رفتن به مطلب

داستان سکس تریسام با زن شوهردار


gayboys

ارسال‌های توصیه شده


از شب قدر تا تریسام
 

سلام من اسمم شهرام هست سال ۹۴ بود اون موقع من ۳۰ سالم بود و بعنوان دستیار تولید تو گروه های فیلم و سریال فعالیت داشتم، خب خیلی از خانوم‌ها عاشق سینما و بازیگری هستن و خیلی ها هم دوست دارن با هنرمندا عکس بگیرن و اونا رو ببینن بنابراین هرجا که فیلمبرداری می کردیم معمولا مردم جمع می شدن و ابراز علاقه می کردن، اون زمان مشغول ضبط یک سریال تلویزیونی بودیم که مناسبتی بود و در ماه رمضان پخش می شد، قسمتهایی از این سریال رو ضبط کرده بودیم و همه‌مان از تلویزیون بعد از افطار پخش می شد برخی قسمتاش هنوز ضبط نشده بود و ما مشغول فیلمبرداری بودیم، من بخاطر شغلم معمولا کل زمان رو کنار گروه فیلمبرداری و پشت دوربین نبودم و در حال تدارک و تهیه چیزهایی بودم که برای کار فیلمبرداری لازم بود و در طول روز چند بار هم کنار گروه و دوربین حاضر می شدم و با همکارا صحبت می کردم و تدارک صحنه های آینده رو می دیدیم، از خودم بگم قدم ۱۸۰ هیکل ورزشی دارم ولی نه خیلی گنده و خفن اما بازوها و سرشونه و استایل خوبی دارم و لباس توی تنم خوب قرار می گیره، صورتم تقریبا سبزه قیافه م هم خوبه و گاهی کارگردان ها فورا برای بازی برخی نقش ها منو پیشنهاد می دن و هنوز هم بهم می گن قیافه خوبی دارم. از کیرم هم تیره و کلفت و توی دست قشنگ سنگین و مردونه و پوست ختنه سیاه رنگ دورش و گرفته که مثل یک حلقه سیاه یکی دو سانت پایینتر از کلاهکش باعث شده شکلش خاص تر و مورد توجه تر باشه و در طول زندگیم بخاطر شغلم که خیلی زن و دختر بهم پا دادن بیش از ۲۰۰ نفر و کردم که بیش از ۱۲۰ تاش فقط متاهل بودن و چون خانم‌های متاهل حشری ترن و سکس طرف و با شوهرشون مقایسه می کنن معمولا از شکل و رنگ و سایز کیر من و مدت زمان سکس با من راضی بودن و خیلی هاشون هم علنی به من گفتن که کیر تو خیلی خوشگله و آدم حشری میشه و از کیر شوهرشون کلفت تر و بزرگتره.
و اما داستان از اونجا شروع شد که ما در لوکیشنی در خیابون ظفر کار می کردیم اون قسمتها بومی نشین بود و بجای یک خانه پایین شهری مربوط به شخصیت فقیر فیلم، کارگردان اون خانه درب و داغون توی یک کوچه باریک در ظفر رو در نظر گرفته بود، ما تقریبا یک هفته اونجا کار کردیم، روز اول ما جلوی در خانه فیلمبرداری داشتیم من اومدم سر صحنه دیدم یک خانمی که اسمش لیلی بود و تقریبا ۲۸ سالش بود از پنجره روبرو همش سرک می کشید و نگاه می کرد و صورت سفید و موهای طلایی مش شده داشت یک ساعت بعد اومد توی بالکن برای لباس پهن کردن و دیدم خیلی خوش اندامه و قد بلند و باسن رو فرمی داره چند نفر از بچه های گروه نگاش کردن خیلی خوشگل و ناز بود. لیلی خیلی عادی لباس پهن کرد و رفت من رفتم بیرون برای کارهای لوکیشن بعدی و وسایل صحنه که نیاز داشتیم، وقتی برگشتم لیلی نبود گروه فیلمبرداری کارشون دم در تمام نشده بود ولی برای خوردن ناهار رفته بودن داخل، من زودتر از همه غذا رو تمام کردم اومدم بیرون یه سیگار بکشم یهو لیلی اینبار با یه شلوارک اومد روی بالکن که لباس برداره چقدر پاهاش سفید و ناز و تمیز و رانهای پر و کون خوش فرمی داشت، یه نگاه به من کرد من یه چشمک بهش زدم و خندید منم با دستم به علامت شماره تلفن بهش اشاره کردم شماره بدم اون رفت توی خونه و یه کاغذ کوچولوی مچاله شده آورد و انداخت پایین برداشتم دیدم شماره روش نوشته. همون موقع زنگ زدم و باهاش حرف زدم گفت اسمش لیلیه و شوهر داره و یه دختر یک ساله هم داره اینجا هم مادرشوهرش طبقه پایین زندگی می کنه ، شوهرش صبح میره شب میاد اما مادرشوهرش اینا هستن. خلاصه چند بار تلفنی حرف زدیم و بیشتر آشنا شدیم بهش پیشنهاد دادم بیام خونتون گفت خطرناکه چون ممکنه مادرشوهرش اینا ببینن، البته اونجا برای منم خطرناک بود چون همش بچه های گروه فیلمبرداری رفت و آمد داشتن و ممکن بود ببینن ولی با دیدن لیلی حشری می شدم، فرداش چند با. اومد و رفت یه بارم کالسکه بچه ش و برداشت و از جلوی لوکیشن ما رد شد منو چندتا همکارم داشتیم حرف میزدیم اومد رد شد که دیدم همکارا هم گفتن این خانم چقدر خوشگل بود.

روز سوم فیلمبرداری در اون لوکیشن که من دیگه خیلی باهاش صمیمی تر شده بودم بازم بهش پیشنهاد دادم بیام خونتون گفت خیلی یواش که کسی نفهمه در و میزنه و من از پله تا برم بالا، گروه داخل داشتن فیلمبرداری می کردن اون لحظه هیچکس دم در نبود با اختیار در و باز کردم و آروم و پاورچین رفتم بالا در خونه ش و باز گذاشته بود رفتم داخل کفشامو در آوردم گفت بچه رو توی اتاق خوابونده یک واحد نقلی یکخوابه بود توی همون هال روی مبل نشستیم کنار هم و نگاش کردم موهای طلایی بلند چشمای عسلی و صورت سفید نازش دل آدمی می برد، یه آرایش قشنگی هم کرده بود بی اختیار لبامون روی هم قفل شد و شروع کردیم لب گرفتن من ممه تاشو مالوندم یه پیرهن و دامن کوتاه پوشیده بود و رونهای سفید پرش آب از لب و لوچه من در آورده بود، دستمو گذاشتم روی پاش و نوازشش کردم و رفتم لای پاش دیدم دستم مستقیم خورد به یه چیز داغ و نرم، لیلی آماده سکس بود و شورت نپوشیده بود، کسش داغ و توی مشت من جا می شد یواش مالیدم و ممه های قشنگ سفیدش و در آوردم و شروع کردم به خوردن سینه های شیر داشت یکم خوردم شیرش شیرین و خوشبو بود و هر چی میک میزدم شیر می اومد. رفتم سراغ کسش و رون پاشو خوردم و کس صورتی تپل مپلشو با دست مالیدم و قسمت بالای کسش و زبون زدم و یکم مزه شوری و داغی اونو حس کردم چنتا زدم روی کونش گفت یواش بچه ش بیدار نشه اخه خیلی باسنش خوشگل بود، اونم شروع کرد مالیدن کیر من و گفتم خودش شلوارمو در بیاره، اونم کمربند و باز کرد و شلوارم در آورد و شورتمو پایین کشید کیرمو گرفت تو دستش نگاه کرد و سرشو کرد تو دهنش و آروم میک زد و سرش و بوسید بعد زبون گذاشت روش و لیس زد از پایین تا بالا و بعد دوباره سرشو خورد و بوسیدش همش سرشو میک میزد و بوسش می کرد گفتم دوس داری؟ گفت خیلی مردونه و باحاله، پرسیدم از مال شوهرت بزرگ‌تره ؟ گفت اره گفتم درازتر یا کلفت تر؟ نگاه کرد به کیرم و گفت هم درازتر هم کلفت تره و خوشرنگ تر. گفتم پس گردو هامم بخور گفت باشه و تخمام و آروم کرد تو دهنش و لیس زد و بعد دوباره کیرمو ساک زد و بعدش روی همون مبل خوابید زیرم و پاهاشو باز کرد و منم کیرمو گذاشتم تو کسش دو سه تا تلمبه نزده دور کیرم پر شد از آبش و سفیدی آبش کاملا زد بیرون، لب تو لب من بود و پاهاشو باز کرده بود و منم تلمبه می زدم بعد از چند دقیقه صدای بچه ش از اتاق اومد رفت شیرش بده آرومش کنه گفتم زود باش باید برگردم سرکار دور کیرم آبش مثل خامه دیده میشد زود برگشت. روی مبل و زانو زد و کسش و داد کامل عقب مثل داگی تو فیلم سوپرها خوش استایل بود با اون باشن زیبا و بزرگ و سفیدش، می‌روم گذاشتم تو کسش و تند تند تلمبه زدم اون روی مبل داگی نشسته بود و من پام روی زمین بود و کیرم و تا ته شالاپ شولوپ میزدم توش چند دقیقه اونجوری کردم بعدش رفتم بالای مبل وایسادم و از بالا داگی کردمش و محکمتر می کردم و یه مقداری از وزن خودم هم روی کمرش می اومد محکم تلمبه میزدم و اونم کوسن مبل رو کرده بود تو دهنش گاز میگرفت و ناله میکرد تا اینکه آبم داشت میومد کشیدم بیرون و پاشیدم روی کمرش چند تا پرتابش هم ریخت روی موهای طلایی نازش و آخرش برگشت کیرمو گرفت و سرشو آروم کرد تو دهنش من دلم میریخت وقتی ارضا شده بودم و باز میک میزد سرشو گفتم یواشتر، اونم با زبونش لیس زد و چند قطره آخر اسپرم منو خورد و گفت چیکار کردی تو جونمو گرفتی و بعد دیدم کلی آبم ریخته روی مبل و گفت خودم تمیزش می کنم.چنتا بوس آروم کیرمو کرد و گفتم باید برم الان همکارا سراغ منو میگیرن. لباس پوشیدم و چنان لب دم در گرفتیم و پاورچین اومدم پایین و در و باز کردم تا دیدم کسی نیست از در خارج شدم و رفتم به طرف لوکیشن خودمون.

سه روز گذشت و من بازم حشری بودم ازش خواستم برم خونه شون چون روز آخری بود که توی اون خونه فیلمبرداری داشتیم و روز بیست و یکم ماه رمضان بود و از فرداش میرفتیم یه جای دیگه، لیلی گفت باشه بیا دوباره همون جوری وقتی همه داخل خونه بودن و کسی تو کوچه نبود یواش رفتم داخل و پاورچین رفتم بالا وقتی رفتم تو دیدم بچه رو توی هال خوابونده گفت خوابه آروم باشی بیدار نمیشه، گفت پریودم فقط خواستم همدیگرو ببینیم حالا که دارین از اینجا میرین، گفت دیدم راست میگه نوار گذاشته گفتم خب برام ساک بزن گفت باشه نشستم روی مبل و لیلی جلوی پام روی زمین نشست و کیرمو دو دستی گرفت و مثل دفعه قبل با احساس می‌خورد و بوسش می کرد خلاصه یه ده دقیقه یه ربعی خورد تا آبم اومد من کاملا تو حس بودم اصلا حواسم نبود به بچه ش که بیدار شده بود و فقط داشت ما رو نگاه می کرد و هیچی نیم گفت، قطرات پرتابی آب من می پاشید تو صورت و دهن لیلی و بچه داشت نگاه می کرد یهو دیدم داره این صحنه رو میبینه، یه لحظه انگار همه چی رو سرم خراب شد و چون شب قدر بود و ما بدون اعتنا به این مسائل داشتیم این کار و می کردیم و بچه هم دید عذاب وجدان گرفتم، سریع جمعش کردم گفتم بچه بیدار شد و شورتمو پوشیدم و اونم درحالیکه رو صورتش آب من پاشیده بود بچه رو برد تو اتاق و بعدش اومد خدافظی کردیم و من رفتم. بازم خیلی یواشکی از اونجا خارج شدم و زدم به چاک.

بعد از اون مدتها بهش زنگ نزدم تا وقتی فیلمبرداری و پخش سریال تمام شد چند وقت گذشت یه بار دیگه خونه تنها بودم و حشری بودم بهش زنگ زدم گفتم اون بیاد خونه ما گفت با این بچه چه جوری بیام و بهانه و بعد چند روز کلید یه آپارتمان نوساز که خالی بود و برادرم تازه خریده بود رو گرفتیم، گفتم بریم اونجا سمت امیرآباد شمالی بود، گفت می تونه با یکی از دوستاش بیاد که اون بچه رو نگه داره، گفتم اگه دوستت مطمئنه باشه اشکال نداره برنامه گذاشتیم برای دو روز بعدش که دوستش بیاد بچه رو نگه داره، اون روز براش یه آژانس گرفتم که بیان رفتم یه پتو و بالش و چای ساز و چند بطری آب خوردن و یه شیشه مشروب و مزه و نوشابه بردم توی واحد خالی، خودم هم با اینکه همیشه کمر سفتی دارم کلی اسپری زدم تا دیرتر ارضا بشم و از اول هم تو این فکر بودم که دوتاشون رو با هم بکنم، لیلی اومد همراه دوستش که اسمش مریم بود مریم چشم و ابرو مشکی بود اونم باشن برجسته داشت تقریبا ۲۵ ساله بود و کمی کوتاهتر از لیلی بود از قبل گفته بودم مشروب هم میگیرم با هم بزنیم سه تا پیک رو ریختم و خوردیم پیک دوم هم اونا خوردن و دیگه ادامه ندادن من پیک سوم و چهارمم به سلامتی اونا خوردم، اونا یه خرده مزه میخوردن و من یکم با لیلی شوخی می کردم و مریم می خندید، مریم رفت با بچه بیرون اتاق و من و لیلی توی اتاق شروع کردیم خوردن و مالوندن همدیگه، لیلی گفت مریم خیلی مطمئنه و اونم شوهر داره و دوست پسر هم داره و اونم دوست پسر مریمو دیده، بعد از چند دقیقه مریم در زد گفت شیشه شیر بچه رو بده لیلی داشت برام ساک میزد و ملچ مولوچ می کرد که اومد تو شیشه شیر و از کیفش داد به مریم و مریم کیر منو دید و خنده ای کرد و رفت و لیلی گفت با هم صمیمی و اوکی هستن، و به من گفت راحت باش، مریم رفت که بچه رو شیربده و بخوابونه منم شروع کردم لیلی رو کردن روش خوابیدم و کیرمو گذاشتم تو کسش و زبونم و گذاشتم تو دهنش زبونم و میک میزد و آه می کشید تا کسش جا باز کرد و کیر من تا ته داخلش جا شد و آب کسش دوباره دور کیرمو مثل خامه سفید کرد، بعد داگی کردمش و بعد حدود بیست دقیقه انواع مدل ها کردمش به لیلی گفتم اگه میشه مریم هم بیار سه نفری من تا حالا تجربه ش و نداشتم خیلی دوس دارم لیلی گفت نمی‌دونم اگه خودش قبول کنه، لیلی صداش زد مریم اومد دم اتاق گفت بچه خوابیده گفتم بگو بیاد تو لیلی گفت بیا پیش ما اولش گفت نه ولی لیلی گفت بیا دیگه دختر اونم گفت الان میاد لیلی دوباره داشت برام می خورد و منم وسطش ازش لب میگرفتم دوباره میخورد و یکم از سینه ش شیر میخوردم که مریم اومد گفتم مریم جان میخوای یکم سکس کنیم؟ گفت نه پریودم داشت ما رو نگاه می کرد هرچی اصرار کردیم نیومد و گفت واقعا پریودم نمیتونم لیلی دوباره زانو زد داگی شد گذاشتم تو کسش و به مریم گفتم بیا جلو، اومد نزدیکتر همینجوری که داشتم لیلی رو می کردم چنتا لب خوب ازش گرفتم گفتم بیا کیرمو بگیر داگی واسه لیلی جا کن واسش گفت ما واسه رفیقمون جا نمیکنیم و خندید از روی شلوار جین به کسش دست کشیدم دیدم بله نوار بهداشتی داره، بعد من داگی یه چند دقیقه کردم لیلی برگشت و خوابید زیرم دوباره یه خرده کردم آبم نیومد، حدود یکساعت از شروع سکسمون گذشته بود هم برام ساک زده بود هم کرده بودم اونم چه کردنی محکم و با قدرت تو کسش تلمبه زده بودم ولی هنوز ارضا نشده بودم گفتم لیلی بازم برام بخور، اومد کیرمو گرفت کرد تو دهنش به مریم گفتم تو هم بیا گفت نه ولی چشم از کیر من بر نمی داشت بعد به لیلی گفتم بگو بیاد دیگه دوباره ازش خواست و گفت بیا مریم جون اونم اومد، من وایساده بودم مریم هم به ما اضافه شد کیرمو گرفت و سرشو گذاشت تو دهنش، لیلی میخورد از دهنش در می آورد مریم میخورد نوبتی میخوردن بعضی وقتا هم با هم از دو طرف کیرمو میخوردن هر دوتاشون داف و خوشکل مثل فیلم سوپر های امریکایی چند دقیقه خوردن تا من شروع کردم همونجا رو صورتشون کیرمو مالیدم تا ارضا بشم و بعد لیلی دهنش و باز کرده بود ولی مریم نه شیر آب کیرمو باز کردم رو صورتشون و مقداریش هم با فشار پاشید تو دهن لیلی و لیلی صورت مریم رو هم لیس زد و دوباره کیر منو لیس زد و مریم فقط نگاه کرد و با دستش کیرمو گرفته بود و تو چشمم زل زده بود صحنه جالبش زانوهای لیلی بود که اونقدر موقع داگی با قدرت تو تلمبه زده بودم و روی کمرش فشار آورده بودم سر زانوهای سفیدش کبود شده بود . آخرش از جفتشون لب گرفتم و گفتن باید برگردن منم آژانس گرفتم برگشتن خونه هرچی اصرار کردم ناهار بمونن گفتن دیر میشه و رفتن ولی این یکی از معدود دفعات تجربه تریسام من بود توی زندگیم و عالی بود.

نوشته: مردو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18