مشغول بودم. از همون اول، هم تمایل به دخترا داشتم و هم پسرها. چون بخاطر شرایط اون موقع خیلی راحت نمیشد با دختر سکس کرد ناخودآگاه به سمت سکس با پسرها کشیده شدم. تازه دیپلم گرفته بودم که با سایت های اینترنتی سکس ایرانی آشنا شدم ( اولین سایت های ایرانی هال و هول و آویزون بود که از طرف حکومت بسته شد و به چند ماه نرسید که سایت کونباز افتتاح شد) کم کم از طریق همین سایت ها دوستان مجازی خوبی پیدا کردم. سایت کونباز امکانات خوبی برای دوستیابی داشت و همین مورد باعث شد سرعت پیدا کردن پارتنرها بیشتر بشه. 22 سالم بود که برای اولین بار یه پارتنر خوب از طریق کونباز پیدا کردم و تونستم یه گی سکس کامل رو تجربه کنم. بعد از اون با تجربیاتی که پیدا کرده بودم خیلی راحت پارتنرهای دیگه ای تونستم جور کنم و روال زندگی جنسی من خیلی بهتر شد. ( برای عرض خایمالی، ممنون از سایت کونباز). تابستون سال 95 بود و من یه جوون مجرد 26 ساله با تجربه در زمینه گی سکس. (البته دوست دختر هم داشتم ولی در حد لاس زدن و نهایتا حرف های سکسی و بیرون رفتن). توی سایت می چرخیدم که یه تاپیک نظرمو جلب کرد. صاحب اکانت یه خانم بود و موضوع تاپیک "درخواست آشنایی با یه پسر برای سکس با خودش و شوهرش ولی به شرط مطیع کامل و برده بودن". من از اول هم با مدل سکس های ارباب برده و سکس های bdsm حال نمی کردم و بخاطر همین رد کردم رفت. فردا دوباره اگهی رو دیدم و برای کنجکاوی رفتم توش که پیام های بقیه رو بخونم. یکی نوشته بود سرکاریه، یکی نوشته بود شرایطشون خیلی سخته و ... . یکی از کسایی که پیام داده بود رو میشناختم، بهش پیام دادم که با فلان کاربر صحبت کردی گفت آرده و شرایط خیلی تخمی دارن. شرط گذاشته که اگر میخوای سکس کنیم باید یه عکس لخت سرتاسری که صورتت هم کامل مشخص باشه برام بفرستی به فلان ایدی تلگرام تا اعتماد کنیم. واقعا راست میگفت شرط سختی بود.( الان که فضا بازتر شده هنوز هم خیلی ها عکس با چهره نمیدن و اگرم بفرستن اونم زمان دار میفرستن، حالا شما فکر کنید سال 95 طرف چه خواسته سختی داشت.) گذشت، نزدیک یک ماه دیگه طرف باز مجددا یه تاپیک زد با همون مضمون و دوباره افراد زیرش همون حرف ها رو تکرار کردن. من چند ماهی بود که دوست پسرم شرایط مکانش جور نمیشد و نمیتونستیم سکس کنیم و بدجور تو کف بودم و بیشتر روز رو توی سایت میچرخیدم به امید پیدا کردن یه پارتنر مناسب مکان دار. از روی فشار جنسی به اون کاربر پیام دادم و همون شرط سختی که بقیه میگفتن رو به منم گفت. از بس حشری بودم قبول کردم. به ایدی تلگرامی که داده بود عکس رو فرستادم. به 2 دقیقه نرسید که جواب داد. گفت تو اولین نفری هستی که این کار و کرده و خودش و شوهرش رو معرفی کرد. سودابه 24 – 160 – 70 و محمد 28 – 185 – 80. بدون اینکه من حرفی بزنم یه عکس دوتایی از خودش و شوهرش فرستاد که توی طبیعت گرفته شده بود. سودابه یه زن با هیکل متوسط توپر با چهره معمولی و موهای حالت دار و محمد یه مرد لاغر سبزه با چهره مردونه و ابروهای گره خورده که نشون میداد آدم جدی باشه. یه کم اشنایی دادیم و گفت چند ساعت دیگه بهت پیام میدم که شوهرم اومده باشه خونه. تا عصر من هزار جور فکر و خیال کردم که اشتباه کردم عکس دادم یا نه؟ نکنه سرکاری باشن ؟ اگر اخاذی کنند چی؟ و ... عصر شد و خودش پیام داد و نوشت شوهرم کنارمه و داریم با هم پیام میدیم. همون اول کار نگرانیم رو بهشون گفتم و نوشت چکار کنیم که اعتمادت کامل بشه. منم گفتم یه عکس دوتایی همین الان از خودتون بفرستید که تو با انگشتات عدد 2 رو نشون بدی و شوهرت عدد 4 رو. ( این روش اعتماد سازی رو قبلا یکی سر خودم پیاده کرده بود و از اونجا بلد بودم) به دقیقه نرسید که عکس و با شرایط گفته شده رو برام فرستاد. بعد شروع کردیم درباره شرایط سکس صحبت کردن. من از تجربیاتم گفتم و چندتا از عکس های سکس هام و براشون فرستادم که خیلی خوششون اومد و منم ازشون خواستم که اونا هم برام عکس بفرستن و از تجربیاتشون بگن. چندتا عکس از خودشون و سکس هاشون فرستادن برام. محمد یه کیر بزرگ با کله قارچی داشت و بدن تقریبا کم بو که شکم صافش بدن سکسیش رو قشنگ تر کرده بود. سودابه یه کم شکم داشت ولی پوست روشن و ممه های حدود 70 یا 75 ولی کونش برجسته بود. اندامش خیلی خوب نبود ولی بدم نبود. محمد گفت زمان مجردیش چند باری تجربه گی داشته و بعضی وقت ها باز هوس میکنه و از طرفی هم دلش خیلی انال میخواد ولی بخاطر سایز بزرگش سودابه نمیتونه درد و تحمل کنه. از طرف دیگه سودابه هم دلش تنوع سکسی میخواست و اینکه کسش و یکی اونقدر بخوره تا ارضا بشه و چون محمد از مزه آب کس بدش میومد تا حالا این مورد انجام نشده بود. منم شرایطم بد نبود خداوکیلی، قیافه معمولی رو به خوب با قد و هیکل مناسب ، پوست سفید که کامل شیو شده بود با یه کیر معمولی 14 سانتی و از همه مهمتر با تجربه و مشتاق به سکس دهانی. من که تا اون موقع کٌس رو از نزدیک ندیده بودم و فکر یه تریسام هم داشت دیوونه ام میکرد تمام تلاشم و کردم تا دو طرف به سکس راضی شدن. شما فکر کنید زمانی که خیلی ها هنوز حتی نتونسته بودن یه سکس معمولی با پسر یا دختر داشته باشن من توی چه موقعیت خوبی افتاده بودم و یه جورایی در و تخته داشت با هم جور شد و انگار مکمل های همدیگه رو پیدا کرده بودیم. از طرز حرف زدنشون معلوم بود که تجربه دارن ( بعدا فهمیدم توی یک سفر تجربه سکس موازی داشتن) و اون موضوعی که نوشته بودن دنبال برده هستم بیشتر یه کلمه ای بود که نوشته بودن ولی خیلی با مفهومش و کارایی که از طرف میخواستن نمیخوند و بیشتر انگار دنبال آدمی بودن که بدون داستان باهاش سکس کنن. محمد گفت من توی سکس آدم جدی هستم و حوصله ناز کشیدن ندارم پس وسط سکس نگی آی اینجوری نکن اونجوری بکن. سودابه هم گفت من به دهنت بیشتر احتیاج دارم و اینکه من سکس بدون کاندوم میخوام. من مشکلی نداشتم و فقط تنها شرط من این بود که سکس بدون خشونت باشه. مابقی موارد رو به درخواست محمد با هم اوکی کردیم چون میگفت من دوست ندارم وسط سکس هی بگم این کار و بکن نکن و بحث کنیم، الان حرفشو بزنیم و تصمیم رو نهایی کنیم و موقع سکس دیگه فقط طبق برنامه بریم و لذت ببریم. روز جمعه ساعت 10 من رفتم محلی که گفته بودن و محمد با یه تیپ خیلی معمولی اومد دنبالم و با هم رفتیم خونشون. یه آپارتمان که هر طبقه فقط یک واحد بود. ظاهرش و سبک وسایل داخل معمولی بود. به محض وارد شدن سودابه اومد جلو سلام و روبوسی و برخلاف چهره خیلی جدی و خشک محمد خیلی گرم ازم استقبال کرد. سودابه یه لباس خوش رنگ لیمویی پوشیده بود با یه دامن تا روی زانو و با یه آرایش ملایم و موهاشو دم اسبی بسته بود. چهره اش نسبت به عکس کمی بهتر بود ولی خیلی خوشگل نبود. پوست سفید و صاف دست و پاهاش ناخودآگاه چشم آدم و میبره سمت خودش. یه شربت آورد و همونجوری که من داشتم میخوردم اونا من و برانداز میکردن و منم اونا رو. محمد که هنوز انگار یه کم مردد بود گفت خب الان چطوری ، هنوز نظرت هست؟ با یه لبخند گفتم اگر نبود که الان پیش شما نبودم. سودابه یه نگاهی به من و محمد کرد و قشنگ از چشماش معلوم بود که میگفت: کم کس شعر بگید و بریم سراغ اصل مطلب. سودابه گفت اگر شما مردا حرف دیگه ای ندارید بریم حال کنیم که کسم داغ شده. این اولین جمله سکسی توی اون ملاقات بود و قشنگ مشخص کرد که چه روزی میخواد بشه. رفتم دستشویی و کیر و کونم و یه آب زدم که حسابی تمیز باشه. از دستشویی اومدم بیرون سودابه اومد جلو و دستم و گرفت و با هم به سمت اتاق خوابشون رفتیم و محمدم پشت سرمون اومد. اتاق بزرگی بود و نور خورشید از پشت پرده قشنگ روشن کرده بود فضا رو. محمد یهو رو کرد به سودابه که آهنگ و روشن کن یادت نره و سریع سودابه برگشت توی پذیرایی و صدای آهنگ بلند شد. محمد رو به من گفت نمیخوام صدامون بره بیرون و منم گفتم درک میکنم. اون چهره جدی و اخلاق خشک در کنار اون ترس و استرسی که داشت یه ذره خورد تو ذوقم ولی خب اون چیزی که براش اومده بودم ارزش تحمل کردن رو داشت. سودابه برگشت تو اتاق و گفت خب شروع کنیم بچه ها. شروع کردیم لباس ها رو درآوردیم و کاملا لخت کنار هم وایسادیم. داشتیم دیگه به صورت کامل همدیگه رو اسکن میکردیم. سودابه دقیقا همون چیزی بود که از عکس ها برداشت کرده بودم ولی محمد خدایی سکسی تر از برداشتم بود. کیر خوشگل و خوش فرم با کله قارچی و تخم های آویزون گنده و همه این تشکیلات چسبیده بود به یه بدن ورزیده و کم مو. ( بعدا متوجه شدم که محمد تا قبل از ازدواج به صورت جدی کاراته کار میکرده) ممه های سودابه برام خیلی جذاب نبودت چون خیلی خوش فرم نبودن و مخصوصا چون دایره قهوه ای دور ممه هاش بزرگ بود خیلی قشنگ نبودن ( البته این نظر شخصی منه) ولی برجستگی کونش خوب بود و چون سرپا ایستاده بود از کسش فقط یه خط معلوم بود. یه چند ثانیه ای همونجوری بودیم که یهو محمد سکوت و شکست و بهم گفت : جوووون فکر نمیکردم بدنت اینقدر سکسی باشه. راست میگفت پوستم از سودابه هم روشن تر بود و شیو شده کامل و نرم. این جمله محمد با تصویری که از یک دقیقه قبلش داشتم باهم خیلی فرق کرد. متوجه شدم واقعا ادم شهوتی هستش. منم جواب دادم کیرت از تصورم خیلی خوشگل تره. سودابه یکی زد به بازوم و با یه لحن شوخی و عصبانیت گفت : هووووی نمیخوای از منم تعریف کنی . یه خنده کردم و گفتم تو هم سکسی هستی خوشگل خانوم.( بهش گفتم ولی راستش واقعا خیلی سکس نبود و یه چهره و بدن معمولی داشت.) اونم خندید و اومد سمت من و آروم دستم و گرفت و گذاشت روی کس داغش . محمد هم اومد سمت ما و آروم شروع کرد با سودابه لب بازی کردن و منم آروم اون یکی دستم رو بردم سمت کیر محمد. با دستام کس گرم و یه کم خیس سودابه رو میمالیدم و کیر محمد . محمد شروع کرد ممه های سودابه رو چنگ زدن و ناله های سودابه راه افتاد. من راستش چون نمیخواستم یه وقت زیاده روی کنم تلاشی برای لب گرفتن از سودابه نکردم و اونا مشغول بودن. من کس سودابه رو فشار دادم که صداش در اومد و گفت اووووی آروم تر. من تا اون موقع شناختم از کس در حد عکس و فیلم های سوپر بود. محمد یه نگاه به من کرد و آروم اشاره کرد بشینم جلوی پاشون. طبق هماهنگی های قبلی میدونستم از قبل چطور میخوایم پیش بریم. نشستم جلوی پاشون و آروم شروع کردم پاهاشون و مالیدن و رفتم بالاتر. شروع کردم آروم آروم کیر محمد و ساک زدن و کس سودابه رو مالیدن. اون دوتا هم بالا مشغول لب بازی. محمد ممه های سودابه رو محکم میمالید و سودابه هم یا دستش و میزاشت رو دست من که بیشتر فشار بده یا میکشید روی سر و سینه محمد. قشنگ معلوم بود حسابی عاشق همدیگه هستن سودابه داغ داغ کرده. سودابه لب بازی رو تموم کرد و به من گفت حالا نوبت منه. رفت به پشت خوابید روی تخت و پاهاش و باز کرد و گفت بیا که نوبت منه. من اونجا تازه خیلی واضح کس سودابه رو دیدم. یه کس پف کرده با رنگ صورتی و لبه های قهوه ای روشن. لبه هاش خوشگل بود و تمیز. محمد گفت برو شروع کن. منم لبه تخت مدل داگ استایل شدم و با صورت رفتم تو کس سودابه و محمد هم اومد پشتم و شروع کرد از لای پاهام با کیرم ور رفتن. من خیلی وارد نبودم چطوری بخورم و سودابه دستش و گذاشت روی سرم و کنترل میکرد. یه جایی که میخواست سرم و فشار میداد و جایی که اشتباه بود سرم و هل میداد عقب. زود یاد گرفتم که چی کنم و با زبون لای کسش و میخوردم و اونم کیف میکرد و ناله هاش بازم شروع شد. مزه کسش بد نبود و یه حالت شوری خیلی ضعیف و گَس طوری داشت و منم بدم نیومد ( من آب منی خیلی ها رو قبلا خورده بودم و از این چیزا چندشم نمیشد و یه جورایی تازه حال هم میکردم). محمد دستش و دراز کرد و از روی کمد کنار تخت ظرف وازلین و آورد ( وازلین رو من خودم بهشون گفته بودم چون طبق تجربه از هر لوبریکانتی بهتر عمل میکنه). یه کم مالید روی سوراخ کونم و اروم با انگشت مشغول بازی با سوراخم شد و با زحمت خودش و لای پاهام جا کرد و شروع کرد سر کیرم و مک زدن. یه چند دقیقه ایی به همین منوال رفت و محمد انگشت اولش و کامل توی کونم کرده بود و داشت ور میرفت و کس سودابه هم لبه هاش باز شده بود و خیس خیس. دهنم درد گرفته بود ولی قول داده بودم نق نزنم. به همین خاطر ناخودآگاه حرکت های زبونم کند تر شده بود که سودابه متوجه شد. موهام و کشید عقب و گفت از دستاتم کمک بگیر. معلم خوبی بود خدایی. خودش گفت یکی از انگشتات و آروم بکن تو و چوچول رو هم بمال و همزمان لبه های کسم رو هم بخور و منم که شاگرد باهوشی در زمینه سکس هستم سریع یاد گرفتم. محمد ساک زدن و قطع کرد و بلند شد تا مسلط تر کار کنه. یه کم دیگه وازلین زد و آروم شروع کرد دو انگشتی فرو کردن. یه کم درد داشتم ولی عادت داشتم و میدونستم چی میخواد بشه. من مشغول کس خوری سودابه و محمدم مشغول کون مالی من. محمد به سودابه گفت این کونی خوب میخوره یا نه. اونم با شهوت جواب داد اوووف زود یاد گرفت و خوب بلده چی کنه. شنیدن این جمله بهم فهموند که دارم راه و درست میرم. محمد با یه دستش کیرش و میمالید و دست دیگه اش هم که تو کون من بود. همینجوری مشغول بودیم که یهو سودابه سر من و محکم فشار داد و یه ناله کرد و ولو شد خیلی زودتر از چیزی که فکر میکردم ارضا شد.( برای اولین بار یه زن رو ارضا کردم.) سودابه بی حال افتاد رو تخت و هیچی نمیگفت. محمد هم هی میگفت جووووون عزیزم نوش جونت باشه. من که واقعا کمرم دیگه داشت میبرید بلند شدم. محمد گفت حالا نوبت منه با دهنت بهم حال بدی. نشستم جلوی پاش روی زمین و اونم یه پاش و گذاشت لبه تخت و پاهاشو از هم یه کم باز کرد. کاری که توش استاد بودم شروع شد، گی سکس. دیگه لازم نبود در حین لذت سکس هی فکر کنم که الان باید چکار کنم. دیگه ناخودآگاه فقط انجام میدادم. من که همیشه نسبت به خوردن کیرهای بزرگ حریص بودم الان درست جلوی یکی از اونا بودم. شروع کردم ساک زدن و با دستام باسن و پشت پاهای محمد و میمالیدم. محمد چشماش خمار شد و آروم جووون جووون میگفت. سودابه هم همونجوری روی تخت دراز کشیده بود و نگاه میکرد. کیر محمد واقعا بزرگ و خوشگل بود فکر کنم 18 سانتی میشد و با اون کله قارچی بزرگش واقعا من و دیوونه کرده بود. رفتم سراغ خایه هاش و آروم لیس زدم و محمد داشت لذت میبرد و بلند آه آه میگفت. سودابه بلند شد و نشست لبه تخت و من و نگاه میکرد. معلوم بود داره نگاه میکنه که یاد بگیره که چطور یه استاد ساک زدن داره ناله های شهوتی شوهرشو درمیاره. شروع کرد دست کشیدن به سر و سینه محمد و اونم اروم ممه هاش و مالیدن. من دیگه باید نشون میدادم استاد سکس اونجا کیه. لای لپ های کوچیک کون محمد و باز کردم و سوراخ کونش و لیس زدم و همزمان کیرشو میمالیدم. میخواست از شدت لذت سکته کنه واقعا. گفت اووووف دیوث تو چقدر واردی.اووووف منم خوشحال از اینکه واقعا دارم کار و درست انجام میدم با ولع بیشتری میخوردم. یه کم سرم و فشار داد سمت کونش و گذاشت حسابی بخورم. گفت بسه آبم میاد. بیا که دیگه میخوام حسابی بگامت که دلم کونت و میخواد. میخواستم داگی بشم که سودابه گفت نه به پشت بخواب. اولش نفهمیدم چرا اینجوری میگه . من به پشت خوابیدم و پاهام و دادم بالا . محمد پاهام و انداخت روی شونه هاش و گفت لای کونت و باز کن. آروم کیرش و گذاشت روی سوراخ و به فشار کمی رفت تو. میسوخت و درد داشت ولی میدونستم چه لذتی در انتظارمه. گفت آروم فرو میکنم درد داشتی بگو. آروم آروم فرو کرد و منم فقط گاهی یه کم چهره ام و جمع میکردم ولی چیزی نمیگفتم. سودابه که داشت این منظره رو نگاه میکرد گفت اوووف واقعا عجب کونی هستی تو، نصف بیشتر کیرش رفته تو هنوز تحمل میکنی. من خنده ام گرفت. محمدم با خنده گفت همه که مثل شما نیستن ناز کنن. یه دقیقه ای شد که اروم کیر محمد تا ته فرو رفت و بهش گفتم فقط بزار یه کم بمونه که سوزشش کم بشه و بعد آروم آروم تلمبه بزن. سودابه اومد روی تخت و گفت باید به منم حال بدی کونی خان فکر نکن با یه بار ارضا شدن ولت میکنم. پاهاش و باز کرد و روی دهنم نشست و صورتش سمت محمد بود. گفت با دستات از زیر وزنم و بگیر که اذیت نشی. محمد تلمبه زدن ها رو شروع کرد و منم داشتم کس سودابه رو میخوردم. محمد پاهام و یه کم باز کرد و دولا شد و شروع کردن از سودابه لب گرفتن. سودابه هم ممه هاش و میمالید و کسش و روی دهن منم حرکت میداد. یه کم به همین منوال گذشت. تلمبه زدن های محمد محکم تر شد و دیگه لب بازی رو تموم کرد و تمرکزش و گذاشت روی گایدن من. سودابه شروع کرد کیر من و مالیدن. من موقع کون دادن کیرم نیمه شق میشه و کامل بلند نمیشه . محمد کارشو خوب بلد بود و تلمبه زدن هاش حساب کتاب داشت. میکشید بیرون و دوباره تا ته محکم فرو میکرد. چند بار این کار و میکرد و یهو چند تا محکم پشت سر هم تلمبه میزد. من روی ابرها بودم واقعا. کیرش و که میکشید بیرون دلم خالی میشد و یه نفسی میکشیدم ولی دوست داشتم سریعتر دوباره تا دسته فرو کنه تو کونم تا اون درد لذت بخش برگرده. باور کنید توی اون لحظه و اون حس حقیر شدن سکسی که کونم زیر یکی بود و دهنم زیر دیگری واقعا برام به معنای کلمه عشق و لذت بود. محمد هر دو پام رو گرفت و گذاشت روی یه شونه اش تا سوراخم تنگ تر بشه و سودابه هم با انگشت خودش مشغول مالیدن چوچولش شد. سودابه ناله هاش بلندتر شده بود و صدای هن هن کردن محمد هم اتاق و پر کرده بود. یهو سودابه محکم کسش و فشار داد رو صورتم به حدی که داشتم خفه میشدم و یه چندتا تکون محکم خورد و بلند آه ه ه ه کشید و بی جون خودش و کشید کنار و کنارم ولو شد. محمد انگار با دیدن این صحنه آتیش شهوتش بیشتر بشه دوباره پاهام و باز کرد و با دست محکم کیر و خایه هام و گرفت و فشار داد و با تمام توان تو کونم تلمبه میزد. داشت طاقتم تموم میشد و دلم واقعا درد گرفته بود که یهو اونم یه نعره زد و کیرش با تمام توان تو کونم فرو کرد و نگه داشت و همه آبشو ریخت تو. محمد کیرش و کشید بیرون و همونجا روی زمین دراز کشید. هر سه نفر خسته و عرق کرده ولو بودیم با این تفاوت که من هنوز ارضا نشده بودم. دلم ارضا شدن میخواست ولی کیرم انگار نظرش منفی بود. همونجوری رو تخت شروع کردم به حرف زدن درباره سکسی که انجام داده بودیم و به محمد گفتم آخ حال کردم چه خوب میکنی. به سودابه هم گفتم مزه کست و دوست داشتم. سودابه سریع جواب داد لعنتی چقدر خوب میخوری تو. احساس میکنم هر چی تو کسم بوده اومده بیرون و تا حالا اینجوری ارضا نشده بودم. محمدم گفت آره واقعا آدم خوش سکسی هستی. عجب کون نرم و تنگی داری همش احساس میکردم که یه حلقه محکم دور کیرم و فشار میده. سودابه بلند شد و رفت از تو اشپزخونه با ظرف آب و دوتا لیوان برگشت. سودابه گفت تو واقعا به ما حال دادی ممنون. محمد پرید تو حرفش و گفت نه هنوز کامل نشده و هنوز من و نکرده. برام جالب بود کسی که همین الان ارضا شده چطور دلش کون دادن میخواد و چشمم خورد به کیرش که نیمه شق بود ( گی ها و مخصوصا دوطرفه ها میدونن وقتی آدم آبش میاد دیگه هوس کون دادنش کم میشه) سودابه هم گفت راست میگی هنوز کس هم نکرده. من با یه لبخند حرفشون و تایید کردم. ولی یه مشکلی بود، کیرم کامل خوابیده بود. سودابه خواست بیاد سراغ کیرم که گفتم صبر کن. به پشت خوابیدم روی تخت و گفتم حالا بیا. سودابه اومد سراغ کیر من و آروم شروع کرد مالیدن و سر کیرم و لیس زدن. به محمد اشاره کردم که بیاد روی دهنم بشینه اونم از خدا خواسته سریع اومد. دوباره همون ترکیب ولی با این فرق که این دفعه محمد و سودابه جاشون جابجا شده بود. سودابه خدایی خوب ساک میزد و منم مشغول خوردن سوراخ محمد. سوراخش گرد بود و خوشگل و تنگ. خودش کیرش و گرفته بود دستش و میمالید و منم گهگاهی خایه هاش و میخوردم. کیرم یه جونی گرفت ولی نه خیلی شق . سودابه یه کم وازلین مالید بهش و شروع کرد حالت جق زدن برام. بهتر شد ولی باز هنوز شق کامل نشد. سودابه با یه حالت کلافه گفت این چرا اینجوریه سیخ کامل نمیشه. محمد یه نگاه کرد و گفت خوبه بابا بره تو کس خودش شق کامل میشه. از روم بلند شد و به سودابه گفت سریع بخواب تا کیرش نخوابیده. سودابه به پشت خوابید و پاهاشو باز کرد و منم سریع پاهاش و گذاشتم رو شونه هام و کیرمو تنظیم کردم. خیلی راحت تر از اونی که همیشه تصور میکردم کیرم رفت تو. خیلی لیز و روان با یه فشار کم دور تا دور کیرم. واقعا لذت بخش بود برام. سودابه هم چهره اش نشون میداد که داره خوشش میاد. ( برای اولین بار کس گایدم) آروم آروم شروع کردم تلمبه زدن. محمد هم داشت نگاه میکرد. سودابه از حالت چهره اش معلوم بود داره لذت میبره ولی نه خیلی. برای اینکه من حالم گرفته نشه گاهی یه ناله ای هم میکرد ولی من که چند دقیقه پیش صدای ناله های بلندش و شنیده بودم و اون چشمای خمارش و دیده بودم قشنگ فهمیدم که خیلی دیگه دلش نیست. محمد هم راست میگفت کیرم که مزه کس رو چشیده بود حسابی شق شده بود و سیخ سیخ وایساده بود. به سودابه گفتم پاشو چون اگر با تو ادامه بدم ارضا میشم و کون شوهرت میمونه تو کف. محمد هم سریع ادامه داد راست میگه پاشو نوبت منه. سودابه با یه خنده بلند شد و گفت خاک بر سر شما مردا که قدر کس و نمیدونید و فقط فکر کون کونک بازی هستید. من راستش کس کردن بهم لذت داد ولی بی رمق بودن سودابه موقع کس دادنش یه کم خورد تو ذوقم و ترجیح دادم برم سراغ عشق اصلیم یعنی گی بازی. محمد گفت چطوری میخوای بکنی گفتم برو رو تخت و داگ استایل شو. یه کم وازلین زدم روی سوراخش و میخواستم با انگشت شروع کنم گشاد کردن سوراخش که گفت نمیخواد و دلم کیر میخواد. منم از خدا خواسته چون خسته شده بودم یه کم وازلین زدم سر کیرم و آروم فشار دادم تو. محمد ناله اش رفت هوا. اووووف سوختتتتتت. خواستم بکشم بیرون که دستش و آورد عقب و نزاشت، گفت نه بذار عادت کنم. یه کم صبر کردم و بقیه کیرم و فرو کردم. کیر من در مقابل کیر محمد خیلی کوچیک بود ولی سوراخ من با تجربه بود و تحملش بیشتر. یه کم صبر کردم تا آروم بشه و با اشاره خودش شروع کردم تلمبه زدن. از صدای تغییر کرده محمد معلوم بود که داره درد میکشه ولی ناله های شهوتیش و آییی آییی گفتن های آرومش نشونه ترکیب درد و لذتش بود. سودابه اول کنار وایساده بود و نگاه می کرد بعد اومد کنارم نشست و دستش و برد لای پاهای محمد و شروع کرد کیرش و مالیدن. صحنه جالبی بود، یه مرد و داشتم جلوی زنش میکردم و زنش داشت لذت بردن شوهرش و میدید و برای اینکه بیشتر حال کنه کیرش و میمالید. من هم خسته شده بودم و هم خیلی خیلی اون روز تحریک شده بودم. به 2 یا 3 دقیقه هم شاید نرسید که دیدم دادم ارضا میشم با یه حالت تند به سودابه گفتم بیا کونم و انگشت کن زودباش . سودابه سریع اومد کنارم و دستش و انداخت لای لپ های کونم و انگشتاشو فرو کرد تو . کیر من تو کون محمد بازی میکرد و انگشت سودابه تو کون من. وااااای چه لذت وصف نشدنی داشت. به 30 ثانیه نرسید که با تمام توان تو کون محمد ارضا شدم و بلند گفتم واااااااااای . سودابه دستش و کشید بیرون گفت جوووون و پشتم و مالید. من بی رمق همونجوری دمر افتادم رو تخت. محمدم پاشد و گفت حال کردم دمت گرم. خیلی وقت بود کون نداده بودم ولی دردم اومد و خدا خدا میکردم زود آبت بیاد. محمد بلند شد ولی کیرش نیمه شق بود. معلوم بود هنوز دلش سکس میخواد ولی من که واقعا دیگه نا نداشتم و به قیافه سودابه هم نمیخورد حس سکس داشته باشه. سودابه اومد سمت محمد و ازش لب گرفت و گفت عشقم کیف کردی. دیدی میترسیدی ولی تهش چقدر خوب بود. ( بعدا فهمیدم کی محمد دلش به این فانتزی نبوده ولی سودابه پیشنهاد داده و اکانت کونباز هم مال خودش بوده و واقعا آدم فانتزی بازی بوده ) محمد زنگ زد ناهار آوردن و یه کم استراحت کردیم. بعد از ظهر روی مبل های راحتی ولو شده بودیم و محمد که هنوز آتیش شهوتش خاموش نشده بود دائم داشت با کیر شقش از روی شلوار ور میرفت. سودابه بهش گفت: ها چیه حواست باشه دست به مهره حرکته ها. محمد هم از خدا خواسته گفت اخ گفتی میخوام جفتتون و مثل سگ بکنم. من خنده ام گرفت گفتم هر کی نکنه کونیه. سریع لباسش و درآورد و گفت کدومتونو اول بکنم. سودابه سریع رفت جلو و گفت من امروز کیر خونم کم شده اول من. سریع لخت شد و داگ استیل شد و گفت زود بکن حوصله مقدمه چینی ندارم. محمد یه تف مالید سر کیرش و فرو کرد تو کس سودابه و شروع کرد تلمبه زدن. اونا مشغول شدن و منم لباسامو دراوردم و رفتم کنارشون و نگاه میکردم. واقعا کیر محمد بزرگ بود. از اینکه اون کیر و تونستم تحمل کنم به خودم افتخار میکردم. یه چند دقیقه ای همونجوری مشغول بودن. و منم با کیر نیمه شقم ور میرفتم. سودابه به محمد گفت وایسا جابجا بشم پاهام درد گرفت. به پشت خوابید و پاهاشو هفتی باز کرد . محمد هم باز شروع کرد تلمبه زدن و هیچ نشانه ای از خستگی و ارضا شدن تو چهره اش نبود. من رفتم وازلین و از تو اتاق اوردم و با انگشت آروم آروم مالیدم به سوراخ کونم. سوزش سوراخم که وقتی دست بهش میخورد بیشتر میشد قشنگ معلوم میکرد که کونم حسابی گاییده شده ولی شهوت سکس با کیر بزرگ محمد انگار دردش و سرکوب میکرد. سودابه شروع کرد خودش چوچولش و مالیدن و ناله کردن و محمدم ممه های سودابه و تو دستش گرفته بودن و میچلوند و با همون چهره جدی داشت تلمبه میزد. چند دقیقه نگذشت که سودابه مثل مار پیچید به خودش با یه ناله بلند ارضا شد. محمد هنوز داشت تلمبه میزد که سودابه دستش و فشار داد به بدن محمد و بهش فهموند بس کنه. محمد کیر شق شده خیسش که کله قارچیش خیلی خوشگل تر شده بود و از کس سودابه کشید بیرون و سمت من گرفت. اصلا لازم نبود چیزی بگه من خودم از خدام بود. شروع کردم ساک زدن، یه کم که خوردم محمد با یه چهره جدی تقریبا خشم آلود گفت بسه دیگه برگرد میخوام حسابی بگامت. من داگ استایل رو زمین و کنار سودابه نشستم. محمد اومد پشتم و یه کم وازلین مالید به کیرش و فرو کرد. سر کیرش که رفت تو یهو تا ته فشار داد. از شدت درد پیچیدم به خودم و دراز کشیدم رو زمین. ولی محمد اصلا انگار براش مهم نبود. شده بود همون نسخه جدی که گفته بود. من رو زمین دمر بودم و محمد روم خوابیده بود و داشت تو کونم تلمبه میزد. سنگینی بدن خیس و عرق کرده اش با نفس های گرمی که پشت گردنم میخورد درد و سوزش کون دادن رو خیلی زود به لذت تبدیل کرد برام. سودابه همونجوری خسته کنارمون دراز کشیده بود و نگاه میکرد. چند دقیقه همونجوری گایید منو . گفت خسته شدم پاشو بشین رو کیرم. به پشت خوابید روی زمین جوری که سرش کنار سر سودابه بود. به منم گفت رو به خودش بشینم . گفت میخوام موقع گاییدن چهره ات و ببینم که چطور زیر کیرم حال میکنی. خودم کیر کلفتشو گرفتم دستم و تنظیم کردم و نشستم روش. وااااااای واقعا گنده بود. احساس میکردم شکمم رو الانه که سوراخ کنه. خودش دستاش و آورد زیر کونم و کمکم کرد تا راحت تر بالا و پایین بشم. من واقعا از گاییده شدن توسط محمد با اون نسخه جدیدش داشتم حال میکردم و قشنگ لذت حقارت کون دادن به کیر واقعی رو حس میکردم. چون پروستاتم داشت تحریک میشد کیرم نیم شق بود و گهگاهی باهاش ور میرفتم. سودابه که بدون هیچ حرفی داشت صحنه رو نگاه میکرد یه کم خودش و کشید سمت محمد و شروع کرد ازش لب گرفتن و دستش و دراز کرد سمت کیر من و برام جق زدن. هرچی جلوتر میرفتیم لذت بیشتر میشد. من محکم تر بالا پایین میشدم ، محمد وحشی تر کیرش و فرو میکرد و سودابه هم شدیدتر لب بازی میکرد و تندتر برای من جق میزد. من احساس کردم مثل یه آتشفشان از اعماق وجودم حس ارضا شدنم داره میاد بالا، سرعت انفجارم خیلی سریع پیش رفت و محکم نشستم رو کیر محمد و تو دست سودابه ابم اومد. بی حال بیحال بودم و پاهام جون بلند شدن نداشت. محمد سعی کرد تو همون حالت باز ادامه بده ولی بی جونی و بی حرکتی من نمیذاشت راحت بکنه. خودشم انگار دیگه خسته شده بود و میخواست ارضا بشه. چشمای قرمز و رگ های بیرون زده کیرش قشنگ با آدم حرف میزد که من الان میخوام بترکم از شهوت. سریع از زیر من خودش و کشید بیرون و وایساد جلوی من و گفت بخورش الانه که آبم بیاد. منم با بی رمقی کیرشو کردم دهنم و آرزو میکردم زودتر ارضا بشه. چندتا تلمبه محکم تو دهنم زد و ارضا شد. سرم و با دست نگه داشت تا همه آبش تموم بشه. واااای چقدر آبش زیاد بود. من از مزه آب کیر خوشم میاد و همش و تا آخرین قطره قورت دادم. محمد خسته رفت و رو مبل ولو شد. سودابه نگام کرد و با یه لبخند گفت نوش جونت و منم همونجا ولو شدم. یه کم بعدش لباسامونو پوشیدیم و مثل اینکه اصلا چیزی نشده من و محمد نشستیم تلویزیون دیدن و سودابه هم یه املت دست و پا شکسته درست کرد و خوردیم. بعد از اون بخاطر یه اشتباه مسخره از طرف من که توضیح نمیدم رابطه ام با اونا به هم خورد و دیگه نشد باهاشون باشم. ولی همون یک بار شد یکی از بهترین و طولانی ترین تجربیات سکسی عمرم. چیزی که رویای خیلی ها بود و هست رو من تجربه کردم و از این بابت خیلی خوشحالم. چیزی که برای خیلی ها یک آرزوی محال هست ببخشید که خیلی طولانی شد چون نمیخواستم چند قسمتی بنویسم مجبور شدم. ولی بدونید که هنوز استرس پخش شدن اون عکس رو دارم و اگر برگردم عقب شاید اون ریسک پرخطر رو برای رسیدن به اون آرزوی محال انجام ندم نوشته: رامین لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده