رفتن به مطلب

داستان سکسی تریسام با زنم


mohsen

ارسال‌های توصیه شده


آماده کردن زنم مارال برای تریسام
 

قسمت سکسی داستان نصفه پایینه، اگه از توضیحات اضافه خوشتون نمیاد برین از قسمتی که با *** جدا کردم بخونین.
برای آخر هفته برنامه ساری ریختیم. من یکم کار اداری هم داشتم گفتم یک تیر و دو نشون میشه دیگه. هم کارمو میکنم هم یه کیر برا مارال پیدا میکنم و دوتایی یه حال اساسی بهش میدیم. تو این فاصله سکس از کون و بیشتر کرده بودم که اگه کیر طرف بزرگتر بود خیلی اذیت نشه و همش لذت باشه براش. صبح حدودا ساعت ده رسیدیم ساری. رفتیم با ماشین دور میدون هایی که کارگرا وامیستن دور زدیم ماشینمون میشه گفت خوبه برا همین همه میومدن دورمون میکردن که برا کار ببریمشون. خیلی شلوغ نبود ولی چون همه هجوم میا وردن یکم کار و سخت میکرد. مجبور شدیم از دورتر بریم ببینیمشون. اکثرا همه حدودا ۵۰ سال و خیلی شکسته و داغون بودن بندگان خدا. یکم عقب تر یه پسر حدودا قد بلند و تا حدودی هم چهار شونه با موهای فر و پوست سبزه بود. از بقیشون بهتر بود واقعا. ولی خیلی مشتاق کار نبود و دور وامیستاد. مارال همونو انتخاب کرد. گفت از بقیه بهتره. هم سن هم تیپ و قیافش. ماشین و پارک کردم پیاده رفتم سمتش گفتم آقا من برا چند روز ویلا گرفتم قراره شب تحویل بدن. یک سری وسیله مربوط به کارم اوردم باید یه کارگر بگیرم که جابجا کنه. ولی الان نه واسه ساعتای ۸ شب میخوام. اوکی داد و هزینه رو طی کردیم ولی بهش پولی ندادم. شمارشو گرفتم و از اونجایی که نمیخواستم شمارمونو داشته باشه برای ساعت ۷ دور همون میدون قرار گذاشتیم که ورش دارم. برگشتم تو ماشین و به مارال گفتم طرفش اوکی شد دیگه. حالا باید ببینیم اهلش هست یا نه. تا شب باید صبر میکردیم دیگه. چاره ای نبود. رفتیم ویلارو که اینترنتی رزرو کرده بودیم تحویل گرفتیم. خیلی دور از شهر نگرفتیم سمت جاده کیاسر گرفتیم که خیلی دور نباشه و دورشم شلوغ نباشه. یه ویلا استخردار و دوبلکس خیلی خوب بود با ویوو جنگل. پاییز بود و هوا هم خیلی عالی. رفتیم ویلا و مارال دو سه دست لباس سکسی به انتخاب من برداشته بود.وسایل رو باز کردیم و ناهار خوردیم و یکم دیگه حرف زدیم و ازش اوکی نهایی رو هم گرفتم. قرار شد یه رمز بگذاریم که اونو بگه دیگه سکس و تموم کنیم و ادامه ندیم اگه اذیت شدیم هر کدوممون. رمزمون بود اوو مای گاد. چون هیچ وقت حالت عادی تو سکس استفادش نمی کردیم. قرار شد من برم دنبال پسره، تو راه داستانو براش بگم. از اونجایی هم که اماده برای سکس نبوده ویلا بره دوش بگیره و مارالم باهاش بره که هم استرسشون کم بشه هم براش شیو کنه، هیچی بدتر از سکس کثیف نیست واقعا. و تو حموم براش یبار با ساک زدن آبشو بیاره که کمر دومش طولانی تر باشه. و اینم توافق کردیم که آب من دیرتر از اون بیاد. چون اگه زودتر میومد میدونستم میرینم تو برنامه و حال سه تامون گرفته میشه. تو اون فاصله هم مارال چند بار خودشو خالی کرد و تمیز کرد سوراخشو و براش بات پلاگ گذاشتم که سوراخش آماده باشه و درد نکشه. مشروبم با خودم اورده بودم. بساطمونو چیدیم و مارال تو ویلا موند و من رفتم.
رسیدم سر قرار پسره بود سوارش کردم و راه افتادیم خیلی سریع شروع کردم که اگه قرار نیست پایه باشه دیگه نبرمش پیش مارال. گفتم ببین پسر من حتی اسمتم نمیخوام بدونم. تورو وفا صدا میکنیم. من با دوس دخترم از یه شهر دیگه اومدیم. میخوایم به خواسته دوست دخترم سکس سه نفره انجام بدیم. صبح که اومدم قبلش تو رو دیده بود و خودش انتخابت کرده. میریم ویلا مشروب میخوریم سکس میکنیم پولتو میگیری و خودت برمیگردی. به همین سادگی. اگه هم نمیخوای که الان بگو که هر سه تامون الاف نشیم. یکم گیج شده بود، ولی خب طوری هم نبود قیافش که فک کنه میخوایم ببریم بلایی سرش بیاریم و‌بترسه. چندتا سوال پرسید و جواب دادم و گفت امادگیشو نداره و‌تمیز نیست و این حرفا. بچه بی راهی نبود خدایی. گفتم الان فقط باید قطعی بگی. برسیم اونجا دیگه باید شروع کنیم. بهشم یکم از برنامه گفتم. که باید بره اول حموم مارالم باهاش میاد و بقیه ماجرا که میگم به موقش. قبول کرد به مارال ز زدم گفتم ده دقیقه دیگه میرسیم. یه حال عجیبی داشتم، یکم هیجان، یکم استرس، یکم ترس و یکم ناراحتی. همه اینا با هم بود ولی شهوتم از همشون بیشتر بود و غلبه میکرد به بقیه حسام. نزدیک شدم.در و زدیم‌و‌رفتیم‌تو. پیاده شدیم و من جلو وفا هم پشت سرم اومد تو.

مارال تو خونه همه جا شمع روشن کرده بود، عود دود کرده بود و منتظر ما بود. یکی دو‌ پیکم ‌قبل‌ما زده بود که گرم بشه و خجالت و استرسش بریزه.
یه دامن کوتاه پوشیده بود با یه صندل پاشنه بلند و یه تاپ چسب بدون سوتین و البته شرت. موهاشم دم اسبی بسته بود. با یه آرایش خیلی لایت و خواستنی. وفا استرس تمام وجودشو گرفته بود میخواست طبیعی رفتار کنه ولی سوتی خیلی میداد. مارال اومد جلو و دست داد و‌بغل کرد با دوتامون. من معرفی کردم گفتم دوست دخترم مارال که گفته بودم و به مارالم گفتم اینم وفاس که البته خودت انتخابش کرده بودی. تعارفش کردیم نشست رو مبل و مارال براش موهیتو درست کرد و یه لیوانشو سر کشید و من گفتم وفا جان حموم اون طرفه و مارال و گفتم راهنماییش کنه. مارال بلند شد جلو. رفت و در و براش باز کرد ولی خودش تو نرفت. وفا رفت تو و در و بست. گفتم در باز باشه لطفا. مارال در و‌باز کرد و اومد ‌پیش من. گفت علی چرا اسممو واقعی گفتی؟ گفتم چون هر اسمیو فک‌میکنه اسمته به جز اسم واقعیت که گفتم. خودمم واقعی علی معرفی کردم. گفتم لباساتو درار. دو تا حوله و‌ژیلت بردا رو برو‌تو. حوله دورت باشه برو‌تو تا خودش لخت کنه. درم نبندی که من بیام ببینم. تا موقع مارال آماده بشه من رفتم تو تراس نشستم و یه سیگار کشیدم. برگشتم داخل رفتم سمت حموم دیدم مارال جلو وفا نشسته و داره شیوش میکنه. وفا هم دستشو به کمر و اون یکی دستشم به شونه مارال زده و داره نگاش میکنه. منو ندید ابو گرفت رو کیرشو شستش و دیدم صدا آب قطع شد رفتم دوباره دم در دیدم کیرشو که حدودا اندازه کیر من شاید یکم کلفتر بود و گرفته رو به بالا داره تخماشو لیس میزنه وفا هم چشاشو بسته بود و دستش رو سر مارال بود. شروع کرد به لیس زدن از پایین و بوس از سر کیرشو اروم کرد تو دهنش. وفا یه آهی کشید و مارال شروع کرد سرعت دادن به کارش. حوله رو از دور مارال باز کرد و سینه هاشو دو دستی چسبید و چنگ میزد. مارال آه و ناله میکرد و با سرعت میخورد براش. خیلی طول نکشید که وفا کیرشو گرفت و خواست بریزه تو دهن مارال که مارال گفت نه الان نمیخوامش. کمکش کرد و رو زمین ابشو ریخت. مارال دو زانو که رو زمین بود برق بات پلاگش چشمو گرفته بود. دوباره شست کیرشو و بلند شد یه لب کوچیک گرفتنو مارال لخت اومد بیرون. یه چشمک بهم زد و رفت تو اتاق. وفا هم با حوله دورش اومد بیرون. صورتش سرخ شده بود و نفس نفس میزد. من و وفا رفتم رو مبل و دوباره شروع کردیم به مشروب خوردن. باید یکم میگذشت که بتونه دوباره راس کنه مارالم برگشت با یه شلوارک کوتاه و یه نیم‌تنه کوتاه. نشست و من پرسیدم وفا چطوره مارال؟ گفت چی بگم والا این چیزا معمولا گیر ما نمیاد. گفتم یه جا کار خوبی کردی که امشب اینجایی. خندید و گفت بدونم چیکار کردم ازین به بعد بیشتر تکرارش کنم. سه تامون خندیدیم. مارال و گفتم بیاد وسط ما دوتا بشینه که وفا زودتر حشری بشه و راست کنه. الان هممون منتظر راست شدن کیرش بودیم تا شروع کنیم😅 مارال خیلی مست قشنگی شده بود چشاش شهلا بود و گونه هاش قرمز. خیلی خواستنی تر شده بود. من بلند شدم.رفتم لباس عوض کردم و یه شلوارک بدون شرت پوشیدم و اومدم برقا رو کمتر کردم و نشستم کنار مارال به خاطر نور شمع خیلی تاریک نبود. دستمو بردم دور گردنش و سرشو کشیدم سمت خودم. لبامو تو لباش قفل کردم و با ولع لبا همو میخوردیم. وفا هنوز یخش باز نشده بود. مارال دستشو برد زیر حوله و کیر وفا رو گرفت. یکم بازی بازی کرد کمکم داشت بزرگ میشد بلند شدم و شلوارکمو کشیدم پایین و جلو مارال واستادم. مارالم جابجا کرد خودشو و کیرمو گرفت و با نهایت لوندی و ظرافت میخورد. دست وفا رو هم گرفتم بلندش کردم حوله افتاد از دورش اومد کنار من واستاد دو تا کیرمون جلو دهن مارال بود. یکی و میخورد با یک دیگه جق میزد دوتامون دیگه بزرگ شده بود کیرامن. نشستم رو مبل و مارال و کشیدم سمت خودم. کیرمو به دهن کشید و به وفا گفتم کس مارال و بخور. نیم تنشو من در آوردم شلوارکشو وفا کشید پایین. اینم بگم گفته بودم هر کسی میخوای باشی باش. امشب ما باید از وجودت لذت ببریم و سر خود حق هیچ کاری بکنی نداری. مارال کیرم دهنش بود داشت میخورد که وفا رفت پشتش پاهاشو باز کرد و از پشت شروع کرد به زبون زدن. مارال نفساش بلند شد و کیرمو ناخودآگاه دندون میزد. به وفا گفتم اینقدر باید بخوری که یبار همینطوری بیاد و حسابی خیس بشه کسش. کمتر از پنج دقیقه نشده بود که مارال حسابی لرزید و اولین ارگاسمش اومد. بلند شدم و جامو با وفا عوض کردم. وفا نشست رو مبل و مارال بی معطلی کیرشو شروع کرد به ساک زدن. منم رفتم پشتش کیرمو چند بار کشیدم رو چاک کسش و گفتم مارالی جونم چی میخوای؟ کیر وفا رو در اورد گفت کیر میخوام. گفتم چندتا؟ گفت دو تا گفتم چیکارت کنیم؟ گفت یکی بکن تو کسم یکی بزاره دهنم. گفتم ای به چشم. كيرمو سر دادم تو تا ته یجا رفت انقد که خیس بود لعنتی. یه آه بلند کشید و همزمان که کیر میخورد خودشم همکاری میکرد که بهتر گاییده بشه. خیلی کسش داغ شده بود. اولین بار بود انقدر داغ حسش میکردم. یه چند دقیقه ای تلمبه زدم و یهو کامل کشیدم بیرون. بات پلاگم هنوز تو بود و کسش تنگ تر شده بود. دستشو گرفتم و بلندش کردم نشوندمش رو شکم وفا. گفتم مارال وقت سواری گرفتنه. خودش کیر وفا رو گرفت و اروم فرو کرد تو کسش. من شوشو از پشت گرفتم و بیشتر به پایین هلش دادم. کامل رفت تو وفا خیلی کم حرف میزد. دوست داشتم بیشتر حرف بزنه. گفتم وفا چیکار میکنی؟ گفت دارم کس یه فرشته رو میکنم. گفتم تو که نمیکنی فرشته داره خودش میده. مارال سرعتش بیشتر شده بود. کیرمو تف زدم مارال و نگه داشتم و کیرمو از کنار کیر وفا خیلی آهسته و یواش کمکم کردم تو کس مارال. خیلی خیلی تنگ شده بود کسش. دوتا کیر توش بود و بات پلاگم تو کونش. واقعا داشت جر میخورد. نزدیک عربده بود دیگه نفس کشیدنش. افتادم روش بیشتر فشارش دادم سمت وفا. دستاشو تو دست وفا حلقه کرده بود و همزمان داشتیم تلمبه میزدیم که البته من به خاطر پوزیشنی که داشتم سریعتر تلمبه میزدم. خیلی داغ و تنگ و سکسی شده بود. برا بار دوم ارگاسم شد، ترسیدم از وفا زودتر ارضا بشم کشیدم بیرون و بلند شدم نشستم رو مبل. یه سیگار برا خودم روشن کردم یه سیگار برا مارال. مارال عاشق سیگار وسط سکسه،وفا حالا شروع کرده بود به تلمبه زدن. تلمبه های محکمی میزد و صدا کل فضا رو پر کرده بود. چنگ مینداخت به کون مارال و بالا پایینش میکرد. سیگارم تموم شد گفتم وفا پاشو مارال و سرپا بگیر بغلت و پاهاشو بده بالا و بکن تو کسش. تا خواست پوزیشنی که گفتم و بگیره من بات پلاگو در آوردم و یکی دوبار فرو کردم و دوباره در اوردم که حسابی باز باشه. بلند شد مارال مثل پر کاه رفت تو بغل وفا و سرپا کیرشو گذاشت تو کس مارال. منم از پشت رفتم کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش و فرو کردم تو. شروع کرد به ناله کردن که وفا لباشو گذاشت رو لبای مارال و لب بازیشون شروع شد. خیلی حالت خوبی برای من نبود اون پوزیشن برا همین زود گفتم بس کنین و من نشستم رو مبل و مارال و گرفتم تو بغلم و کیرمو فرستادم تو کس داغ و خیسش. وفارو هم گفتم با تمام قدرت تو کون دوست دخترم تلمبه بزنه. وزن دوتاشون افتاده بود روم و من نمیتونستم خوب تلمبه بزنم ولی وفا انقدر قوی تلمبه میزد که کیر منم تو کس زنم خیلی جابجا میشد. سومین بار هم ارگاسم شد مارال. لبای مارالو گرفتم و خوردم. گفتم مارال من داره چیکار میکنه؟ گفت دارم کس و کون میدم. دارم گاییده میشم. خیلی دوست دارم. گفتم آره جنده ها معمولا دو تا کیر دوست دارن. خیلی آبم نزدیک شده بود. برا همین گفتم وفا بلند بشه. بلند شد گفتم بریم تو اتاق خواب. مارال شخصیتش عجیب شده بود. کیر دوتامونو گرفت و جلو رفت و من و وفا هم پشت سرش رفتیم تا اتاق. قبل تخت چرخید زانو زد و شروع کرد به خوردن کیرامون بعد وفا رفت دراز کشید مارال رفت وسط پاهاش براش ساک‌میزد. خودشو قمبل کرد برام. منم کیرمو چند بار کشیدم رو کسشو خیس کردم و فرو کردم تو کونش. خیلی تند تلمبه میزدم. خیلی صحنه سکسی بود. میدیدم مارال داره جلو من کیر میخوره و منم دارم از کون میکنمش. وفا گفت دارم میام. منم سرعتمو بیشتر کردم و یه چند تایی تلمبه تا خایه زدم و سریع مارال بلند شد اومد رو زمین وفا و منم بلند شدیم اومدیم بالا سرش شروع به جق زدن. گفتم تخما وفا رو بخوره که زودتر بیاد آبش. وفا داشت خیلی سریع جق میزد و مارالم تخماشو میخورد. یهو وفا گفت اومدم چکا کنم؟ من سر مارال و گرفتم و بردم جلو کیر وفا دهنشو باز کرد و کیر وفارو برد تو دهنش و خودش شروع کرد جق زدن. وفا داشت نعره میکشید و تو دهن زن من ارضا میشد. خیلی ارضا شدنش طولانی بود و تو تمام این مدت کیرش تو دهن مارال بود. مارال جنده من حتی یه قطرشو هم هدر نداد و همشو تو دهنش نگه داشت و به من نگاه کرد و لبشو دور دهنش کشید و قورت داد. دیدن این صحنه در لحظه من و به حد انفجار رسوند و منم سرشو کشیدم سمت خودم و تو دهنش ارضا شدم. خیلی شدید و زیاد. آب منم خورد و پرت کرد خودشو رو تخت. گفتم وفا برو بیرون از اتاق تا ما بیایم.
بغلش کردم و گفتم مارالم خوب بود دوس داشتی؟ پشیمون نیستی؟ گفت عالی بود. ولی میترسم رو زندگیمون تاثیر بذاره. گفتم حلش میکنیم. قدرت دوست داشتن زیاده. مهم‌اینه مارال جنده من سیر کیر شده باشه. محکم بغلم کرد و گفت دوست دارم❤️
اگه نظرات رو مخ نبودن ادامه این سفر رو هم میگم. اگه توهین آمیز بود که شمارو به خیر و مارا به سلامت😉

نوشته: ساسی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18