رفتن به مطلب

داستان گی فاعل عرب


migmig

ارسال‌های توصیه شده


من و فاعل عربم
 

سلام تو داستان از اسم مستعار برای خودم استفاده کردم داستانم واقعیه بدون هیچ دروغی من آرمینم 24 سالمه و از نوجونی فهمیدم به مرد های بزرگتر از خودم علاقه دارم اولاش یکم سخت بود خجالت میکشیدم تا اینکه 20 سالگی با عماد آشنا شدم عماد اصالتا بچه خوزستان و عرب بود و خوب سایزش بزرگتر از چیزی بود که تصور می‌کردم اولاش میترسیدم باهاش در جریان بزارم چون میترسیدم با سایز اون کونم پاره بشه عماد تو محله ما زندگی می‌کرد و از چند سال پیش که ما رفتیم تو محل من می‌شناختمش ولی اولاش حسی نداشتم بهش یا شاید خجالت میکشیدم خلاصه عماد هم که با این که ۳۲ سنش بود ولی با پدر مادرش زندگی می‌کرد که اکثرا می‌رفتن خوزستان و نصف ماه رو خونه نبودن،یه روز اتفاقی من و بچه های سالن فوتبال گرفته بودیم تو کوچه دیدمش ماشینش رو تمیز می‌کرد یه پژو پارس مشکی داشت که خیلی بهش می‌رسید وهمیشه تمیزش می‌کرد چون قبلا هم با ما سالن اومده بود بهش گفتم میای اونم اون روز بیکار بود و قبول کرد باهم رفتیم حدودا یک ساعت نیم سانس بود بازی کردیم بعد بازی تو رختکن که میخواستم لباس عوض کنیم چشمم به کیر بزرگ عماد برخورد راستش دفعه های قبلم نگاه کرده بودم ولی این سری شرتش خیلی تنگ تر بود کیرش برجسته شده بود رو شرت چون پوست یکم سبزه و سیاهی داشت معلوم بود از اون کیر های سیاه بزرگ داره بعد از این که اومدیم بیرون عماد تعارف زد که با ماشینش بریم منم که خیلی خسته بودم از خدام بود،تو راه عماد گفت من پدر مادرم شهرستانن خونه خالیه میای عرق بخوریم یه دوباری باهاش عرق خورده بودم ولی تو خونه نبودیم با چند نفر دیگه بیرون خورده بودیم،یهو خشکم زد فکر نمیکردم یه همچین پیشنهادی بده منم ،یه جوری شدم هم خوشم اومده بود هم یه حسی بدی داشتم حس میکردم عماد فهمیده که زیاد به کیرش نگاه میکنم و روش حشر دارم حس میکردم همه اینارو فهمیده ولی خوب دلم میخواست یه بار مفعول بودنو تجربه کنم،تا اون موقع هیچ کیری تو کونم نرفته بود تازه 20 سالم پر شده بود من که میدونستم عماد چرا اون حرفو زد ولی حشریت اجازه نمی‌داد بهش گفتم میام فقط کم میخورم اونم قبول کرد منو دم خونه پیاده کرد گفت یه ساعت دیگه منتظره و میره عرق بگیره رفتم خونه یه دوش حسابی گرفتم بدنم که از بچگی زیاد مو نداشت به طوری که لخت میشدم فقط روی سر و صورتم مو داشت تمام مدت به این فکر میکردم که چه دردی میخوام بکشم زیر کیرش، از حموم اومدم بیرون سریع یه چیزی خوردم و دیدم گوشیم زنگ میخوره عماد بود گفت که بیام،لباس پوشیدم و رفتم سمت خونه عماد باورم نمی‌شدم خودم دارم با دستای خودم کونمو بر باد میدم ولی میخواستم انجامش بدم،آیفون زدم درو باز کرد خونشون ویلایی حیاط دار بود با زیر زمین رفتم داخل گفت که بیا زیر زمین‌ اتاق خودش پایین بود رفتم دیدم سفره چیده مزه گذاشته شروع کردیم به خوردن من کم خوردم اونم زیاد نخورد،منتظر بودم خودش یه کاری کنه ولی هیچ کاری نمی‌کرد و سرش تو گوشی بود الکلی رفتم تو دست شویی و صدای استفراغ در آوردم ولی واقعا حالم خوب بود وچون میخواستم حالمو بد نشون بدم اون کارو کردم یه ۱۰ دقیقه نشستنه بودم تو دست شویی که شک نکنه بعد از این که اومدم بیرون عماد گفت خوبی گفتم بد نیستم اینجا تختی و تشکی داری روش دارز بکشم سرم یکم گیج میره اونم منو برد اتاقش و گفت این تخته میخوای رو این دراز بکش منم گفتم خیلی گرمه کولر رو میزنی گفت باشه خیلی گرمته پیرهنتو در بیار منم مطمعن شده بودم که عماد آمار منو گرفته رفت بالا گفت که میره زغال بزاره برای قلیونش و یه ۱۰ دقیقه دیگه میاد درو بستم و به پشت خوابیدم و پتو رو تا رونم کشیدم بالا حشریت داشت کورم میکرد بعد چند دقیقه اومد من تو اون حالت بودم اومد دست گذاشت رو پشتم گفت حالت بهتره گفتم آره یکم سرم گیج میره گفت میخوای ماساژت بدم خوب بشی منم که خوشم اومده بود گفتم آره شروع کرد ماساژ دادن اولاش بالا رو ماساژ میداد ولی چون اونم حشری شده بودکم کم میرفت پایین تا جایی که بعد چن دقیقه فقط کونمو میمالید شلوارم رو کشید پایین منم برگشتم نگاش کردم گفتم چیکار میکنی گفت دارم ماساژ میدم گفتم اونجا آخه گفت حالا چی میشه تو یه حالی به ما بده منم دیگه اوج حشریتم با این حرف رسید یه لبخندی زدم و خوشش اومد کیرش رو آورد جلوی صورتم و شورتش رو کشید پایین‌ چیزی که می دیدم باورم نمیشد یه کیر خیلی بزرگ که هنوز راس هم نشده بود یعنی راس میشد حداقل ۲۲سانت میشد آورد جلوی دهنم سر کیرشو می‌مالید به لبم گفت بخور دفعه اولی بود کیر میخوردم حس باحالی بود یکم خوردم کیرش نبض میزد تو دهنم و هی بزرگ تر میشد وقتی کامل راست شد حتی نصفش هم تو دهنم جا نمیشد عماد سرمو گرفت فشار میداد سر کیرش رفته بود ته حلقم داشتم خفه میشدم ولی دیگه کار از کار گذشته بود عماد خیلی حشری شده بود توی دهنم مدام تلمبه میزد و اوق میزدم هر چقدر زور میزدم نمیتونستم سرمو عقب بیارم،مثل یه پورن استار که کیر میخوره داشتم میخوردم هم زمان اون یکی دستش رو برد رو سوراخم و انگشت می‌کرد چون نداده بودم خیلی تنگ بود با انگشت هم درد می‌گرفت همونجا متوجه شدم کیر این با این سایز بره توش درد خیلی زیادی داره ولی خیلی حشری شده بود نمیشد کاری کرد همین جوری که انگشتش داخل بود و میچرخوند از کیرشو دهنم آورد بیرون یه بالش گذاشت زیر شکمم به پشت خوابیدم با دستاش لای کونم رو وا کرد و تف کرد رو سوراخم کیرش راس شده و بزرگ نشست رو پام سر کیرشو آروم می‌کرد توم که یهو با یه ضربه سرش رو جا کرد تو انقدر درد داشت یه جیغ شدم و میخواستم برم جلو از درد ولی دستام رو تخت بود فشار میداد نمیتونستم تکون بخورم دیگه داشتم گریه میکردم هر لحظه آورم فشار میداد و بیشتر کیرشو می‌برد تو ازش خواستم که بیاره بیرون ولی توجهی نمی‌کرد داد میزدم ولی سفت گرفته بود و نمیشد دربرم از زیر کیرش اونجا پشیمون شدم چون درد وحشت ناکی داشت کل کیرشو جا کرد تو کونم انگار یه چوب نیم متری رفته بود تو کونم کیرش رو زیر شکمم احساس می‌کردم شروع کرد آروم تلمبه زدن وقتی زد فهمیدم دردش داره خیلی بد میشه سوراخم میسوخت اشکم در اومده بود و جیغ میزدم ولی عماد توجهی نمی‌کرد عین یه تجاوز کار، کار خودش رو می‌کرد تلمبش رو سریع کرد جوری که صداش تو اتاق پخش شده بود منم هم زمان گریه میکردم از درد و التماس میکردم که تموم کنه و گفت تاخیری خورده تا آبش نیاد تلمبه میزنه بعد چند دقیقه انقدر زده بود گشاد شده بودم و دردش یکم کمتر شده بود ده دقیقه دیگه تحمل کردم مثل یه زن داشتم میدادم و مدادم تلمبه میزد یکم سریع تر کرد که آبش بیاد یه جایی وایساد فهمیدم آبش داره میاد یه آه کشید منو سفت بغل کرد کیرش رو تا ته جا کرد تو کونم و بالای ۵ بار نبض میزد آبش رو داشت می‌ریخت توم وقتی آورد بیرون از سوراخم آب کیر چکه می‌کرد خیلی زیاد بود خودش میگفت یه ماهه خالی نکرده بود گشاد شده بود سوراخم نبض میزد میخواستم برم سمت دست شویی ولی جوری درد داشتم که نمیتونستم راه برم به زور کشون کشون رفتم یکم به صورتم آب زدم خیلی جیغ زده بودم گلوم میسوخت نمیتونستم درست راه برم و کج راه میفرتم نمیشد تو کوچه اون جوری راه برم اونشب پیشش موندم و فقط ساک میزدم، بعد از اون که دیگه صفر منو زده بود دیگه زنش شده بودم و هفته ای دو سه بار همین جوری می‌کرد منو،امیدوارم از داستان من خوشتون اومده باشه

نوشته: آرمین

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18