رفتن به مطلب

داستان سکسی فانتزی زن و شوهری


dozens

ارسال‌های توصیه شده


فانتزی زن و شوهری
 

سلام این داستانی که من مینویسم برای خیلی از زوجها رخ داده حالا کم و زیاد شده ولی بین زن و شوهرها اتفاق مرسومی هست که خیلی انجامش میدن ولی نه جایی ازش حرفی میزنن و نه توی زندگی روزمره شون بهش اشاره ای میکنن،در کل فانتزی هست واسه اینکه شدت لذت خودشونو از سکسی که انجام میدن بالا ببرن،اینکه الان یه عده که منظورم متاهل ها بیان و ایراد بگیرن که نه ما اینطور نیستیم به خودشون ربط داره که حتی اگه این فانتزی رو اجرا نکرده باشن ولی بازم حتی شده یکبار توی سکس با همسرشون توی ذهن خودشون اجراش کردن و نمیتونن منکر بشن.
خب زیادی مقدمه چینی نمیکنم و داستان رو شروع میکنم اول از خودم بگم که اسمم جواد هست و ۳۸ سال سنمه و همسرم که عاشقشم فریبا ۳۶ ساله که ۱۰ ساله ازدواج کردیم و دو تا بچه داریم.
همیشه توی سکسامون این منم که فانتزی رو میگم و معمولا همسرم زیاد حرف نمیزنه مگه اینکه خودش ارضا شده باشه و بخواد که من هم زودتر ارضا بشم همکاری میکنه و ادامه حرفا و فانتزی های منو میگه تا منم به اوج برسم.
سایز خودم معمولی و ۱۵-۱۶ سانته و قدم ۱۷۸ و وزنم ۷۰ و فریبا همسرم قدش ۱۶۸ و وزن ۵۶ و سینه های ۷۵ و البته کونی خوش فرم و کس تپلی داره ولی لبه دار که وقتی چوچولشو بین اون لبه ها زیون میزنم و یا سینه هاشو میخورم از خود بیخود میشه.
حالا یکی از سکسهامونو که فانتزی هم توش بوده رو تعریف میکنم امیدوارم خوشتون بیاد و جقی های عزیز هم بتونن آبشون بیاد و داستان من الکی هدر نره😁
یه روز که سر کار برگشتم دیدم فریبا خانومم یه تاپ بدون سوتین پوشیده و دامن کوتاهی پاش کرده که پاهای سفید و بی موش من رو از همون لحظه ی ورود مشتاق کرد که آخر شب یه سکس خوب افتادم،توی آشپزخونه دور از چشم بچه ها دستی به کون خوش فرمش کشیدم و گفتم جوووون چه بکن بکنی امشب کنیم اونم با یه علامت فاک به من ،هم اشتیاقشو نشون داد و هم اینکه منو حریص تر کنه واسه جر دادن سوراخای نازش،به هر صورت شام رو خوردیم و بی شرف هر موقع بچه ها حواسشون نبود پاشو باز میکرد و کوس خوشگلشو که شورت نپوشیده بود از زیر دامن نشون میداد و منو حشری تر میکرد تا لحظه شماری کنم واسه رسیدن به آغوش گرم خودش و داغی کوش و کون خوشگلش،به هر حال بعد شام و کمی فیلم دیدن و خوابوندن بچه ها توی اتاقشون بالاخره به اتاق خودمون رفتیم و همون سرپایی بغلش کردم و لبمو روی لباش گذاشتم و همزمان دستمو روی کمرشو بعد روی باسن برجسته ش گذاشتم و انگشتامو لای کونش فشار دادم و محکم و خیس لباسو میخورم که همین باعث شد نفس زدناش تند بشه و خودشو بکشونه سمت تخت که دراز بکشه و شل شدن بدنشو توجیه کنه،روی کمر دراز کشید و من رو روی خودش کشید در حالیکه لبم روی لباش بود و با رونم به کوس پف کرده و خیسش فشار میاورم و دستم توی موهاش بود محکم لباسو میک میزنم و اونم کمرمو با انگشتاش نوازش میداد دهنمو به گوشش نزدیک کردم و نرمی گوشش روی بین لبام برم و زبون زدم و آروم در گوشش گفتم خب جنده ی من الان وقت تلافی کردن کرم ریختنات سر سفره و بعد شامه که کوستو نشون میدادی و پاتو میبستی،اونم با نفس های تند میگه آره عشقم این کوس خیس من واسه توعه که امشب جرش بدی،دوباره لباشو بوسیدم و زبونمو بین لباش کشیدم و طوری که فشار روی شکمشو کوسش باشه آروم آروم از لباش به روی گردنش و بعد از دراوردن تاپش با دو تا دستام سینه هاشو گرفتم و یه فشار ریز دادم و نوبتی نوکشونو توی دهن کردم و با زبون تند تند نوکشونو ضربه میزنم و با یه میک محکم روی اون یکی میرفتم که آه فریبا کامل بلند شده بود و دستاش توی موهام بود و میگفت جوووون بخور دوس دارم،همینجوری که دستم روی ممه هاش بود با بوسه پایینتر رفتم و با بالا دادن دامنش کوس خیسش بیرون افتاد پاهاشو بلند کردم و نوبتی از ساق پاش با زبون و گازای ریز تا رون و بعدش به روی کوسش رفتم اطرافشو بوسیدم و نفس گرممو روی کوسش دادم که صداش بالاتر رفت و یه زبون از پایین تا بالای کوسش کشیدن و چوچولشو با زبون شروع به بازی دادن و ضربه زدن کردم و بعد دهنمو چسبوندم روش و محکم میکش زدم و با دستام که روی باسنش بود فشارای ریز میدادم و فریبا که دستش روی سینه ش بود کمرشو بالا گرفته بود و میگفت بخور عزیزم بخوررررر
همینجور که کوسشو میخوردم انگشتمو با آب کوسش خیس کردم و روی سوراخ کونش گذاشتم و باهاش بازی کردم و آروم انگشتمو فشار میدادم که فریبا ناز میکرد و میگفت نه،ولی من ادامه میدادم و نوک انگشتمو توی سوراخ کونش کردم و آروم تکون میدادم و سرمو بلند کردم و گفتم خانوم جنده ی من میخوام کوس و کونتو امشب پاره کنم و اونم با گفتن جوووون ولی لطفا کونمو نکن جواب داد،با اینکه بارها از کون هم کردمش ولی همیشه میگه نه نکن درد داره،بعضی وقتا کوتاه میام ولی بعضی وقتا دیگه دست خودم نیست و باید کونشم بکنم تا آبمو توش بریزم.
خوردن کوس و کونش که تمو شد در حالیکه یه بند انگشتمم توی کونش کرده بودم و تکون داده بودم اومدم بالاتر و لباشو بوسیدم و خودمو بین پاهاش جا دادم و گفتم حالا نوبت توعه که لباسای منو دراری و بشینی روی صورتم که من کوس و کونتو بخورم و تو هم یه ساک خوشگل مهمونم کنی،دراز کشیدم و اونم لباسای منو دراورد و شورتمو که کشید پایین ،کیر سیخ شده ی من که پیشابم نوک خیس کرده بود اومد جلوی صورتش،که یه جون گفت و کیرمو گرفت سرشو بوسید و برعکس شد اومد نشست روی صورتم و خم شد سمت کیرمو شروع کرد زبون زدن و بعد خوردن کیرم،حالا داشت کیرمو محکم میک میزد و منم اینور این حجم کون جلوی صورتم بود و کوس خیسی که هم بخاطر خوردن من و هم شهوت خودش کامل خیس بود جلوی صورتم قرار داشت،دستمو روی لپای کونش گذاشتم و فشار دادم و از هم بازشون کردم و شروع به خوردن کوسش کردم،که اوووم اوومش بلند شد،با انگشتام سوراخ کونش و کوسش مالش میدادم و چوچولش توی دهنم بود و تند تند زبون میزدم و اونم کمرشو از زور شهوت تکون میداد کله ی کیرم توی دهنش بود و زبون میزد و منم واسه بیشتر شهوتی کردنش گفتم جوووون الان داری یک کیر میخوری و اینور دو تا کیر واسه این سوراخای نازت سیخ شدن که با گفتن حرفم،کیرمو یه گاز کوچیک گرفت و گفت بی شرف باز میخوای امشب چیکارم کنی با حرفات🙊
جوابشو دادم که میخوام خانوممو کامل راضی کنم مث همیشه فقط واسه لذت بردن خودمون حرف میزنیم و تو حالشو ببر،اونم با یه اووووم جواب نامعلومی داد ولی من میدونم که هر وقت این فانتزیا و حرفارو میزنم داغ میکنه و سریعتر ارضا میشه حتی اگه بعدش انکار کنه لذت رو توی چشماش میبینم.
یه تف روی کیرم کرد و با دسش روی کیرم پخشش کرد و خودش پا شد برگشت و کیرمو بالا نگه داشت و کوسشو روش میزون کرد و نشست روش،گرمای کوسش باعث شد یه آه بکشم و اول پهلوهاشو بعد ممه هاشو گرفتم کشیدم سمت خودم،لباشو روی لبم گذاشت و شروع کرد کونشو بالا و پایین کردن و تلمبه زدن کیرم توی کوس خیس و گرمش😋دستامو روی کمرش بردم و رسوندم به لپ های کونش و بعد انگشتمو روی سوراخ کونش گذاشتم و شروع به مالیدن کردم و سرمو کنار گوشش آوردم و گفتم فریبا الان که کیرم توی کوسته اون پایین یکی داره سر کیرشو روی کونت میماله،با گفتن این حرفم قشنگ نبض زدن کوسشو دور کیرم حس کردم ولی بازم فریبا گفت عشقم من فقط کیر توذو میخوام بهش بگو نکنه،منم گفتم عشقم میدونم داری حال میکنی و تا موقعی که من نگم فقط کیرشو میکشه روی سوراخ کونت و ماساژش میده و از اینکه اینجوری داری به شوهرت کوس میدی لذت میبره و خسرت میخوره،فریبا هم دوباره لبمو شروع کرد خوردن و تلمبه زدن روی کیرم،انگار خسته شده بود منو به سمت کنار کشید که من بیام روش و گفت ممه هامو بخور محکم میکش بزن،منم واسه اینکه از این حال خارج نشه بعد چرخیدنمون به کنار،و رفتن روی فریبا،کیرمو توی کوسش فرستادم و ممه هاشو شروع کردم خوردن و میک زدن و تلمبه هامو محکم تر و تند تر کردم توی کوسش،دستشو به روی کوسش رسوند و شروع کردن مالیدن بالای کوسش و گفت همینجوری محکم بکن و ممه هامو بخور دارم میام،که شروع به لرزیدن کرد و جیغای کوتاه کشید و منم سرعتمو کمتر کردم و لباشو شروع کردم خوردن تا بدنش آروم گرفت،بعد بهش گفتم واسه راند بعد آماده شو،اول یه کم ناز کرد که نه ،تو هم بکن ارضا بشی ولی وقتی دید من میخوام ادامه بدم و چاره ای نداره گفت سینه هامو بخور و کیرتو توی کوسم بچرخون تا گرم بشم واسه راند بعدی،منم همینکارو کردم و چون میدونم وقتی یه بار ارضا میشه واسه بار دوم باید چاشنی داشته باشه سرمو کنار گوشش بردم و گفتم عشقم زانوهاتو یکم بده بالا که وقتی دارم توی کوست تلمبه میزنم اون پایین یارو هم بتونه ببینه و سوراخ کونت دیونه ش کنه و همزمان انگشتمو خیس کردم و روی سوراخ کونش گذاشتم و شروع به مالیدن کردم،اونم یه آه کشید و گفت بیشرف باز شروع کردی،منم گفتم نه اینکه تو هم بدت میاد جنده،ببین دوباره کوست شروع به نبض زدن کرد،فریبا هم گفت خب بمنچه تقصیر خودته و این حرفا رو که میزنی ناخوداگاه اینجوری میشه،منم آروم تلمبه میزدم و انگشتمو آروم آروم نوکشو توی سوراخ کونش جا میدادم و بازی میکردم و همزمان دم گوشش حرف میزدم،گفتم فریبا ببین چجوری عاشق کونت شده که وقتی دارم میکنمت بازم اون زیر داره با کونت حال میکنه ،پاهاشو بالاتر دادم و گفتم ببین الان از زیرت کیرشو گذاشته دم کونت و میخواد اگه اجازه بدی بکنه داخل،فریبا گفت نه دوس ندارم ولی من انگشتمو یک بند داخل کردم و یه جیغ کوچولو زد و خودشو سفت کرد که گفتم عشقم دیگه کاریه که شده سر کیرش رفت توی کونت پس دیگه شل کن که قراره با دو تا کیر کوس و کونتو بکنیم،فریبا یه آه کشید و باز انگشتاشو خیس کرد و شروع کرد کوسشو مالیدن و گفت فقط بکن و حرف بزن،منم تلمبه های تند تر کردم و انگشتمو توی کونش تلمبه میزدم همزمان که نفساش خیلی تند شده بود و اونم با سرعت کوسشو میمالید احساس کردم نزدیک ارضا شدنشه و انگشتمو از کونش کشیدم بیرون و اون دستم دو تا انگشتمو توی دهنش کردم و در خالیکه محکم و تند تلمبه میزدم گفتم کیرشو بخویر عشقم که میخواد آبش با آب تو بیاد که فریبا هم انگشتمو محکم توی دهنش گرفته بود و بدنش شروع به لرزیدن کرد و انگشتمو میک میزد و گفتم بخور عشقم آبشو و اون میلرزید و اووووم اوووم میکرد و توی حال خودش نبود،بعد اینکه آروم شد گفتم خوب بود؟گفت آره خیلی حال داد ولی تو هنوز ارضا نشدی بکن تا آب تو هم بیاد،گفتم باشه عشقم ولی حالا نوبت توعه حرف بزنی تا آبمو بیاری،فریبا هم گفت ای بیشرف باز میخوای منو به حرف بیاری🤣گفتم آره بگو،گفت باشه و شروع کرد که الان دوس داشتی فلان دوستم اینجا بود و وقتی داری منو میکنی اونم کنارمون دراز کشیده باشه و تو به ممه هاش و کوس و کونش دست بزنی و وقتی حشری شد بیاریش روی من و کوسمونو نوبتی بکنی؟منم داشتم حال میکردم و گفتم ادامه بده ،فریبا ادامه داد که میخوای بگم برات قنبل کنه و کیرتو ساک بزنم و بعد کیرتو بذارم دم سوراخ کونش و از کون بکنیش و آبتو توی کونش بریزی؟منم کیرمو از توی کوسش دراوردم و دم کون فریبا گذاشتم و گفتم بگو،فریبا ادامه داد که وقتی داری کون دوستمو میکنی منم تخماتو برات میمالم و ازت لب میگیرم و تو دوستمو از کون بکن،همین موقع سر کیرمو توی سروراخ کون فریبا فشار دادم و همونجا آبمو خالی کردم و جوووون جوووون میکردم و فریبا هم با یه ذره درد همراهی میکرد و اووووف میگفت و تا خالی شدن کامل آبم لبامون روی هم بود،بعدشم بغلش کردم و همو بوسیدیم و با نوازش هم خوابیدیم.
این یکی از سکسای ما همراه با فانتزی و حرفای داخل سکسمون بود،امیدوارم خوشتون اومده باشه و اگه دوست داشتید و خودتون هم قبول داشتید که واقعیه مث اکثر زوجها،با واکنش هاتون به داستان،داستان های بعدی رو هم تقدیم میکنم،ارادتمندم🙏

نوشته: غریبه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18