رفتن به مطلب

minimoz

ارسال‌های توصیه شده

 استشها × خاطرات نوجوانی × داستان سکسی × داستان استشها × جق × جق زدن دختر × خودارضایی × داستان خودارضایی ×

اولین جق مهدیس

مهدیس هستم 35 سالمه

13 سالم بود تازه یکم نوک ممه هام اندازه ی گردو در اومده بود هر وقت لباسم ب ممه هام کشیده میشد یا دستم بهش میخورد ی تیر ریزی میکشید و نوکش میزد بیرون اولاش درد داشت ولی بعدا کم کم از دردش خوشم اومد در واقع تحریکم میکرد دهه شصتی ها یادشونه ی مدت میخواستی ی خانواده خفن و ب روزیو ببینی تو خونش دستگاه پخش سی دی داشت
ی روز خونه تنها بودم و وقتایی ک تنها می‌شدم پشتی درو مینداختم هرکی میخواست بیاد زنگ بزنه
مامانم سپرده بود خونه رو جارو بزنم داشتم کارمو سریع انجام میدادم ک برم سی دی کلاه قرمزی و ببینم خیلی دوسش داشتم زیر فرشو بلند کردم دیدیم ی سی دی هست توجه نکردم کارم ک تموم شد رفتم سراغ فیلمم
10 دقیقه از کلاه قرمز گذشته بود ک فکرم رفت رو اون سی دی چون من همه سی دیارو دیده بودم از اهنگ باشه تا مستندهای بابام. فیلمو قطع کردم رفتم سراغ اون یکی سی دی سرپا وایسادم جلوی تلویزیون تا سی دی بالا بیاد
لاغر اندام و ریزه بودم اول راهنمایی بودم همه فکر میکردن من باید کلاس 4ام باشم ی پیراهن سفید با گلای سبز و قرمز ریز تا روی زانو با موهای باز و پریشون سبزه و چشم درشت
خدای من این چیه ترسیدمو فوری سی دیو دراوردم عرق سرد رو پیشونیم بود تمام ذهنم رو صحنه ای بود ک دیدم ی مرد سیاه پوست با ی زن سفید پوست کنار استخر رفتم تو حیاط خودمو مشغول بازی کردم تا هواسم پرت بشه ی کلبه چوبی کوچیک گوشه حیاط وقتی 3 سالم بود بابام برام ساخته بود اونجا خونه بازیم بود یسری اسباب بازی مخصوص خاله بازی اونجا برده بودم ی عروسک مجید دلبندم داشتم ی شخصیت پوزه بلند با دستای دراز 1.5 متری مشغول بازی بودم میخواستم لباس مجیدو عوض کنم ی لباس دیگه تنش کنم شلوارشو ک دراوردم یهو یاد فیلم افتادم ی مرد سیاه پوست با (بچه بودم ب کیر میگفتم شوشول) کیر خیلی بزرگ و سیاه کرده بود تو( ناز) کوس یه خانم سفید عقب جلو میکرد عروسکمو به حالت اون زنه خوابوندم خودم مثل اون مرد روش دراز کشیدم حس عجیبی تو بدنم بود ی چی تو مغذم گفت حالا شلوارتو در بیار بلند شدم لخت شدم ی اینه قدی تو کلبم بود خودمو لخت نگاه کردم ی فکری ب سرم زد گفتم برم دوباره اون فیلمو ببینم پیرهنمو پوشیدم و رفتم تو خونه دوباره سی دی و گذاشتمو یکم صداشو کم کردم دوباره اومد درسته ترسیده بودم ولی نشستم دیدم هر لحظه چشام درشت و درشتر میشد میخ کوب تلوزیون بودم یکم زدم جلوتر چند قسمت بود فیلمش 1 قسمت دختره رو تخت دراز کشیده بود و با بادمجون حال میکرد میکرد تو کوسشو در میاورد یا میکرد تو کونش فهمیدم که خودمم بتنهایی میتونم این کارو کنم تلوزیونو خاموش کردم و سی دی و گذاشتم سرجاش (بعدا فهمیدم مال داداش بزرگم بوده) رفتم سراغ یخچال ی خیار برداشتم و شستمش رفتم تو کلبم عروسکامو یکی یکی لخت کردمو با اون خیار مثل فیلم ترتیبشونو دادم ی عروسک جیشی داشتم ک شلوارشو میکشیدی پایین از شوشولش جیش میکرد براش ساک زدم. نوبت خودم شد خیارو لای پای یه عروسکم گذاشتم خواستم بشینم روش نشد خیلی دردم اومد رو عروسکم دراز کشیدمو پاهامو بهم چسبونم رو کیر خیاری عروسکم کوسمو میمالوندم دهن عروسم رو ممه های گردوییم بود وقتی می مالوندم به دهنش انگار بهش شیر میدادم هر لحظه شهوتم بالاتر می رفت انگار وارد یه دنیای دیگه شدم حس عجیبی تو وجودم بود سرعتمو بیشتر کردم که یه دفعه ی حس لرزه تو وجودم اومد و یهویی کل اون شهوت تو وجودم خوابید به اطرافم نگاه کردم انگار تازه ب خودم اومدم ترسید من چیکار کردم لباسمو پوشیدم ولی اینبار شرتمو نه خوشحال بودم ی چیز جدید یاد گرفتم تو حیاط بدون شرت میدویدم دوست داشتم همش ی چی لوله ای شکل پیدا کنم و ب کسم بمالونم از اون به بعد کلبه چوبی شد مکانی جدید برای خود ارضایی من بعدها یاد گرفتم با شامپو تخم مرغی پاوه جق بزنم اونا وحشتناک خوب بودن اتفاقا به یاد بچگیم تو مغازه دیدمو دوباره خریدمش باهاش جق زدم وحشتناک عالی بود درست مثل بچگیام اینم بگم من عاشق جق زدنم اگه دوست داشته باشید بازم براتون تعریف میکنم
شمام اولین جقی که زدیدو یادتونه؟

نوشته: مهدیس 34

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.