migmig ارسال شده در 9 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 9 ساعت قبل خواهر زن سلام وقتتون بخیر اینی ک میخوام بگم مال چند سال پیشه از خودم بگم 181قدمه 90وزنم کیرمم 16سانت ولی کلفت.. سال 98 اینا بود یه باجناق دارم ک نقل مکان کرد به تهران بخاطر کارش قبلش زیاد دم خور نبودم باهاش.. رفت و آمد نداشتیم بعد اومدن به تهران رفتو امد ما زیاد شد زنش چند سالی از زنم بزرگتره حتی از منم بزرگتر بود قدش 165 اینا میشه 60 کیلو اینا وزنش خوشگل و هیکل خوبی داره فقط سینه هاش کوچیکه کمی.. تو رفت و آمدهای ما اصلا و ابدا به چشم بد بهش نگاه نکردم... گذشت تو اختلافهایی ک با زنم داشتم یبار صدام زد و کلی حرف زد باهام ک اگه اذیتی زن صیغه کن و فلان... من زیاد به حرفهاش اهمیت ندادم تا اینکه یه روز با شوهرش رفته بودیم ختم... راه دور... بهم پیام داد ک رسیدین؟ منم گفتم بله و گفت خداروشکر گفت مواظب خودت باش دیدم داره لاس میزنه منم شروع کردم چت کردن باهاش... من ازش تعریف کردم حسابی و خرکیف شده بود قلب قرمز ک فرستاد منم با استیکر و شوخی های نامحسوس سکسی دیدم پایه اس قرار بود فرداش شب برگردم با شوهرش.. بهش هرچی گفتم بیام ببینمت امشب فردا برمیگردم شوهرت را میارم قبول نکرد و گفت عجله نکن راضی نیستم این همه راه به خاطر من بیای.. فرداش ک جمعه بود برگشتیم رفتم خونشون و یجور دیگه براندازش کردم دیدم چه کسی هستش... خلاصه یه شب دیگه سر کردم ولی مطمئن بودم ک میکنمش فرداش ساعتهای 10 صبح بهش پیام دادم و کلی قربون صدقش رفتم ک نخوابیدم از ذوق دیدنت و فلان ساعتهای 11 سر کوچشون وایسادم اومد سوار شد ولی خیلی خجالت میکشید شیشه های ماشینم دودیییی هستن هاآا خلاصه تا سوار رشد دستم را بردم جلو دس دادم باهاش.(قبلا اصلا همچین چیزایی بین ما نیست و یه جورایی مذهبی هستیم) راه ک افتادم یکم دور شدیم بوسش کردم و گفتم تو ک منو کشتی تا بیای قربونت برم... و دست انداختم پشت گردنش ببازم بوسش کردم خجالت می کشید دستمو بردم از یقش تو سینه هاش دستمو گرفت مثلا و گفت من اومدم فقط ببینیم همو.. ولی اهمیت ندادم به حرفاش رو بیخیال شد خودشم افتادیم تو اتوبان. بغلش کردم و دست انداختم لای پاهاش و حسابی کصشو مالیدم خودش را ول کرد چشماش رفتن برا خودشون تازه فهمیدم این چه قد حشریه و کمبود سکس داره اه نالش رفت بالا دستمو بردم زیر شلوار و شورتش باز با ادا گفت نکن این کارو خراب نکن درست نیست دستم رسید به کصش دیدم سیلابه.... بهش گفتم این کس نازت ی چیز دیگه میگه هااا که گفت لعنت بهش ک با من همراهی نمیکنه و کار خودش را میکنه. زدیم زیر خنده انگشت وسطمو کردم تو کسش یه جوری هم توی کسش را بازی میدادم هم بالای کوسش را بلد بودم چحوری کسشو بمالونم ک لذت ببره حسابی خودش را ول کرده بود و لذت میبرد منم دوتا انگشتم را کردم تو کسش.. شلوارشو تا بالا زانو داده بودم پایین اینقد کصشو مالیدم پشت فرمون ک ارضا شد و به خودش لرزد و دستمو قفل کرد لای پاهاش ک دیگه نزنم یکی دو دقیقه بی حال بود بعد بهش گفتم من میخوامت میخوام بکنمت گفت ن تو دامادمونی من نمیخوام به خواهرم خیانت کنم اینا... خلاصه بهش گفتم الان طرف حسابت من نیستم دیگه، باید با کیرم صحبت کنی کیرمو در آوردم دادم دستش گفتم بمالون با خجالت نگاش میکرد و میمالوند قشنگ بلد بود بماله. گفتم بکن تو دهنت برام بخورش ک قبول نکرد و گفت ن ن نمیتونم و... ک منم چون دفعه اولمون بود گیر بهش ندادم برا خودن یعنی بیشتر دوس داشتم اون هیکل فنچ و جمع و جور را بغل کنم و کیرمو بکنم تو کصشش... همونجوری ک شلوارش تا بالا زانو پایین بود گفتم رو صندلی بچرخ و زانوهات بزار رو صندلی و قمبل کن بسمت شیشه.. گفت میخوای چیکار کنی گفتم بچرخ زود همونجوری ک گفتم چرخید چه کونه قشنگی داشت کس بی مو زده بود بیرون از لای رون هاش خیس خیس لح لح میزد برای کیرم من با دست مالیدم حسابی کصشو و هی میگفت میخوای چیکار کنی منم دنبال ی جایی بودم ک بشه بزنم کنار یجوری ک به راحتی ماشین نتونه نگه داره پشت سرمون و دید داشته باشم به جاده پلیس اینا نیاد زدم بغل به یه حرکت دستی را کشیدم و پریدم سمت شاگرد و پشت سرش قرار گرفتم لباسشو دادم بالا ک شکم و سینه هاش دستم برسه کیرمو میمالیدم به کس خیسش اون قمبل کون و کس نازش جلو چشام بود گفت نکنی توش هاااا.. گفتم چشمممم.. مگه میشه گذشت از این کس؟؟! و کردم تو کصش تا خایه یه اخخخ بلندی کشید و شروع کردم تلمبه زدن و هی میگفت الان یکی میاد و میترسید ولی چون من تجربه سکس تو ماشین زیاد داشتم بکارم ادامه میدادم سینه هاشم به یه دست گرفته بودم و میمالیدم به یه دستم تعادل خودم را نگه داشته بودم و چند دقیقه نشد ک از شدت لذت آبم اومد و گفت نریزی توش....!!! منم طبق عادت کشیدم بیرون و ریختم رو باسن و کصش خیلی حال داد و اون لذت برد حسابی و فوری شلوار بالا نکشیده راه افتادم و دستمال دادم خودشو تمیز کرد بعد یجوری شد... ک تو دفعه اولت نیست و معلومه زیاد از این کارا کردی تو ماشین.. دودی کردن شیشه ماشین هم فقط قصدت اینه و یه جورایی انگار خورده بود تو پرش و تک پر میخواست.. و گفت من نمیخواستم همچین اتفاقی بیفته بینمون من فقط میخواستم باهات حرف بزنم و در دل کنیم چون خواهرم اذیتت میکنه... خلاصه چون آبم زود اومده بود خواستم براش جبران کنم تو مسیر برگشتم با انگشتام یه حال اساسی دیگه به کصش دادم و حسابی حال میکرد و یه کاری کردم بازم خودش پا پیش بزاره که بقیشم براتون سر فرصت میگم ک تو راه پله خونمون سرپایی کردم تو کصش غلط املایی را شرمنده گوشیم قدیمیه... نگارشم اول بخاطر گوشی، دوم نابلدی بدرود ولی عین واقعیت بود.. ولی واقعیت بود نوشته: من لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده