رفتن به مطلب

داستان گی کون دادن به مرد 50 ساله


migmig

ارسال‌های توصیه شده


اولین کون دادنم به اقای ۵۰ ساله
 

این دومین داستانیه که مینویسم و درست بلد نیستم
کاملا واقعیه داستان و برای ۱ ماه پیشه
۲۲سالمه حشری و سفید و لاغرم و خیلی کیر سن بالا دوست دارم و قدم ۱۷۴ هستش و وزنم ۶۵
با یک آقایی دوست شده بودم ۵۰ سالش بود مجرد بود خونه مستقل داشت و به شدت حشری بود
۴/۵ بار رفته بودم قبلا خونش با ترس و فقط براش ساک زدم اخرین باری که رفتم دیلدو داشت که میمالیم رو سوراخم وقتی ساک میزدم یه بات پلاگ ریز کرد تو کونم با روغن که اصلا درد نداشت خیلی ولی حال داد
اون شب خیلی حال داده بود و دلم میخواست دادن رو تجربه کنم ولی ترس درد و گشادی رو داشتم واقعا و نمیخواستم گشاد شم یا دردم بیاد
یه شب بدنمو کامل شیو کرده بوده طوری که کونمو میدیدم حشری میشدم و دلم میخواست ازش استفاده کنم
اینم بگم هربار میرفتم پیشش کامل شیو میکردم و لخت میشدم و یه حسی بهم میگفت وقتشه تجربه کیر رفتن تو سوراخ رو تجربه کنم
خلاصه پیام دادم بهش هستی امشب بیام حال کنیم
اون فکر میکردم بازم ساک میخوام بزنم چون یکبار قبلا تلاش کردم رو کیرش بشینم نرفت تو منم همون ساک رو زدم ابشو با لبام اوردم
اونم گفت اره هستم بیا امشب منم رفتم خودمو اماده کردم تمیز برای سکس که بهش گفتم ۴۰ دقیقه دیگه میرسم گفت باشه بیا
تو ذهنم میگفتم برم بدم بهش یا نه نمیدونم چیکار کنم
خلاصه گفتم بزار برم اگه نتونستم ساک میزنم
البته ساک خیلی خوبی میزدم براش و تنها کسی بود که چندبار براش ساک زده بودم
حاضر شدن با یه شورت خوشگل زیر لباسم رفت سمت خونش ۴۰ دقیقه بعد رسیدم زنگو زدم در و باز کرد
آسانسور سوار شدم دیدم در خونش نیمه بازه درو باز کردم دیدم رو تخت با شورت دراز کشیده اسممو صدا کرد گفت آماده شو بیا من اینجام
گفتم سلام باشه میام الان
دوباره رفتم خودمو تمیز کردم و ۵ دقیقه بعدش رفتم دیدم چشاشو بسته منتظره بخورم کیرشو
اروم دستمو گذاشتم رو کیرش از رو شورت مالیدم دیدم آروم ناله میکنه و میگه جووون افرین
منم ادامه دادم تا نیمه راست شد شرتشو کشیدم پایین سر کیرشو بوس کردن اروم کله ی کیرشو گذاشتم دهنم
کیرش کلا ۱۴/۱۵ سانته ولی خیلی کلفته
ازین سن بالا های که شکم داره و حشری و نیمه شیوه بدنش و کیرش شیو و کوچک ولی کلفته خودتون می توانید تصور کنید آقای سن بالای ایرانی چطوریه
اروم خیس شد سر کیرش منم اروم اروم شروع کردم خوردن کیرش تفی شده بود تا ته میبردم هی آه میکشید میگفت چقدر خوب ساک میزنی بخور تا ته
منم تا ته گلوم می برم با اینکه کوتاه بود ولی قطر زیاده داره و حال میده ولی ته دلم ترس گشاد شدن کونم بود
اروم اروم تبدیل شد به ساک تند تند و کیرش دیگه راست ترین حالت ممکن شده بود منم حشری شده بودم حالت ۶۹ نشستم شرتمم در اوردم که سوراخ و کون سفیدمو ببینه
که دید حشری شد گفت اخ اخ سوراختو قربون
منم یه اه کشیدم شروع کردم ساک زدن
همون پلاگه که سری پیش کرد توم بغلش بود اروم روغن زد به اون پلاگه و یکم هم زد رو سوراختم
پلاگه ازینا بود که از توپ کوچیک داره تا توپ بزرگ و میره تو و قفل میشه تو کون نمیدونم دیدید یا نه
اولین توپش که خیلی ریز بود و کرد تو کونم یه حالتی شدم که کونم واقعا نه اصلا درد داشت ولی انگار انگشت کوچیکه تو کونمه
یه اه کشیدم و گفتم جون چه خوبه و داشتم ساک میزدم اروم اروم
دید من حشری شدم یک توپ بزرگ تر شو فشار داد رفت تو کونم ساک زدنم تند تر شده دوتا توپ دیگه پلاگ رفت تو و فقط اخرین توپ بزرگش مونده بود که قفل کونم بشه و درد خیلی کم و لذت زیاده داشت هر کاری کرد آخری نرفت تو و من داشت ساک میزدم و اونم هی میگفت جوون چه کیری میخوری
منم از حرفاش حشری شدم کل پلاگ رو تا ته کردم تو کونم و قفل شد تو کونم
اونم چندتا چک زد رو کونم با این کارم و من انقدر سریع ساک میزدم که نفس اون تند تند شد صدای ملچ مولوچم میومد و واقعا داغ شده بودم اصلا نمیفهمیدم چجوری دارم ساک میزنم
که گفت اروم باش ابم میاد
منم کیرشو از دهنم دراوردم و همون حالت ۶۵ کونم که توش پلاگ بود رو مالیدم به کیرش و پشتم بهش بود
گفت ای جانم قربون صدقم میرفت پلاگو دراوردم سر کیرشو میمالیدم رو سوراخم و کیرش دقیق لای چاک کونم بود سوراخم اندازه اخرین گردی پلاگ باز شده بوده چون چند دقیقه تو کونم مونده بود و یک دیللو دیگه داشت که کلفتی یکم از کیرش کمتر بود ولی دراز بود واقعا که اونو دیدم داره روغن میزنه و فهمیدم این میخواد من زیر از کون ارضا کنه اون گذاشت دم سوراخم و من همون برگشتم به حالت ۶۹ و شروع کرد اروم کردن تو کونم که چون کلفت بود نمیرفت سوراخمو باز کردم و با دست دیلدو رو فشار دادم تو سوراخم سر دیلدوعه رفت و شروع کردم ساک زدن و ناله کردن چون یکم درد داش اونم ۱ دقیقه بعد یهو فشار داد دیلدو رو تا نزدیک تهش رفت یهو یه جیغ زدم و شروع کرد با دیلدو تلمبه زدم تو کونم منم ناله هام بیشتر شد و دوباره ساک زدنم سریع شد و تا ته میرفت و اونم داشت میگفت جون دوست داری تو کونته یه کیر سیاه (دیلدوعه سیاه بود) و منم میگفتم اوهوم دوست دارم که یهو انقدر حشری شدم کاندمو از بغلش با دندون باز کردم همون طوری که دیلدو تو کونمه کیرشو از دهنم دراوردم و کاندومو به سختی کشیدم دور کیرش گفت میخوای بکنی تو کونت گفتم اوهوم
یه جون عمیق گفت و من همون طوری که پشتم بهش بود پاهامو گذاشتم این ور اونورش و روغن زدم به سوراخمو کیرشو آروم نشستم روی کیرش
انقدر کلفت بود تو نمیرفت هر با دست جاشو درست میکردم میشستم تو نمیرفت کیرش واقعا کلفته و منم کونم صفر صفره واقعا و سخت میره تو با اینکه دیلدو توم بود
هر کاری کردم نرفت توش و گفت داگی شو بزارم
گفتم فقط تروخدا اروم
گفت نترس
دلم آروم شد با یک قوس کمر عالی داگی شدم انگار هرروز اینکارو میکنم
اونم دوتا محکم زد رو کونم و خیلی سریع اومد پشتم سر کردشو کرد تو
یه اه گفتم و گفت اروم میزارم صبر کن
منم گفتن تروخدا اروم اروم بکن
واقعا دردی حس نکردم و تا ته کرد تو
و درد و ذوق و ذوق لذت از جایی شروع شد که تلمبه هاش شروع شد هر تلمبه آه و ناله هام بیشتر میشد
دستم بردم سمت کیرم دیدم نیمه راسته و کلی آب سر کیرمه
خیلی کیرم آب شهوتش زیاد بود انگار ابم واقعا اومده بود ولی آب شهوتم بود یکم کیرمو مالیدم
و داشت محکم تلمبه میزدم در حد ۸ تا ۱۰ دقیقه کیرش تو سوراخم جلو عقب میشد خیلی حس خوبی بود تا گفت ابم میاد الان عزیزم
منم گفتم در بیار کیرتو ساک بزنم
کیرشو کشید بیرون کاندومو در اوردم و شروع کردم ساک زدن سریع میگفت تورو خدا سریع ساک بزن آبم بپاشه
منم ساک میزدم در حالش زبونمم تکون میدادم دور سر کیرش حرفه ایا میدونن چی میگم که گفت داره میاد دستمم گذاشتم دورش هم سرشو تند میخوردم هم جق میزدم براش یه دستمم. و کیرم بود داشتم برای خودمم جق میزدم که داد زد اومد آبش ریخت یکم رو زبونم یکم رو دستم یکمم رو شکمش و اب خودمم با آب اون اومد و یکم بغلش خوابیدم کیرش هنوز دستن بود که اروم کیرش خواب کیر منم خوابید اون دراز کشید من رفتم دوش گرفتن و خداحافظی کردم و
شب پیام داد پردتو زدم دیگه میتونیم هر شب سکس کنیم
درد نداشتم اصلا تا ۳/۴روز
ولی بعد ۳/۴روز یکم درد میکرد و فرداش دوباره خوب شد

امیدوارم خوشتون اومده باشه عین حقیقت بود و بازم کار جدیدی کردم میگم بهتون

نوشته: Suckincr

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • minimoz
      سکس در آشپزخونه . تایم: 02:20 - حجم: 27 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • minimoz
      جفت سوراخا رو میلیسه در ادامه داگی میکنه تو کوسش . تایم: 00:37 - حجم: 7 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • minimoz
      بدن نمایی نسیم حشری اول انگشتشو ساک میزنه بعد ممه هاشو نشون میده و بعد کصشو میماله . تایم: 01:03 - حجم: 13 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • minimoz
      گاییدن راضیه   سلام اسم من شهرامه ۲۹ سالمه خاطره ای ک اینجا مینویسم برمیگرده به ۲ سال پیش و یکی از لذت بخش ترین خاطرات عمرمه. ما تهرانپارس میشینیم و من توی سوپرمارکت بابام کار میکنم. بابام چند سال پیش یه واحد آپارتمان توی اسلامشهر خریده بود و اونو کرایه میدادیم من مدتی بود کات کرده بودم و توی اون مدت بدجوری حشری بودم و مستاجر بابام اینا چشمو گرفته بود،اینا شهرستانی بودن،یه خونواده ۴ نفره که البته شوهره ۶ ماه بعد از اینکه مستاجر ما شد افتاد زندان. اسم زنش راضیه بود ۳۳ سالش بود. یه زن جا افتاده و تو پر نه چاق با پوست نسبتا سفید و بدن واقعا سکسی راضیه یه دختر و یه پسر داشت ک هردو مدرسه میرفتن. بعد از اینکه شوهرش افتاد زندان اینا اوضاعشون بد شد و یه ماه درمیون کرایه میدادن کس و کار درست حسابی هم نداشت که کمکشون کنن. یه سال سکونتشون که تموم شد نمیتونستن تمدید کنن و دو سه ماهم اجاره نداده بودن توی این گیرو دار من فکرای ناجوری به سرم زده بود و شماره راضیه رو که بابام تو گوشیش مستاجر سیو کرده بود برداشتم و یه شب بهش پیام دادم. من:سلام راضیه:سلام شما؟ من:شهرام هستم پسر صاحب خونتون راضیه:بفرمایید من:میتونید تمدید کنید یا میخاید برید؟ راضیه: اقا شهرام تورو خدا با پدرتون صحبت کنید بزاره با همون رهن بمونیم وضعیتمون خیلی سخت شده من:فک نکنم بابام قبول کنه با همون مبلغ بمونید بعدشم شما تو همونشم موندید،فکر یه جا دیگه باشید راضیه:تورو خدا یه کاری بکنید نمیتونم خونه بگیرم جبران میکنم براتون اونجا بود که مطمئن شدم میشه نرمش کرد گفتم میشه ببینمتون صحبت کنیم؟ گفت:چرا حضوری؟ گفتم اونجوری بهتره اگه مشکلی ندارید بیام دنبالتون شاید بشه کاریش کرد گفت:تا ظهر توی خیاطی کار میکنم گفتم:خودم میام دنبالتون فردا گفت: باشه روز بعدش تا ساعتای ۱و۲ مغازه بودمو بعدش رفتم خونه، یه دوش گرفتم حسابی به خودم رسیدم و رفتم اسلامشهر. بهش این دفعه زنگ زدم آدرس خیاطی رو گرفتم رفتم دم در منتظر شدم بیاد،بعد از نیم ساعت دیدم داره میاد با همکاراش خدافظی کرد ی دستی تکون دادم متوجه من شد اومد سمتم گفتم سوار شید. سوار ماشین ک شد سعی کردم برعکس تلفنی خودمونی تر صحبت کنم،گفتم خسته نباشی گفت:خیلی ممنون کارتون چی بود که باید حضوری می گفتید؟ راه افتادم و بحثو باز کردم من:ببینید راضیه خانوم اوضاع شما جوری نیس که خونه بگیرید از طرفی رهن و اجاره هم مثل پارسال نیست راضیه :سرشو پایین انداخت گف میدونم حالا شما گفتید میخواید به نتیجه برسیم چطوری میخواد کمک کنید؟ استرس داشتم اما بدجوری راست کرده بودم گفتم:میتونم کمکت کنم امسالم خونه‌رو بگیری اما شرط داره،سرخ شده بود و با صدای بریده گفت:متوجه نمیشم چ شرطی؟ گفتم:با من باشی گفت خجالت بکش یعنی چی من شوهر دارم بزن کنار زود باش گفتم:شلوغش نکن شوهرت نیست توام نیاز داری بعدشم میتونم کمکت کنم هم خونه رو بگیری هم تا جایی بتونم نمیزارم تو خرجات بمونی اما با اصرار خیلی زیادی ک کرد نگه داشتم وقتی پیاده شد خیلی ترسیدم که مبادا ب بابام بگه اعصابمم خورد بود رفتم خونه شام خوردم رفتم اتاقم دراز کشیدم و راستش بیخیال شده بود ک ی پیام اومد خدایا چی میدیدم:راضیه بود راضیه:فقط ی بار میتونی باهام باشی بعدش دیگ تمومه خر کیف کرده بودم ،بیچاره فکراشو کرده بود گفتم:باشه،کجا گفت فردا صبح سرکار نمیرم بچه ها رفتن مدرسه بیا، تو کونم عروسی شد گفتم:باشه عشقم، اما دیگه جوابی نداد اون شب تا صب از هیجان به زور ۳یا۴ ساعت به زور خوابیدم کص ندیده نبودم اما میلف شوهر دار یه چیز دیگه بود لامصب صبحش به بهونه مریضی با بابام نرفتم مغازه وقتی اون رفت به مادرم گفتم من میرم درمانگاه آماده شدم رفتم سمت راضیه توی مسیر هزارتا فکر میاد تو سرم اما باید این ماده اسب رو میکردم رسیدم دم در خونه زنگ آیفون رو زدم، در رو باز کرد رفتم بالا قبل اینکه در واحد رو بزنم خودش باز کرده بود رفتم داخل سلام کردم به خودش نرسیده بود اما بازم خوشگل بود با این کارش میخواست بفهمونه بهم ک راضی نیست درو بستم رفتم طرفش،سرش پایین بود دستمو بردم زیر چونش که تو چشام نگاه کنه لبامو گذاشتم رو لبای قلوه ایش کل وجودم گر گرفت دستامو حلقه کردم دور کمرش باسنشو چنگ میزدم خوابوندمش رو‌ زمین همینطوری که لباشو میخوردم دستمو کردم توی شلوارش کصشو بمالم که دیدم بعله خیس کرده بود کصش و قشنگ آب انداخته بود، اونم ی سالی بود سکس نکرده بود و‌بعدا فهمیدم دل خوشی از شوهرش نداره با اینکه کصش پره اب شده بود باز خجالت میکشید و سعی میکرد خودشو کنترل کنه. شلوار و شرتشو باهم کشیدم پایین میخواستم هر طور شده از خود بیخودش کنم وای چی میدیدم یه کس تپل و خیس ک دوسه روز بود شیو شده زبونمو پهن کردم کشیدم رو کصش چند تا لیس زدم خانوم کم کم صداش دراومد چوچولش رو لیس میزدم تند تند ک یهو لرزید و ارضا شد. آب شرشر میومد از کصش تیشرتشو در آوردم و خودمم لخت شدم گفتم حالا نوبت منه کیرم سنگ شده بود،راضیه با نگاهش ازم میخواست بکنمش منم یکم مالیدم ب کصش ک خیس بود و آروم دادم داخل که یه آییی گفت تا ته کردم تو کصش پاهاشو انداختم رو شونم شروع کردم تلمبه زدن سینه هاشو میمالیدم محکم تلمبه میزدم راضیه آه میکشید منو به خودش فشار میداد دیگ داشت با دلو جونش کص میداد بعد از حدود یه ربع کردنش بهش گفتم داره میاد گفتم بریزم داخل سر تکون داد با فشار ارضا شدم همونجوری روش خوابیده بودم کیرم داشت تو کصش نبض میزد بوسیدمش و این شروع رابطه ای بود ک فکر نمیکردم ادامه دار بشه...... نوشته: شهرام
    • minimoz
      زن متاهل   سلام خدمت تمامی دوستان داستان کاملا واقعی هست فقط اسامی تغییر کرده بریم سر اصل مطلب اسمم امیر علی هست ۳۲ سالمه بچه کوچیک خونه ام مابقی خواهر برادرام ازدواج کردن بعد از فوت پدرم تصمیم گرفتیم بریم یه خونه نزدیک خونه خواهر برادرام بگیریم که مامانم با نوه هاش سرگرم بشه همینجور هم شد یه خونه گرفتیم توی یکی از شهرک ها وسایل از خانه قبلی آوردیم قرار شد یه دستی به سر گوش خونه بکشیم اجاره بدیم محله جدید کسی نمی شناختم یک شب برنامه نزدیکا نصب کردم چند روزی توی برنامه شب ها چت میکردم تا یه شب یه خانم ۳۴ ساله که از پروفایلش زده بود درخواست قبول کرد شروع به صحبت کردیم که ما تازه اومدیم اینجا کسی نمی‌شناسیم بین چت ها گفت میشه ببینمت منم چندتا عکس از خودم فرستادم که شماره اش بهم داد بعدها گفت میخواستم اول بدونم آشنا نباشی چون متاهل هستم اصالتا کرمانی بود زمانی ۲۵ سالش بود زن دوم یه مرد ۵۰ ساله میشه و یه بچه ۵ ساله هم ازش داشت کم کم درد دلهاش شروع شد من توی بندر غریب ام شوهرم همش سرکار هست بیشتر هم با نوه هاش از بچه های زن اولش وقت میزاره چند روزی بهمین منوال گذشت تا با اصرار من قرار شد همدیگرو ببینیم قرار شد شوهرش بره تهران ماموریت بچه اش بزار مهد برم دنبالش دل تو دلم نبود و از طرفی هم میگفتم رابطه با زن متاهل خوب نیست ولی هر جور بود آماده شدم قبلش رفتم حموم درست حسابی به خودم رسیدم یه قرص هم خوردم ساعت ۹ صبح رفتم دنبالش یک ساعتی دور زدیم اطراف ساحل آروم دستم روی رونش بود گفتم مریم خانم شما متاهل هستین بیرون کسی مارو باهم ببینه بد میشه اشکال نداره بریم خونه ما اول مخالفت کرد بعد که فهمید خونه کسی نیست تازه کاغذ دیواری زده بودیم و کف خانه موکت کرده بودیم قبول کرد بریم قرار بر این بود که فقط صحبت کنیم دفعه اول بیشتر باهم آشنا بشیم رسیدم دم خونه سری پریدم درب ماشین رو باز کردم با ماشین رفتم داخل در سالن هم باز کردم مریم اومد داخل اول اتاق هارو نگاه کرد مطمئن شد کسی نیست یه گوشه نشست من از قبل پتو برده بودم با دوستام میرفتیم مشروب میخوردیم از کمد دیواری در آوردم انداخت گفتم بیا اینجا بشین یکدفعه سری بلند شد که بره دستش گرفتم درب سالن قفل کردم ترسید بدجور دیدم با حالت التماس توروخدا بریم تو قول دادی فقط حرف بزنیم دستش گرفتم گفتم بشین الانم فقط داریم حرف می‌زنیم چند دقیقه ای گذشت آروم شد ولی متوجه سفت شدن کیرم شد نگاهش همش دوخت بود به کیرم آروم دستم بردم دور گردنش روسری از سرش در آوردم گردنش بوسیدم دیدم خیلی همراهی نمیکنه منم دیگه عقلم دست کیرم بود چند ماهی بود با دوست دخترم کات کرده بودم سکس نداشتم افتادم روش شروع به خوردن لبهاش کردم مریم هم تقلا میکرد از روش بلند بشم ولی فایده نداشت ته دلم میدونستم دلش میخواد ولی نه قرار اولمون حین تقلا کردن دکمه های مانتوش باز کردم خودم هم تی شرت شلوارم در آوردم مریم هم وا داد دستش گذاشت جلو صورتش شروع به گریه کردن کرد دیگه متوجه هیچ نبودم شلوارش و تاپ سوتین همچیز جز شرتش در آوردم اینقدر سفید بود از گردنش شروع به خوردن کردم آروم از روی شرت کصش گاز میگرفتم شرتشو در آوردم پاهاش باز کردم مریم تکون نمی‌خورد آروم کصش بوسیدم وای چه بوی خوشی میداد زبون میزدم اینقدر کصش ناز بود متوجه نشدم چقدر طول کشید کصش میخوردم یک لحظه دیدم مریم موهام گرفت سرم بین پاهاش محکم فشار داد یه لرزشی کرد پاهاش شل شد شرتم بیرون آوردم گرفتمش تو بغل گفتم ببخش نتونستم خودمو کنترل کنم مریم نگاه توی چشم هام کرد یه چک آروم زد بهم و شروع به لب گرفتن کرد ازم حس جالبی بودی دستش روی سینه ام بو با موهای سینه ام بازی میکرد آروم به دستم سرش فشار دادم پایین متوجه شد اول یه زبون نوک سینه هام زد کیرم گرفت تو دستش یکم بالا پایین کرد شروع به خوردن کرد چنان با ناز و عشوه می‌خورد که بیشتر منو حشری میکرد آروم بلند شد کصش آورد روی صورتم و خودش شروع به خوردن کیرم و تخمام میکرد دهنش اینقدر کوچولو ناز بود نصف کیرم میرفت تو دهنش آروم زبونش از سر کیرم می‌کشید تا زیر تخمام منم دو طرف باسنش گرفته بودم شروع به خوردن کصش میکردم زبونم فرو میکردم دیگه رسما ناله هاش بلند شده بود برای بار دوم کصش گذاشت رو صورتم با یه فشار ارضا شد اومد سرش گذاشت رو دستم یه پاش هم روی پام آروم با دستش کیرم بازی میکرد یکم که حالش جا اومد شروع به لب گرفتن ازش کردم پاهاش باز کردم خودش گذاشت رو شونه هام با دستش کیرم گرفت تنظیم کرد سر کیرم رفت داخل کصش اینقدر تنگ بود یک لحظه فکر کردم تو کونش رفت پاهاش اورد پایین گفت حامد کیرت بزرگه اذیت میشم خواهشا یواش بکن من سزارین کردم دردم میات واقعا کصش خیلی تنگ بود هنوز یادش میفتم کسی به تنگی کس مریم نکردم کصش خیس خیس بود دوباره سر کیرم گرفت آروم کلاهک کیرم رفت اینقدر آروم آروم فرستادم تا کیرم جا کرد تو کصش با ریتم ملایم جلو عقب میکردم مریم دستام گرفت بلند شد همینجور که کیرم تو کصش بود نشست رو پاهام دستش حلقه زد دور گردنم شروع به جلو عقب کردن میکرد خودش منم دستم دور کمرش محکم گرفته بودمش آروم هلم داد خودش نشست روی کیرم دیگه دردش به لذت تبدیل شده بود کیرم کامل تو کصش بود تا آخر تو کصش میزاشت بای کصش می‌کشید بای کیرم دیگه متوجه نشدم مریم رو خوابوندم گفتم داگی شو مریم سرش گذاشت رو زمین دستهاش باز کرد تا جای که میتونست قبل کرد دو طرف پهلو هاش گرفتم به تمام سرعت تو کصش تلمبه میزدم مریم با حرف هاش بیشتر حشریم میکرد اخخخخ بکن جرم بده امیر بگو کصم دوست داری اخح جنده اتم حسابی جرم بده کیرم میخوام خیس عرق شده بودم مریم هم چند بار ارضا شده بود کامل خوابیدم روش تلمبه میزدم کم کم داشت آبم میومد مریم کجا بریم امیر جنده خودتم کجا دوست داری هرجا دوست داری بریز آخ جرم بده کیرم کشیدم بیرون سینه های نازش گفتم جفت کن گذاشتم بین سینه هاش چندتا جلو عقب کردم هر بار به لبهاش می‌خورد کیرم با فشار آبم روی لبها صورتش ریخت با دستمال پاک کردم صورتش مریم سری سر کیرم گرفت شروع به مکیدن کرد تا قطره آخر شیره بدنم کشید بی حال افتادیم یک ساعتی تو بغل هم دیگه مریم که اول ناراحت بود کلی تشکر کرد گفت دوست داشتم سکس کنیم نه بی مقدمه و یهویی ولی بعد از چندین ماه درست حسابی ارضا شدم دیگه جنده خودتم این کس فقط کیر تورو دیگه میخواد بلند شدیم لباس هامون پوشیدم مریم رسوندم جلو مهد دوستان ببخشید طولانی شد شروع سکس هام با مریم بود اگر دوستان تمایل داشتن از سکس های بعدی که با مریم و دختر خاله اش که از کرمان اومده بود اشتراک بزارم نوشته: امیر
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18