رفتن به مطلب

داستان بیغیرتی سکس تریسام با خواست زنم


labubu

ارسال‌های توصیه شده


تریسام به درخواست نازنین
 

مقدمه داستان رو که چطور به این قسمت رسید ننوشتم خیلی کسل کننده میشد و طولانی حداقل یک سال نرم نرم شروع کردم در گوش شوهرم نجوا کردن مه رسیدم به اینجا
سی و دو سالمه ، اسمم نازنینه. شوهرم رضا، سی و پنج سالشه، مهندسی برق ، مردی آروم و محافظه‌کار. هفت ساله با هم زندگی می‌کنیم. سکس‌مون خوبه، اما همیشه یه چیزی کم داشتم. همیشه تو ذهنم می‌چرخید که یه بار، فقط یه بار، کس و کونم رو دو تا کیر پر کنن. دو تا مرد همزمان. این فکر مثل مورچه می‌رفت تو مغزم و شب‌ها وقتی رضا خواب بود، دستم می‌رفت زیر ملحفه و کسم رو می‌مالیدم تا خیس می‌شد و آروم آروم می‌اومدم.

اولش جرأت نمی‌کردم مستقیم بگم. می‌ترسیدم و همه‌چیز خراب بشه. اما کم‌کم شروع کردم. یه شب حین سکس، وقتی هنوز نفس‌هام تند بود و کیرش نرم‌نرم کسم و میکرد ، آروم گفتم:

«رضا… هیچ‌وقت فکر کردی سکس با یه نفر دیگه؟ یعنی… سه‌نفری؟»

چشم‌هاش درشت شد. نشست رو تخت و ملافه رو کشید رو خودش.

«نازنین؟ جدی می‌گی؟»

من خندیدم، ولی دلم تند می‌زد. انگشتام رو کشیدم رو سینه‌هاش.

جدی. دوست دارم ببینم با یکی دیگه ای یا یه مرد دیگه داره کس‌م رو می‌کنه و تو نگاه می‌کنی. یا… هر دوتاتون با هم. کیرت تو کونم، کیر اون تو کس‌م. یا ساک بزنم برای هر دوتاتون رو. این فکر دیوونه‌م کرده یا تو هر دوی ما رو نوبتی بکنی دوست دارم یکم جذاب بشه سکسمون

رضا سرش رو تکون داد.

نه. من زنم رو با کسی شریک نمی‌کنم. این کار مال آدمای هرزه‌س و نه دوست دارم غیر از تو با کسی باشم

اون شب تموم شد. ولی من ول‌کن نبودم. هفته‌ها طول کشید. هر بار که سکس می‌کردیم، موقعی که کیرش تو کس‌م بود و من ناله می‌کردم، آروم تو گوشش می‌گفتم:

تصور کن الان یه کیر دیگه تو دهنمه… یا تو کونم. ببین چقدر خیس‌ترم

یه بار فیلم پورن سه‌نفره گذاشتم. نشستم رو پاش و کس‌م رو مالیدم به کیرش که سفت شده بود.

«ببین رضا… ببین اون زن چطور داره دو تا کیر می‌خوره. منم می‌خوام. فقط یه بار. قول می‌دم بعدش فقط مال تو باشم.»

اون شب عصبانی شد و رفت تو اتاق دیگه. اما من دیدم که بعدش تو حموم کیرش رو مالید و اومد. می‌دونستم که این فکر داره تو سرش کار می‌کنه.

کم‌کم مقاومت‌ش شکست. یه شب بعد از یه سکس طولانی که من حسابی ساکش گرفتم و کونم رو دادم، وقتی عرق‌ریزون دراز کشیده بودیم، آروم گفت:

«اگه… اگه یه نفر باشه که مطمئن باشه … و فقط یه بار…»

دلم ریخت تو شکم. بوسیدمش.

آره. فقط یه بار. من یکیو میشناسم . یکی که تمیزه ظاهرش و قبلا هم باهاش دوست بودم توی دانشگاه (میدونست دوست پسر داشتم)
بعد از چند روز، زنگ زدم . اسمش سامان بود. مردی قدبلند، بدن ورزیده، کیرش رو از قدیم می‌دونستم درشته. باهاش حرف زدم یک مدت و داستان رو یواش یواش گفتم بهش موافقت کرد. قرار گذاشتیم یه جمعه شب تو یه آپارتمان اجاره‌ای تو شمال تهران

اون شب من لباس زیر قرمز پوشیدم، جوراب‌شلواری نازک و یه مانتوی سبک. رضا مضطرب و عصبی بود. دست‌هاش عرق کرده بود. تو ماشین چند بار گفت:

«نازنین، اگه پشیمون شدی بگو.» استرس دارم

من دستم رو گذاشتم رو پاش و کیرش رو از رو شلوار فشردم.

«پشیمون نمی‌شم. امشب می‌خوام دو تا کیر تو بدنم باشه.»
سامان هم پسر خوب و خوشگلیه میتونی تو هم بکنیش
سامان زودتر رسیده بود. در رو باز کرد. رضا خشکش زد خیلی جذاب و خوشگل شده بود . من لبخند زدم و رفتم تو آغوش سامان و بوسیدمش. زبون‌م رو فرستادم تو دهنش. رضا پشت سرم ایستاده بود و نفس‌ش سنگین شده بود.

رفتم سمت رضا، زانو زدم و کمربندش رو باز کردم. کیرش رو درآوردم. هنوز کامل سفت نشده بود، ولی من دهنم رو گذاشتم روش و شروع کردم به ساک. آروم، عمیق. همزمان دستم رو دراز کردم و شلوار سامان رو هم باز کردم. کیرش از کیر رضا کلفت‌تر بود، رگ‌دار و گرم. دو تا کیر رو گرفتم تو دو دستم و یکی‌یکی ساک زدم. بزاقم می‌ریخت رو شافت‌هاشون. رضا بالاخره ناله کرد و دستش رو گذاشت پشت سرم.

«نازنین… کس‌ت خیس شده؟»

من کیر سامان رو از دهنم درآوردم و با لبای خیس گفتم:

«آره… از وقتی سوار ماشین شدیم. بیا ببین.»

لباسم رو درآوردم. سینه‌هام آزاد شدن. جوراب‌شلواری رو پاره کردم از وسط. کس‌م کاملاً خیس بود، لب‌هاش باز و براق. رضا اومد جلو و انگشتاش رو فرو کرد تو کس‌م. دو تا انگشت. من ناله کردم. سامان هم اومد پشت سرم و کیرش رو مالید به کونم. آب دهنش رو ریخت رو سوراخ کونم و انگشت شستش رو آروم فرو کرد تو کونم.

«رضا… بذار اول کس‌م رو بکنه. تو نگاه کن.»

رضا عقب رفت و رو صندلی نشست. کیرش تو دستش بود و آروم می‌مالید. سامان منو خوابوند رو شکم، پاهام رو باز کرد و کیر کلفتش رو گذاشت سر کس‌م. یه فشار، بعد یه فشار دیگه. کس‌م کش اومد و کامل رفت تو. من فریاد زدم. رضا چشماش گرد شده بود.

سامان شروع کرد به کردن. عمیق، محکم. هر بار که می‌کوبید، کس‌م صدای شلپ‌شلپ می‌داد. من سرم رو چرخوندم سمت رضا:

«بیا… کیرت رو بذار تو دهنم.»

رضا اومد. کیرش رو فرو کرد تو دهنم. حالا دو تا کیر داشتم. یکی تو کس، یکی تو دهن. سامان دستش رو برد زیرم و کس‌م رو مالید. من از شدت لذت داشتم می‌لرزیدم. آب کس‌م می‌ریخت رو ران‌هاش.

بعد از چند دقیقه سامان کیرش رو کشید بیرون. من رو چرخوند رو پشتم. رضا اومد پایین و کس‌م رو لیس زد. زبونش رفت تو سوراخ خیس. سامان کیرش رو گذاشت رو لبام و دوباره ساک زدم. بعد رضا بلند شد و کیرش رو فرو کرد تو کس‌م. این بار سامان اومد بالا و کیرش رو گذاشت رو صورتم. من هر دو رو می‌مکیدم و می‌لیسیدم.

بعد نوبت کونم شد. رضا گفت:

«نازنین… کونت رو می‌خوای؟»

من سرمو تکون دادم. «آره. کیر سامان تو کونم، کیر تو تو کس‌م.»

روی تخت دراز کشیدم به پهلو. رضا اومد از جلو و کیرش رو فرو کرد تو کس‌م. سامان از پشت، با آب دهن و یه کم لوبریکانت، کیر کلفتش رو آروم آروم هل داد تو کونم. اول فقط سرش رفت. سوزش تندی اومد. من دندونم رو روی شونه‌ی رضا فشار دادم. بعد کم‌کم کامل رفت تو. دو تا کیر تو بدنم. یکی توکس، یکی توکون. دیواره‌هاشون به هم فشار می‌آوردن. احساس می‌کردم شکمم پر شده.

شروع کردن به حرکت. هماهنگ. یکی می‌رفت تو، یکی می‌اومد بیرون. من فقط ناله می‌کردم. کلمات از دهنم می‌پرید:

«آخ… کیر… کس‌م… کونم… بیشتر… سخت‌تر… دارم می‌گام…»

رضا دستش رو گذاشت رو کلیتوریسم و مالید. سامان دستاش رو پیچیده بود دور سینه‌هام و نوک سینه‌هام رو می‌پیچوند. من از شدت ارگاسم جیغ زدم. کس‌م دور کیر رضا منقبض شد و کونم هم دور کیر سامان سفت شد. هر دو همزمان اومدن. اول رضا، گرم و زیاد تو کس‌م. بعد سامان تو کونم. احساس کردم منی‌شون داره قاطی می‌شه و از سوراخ‌هام بیرون می‌ریزه.

بعدش دراز کشیدیم. هر دو کیر هنوز نیمه‌سفت بودن. من دوباره زانو زدم و هر دو رو پاک کردم با زبونم. طعم منی و کس و کون قاطی شده بود تو دهنم. رضا موهام رو نوازش کرد و آروم گفت:

«دیوونه… واقعاً اینو می‌خواستی؟»

من لبخند زدم و کیرش رو بوسیدم.

«آره. و هنوز هم می‌خوام. امشب تموم نشده.»

تا صبح سه بار دیگه سکس کردیم. یه بار من رو سامان نشستم و رضا از پشت کونم رو کرد. یه بار هر دو رو همزمان ساک زدم تا اومدن رو صورتم و سینه‌هام. یه بار هم فقط نگاه کردم که رضا سامان رو می‌کنه، چون اون شب دیگه هیچ مرزی نمونده بود.

صبح که بیدار شدیم، بدنم پر از جای گاز و اثر انگشت بود. کس و کونم می‌سوخت و هنوز ازشون منی می‌اومد بیرون. رضا بغل‌م کرد و بوسیدم.

«دیگه تکرار نمی‌شه؟» پرسید.

من سرش رو گذاشتم رو سینه‌م و گفتم:

«فعلاً نه… ولی قول نمی‌دم.»

اون شب فهمیدم که زن بودن و شوهر داشتن مانع هیچ‌چیز نمی‌شه، اگه آدم واقعاً بخواد. و من هنوز گاهی شب‌ها که تنها می‌مونم، دستم می‌ره بین پاهام و اون دو تا کیر رو دوباره تو ذهنم حس می‌کنم.

نوشته: نازنین

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18