behrooz ارسال شده در 21 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 21 ساعت قبل هات وایف یا چی؟ از طریق همین سایت با یکی آشنا شدم بعد از چند روز که چت کردیم و همه مدل عکس از خودمون برای همدیگه فرستادیم،تصمیم گرفتیم حضوری همو ببینیم. من و همسرم قرار بود یه مسافرت کوتاه بریم برای همین به اون آقایی که باهاش آشنا شده بودم گفتم که بیاد اون شهری که ما میخوایم بریم تا همو از نزدیک ببینیم! تا روزِ سفر جفتمون از حشر و هیجان داشتیم پاره میشدیم. هی توی تلگرام گیف های سکسی برای هم می فرستادیم و از همدیگه قول میگرفتیم که همه ی مدلا رو روی همدیگه پیاده کنیم! خیلی با هم همفکری کردیم ک چجوری از پیش شوهرم جیم بزنم تا برم کنارش در نتیجه تصمیم گرفتیم من به شوهرم خواب آور بدم تا شبو بخوابه و من اون آقا رو بیارم داخل سوییتی که اجاره میکنیم. روز سفر شروع شد و از اولِ سفر همش فکرم پیش شب پیش رو بود و دروغ چرا هی شورتم خیس میشد... توی راه هرازگاهی پیامک بازی میکردیم باهم و بهش اطلاع میدادم که الان کجاییم و چقدر مونده تا برسیم. من ۲۷ سالمه و اون آقایی که باهاش قرار داشتم ۴۵ سالش بود! از جایی که عاشق مردای مسن و جاافتاده ام دل تو دلم نبود که ببینمش و باهاش سکس کنم. خلاصه ما رسیدیم شهرِ مورد نظر و یه جایی اجاره کردیم.رفتیم داخل خونه با شوهرم تا وسایلامونو بگذاریم خونه و بریم بیرون کمی بگردیم. یه ساپورت مشکی پوشیدم با یه کاپشن کوتاه! من کونم ی مقدار بزرگه و وقتی هم ساپورت می پوشم دیگه کامل گردی کونم میزنه بیرون.شوهرم تا منو دید حشری شد.هی منو میمالید و حرفای سکسی میزد.چندباری توی سکس شوهرم ازم خواسته بود که تریساپ بزنیم یا من با یه مرد سکس کنم و اون تماشا کنه.وقتی منو با اون لباسا دید دوباره شروع کرد که الان اگه بریم بیرون و تو یه دوس پسر برای خودت پیدا کنی چی میشه! منم از یه طرف حرفای شوهرم دیوونم کرده بود از یه طرف خودم قرار بود همون شب با یه مرد همسن بابام سکس کنم!!!حالم واقعا دیدنی بود! ما رفتیم بیرون و من به اون آقا لوکیشن دادم تا همو ببینیم.ما توی بازار قدم میزدیم و اون آقا که اسمشم مثلا علی بود پشت سرمون میومد!هی برمیگشتم نگاه بازی میکردیم چشم و ابرو بازی میکردیم و خلاصه جفتمون تابلو بود که حشر زده به کله امون و منتظر فرصتیم! شوهرم وقتی طولانی رانندگی کنه سردرد میشه و باید قرص بخوره.من همراه با کدئین دوتا آلپرازولام دادم بهش و گفتم همه رو باهم بخور که زود سرحال شی شب سکس کنیم.اونم قرصا رو خورد ولی هرچقدر که می گذشت این خوابش نمیومد😂🤦🏻♀️بعد من و علی هم همش در حال پیام دادن که پس کِی خوابش میاد! خلاصه به هر ضرب و زوری بود شوهرم خوابش گرفت گفت نمیدونم چرا خیلی کسل و خواب آلودم.منم که نقشه ام گرفته بود گفتم بریم خونه استراحت کنیم منم خسته ام و به شدت خوابم میاد. رسیدیم سوییت و شوهرم لباساشو کند و دراز کشید رو تخت.ازم خواست یکم ساک بزنم براش.منم یه ستِ توری پوشیدم و رفتم پیشش کیرشو کردم تو دهنم.زبونمو میکشیدم تا پایین خایه هاش و دوباره برمیگشتم تا کله ی کیرش..تصور میکردم که نهایتا تا یه ساعت دیگه یه کیر دیگه رو تو دهنم میکنم و براش ساک میزنم.شوهرم چشماش گرم شد و منو کشید بغلش.یکم دراز کشیدم کنارش تا صدای خر و پف ریزش بلند شد. خیلی آروم بلند شدم از کنارش و از اتاق زدم بیرون.علی پیام گذاشته بود که دم در منتظره ولی عجله نکنم و همه جوانب احتیاط را بسنجم! گفت یه چیز سنگین و بنداز زمین اگه بلند نشد درو باز کن.منم با توکل بر خدا قابلمه رو انداختم روی سرامیک.از صدای قابلمه خودم ترسیدم و گفتم صددرصد بیدار میشه.ولی وقتی چک کردم دیدم فقط جابجا شد و دوباره خر و پف کرد.پیام دادم که من آماده ام بیا! و در واحد رو باز کردم... خودم همونجور با شورت و سوتین وایساده بودم ورودی در. یهو دیدم پیداش شد.. اون لحظه هم حس خجالت داشتم هم ترس و هیجان و از همه مهمتر حشریییی بودم🥺 علی همش میگفت واااای وایی که چقدر از عکسات بهتری. کشیدمش تو و بردمش اتاق بغلی..لبامون قفل هم شد ولی علی همش در حال گفتن وای وای و من مردم و قربون چشمات برم بود😅این هیجان و خوشحالیش ترسمو ریخت و خندیدم.شورتمو خودش از پام دراورد و باز شروع کرد که وای چقدر کصت کوچولوئه چقدر قشنگه چقدر نازی سرشو کرد لای پاهام و به شدت میک زد جوری که دو متر پریدم عقب و گفتم توروخدا آروم بخور هی میگفت دست خودم نیست دیوونم کردی بلند شدم لباساشو کمک کردم تا در بیاره کیرشو که از شورتش کشیدم بیرون آهم بلند شد.کلاهک کیرش خیلی قشنگ و کلفت بود. شوهرِ من کیرش خیلی بزرگه و همیشه از این بابت خیلی خوشحال و راضیم ولی کیرِ علی هم خیلی خوب بود! نشستم روی زانوهام و موهامو جمع کردم و دادم دستش.مردِ بیچاره دیوانه شده بود کیرشو نزدیک به ده دقیقه خوردم و پر تف براش ساک زدم.بلندم کرد ممه هامو نوبتی میکرد تو دهنش و میک میزد زبونشو میکشید به نوک برجسته ممه هام.خیلی حس خوبی داشتم انقدر خیس کرده بودم که فکر کرد من ارضا شدم!سر کیرشو گذاشت روی کصم و آروم فشااار داد گفت وااااای که چقدر تنگه چقدررررر حال داره گاییدنت دخترم همش میگفتم باباییی دخملتو پاره کن بغلش کرده بودم سفت و اون محکم تلمبه میزد.حس کردم صدا میاد بلند شدم و رفتم به اتاق شوهرم سر زدم دیدم خوابیده و انگار نه انگار که خانوم کوچولوش داره کیر سواری میکنه🤭🤭 برگشتم پیش علی دراز کشیده بود منم نشستم سر کیرش هی روی کیرش قر میدادم دیوونش میکردم یهو کمرمو گرفت بلندم کرد دیدم آبش اومد! یکم عصبی بودم که الان طول میکشه تا دوباره سیخ کنه ولی انگار نه انگار که سنش زیاده سریع کیرش سیخ شد..داگ استایل شده بودم و اون تلمبه میزد میترسید صدای تلمبه اش زیاد شه اما من دیگه هیچی برام مهم نبود التماسش میکردم که محکم بزنه کصم باد کرده بود و لای پاهام خیسِ اب بود. دستشو گرفتم بردم استخر..داخل آب لبامو میخورد کصمو میمالید..نشست رو لبه ی استخر کیرشو کردم دهنم نگاه تو چشماش میکردم و کیرشو میخوردم.بعد منو اورد لب استخر خودش پرید تو اب.من لب استخر قمبل کرده بودم و اون داشت زبون میکشید به چاک کس و کونم و همش قربون صدقه ام میرفت! بعد اونم اومد رو پله ی استخر و منو بغلش گرفت کیرش رفت تو کصم.بعد آروم رفتیم داخل آب.هنوز برام سواله چجوری داخل آب داشت تلمبه میزد..اخه چند بار که با شوهرم رفتیم داخل آب هرکاری کردیم کیرش نرفته داخل کصم!یکم که تلمبه زد دیدم منو بلندم کرد و باز آبش اومد ارضا شد... از استخر اومدیم بیرون..با اینکه من ارضا نشده بودم و خیلی حشری بودم ولی عصبی شدم که چرا تند تند ارضا میشه و من هنوز نتونستم .از طرفی استرس داشتم که نکنه شوهرم بیدار بشه و زندگیم خراب شه. بهش گفتم بسه علی برو من میترسم.و دمش گرم که اذیتم نکرد..چشمامو کلی بوسید لبامو بوسه زد ممه هامو خورد و لباساشو پوشید و رفت. منم رفتم اتاقو مرتب کردم دستمال کاغذی رو انداختم سطل آشغال و دوش گرفتم و خزیدم زیر پتو کنار شوهرم.صبح شوهرم انقدر منو مالید که بیدارم کرد.کصم شب تا دیر وقت گاییده شده بود و فهمیدم الان هم نوبت شوهرمه که استفاده اش کنه.شوهرمو بوسیدم و کیر کلفتشو هل دادم توی کصم و همونجور که تلمبه میخوردم قربون صدقه ی شوهری رفتم😍 نوشته: مهسا . آموزش تماشای فیلم ها - آموزش دانلود فیلم ها - آموزش تماشای تصاویر . لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده