رفتن به مطلب

داستان گی ارضای واقعی


minimoz

ارسال‌های توصیه شده


اولین ارضای واقعیم
 

این‌همه کون دادم، ولی هنوز اون حس عمیق و موج‌مانند
سی‌سی‌گاسم رو تجربه نکرده بودم.
هر بار که زیر کسی دراز می‌کشیدم یا داگی می‌شدم، فقط تلمبه‌ی محکم و عمیق حس می‌کردم. کیرش می‌رفت و میومد، کونم پر می‌شد، ناله می‌کردم، ولی اون نقطه‌ی خاص داخل که باید مستقیم و با زاویه درست فشار داده بشه، کمتر هدف گرفته می‌شد. بیشتر وقت‌ها فقط عمق و سرعت مهم بود، نه ماساژ دقیق پروستات.

اسمم امینه. دانشجوی ارشد مکانیک تو یکی از دانشگاه های تهرانم. کونی بودن رو به صورت کامل تو ۲۳ سالگی قبول کردم. کلا دختر رو بوسیدم و کنار گذاشتم و فقط با پسر ارتباط داشتم از اون به بعد.
پارسال قبل از جنگ تو یکی از کانال های تلگرامی، با یه پسر ۱۰-۱۲ سال از خودم بزرگتر آشنا شدم.
ورزشکار بود و بدن خیلی قشنگی داشت.
کیرش هم کلفت و دراز، و خوشگل و خوردنی. از همه مهم تر، بلد بود و عاشق پسرای کون گنده بود.
میفهمید چجوری ی باتم رو غرق در لذت کنه.
دو بار رفتم پیشش، و هر دوبارش یک داستانی پیش اومد که نتونستم آبشو بیاره، و نیمه کاره تموم شد، ولی همون نیمه کاره هم عالی بود و قشنگ روحمو از کونم بیرون میکشید.
بعد که جنگ شد، رفتیم شهرستان و مشکلات متفاوت پیش اومد و دیگه نتونستم برم پیشش، تا اینکه...

امروز بالاخره رفتم خونه‌ش.
در که باز شد، هنوز حرفی نزده بودم که دست انداخت دور کمرم و زبونش رو هل داد تو دهنم. محکم و گرسنه می‌بوسید.
دستش رفت زیر تی‌شرتم و سینه‌هام رو گرفت. انگشت‌هاش نیپل‌هام رو فشار می‌داد و بعد خم شد و شروع کرد به مکیدن و گاز گرفتنشون. سرم رو عقب بردم و ناله کردم. چند دقیقه‌ای فقط همین کار رو می‌کرد، مثل اینکه از طعم پوستم سیر نمی‌شد.
نفس‌نفس گفتم باید برم دستشویی. رفت و برگشتم. وقتی اومدم بیرون، هنوز لباسش کامل در نیومده بود. زانو زدم جلوش و کیرش رو درآوردم. سفت و گرم بود. اول فقط نوکشو لیسیدم، بعد آروم آروم تا ته بردم تو حلقم. آب دهنم راه افتاده بود. دستم رو گذاشتم پشت کونش و خودم رو کشیدم جلو تا کامل بره تو گلوم. چند بار تا ته بردم و نگه داشتم. از صدای نفس‌نفس زدنش
معلوم بود حال می‌کنه.
همانطور که کیرشو میخوردم کونمو به سمتش دادم. شروع کرد به مالیدن سوراخم، همزمان کیرش تو دهنم بود و دستام روی نیپلام.
محکم زد در کونم، گفت: عوضی این کون گنده سفید چرا اینهمه مدت ازم گرفته بودی.
حشری شدم، محکم تر ساک زدم، دیگه فکم درد میکرد.

بعد روی تخت خوابوند منو. بای کونمو باز کرد و زبون زدن، میدونست چجوری دیوونم کنه. به خودم میپیچیدم و تو آسمونا بودم.
اومد بالا. سر کیرش رو گذاشت روی سوراخم و آروم فشار داد. چون مدتی بود نداده بودم، اولش سوخت و تنگ بود. وایساد. یواش یواش تلمبه میزد و جا میکرد.
دستش رو گذاشت روی کمرم و آروم‌آروم، میلی‌متری جلو اومد. نفس عمیق می‌کشیدم و سعی می‌کردم شل کنم. بالاخره تا ته فرو رفت. هر دو تون همزمان نفس‌مون حبس شد.
تو اون لحظه، به این فکر میکردم که مگه ممکنه، ی پسر با قد ۱۹۰, و ۱۲۰ کیلو وزن، اینجوری از پر شدن کونش لذت ببره. شاید تو خلقت خدا اشتباهی بوده.
وگرنه اونجا، کیر کوچیکم که تو حالت راستش هم ۸ سانت نمیشه، شل شل بود.
ولی زیباترین لذت جنسی رو داشتم می چشیدم.
یکم که کرد اون مدلی،
گفت «داگی شو». اومدم روی دست و زانو و کونمو عقب دادم، این مدلی رو خیلی دوست داره. میگه چون کونت گنده و سفیده اینجوری کون میدی خوشگل میشی.

دستش رو گذاشت روی گونه‌های کونم و شروع کرد به تلمبه زدن. منم کونم رو می‌چرخوندم و به سمتش فشار می‌دادم. هر بار که کامل می‌رفت داخل، یه ناله‌ی ازم درمی‌اومد. سرعتش کم‌کم بیشتر شد. صدای برخورد بدنش به کونم تو اتاق می‌پیچید.
داشتم عشق میکردم و نیپل رو میچلوندم تا اینکه وایساد.
همینجوری که داخلم بود، ۱۸۰ درجه چرخید.
اینجوری، قوس کیرش به سمت پروستاتم بود.
شروع کرد کردن، تلمبه دوم رو که زد، انگار تازه لذت کون دادن رو فهمیده باشم. دستام بی حس داشت میشد. پاهام هم همینطور، انگار فقط یه کون بودم. کل وجودم کونم بود و کیر اون ک داشت میخورد به پروستاتم.
بهم گفت، از این حالت خارج نمیشی!
منم با ناله یه چشم گفتم.
چشم رو که شنید، شروع کرد به تلمبه های عمیق.
انگار ۳ تا کیر توم بود.
قابل وصف نبود حالم، انگار روحم از تنم داشت جدا می‌شد.
اون لحظه شکر میکردم خدارو که منو اینجوری آفریده، که بتونم چنین لذتی رو بفهمم.
من، با افتخار اون لحظه یه کون بودم.
تا اینکه، یهو دنیا برام سیاه شد.
برای اولین بار، تو سابقه چند ساله‌ی کون دادنم سی سی گاسم شدم.
میلرزیدم، شدید و عجیب.
کیرم هنوز خواب بود، و ازش مقدار خیلی کمی منی خارج شد.
کونم یک جوری می‌لرزید که نیازی به تلمبه نداشت دیگه.
و تو اون لحظه، فقط دو چیز رو از دنیا می‌فهمیدم.
اولی تجربه کامل این لذت بود،
و دومی اینکه نباید حالتمو عوض کنم، همانطور که بهم گفته بود، همون جور که چشم گفته بودم.
به هر زحمتی،همون‌جوری موندم. و اون هم با چندتا تلمبه عمیق دیگه، آبشو رو پروستاتم پاشید.

کونی تحصیل کرده

نوشته: کونی تحصیل کرده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18