arshad ارسال شده در 25 آبان اشتراک گذاری ارسال شده در 25 آبان سفر زیارتی سیاحتی و جنسی این داستان گی هستش و اگر خوشتون نمی آد، ادامه اش ندید . نمیدونستم چطور خانواده رو بپیچونم و این یکی دو ساعت رو برم. علی منتظر پیام من بود، بعد از حرم ناهار رو که خوردیم و برگشتیم مهمانسرا، به خانواده گفتم من خوابم نمیبره، می رم پایین و یه دوری می زنم. از در اتاق که زدم بیرون به علی پیام دادم. گفت بیا سر کوچه که من نیام توی کوچه و کسی ببینه ... هیجان داشتم. مدتها بود سکس نکرده بودم. من تا قبل دانشگاه رفتن هیچ شناختی نسبت به خودم وحس هام نداشتم، فقط تفاوت هام با پسرهای دیگه بود که همیشه مسخره یا سرزنش می شد، زیر سایه خانواده مذهبی و اعتقادات همه باعث شده بود همیشه خودم رو سرکوب کنم و افسردگی و احساس گناه کل زندگی ام رو گرفته بود. توی نت گشتن و دوستیابی باعث شد شروع کنم و دو سه تا سکس اولم ناشیانه و توام با حس گناه بود ولی بعدی ها دیگه خودم رو پذیرفته بودم و سکس برام ارضا شدن و خالی شدن و رها شدن بود، مثل یه زندگی مخفیانه و آزاد. حالا که 22 سالم بود از هیچ فرصتی برای لذت و سکس دریغ نمی کردم.قدم متوسطه و بدنم به خاطر کمی اضافه وزن تپلی و گوشتی ه و فیس ام معمولیه ولی خب پوست روشن ام تیکه خوبی ازم ساخته. بدنم مو داره، ولی خب سخته ولی تلاش می کنم شیو باشم یا حداقل کم مو بمونم. علی راننده کامیونتی بود که برای مهمانسراهای اونجا آب معدنی و نوشابه و این چیزا می آورد، 35 اینا می شد،خیلی تیپ و استایل مردونه داشت، دیروز که روز اولی بود که رسیده بودیم قم باهاش توی محوطه پشت مهمانسرا آشنا شدم، از حرف زدن عادی شروع شد و راستش کمی هم من شیطنت کردم و درباره ازدواج و دوست دختر که حرف زد و یه جایی به شوخی گفتم : نه بابا من خودم دوست دخترم... یکی باید بیاد منو بگیره ... وقتی حالت صورتش و ادامه دادنش رو درباره مسائل جنسی دیدم فهمیدم اهلشه و بازم شیطنت کردم و درباره سکس و این چیزا حرف می زد، به شوخی گفتم : برای من پلاستیکی و اصلا بلند هم نمیشه ... برای من که همیشه توی نت با کسی آشنا میشدم، این اولین تجربه فضای عمومی بود و کلی خلاقیت خرج دادم که نخ بدم. قبلا دو سه باری امتحان کرده بودم ولی خب طرف اهلش نبود. سر کوچه ایستاده بودم و منتظر علی، دیدم با موتور رسید و سوار شدم. گفت احسان جون چقدر وقت داریم ؟ گفتم : یکی دو ساعت خوبه ؟ با خنده گفت نه ... گفتم زود باید برگردم. گفت زود کارت رو راه میندازم ... یه کم رفتیم و یه منطقه بازار طوری بود. رسیدیم یه جایی شلوغ و موتور رو پارک کرد و رفتیم توی یه کوچه ... یه خونه قدیمی که حیاط و خونه پر از جعبه و اینا بود و یه نیم طبقه سوئیت مانند بود که رفتیم بالا. تر تمیز بود و نقلی ... علی گفت سرویس اونجاست و ته سوئیت رو نشون داد، لباسهام رو درآوردم و لخت شدم و رفتم و خودم رو تمیز و خالی کردم و اومدم بیرون دیدم علی پرده ها رو کشیده و با شورت نشسته روی صندلی پلاستیکی کنار دیوار. یه پتو همون کنار دیوار انداخته و بسته کاندوم و ژل هم کنارش. من رو که دید بلند شد و اومد نزدیک و دستش رو دورم حلقه کرد. از من قد بلندتر و هیکلی تر بود و پشمالو بود. کمرم رو به سمت خودش فشار داد و بدنم کامل به بدنش چسبید و شروع کرد به لب گرفتن و لپای کونم رو توی دستای بزرگ و زمخت اش گرفته بود و میمالید و توی مشت اش فشار می داد. دستاش روی بدنم می چرخید و با لذت داشت لبهام رو میخورد، سینه هام و پهلوهام و لپای کونم رو میمالید و توی دستش میچلوند. دستم رو گرفت و روی کیرش گذاشت، از زیر شورت می شد فهمید که کیر خیلی باحالی ه. کم کم به سمت پتویی که انداخته بود برد و دستش رو گذاشت روی شونه هام که جلوش بشینم، نشستم و خودش شورتش رو درآورد و کیرش نیمه شق افتاد بیرون و آویزون، کیرش راستش خوش تراش بود و توی دستم گرفتم و شروع کردم به مالیدن، کیرش رو توی دستم گرفتم و با زبون شروع کردم به لیس زدن کلاهکش و زبونم رو دور کلاهکش می چرخوندم و توی دستم شق شدنش رو حس می کردم. از بالا توی چشمام نگاه می کرد و می شد لذت رو توی چهره اش دید. سر کیرش رو توی دهنم گرفتم و دستم رو از کیرش کشیدم و شروع کردم آروم آروم روی کیرش عقب و جلو کردن و با زبونم زیر کیرش رو نگه داشته بودم و یه کم بعد روی زانو بلند شدم و شروع کردم با لذت و ولع ساک زدن. دستام رو روی پاهاش گذاشته بودم و با صدای آفرین ... قشنگ سر حالش بیار .. سرم روی کیرش عقب و جلو می رفت. کیرش رو توی دستم گرفتم و زبونم رو از پایین تا بالای کیرش می کشیدم و روی کلاهکش می چرخوندم و بعد می کردم توی دهنم و چندبار عقب و جلو می کردم. دیگه گرم شده بودم و داشتم از حجم کیرش توی دهنم و روی زبونم لذت می بردم که کیرش رو کشید بیرون و عقب تر رفت و نگاهش کردم و رفت روی پتو دراز کشید و گفت : بیا اینجا ببینم. رفتم سمت اش که بین پاهاش بشینم و ادامه ساک زدن که گفت : نه ... اونوری شو ... برعکس روی بدنش خودم رو روی دستام و پاهام نگه داشتم و دستاش رو دو طرف کونم گرفت و سمت خودش کشید و کمی عقب رفتم و کونم جلوی صورتش بود و کیرش جلوی صورتم و 69 شدیم و کیرش رو توی دهنم کردم. انگشتش رو خیس کرد و روی سوراخم کشید و سوراخم رو کمی مالید و بعد شروع کرد با زبون روی سوراخم کشیدن. با دو دستش لپای کونم رو به دو طرف باز کرده بود و روی سوراخم زبون می کشید و گاهی هم با دست می زد روی لپای کونم. کیرش شق شق شده بود و روی کیرش حسابی داشتم حال می کردم و برای با بهترین متد ساک می زدم. گاهی سرم رو تا جایی که می تونستم و کیرش توی دهنم جا می شد پایین می آوردم و سر کیرش رو توی تنگی حلقم نگه می داشتم و کمی فشار می دادم و اون هم با نوک زبونش رو توی سوراخ فشار دادن تشویقم می کرد. دهنم خسته شده بود ولی واقعا از ساک زدن سیر نشده بودم، کیرش رو روی زبونم می زدم و روی صورتم سیلی می کردم و کمی استراحت و دوباره از سر می گرفتم. علی که دیگه انگشتش توی سوراخم بازی می داد و گاهی سیلی می زد به کونم و گاهی با زبون سوراخم رو می لیسید و زبونش رو توش می کرد. یه سیلی زد به کونم و گفت : بسه دیگه ... بلند شدم از روش و اونم بلند شد و گوشی اش رو برداشت و یه موزیک گذاشت و بلند کرد و اومد سمتم، کیرش شق شده بود و راه میرفت تکون تکون میخورد. گفت : احسان جون داگی کن ببینم و مشغول شد کیرش رو کاندوم کشیدن. من روی دستام و زانوهام چهار دست و پا شدم و علی هم پشت سرم ایستاد. یه کم ژل دم سوراخم مالید و با انگشت فرو کرد که داخل بره و دستش رو روی کیرش مالید و پشت سرم جابجا شد و پاهاش کنار رونهام و کونم حس کردم، کیرش رو توی دستش گرفت و کمی خم شد روی پاهاش و کیرش رو لای کونم مالید و دم سوراخم می کشید. سر کیرش روی سوراخم که ثابت شد، منتظر ورود کیرش شدم، منتظر درد و فشار لذت بخش ورود کیر... خودم رو شل گرفتم، دستاش رو روی کمر و لپای کونم گرفت و خودش رو کمی پایین آورد و تمام وزنش رو روی کیرش گذاشت و فشار داد و سر کیرش داخل شد و اونقدر سوراخم رو باز کرده بود که فقط یه درد و فشار خفیف توی سوراخم حس کردم، کمی نگه داشت و دستش رو روی لپای کونم به شکل نوازش کشید و روی کمرم فشار داد و سرو سینه ام رو روی زمین خوابوندم و کونم قشنگ قمبل بود و کمرم رو با دستش کمی فشار داد که قوس بدم. دو طرف کمرم رو گرفت و یه فشار دیگه که کیرش نصفه بیشتر داخل شد، درد پیچید توی سوراخم و زیر شکمم و ناله ام درومد و سعی می کردم تحمل کنم، پشتم و کونم رو نوازش می کرد و خودش رو ثابت نگه داشته بود که سوراخم جا باز کنه و هر دو بی حرکت بودیم. صدای موزیک توی اتاق بود و منتظر بودم و کیرش رو کمی بیرون کشید و یه کم نگه داشت و دوباره داخل کرد، هنوز کیرش کامل داخل نمی کرد. آروم آروم کیرش رو عقب و جلو می کشید و سوراخم هنوز تنگ تنگ بود برای اون کیر، عقب و جلو میکرد ولی نه تا نصفه داخل می کرد و نه کامل در می آورد. یه کم که گذشت، بازتر شده بودم و شروع کرد به تلمبه زدن ولی کیرش رو تا ته نمی کرد. بدنش به بدنم نمی خورد و کنترل می کرد. یه کم بعد قشنگ روون شده بود و باز شده بودم ، یا حداقل سوراخم می تونست کیرش رو توی خودش تحمل کنه و عقب و جلو رفتن کیر دیگه فشار و درد زیاد نداشت. دستش رو روی بدنم تکیه داد و خودش رو کمی رها کرد و وزنش روی زانوهام اومد و کیرش رو یه فشار داد و کیرش تا ته داخل شد. قشنگ فشار داد و پاهاش روی رونهام و کونم چسبید و کیرش رو تا ته فشار داد و نگه داشته بود. حجم کیرش توی سوراخم قشنگ پر کرده بود، فشار و درد ملایمی که داشت و تا ته کردنش دیونه ام می کرد. دلم می خواست کلفت تر و درازتر می بود. کیرش رو تا نصفه بیرون کشید و دوباره تا ته فشار داد و کوبید و من با هر بار کوبیده شدن کیرش توم ناله می کردم و کیرش رو تا ته که فرو می کرد انگار منتظر می شد ناله کنم و دوباره عقب می کشید و دوباره می کرد توم. 7/8 باری اینکار رو کرد و بعد شروع کرد به تلمبه زدن. قشنگ روم سوار بود و فشار دستاش روی پهلوهام و کونم و وزنش روی زانوهام بود و زیرش داشتم گاییده می شدم. گاهی کیرش رو بیرون می کشید و تف می انداخت بین کیرش رو سوراخم و بعد داخل می کرد. کیرش قشنگ پر و خالی ام می کرد. حس می کردم تا اعماق وجودم می ره و وقتی عقب می کشید حجم خالی کیرش رو میتونستم حس کنم. چند تا تلمبه تند زد و سوراخم داغ داغ شد و دیگه تحمل تملبه هاش سخت شده بود و ناله هام شهوتی و بلند شده بود. دو تا تلمبه آخر محکم کوبید توم و زیرش سر خوردم و کیرش رو بیرون کشید و رهام کرد. به بغل چرخیدم و نگاهش کردم . کیرش شق شق شده بود واز زیر کاندوم هم قرمز شده بود. چهره اش پر از شهوت بود و مثل یه پلنگ که به شکارش نگاه می کنه بدنم رو نگاه می کرد. اومد نزدیک و نشست و پاهام رو از هم باز کرد و کشید سمت خودش و طاق باز شدم و وسط پاهام نشست و کیرش رو توی دستش گرفت و سرش رو داخل کرد که موبایل ام زنگ خورد، بابام بود و بهش اشاره کردم هیس و اونم پاهام دو طرفش و سر کیرش توم بی حرکت ایستاد، گوشی رو برداشتم، بابام سوال پرسید که کجایی و صدای آهنگ چیه و این حرفها و داشتم بهانه می آوردم که دارم قدم می زنم و دور شدم. گفت زود باش می خوایم بریم مراسم دعا و از این مزخرفات که زود بیا و ... وسط حرف ها بودم و تلاش می کردم تموم بشه که علی دیگه منتظر نشد، کیرش رو تا ته داخل کرد و مچ پاهام رو گرفت و روی زانوهاش خودش رو نگه داشت و شروع کرد به تلمبه زدن و صدای نفس نفس زدن و هن هن کردنم پشت تلفن باعث شد بابام بپرسه ؟ چیکار داری می کنی ؟ گفتم دارم تند راه می آم ... دیگه بالاخره بیخیال شد و قطع کرد . علی خندید و گفت : بابات میدونه پسرش زیر من خوابیده ؟ خندیدم و ادامه داد : می گفتی، لنگام بازه و روی هواست و یه کیر کلفت توم داره تلمبه می کنه ... مچ پاهام رو گرفته بود و بازم کرده بود و آروم آروم ولی عمیق و باز ضربه توم تلمبه می زد. بدنم زیر تلمبه هاش می لرزید و داشت لرزش سینه ها و شکم و بدنم رو زیر تلمبه های کیرش تماشا می کرد. این مدل تلمبه اش واقعا عالی بود، سعی می کرد کیرش رو تا جایی که درنیاد از سوراخم عقب بکشه و بعد تا ته داخل می کرد. تمام تنم داغ شده بود و پر از شهوت، آه و ناله هام با تم شهوت و ناز کردن در میومد و حتی دودول کوچولوم هم کمی شق شده بود و توی دستم گرفته بودم و می مالیدم. داشتم بدن لختم و پاهام که بالا بود و هیکل پشمالوش که بین پاهام هست و با هر کمر زدنش کیرش رو توم عقب و جلو می کرد و حتی رونهام هم با ضربه هاش می لرزید رو تماشا می کردم. پاهام رو خم کرد و به دو طرف و دستش رو روی رونهام گذاشت و کمی بلند شد و شروع کرد به تلمبه های تند تند زدن. کمرم زیر فشار بود و کشاله های پاهام کشیده می شد. ولی خب سوراخم بد جوری باز شده بود و رو به بالا بود و کیرش کاملا عمودی داخل می شد و سر کیرش قشنگ تا ته می رفت و فشار می داد. جوری که با هر فشارش حس ارضا شدن بهم دست می داد. حشری شده بود بی رحمانه داشت میگاییدم. صدای موزیک و ناله های من و نفس نفس زدنهای علی با صدای ضربه های بدنش به بدنم قاطی شده بود و کم کم سوراخم داغ داغ شده بود از عقب و جلو رفتن کیرش و تحمل گاییده شدن با کیرش کم کم سخت می شد. چشمام رو بسته بودم و از گاییده شدن داشتم لذت میبردم که صدای در سوئیت اومد. صدای مرد جوونی بود که علی رو صدا می کرد. ترسیده بودم، علی متوقف شد و گوش داد و انگار مهم نباشه کیرش رو بیرون کشید و موبایل اش که داشت موزیک پخش می کرد رو قطع کرد و رفت سمت در، داشتم با خودم فکر می کردم که گیر افتادیم یا علی نامردی کرده و کسی رو گفته و حالا باید دو بار گاییده بشم. علی در سوئیت رو کمی باز کرد و انگار نخواد بدنش دیده بشه. من از ترس رفتم سمت لباسهام و برداشتم که بپوشم که دیدم علی گفت : تو برو کارت رو بکن . منم کارم تموم میشه میام. با صدای خنده هر دو حرف اشون تموم شد و علی در رو بست و قفل کرد دوباره و اومد سمت من که می خواستم شلوار بپوشم. با خنده گفت : کجا ؟ بیا بابا . نترس . کسی نمیاد تو ... اومد سمتم و لباس ها رو از دستم گرفت و انداخت و دستم رو گرفت و سمت پتو برد. بهم گفت : اگه گذاشتن حالا ... طاق بازم کرد و پاهام رو خم کرد به سمت شکمم و به پهلو خوابوند و روی کونم دست کشید و با یه لحن خاصی گفت : عجب کونی داری پسر ... حیف نیست، این کون رو باید قشنگ غار کرد ... سر کیرش رو تف زد و کاندوم رو روی کیرش کمی با دست مالید و صاف کرد و داخل کرد و روی کون و پهلوهام تکیه داد و روی زانوهاش خودش رو نگه داشت و شروع کرد تندتر و بی مهابا داخلم تلمبه زدن، جوری تند و با شدت تلمبه می زد و بدنم زیرش میلرزید و تکون میخوردم و محکم نگه ام داشته بود که زیرش سر نخورم برم بالا و گاهی یه سیلی محکم می زد به کونم و با کونی ... بچه کونده ... با حرص تلمبه می زد. بعد انگار بخواد بیشتر شهوتی بشه، سیلی میزد به کونم که ناله کن کونی ... منم ناله می کردم. بعد ادامه داد : خوب میکنمت ؟ داری کون میدی آره ؟ منم جوابش رو می دادم : آره .. بکن منو ... جرم بده ... قربون کیر کلفتت برم ... شهوتی و وحشی شده بود و بی رحمانه توم تلمبه می زد و زیر گایش کیرش به سختی تحمل می کردم. درد و فشار و سوزش و حس داغی سوراخم ناله ام رو درآورده بود. یه دستش روی پهلوم و لپ کونم بود و گوشتم رو زیر دستش گرفته بود و محکم نگه داشته بود و دست دیگه اش روی رونم بود و به سمت پایین فشار می داد. چند تا تلمبه تند و محکم زد و کیرش رو درآورد و یه سیلی محکم و با حرص به کونم زد، جوری که درد گرفت و سوزش داشت. زیر لب گفت : حیف شد ... بعد رو به من کرد و گفت : به شکم بخواب، کارت رو تموم کنم ... به شکم خوابیدم و روم خزید و کیرش که توی دستش بود رو جا کرد توی سوراخم و بعد خوابید روم و یه فشار داد و کیرش جا شد و سرش رو آورد کنار سرم و دستش رو زیرم حلقه کرد و با دستش دیگه اش دودولم رو لای پام کرد و بعد پاهام رو با پاهاش جمع کرد و آروم گفت : فردا هستید ؟ گفتم نه . ظهر میریم ... گفت شب میتونی بیای ؟ گفتم بعید میدونم .. گفت حیف پسر ... سیر نکردمت ... گفتم تا اینجاش هم خوب بود ... خندید و شروع کرد به لب گرفتن و دستش لای پام و زیر شکم ام رو می مالید و شروع کرد به تلمبه زدن. عمیق می زد و خودش رو رها کرده بود و داشتم زیرش له می شدم. کیرش رو تا ته می کرد و فشار میداد و ولی سعی میکرد تند تند تلمبه بزنه ولی عمیق بزنه و تا ته فرو کنه. سوراخم حسابی گاییده شده بود و باز بود. فشاری نبود ولی عقب و جلو رفتن کیرش توی سوراخم سوراخم رو داغ داغ کرده بود، حس میکردم کنترل ندارم روی سوراخم و حتی نمیتونم جمعش کنه یا شل بگیرمش. یه حسی شبیه فشار یا درد بود که با اون داغی که مدام بیشتر می شه باعث می شه هر تلمبه طاقت رو کمتر کنه و آه و ناله های شهوتی من که با لب گرفتنش خفه میشد بیشتر می شد. سرعت تلمبه های بیشتر شد و محکم تر بدنم رو گرفته بود و حتی خودش رو بهم فشار می داد. گاهی با حرص محکم میکوبید توم و زیر دستش به سمت بالا سر می خوردم و دودولم که لای پام بود و بالاش داشت زیر دستش مالیده میشد شق شق تر می شد. گاهی انگار دستش رو زیر شکمم فشار می داد به سمت بالا و کیرش رو بیشتر فشار می داد پایین و من تمام تنم مورمور می شد از شهوت و فشار سر کیرش توی اعماقم و هر لحظه حس میکردم الانه که ارضا بشم. یه دستم رو گرفت و گذاشت لای پام و با دو دست سینه هام رو مشت کرد توی دستش. توی مشت اش سینه های نرم ام فشرده می شد و دردم می اومد. ولی من عاشق محکم توی بغل مردی بودنم. اینکه نگذاره تکون بخورم و بدنش بدنم رو احاطه کنه. یه لحظه کمی به بغل چرخوند و پاهام رو بین دو پاهاش نگه داشته بود و سینه هام توی دستش و چند تا تلمبه محکم زد و بعد انگار شل بشه دوباره غلتید و همونجوری مثل قبل روی شکم و اون هم روم و کیرش توم دیگه تکون نخورد و ناله های مردانه اش که داشت ارضا می شد بغل گوشم بود و سوراخم کمی گرم شد و داشتم فکر می کردم کاش می شد این آب که دارم گرمای کم اش رو از زیر کاندوم حس میکنم توم ریخته بشه ... رون پام مورمور شد و حس ارضا شدن بالا گرفت و آبم ریخته شد بین رونام. هر دو بی حال و بی جون افتاده بودیم. علی ولی انگار داشت از آخرین لحظات هم لذت می برد. کیرش هنوز توم بود و من همون مدلی خودم رو نگه داشته بودم و چشمام رو بسته بودم. چند دقیقه ای گذشت. بعد آروم گفت : دمت گرم پسر ... حال دادی ... روم غلتید و کیرش از توم کشیده شد و ولی کاندوم توی سوراخم موند و سرش بیرون بود. علی آروم کاندوم رو سرش رو گرفت و از توی سوراخم کشید بیرون و بهم دستمال داد و خودش رفت سمت سرویس. خودم رو تمیز کردم و بعد از علی رفتم سرویس و تمیزکاری و اومدم بیرون. علی شورتش رو تن کرده بود و یه سیگار روشن کرده بود و داشت می کشید. رفتم سمت لباسامو پوشیدم. بهم گفت بشین احسان جون ... الان میریم... گفتم این آقاهه کی بود ؟ گفت هیچکی .. رفیقم ه ... اینجا مکان اونم هست ... گفتم رفت ؟ گفت نه ... داره پاهاش رو جمع میکنه... بلند شد و لباس پوشید و گفت بریم ... از پله ها رفتیم پایین که دیدم دو تا کارگر دارن یه سری چیز رو بار وانت می کنند. نگاهم کردن و به یه حالت خاصی خندیدند. خجالت کشیدم و جلوتر از علی رفتم که دم در حیاط دیدم یه آقایی ایستاده. 40 اینا می شد. با صدای علی برگشتم که داشت با طرف حرف می زد. در خونه باز بود و سعی کردم با مرده روبرو نشم و از کنارش زدم بیرون توی کوچه . حس اینکه اون دو تا کارگر و این آقاهه میدونن که من داشتم بالا به علی می دادم، خجالت زده ام می کرد. علی اومد توی کوچه و اومد نزدیک من که کنار موتور ایستاده بودم. علی گفت : خوبی ؟ گفتم آره .. گفت : خجالت کشیدی ؟ گفتم آره .. ضایع بود. گفت بی خیال. تو رو که نمیشناسن. سوار شو بریم . رسیدیم نزدیک مهمانسرا که گفتم پیاده میشم. خدافظی کردیم و گفت : اگر شب یا فردا اوکی بودی زنگ بزن. باشه ... ؟ گفتم باشه . رفتم و بابام کلی گله که کجا بودی و من اما کر شده بودم ، فقط صحنه های سکس و حتی اون حس شرم جلوی اون آدما توی مغزم مرور می شد. بعد از مدتها ارضا شده بودم ولی بازم دلم سکس می خواست. هیچ مدلی نمی شد پیچوند و دیگه برگشتیم. نوشته: Ornetpub لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده