رفتن به مطلب

داستان سکسی خاله خوشگل با سینه های درشت


arshad

ارسال‌های توصیه شده


بالاخره خاله ام رو کردم
 

سلام من امیر هستم ۳۰سالمه و مجرد این داستان برمیگرده به ۵سال پیش
من یه خاله دارم ۴۵ ساله خوشگل با سینه های درشت اندام سکسی و یه دختر داره که ازدواج کرده رفته خونه شوهر و از موقعی ک به سن بلوغ رسیدم همش چشمم دنبالش بود و همش به یادش جق میزدم بعد چند سال با سایت کونباز آشنا شدم میومدم داستان هایی که مربوط به سکس خاله و زندایی وزن عمو میشد میخوندم ببینم میتونم یه راهی پیدا کنم بکنمش یا نه
همه جور داستان خوندم با خودم نقشه می کشیدم ولی میترسیدم اقدام کنم و هم خجالت میکشیدیم اما همیشه بارفتاراش یا نگاهش انگار میدونست چشمم دنبالشه خودش هم شوهرشو اونجور باید دوست نداشت چون قبلا عاشق یکی دیگه بود پدربزرگم اجازه ازدواج پاهاشو نداده بود.
یه روز خونه خاله ام اینا شام دعوت بودیم ما یکم زودتر رفتیم تا مامانم کمکش کنه دیگه کم کم اومدن مهمونا نزدیک بود من نشسته بودم پذیرایی رو مبل که تنها بودم بقیه تو اشپزخونه بودن روبه روم اتاق خاله ام بود رفته بود اتاقش لباسشو عوض کنه که دیدم داخل اتاق لخت اومد از جلو در رد شد بره از کمد لباس برداره فقط یدونه شورتش تنش بود خاله ام دید من نشستم اونجا دارم نگاه میکنم من فورا اومدم این یکی مبل که بهتر ببینمش خاله ام فهمید جابه جا شدم دارم کامل میبینمش ولی نرفت اونور اتاق و سوتین تنش میکرد وااااااای پسر عجب اندام سکسی داشت سینه های بزرگ ۸۵ کون بزرگ اولین بار بود لختشو میدیدم داشتم دیوونه میشدم به خودم گفتم این بار دیگه باید یه فرصت گیر بیاری بکنیش خودش میدونه دیگه بهش نظر دارم و بعدش هم مثل اینکه خود خاله ام هم بدش نمیاد و دیگه از اون روز مطمئن شدم.
شوهر خاله ام شراکت با برادرش یه مغازه ای داشتن شهرستان که واسه فروش گذاشته بودن
بردار شوهرخاله ام همون شهرستان زندگی میکنه که یه روز خاله ام بهم زنگ زد گفت واسه مغازه مشتری پیدا شده داره میره شهرستان پیش برادرش واسه فروش همون مغازه شب بیا پیشم نترسم منم قبول کردم.
شب رفتم پیشش که یدونه تاب پوشیده بوده با یه شلوارک گشاد شام خوردیم کمی صحبت کردیم دیگه موقع خواب بود که به من گفت امیرجان جاتو انداختم اتاق دخترخاله ام برو بخواب اونجا خودش هم رفت تخت خودش اتاق بغلی
سرجام خیلی افسوس میخوردم کاش جامو انداخته بود اتاق خودش خیلی فکر کردم چجوری برم پیشش دیگه امشب بکنمش طاقتم سر اومده بود هر کاری کردم بازم جرات نکردم و نتونستم کاری کنم تا صبح نتونستم بخوابم تا اینکه صبح شد رفتم سرکار ظهر بهم زنگ زد امشب هم بیا شوهرش قرار بود بازم بمونه به خودم گفتم امشب میکنمش دیگه هرچه میخواد بشه
شب بازم رفتم خونه خاله ام که بمونم پیشش موقع خواب گفتم خاله من عادت ندارم شبا رو زمین بخوابم خوابم نمیبره باید رو تخت بخوابم گفت تو بیا بخواب تخت من میرم زمین بخوابم گفتم نه نمیخوام جاتو ازت بگیرم بیا باهم بخوابیم چون تخت شو دو نفره بود دیگه.
قبول کرد رفتم خوابیدم پیشش جای شوهرش که ۱ساعتی گذشته بود پشت خاله ام به من بود نمیدونستم خوابیده بود یا بیدار اصلا صداش در نمی اومد با خودم گفتم دیگه وقتشه هرچی میخواد بشه پشتش هم به من بود کم کم نزدیک شدم خودمو از پشت چسبوندم بهش کیرم شق کرده بود کاملا چسبوندم به کونش اصلا تکون نمیخورد کمی از رو شلوار کیرمو مالوندم بهش نمیدونم خواب بود یا نه ولی هیچی نمی گفت جرات پیدا کردم دستمو از زیر شلوار بردم رو کونش شهوت دیوونه ام کرده بود دیگه واسم مهم نبود چی میخواد بشه کونشو مالوندم دیگه مطمئن شدم اگه خواب هم بود الان بیداره شده صداش در نمیاد پس اجازشو داده بعد چند سال به آرزوم برسم دستمو بردم زیر تابش دست کشیدم رو ممه هاش وااااای یعنی این من بودم دارم به ممه های خاله ام دس میزنم
اومدم شلوارشو بکشم پایین خودش یکم جابه جا شد شلوارشو در بیارم دیگه گفتم امیر امشب دیگه به آرزوت رسیدی شلوارشو با شرتش باهم کشیدم پایین دست بردم کصش خیسه خیسه بود انگشتم یکم فرو بردم داخل کصش یه کوچلو صداش در اومد شلوارمو کشیدم پایین سر کیرمو مالوندم کصش گذاشتم لاپاهاش خودمو از پشت چسبودنم بهش تابشو دادم بالا سوتینشو باز کردم دستمو گذاشتم رو سینه اش مالوندم گرفتم دستم داشتم بهش لاپایی میزدم دهنمو نزدیک گردنش کردم زبونمو چسبوندم گردنش داشتم لیس میزدم دستمو از جلو بردم کصش داشتم با چوچولش بازی میکردم دیدم کم کم نفساش تند شدن صداش در میاد کیرم گذاشتم کصش اروم اروم فشار دادم رفت تو وااااای چه کص داغی داشت باورم نمیشد کیر داخل کصی هستش ک چن ساله دارم به یادش جق میزنم داشتم بهش تلمبه میزدم دیگه نمیتونست صداشو کنترل کنه دیگه ول کرده بود صداشو تا تح فرو کردم کصش خودمو چسبودنم بهش به شکم خوابوندمش کیرم ۱۸سانته خودش هم کلفته به خودم میگفتم با این کیرم امشب جرت میدم چند ساله آرزشو دارم دیوونم کرده هر چقدر میتونستم فشار میدادم کیرمو کصش تند تند از پشت بهش تلمبه میزدم صداش رفته بود بالا میشنیدم کیف میکردم نمتونستم به روش بگم ولی به خودم میگفت جنده یه جوری میکنمت دیگه هوس کیر نکنی ک صداش خیلی تحریکم کردم نتونستم خودمو کنترل کنم آبمو خالی کردم رو کمرش از روش بلند شدم بهم گفت با شلوارم کمرمو پاک کن بعدش پاشد رفت حموم یه چن دقیقه رد شده بود بازم کیرم شق کرد نتونستم صبر کنم رفتم در حمومو باز کردم منو دید جا خورد اتاق چراغ خاموش بود کامل کصشو ندیده بودم درو باز کردم دیدم وای پسر عجب کص سفیدی داره رفتم تو حموم گفت نیا مخالفت میکرد میگفت پشیمونم این چه کاری بود کردیم گفتم دیگه هرچی بود شده نمتونم ولت کنم چن ساله دنبالتم ولی نمتونستم رفتم لباشو چسبوندم لباش نمیذاشت میگفت عذاب وجدان دارم نکن اون میگفت من گردنشو میخوردم دیگه ساکت شد بازم سر پا کیرمو گذاشتم لاپاش دم گوشش گفتم حال میده خاله جووون؟؟اونم دم گوشم میگفت امیر بکن منو خالتو بکن چند ساله سکس ندارم جرم بده نشوندم رو زانو کیرمو دادم دهنش برام ساک زد گفت بیا بریم اتاق رفتیم رو تخت خوابوندم روتخت کصشو انداختم دهنم مثل کص ندیده ها داشتم میخوردمش ارضا شد پاهاشو دادم بالا کیرمو فشار دادم تو کص تنگی داشت بهش گفتم کیر شوهرت چقدره کصت اینقدر تنگه گفت خیلی وقته بهش ندادم بعدشم کیر تو از مال اون خیلی کلفت تر و بزرگتره وقتی اونو گفت تا ته فرو کردم نگه داشتم بدنش لرزید بازم ارضا شد دیگه حالی واسش نمونده بود خوابوندم رو شکمش زیرش بالشت گذاشتم دیوانه وار تلمبه میزدم بعد چند دقیقه آبم اومد ریختم کمرش هر دومون خسته شده بودیم همونجوری خوابیدیم فردا صبح رفتیم حموم بازم تو حموم کردمش بهم گفت دیگه این آخرین بازه نمیخوام تکرار شه از اون به بعد دیگه هر چه اصرار میکنم قبول نمیکنه البته یه باری هم تو مسافرت برام ساک زده.
خیلی خلاصه کردم داستانو که طولانی نشه حوصلتون بکشه بخونین من اولین باره دارم داستان مینویسم اگر غلط املایی یا جمله بندیم اشتباه بود معذرت میخوام و سعی کردم اسم نبرم که بازم ببخشین موفق باشین.

نوشته: Amir

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18