mohsen ارسال شده در 10 آبان اشتراک گذاری ارسال شده در 10 آبان آماده کردن زنم مارال برای تریسام قسمت سکسی داستان نصفه پایینه، اگه از توضیحات اضافه خوشتون نمیاد برین از قسمتی که با *** جدا کردم بخونین. برای آخر هفته برنامه ساری ریختیم. من یکم کار اداری هم داشتم گفتم یک تیر و دو نشون میشه دیگه. هم کارمو میکنم هم یه کیر برا مارال پیدا میکنم و دوتایی یه حال اساسی بهش میدیم. تو این فاصله سکس از کون و بیشتر کرده بودم که اگه کیر طرف بزرگتر بود خیلی اذیت نشه و همش لذت باشه براش. صبح حدودا ساعت ده رسیدیم ساری. رفتیم با ماشین دور میدون هایی که کارگرا وامیستن دور زدیم ماشینمون میشه گفت خوبه برا همین همه میومدن دورمون میکردن که برا کار ببریمشون. خیلی شلوغ نبود ولی چون همه هجوم میا وردن یکم کار و سخت میکرد. مجبور شدیم از دورتر بریم ببینیمشون. اکثرا همه حدودا ۵۰ سال و خیلی شکسته و داغون بودن بندگان خدا. یکم عقب تر یه پسر حدودا قد بلند و تا حدودی هم چهار شونه با موهای فر و پوست سبزه بود. از بقیشون بهتر بود واقعا. ولی خیلی مشتاق کار نبود و دور وامیستاد. مارال همونو انتخاب کرد. گفت از بقیه بهتره. هم سن هم تیپ و قیافش. ماشین و پارک کردم پیاده رفتم سمتش گفتم آقا من برا چند روز ویلا گرفتم قراره شب تحویل بدن. یک سری وسیله مربوط به کارم اوردم باید یه کارگر بگیرم که جابجا کنه. ولی الان نه واسه ساعتای ۸ شب میخوام. اوکی داد و هزینه رو طی کردیم ولی بهش پولی ندادم. شمارشو گرفتم و از اونجایی که نمیخواستم شمارمونو داشته باشه برای ساعت ۷ دور همون میدون قرار گذاشتیم که ورش دارم. برگشتم تو ماشین و به مارال گفتم طرفش اوکی شد دیگه. حالا باید ببینیم اهلش هست یا نه. تا شب باید صبر میکردیم دیگه. چاره ای نبود. رفتیم ویلارو که اینترنتی رزرو کرده بودیم تحویل گرفتیم. خیلی دور از شهر نگرفتیم سمت جاده کیاسر گرفتیم که خیلی دور نباشه و دورشم شلوغ نباشه. یه ویلا استخردار و دوبلکس خیلی خوب بود با ویوو جنگل. پاییز بود و هوا هم خیلی عالی. رفتیم ویلا و مارال دو سه دست لباس سکسی به انتخاب من برداشته بود.وسایل رو باز کردیم و ناهار خوردیم و یکم دیگه حرف زدیم و ازش اوکی نهایی رو هم گرفتم. قرار شد یه رمز بگذاریم که اونو بگه دیگه سکس و تموم کنیم و ادامه ندیم اگه اذیت شدیم هر کدوممون. رمزمون بود اوو مای گاد. چون هیچ وقت حالت عادی تو سکس استفادش نمی کردیم. قرار شد من برم دنبال پسره، تو راه داستانو براش بگم. از اونجایی هم که اماده برای سکس نبوده ویلا بره دوش بگیره و مارالم باهاش بره که هم استرسشون کم بشه هم براش شیو کنه، هیچی بدتر از سکس کثیف نیست واقعا. و تو حموم براش یبار با ساک زدن آبشو بیاره که کمر دومش طولانی تر باشه. و اینم توافق کردیم که آب من دیرتر از اون بیاد. چون اگه زودتر میومد میدونستم میرینم تو برنامه و حال سه تامون گرفته میشه. تو اون فاصله هم مارال چند بار خودشو خالی کرد و تمیز کرد سوراخشو و براش بات پلاگ گذاشتم که سوراخش آماده باشه و درد نکشه. مشروبم با خودم اورده بودم. بساطمونو چیدیم و مارال تو ویلا موند و من رفتم. رسیدم سر قرار پسره بود سوارش کردم و راه افتادیم خیلی سریع شروع کردم که اگه قرار نیست پایه باشه دیگه نبرمش پیش مارال. گفتم ببین پسر من حتی اسمتم نمیخوام بدونم. تورو وفا صدا میکنیم. من با دوس دخترم از یه شهر دیگه اومدیم. میخوایم به خواسته دوست دخترم سکس سه نفره انجام بدیم. صبح که اومدم قبلش تو رو دیده بود و خودش انتخابت کرده. میریم ویلا مشروب میخوریم سکس میکنیم پولتو میگیری و خودت برمیگردی. به همین سادگی. اگه هم نمیخوای که الان بگو که هر سه تامون الاف نشیم. یکم گیج شده بود، ولی خب طوری هم نبود قیافش که فک کنه میخوایم ببریم بلایی سرش بیاریم وبترسه. چندتا سوال پرسید و جواب دادم و گفت امادگیشو نداره وتمیز نیست و این حرفا. بچه بی راهی نبود خدایی. گفتم الان فقط باید قطعی بگی. برسیم اونجا دیگه باید شروع کنیم. بهشم یکم از برنامه گفتم. که باید بره اول حموم مارالم باهاش میاد و بقیه ماجرا که میگم به موقش. قبول کرد به مارال ز زدم گفتم ده دقیقه دیگه میرسیم. یه حال عجیبی داشتم، یکم هیجان، یکم استرس، یکم ترس و یکم ناراحتی. همه اینا با هم بود ولی شهوتم از همشون بیشتر بود و غلبه میکرد به بقیه حسام. نزدیک شدم.در و زدیمورفتیمتو. پیاده شدیم و من جلو وفا هم پشت سرم اومد تو. مارال تو خونه همه جا شمع روشن کرده بود، عود دود کرده بود و منتظر ما بود. یکی دو پیکم قبلما زده بود که گرم بشه و خجالت و استرسش بریزه. یه دامن کوتاه پوشیده بود با یه صندل پاشنه بلند و یه تاپ چسب بدون سوتین و البته شرت. موهاشم دم اسبی بسته بود. با یه آرایش خیلی لایت و خواستنی. وفا استرس تمام وجودشو گرفته بود میخواست طبیعی رفتار کنه ولی سوتی خیلی میداد. مارال اومد جلو و دست داد وبغل کرد با دوتامون. من معرفی کردم گفتم دوست دخترم مارال که گفته بودم و به مارالم گفتم اینم وفاس که البته خودت انتخابش کرده بودی. تعارفش کردیم نشست رو مبل و مارال براش موهیتو درست کرد و یه لیوانشو سر کشید و من گفتم وفا جان حموم اون طرفه و مارال و گفتم راهنماییش کنه. مارال بلند شد جلو. رفت و در و براش باز کرد ولی خودش تو نرفت. وفا رفت تو و در و بست. گفتم در باز باشه لطفا. مارال در وباز کرد و اومد پیش من. گفت علی چرا اسممو واقعی گفتی؟ گفتم چون هر اسمیو فکمیکنه اسمته به جز اسم واقعیت که گفتم. خودمم واقعی علی معرفی کردم. گفتم لباساتو درار. دو تا حوله وژیلت بردا رو بروتو. حوله دورت باشه بروتو تا خودش لخت کنه. درم نبندی که من بیام ببینم. تا موقع مارال آماده بشه من رفتم تو تراس نشستم و یه سیگار کشیدم. برگشتم داخل رفتم سمت حموم دیدم مارال جلو وفا نشسته و داره شیوش میکنه. وفا هم دستشو به کمر و اون یکی دستشم به شونه مارال زده و داره نگاش میکنه. منو ندید ابو گرفت رو کیرشو شستش و دیدم صدا آب قطع شد رفتم دوباره دم در دیدم کیرشو که حدودا اندازه کیر من شاید یکم کلفتر بود و گرفته رو به بالا داره تخماشو لیس میزنه وفا هم چشاشو بسته بود و دستش رو سر مارال بود. شروع کرد به لیس زدن از پایین و بوس از سر کیرشو اروم کرد تو دهنش. وفا یه آهی کشید و مارال شروع کرد سرعت دادن به کارش. حوله رو از دور مارال باز کرد و سینه هاشو دو دستی چسبید و چنگ میزد. مارال آه و ناله میکرد و با سرعت میخورد براش. خیلی طول نکشید که وفا کیرشو گرفت و خواست بریزه تو دهن مارال که مارال گفت نه الان نمیخوامش. کمکش کرد و رو زمین ابشو ریخت. مارال دو زانو که رو زمین بود برق بات پلاگش چشمو گرفته بود. دوباره شست کیرشو و بلند شد یه لب کوچیک گرفتنو مارال لخت اومد بیرون. یه چشمک بهم زد و رفت تو اتاق. وفا هم با حوله دورش اومد بیرون. صورتش سرخ شده بود و نفس نفس میزد. من و وفا رفتم رو مبل و دوباره شروع کردیم به مشروب خوردن. باید یکم میگذشت که بتونه دوباره راس کنه مارالم برگشت با یه شلوارک کوتاه و یه نیمتنه کوتاه. نشست و من پرسیدم وفا چطوره مارال؟ گفت چی بگم والا این چیزا معمولا گیر ما نمیاد. گفتم یه جا کار خوبی کردی که امشب اینجایی. خندید و گفت بدونم چیکار کردم ازین به بعد بیشتر تکرارش کنم. سه تامون خندیدیم. مارال و گفتم بیاد وسط ما دوتا بشینه که وفا زودتر حشری بشه و راست کنه. الان هممون منتظر راست شدن کیرش بودیم تا شروع کنیم😅 مارال خیلی مست قشنگی شده بود چشاش شهلا بود و گونه هاش قرمز. خیلی خواستنی تر شده بود. من بلند شدم.رفتم لباس عوض کردم و یه شلوارک بدون شرت پوشیدم و اومدم برقا رو کمتر کردم و نشستم کنار مارال به خاطر نور شمع خیلی تاریک نبود. دستمو بردم دور گردنش و سرشو کشیدم سمت خودم. لبامو تو لباش قفل کردم و با ولع لبا همو میخوردیم. وفا هنوز یخش باز نشده بود. مارال دستشو برد زیر حوله و کیر وفا رو گرفت. یکم بازی بازی کرد کمکم داشت بزرگ میشد بلند شدم و شلوارکمو کشیدم پایین و جلو مارال واستادم. مارالم جابجا کرد خودشو و کیرمو گرفت و با نهایت لوندی و ظرافت میخورد. دست وفا رو هم گرفتم بلندش کردم حوله افتاد از دورش اومد کنار من واستاد دو تا کیرمون جلو دهن مارال بود. یکی و میخورد با یک دیگه جق میزد دوتامون دیگه بزرگ شده بود کیرامن. نشستم رو مبل و مارال و کشیدم سمت خودم. کیرمو به دهن کشید و به وفا گفتم کس مارال و بخور. نیم تنشو من در آوردم شلوارکشو وفا کشید پایین. اینم بگم گفته بودم هر کسی میخوای باشی باش. امشب ما باید از وجودت لذت ببریم و سر خود حق هیچ کاری بکنی نداری. مارال کیرم دهنش بود داشت میخورد که وفا رفت پشتش پاهاشو باز کرد و از پشت شروع کرد به زبون زدن. مارال نفساش بلند شد و کیرمو ناخودآگاه دندون میزد. به وفا گفتم اینقدر باید بخوری که یبار همینطوری بیاد و حسابی خیس بشه کسش. کمتر از پنج دقیقه نشده بود که مارال حسابی لرزید و اولین ارگاسمش اومد. بلند شدم و جامو با وفا عوض کردم. وفا نشست رو مبل و مارال بی معطلی کیرشو شروع کرد به ساک زدن. منم رفتم پشتش کیرمو چند بار کشیدم رو چاک کسش و گفتم مارالی جونم چی میخوای؟ کیر وفا رو در اورد گفت کیر میخوام. گفتم چندتا؟ گفت دو تا گفتم چیکارت کنیم؟ گفت یکی بکن تو کسم یکی بزاره دهنم. گفتم ای به چشم. كيرمو سر دادم تو تا ته یجا رفت انقد که خیس بود لعنتی. یه آه بلند کشید و همزمان که کیر میخورد خودشم همکاری میکرد که بهتر گاییده بشه. خیلی کسش داغ شده بود. اولین بار بود انقدر داغ حسش میکردم. یه چند دقیقه ای تلمبه زدم و یهو کامل کشیدم بیرون. بات پلاگم هنوز تو بود و کسش تنگ تر شده بود. دستشو گرفتم و بلندش کردم نشوندمش رو شکم وفا. گفتم مارال وقت سواری گرفتنه. خودش کیر وفا رو گرفت و اروم فرو کرد تو کسش. من شوشو از پشت گرفتم و بیشتر به پایین هلش دادم. کامل رفت تو وفا خیلی کم حرف میزد. دوست داشتم بیشتر حرف بزنه. گفتم وفا چیکار میکنی؟ گفت دارم کس یه فرشته رو میکنم. گفتم تو که نمیکنی فرشته داره خودش میده. مارال سرعتش بیشتر شده بود. کیرمو تف زدم مارال و نگه داشتم و کیرمو از کنار کیر وفا خیلی آهسته و یواش کمکم کردم تو کس مارال. خیلی خیلی تنگ شده بود کسش. دوتا کیر توش بود و بات پلاگم تو کونش. واقعا داشت جر میخورد. نزدیک عربده بود دیگه نفس کشیدنش. افتادم روش بیشتر فشارش دادم سمت وفا. دستاشو تو دست وفا حلقه کرده بود و همزمان داشتیم تلمبه میزدیم که البته من به خاطر پوزیشنی که داشتم سریعتر تلمبه میزدم. خیلی داغ و تنگ و سکسی شده بود. برا بار دوم ارگاسم شد، ترسیدم از وفا زودتر ارضا بشم کشیدم بیرون و بلند شدم نشستم رو مبل. یه سیگار برا خودم روشن کردم یه سیگار برا مارال. مارال عاشق سیگار وسط سکسه،وفا حالا شروع کرده بود به تلمبه زدن. تلمبه های محکمی میزد و صدا کل فضا رو پر کرده بود. چنگ مینداخت به کون مارال و بالا پایینش میکرد. سیگارم تموم شد گفتم وفا پاشو مارال و سرپا بگیر بغلت و پاهاشو بده بالا و بکن تو کسش. تا خواست پوزیشنی که گفتم و بگیره من بات پلاگو در آوردم و یکی دوبار فرو کردم و دوباره در اوردم که حسابی باز باشه. بلند شد مارال مثل پر کاه رفت تو بغل وفا و سرپا کیرشو گذاشت تو کس مارال. منم از پشت رفتم کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش و فرو کردم تو. شروع کرد به ناله کردن که وفا لباشو گذاشت رو لبای مارال و لب بازیشون شروع شد. خیلی حالت خوبی برای من نبود اون پوزیشن برا همین زود گفتم بس کنین و من نشستم رو مبل و مارال و گرفتم تو بغلم و کیرمو فرستادم تو کس داغ و خیسش. وفارو هم گفتم با تمام قدرت تو کون دوست دخترم تلمبه بزنه. وزن دوتاشون افتاده بود روم و من نمیتونستم خوب تلمبه بزنم ولی وفا انقدر قوی تلمبه میزد که کیر منم تو کس زنم خیلی جابجا میشد. سومین بار هم ارگاسم شد مارال. لبای مارالو گرفتم و خوردم. گفتم مارال من داره چیکار میکنه؟ گفت دارم کس و کون میدم. دارم گاییده میشم. خیلی دوست دارم. گفتم آره جنده ها معمولا دو تا کیر دوست دارن. خیلی آبم نزدیک شده بود. برا همین گفتم وفا بلند بشه. بلند شد گفتم بریم تو اتاق خواب. مارال شخصیتش عجیب شده بود. کیر دوتامونو گرفت و جلو رفت و من و وفا هم پشت سرش رفتیم تا اتاق. قبل تخت چرخید زانو زد و شروع کرد به خوردن کیرامون بعد وفا رفت دراز کشید مارال رفت وسط پاهاش براش ساکمیزد. خودشو قمبل کرد برام. منم کیرمو چند بار کشیدم رو کسشو خیس کردم و فرو کردم تو کونش. خیلی تند تلمبه میزدم. خیلی صحنه سکسی بود. میدیدم مارال داره جلو من کیر میخوره و منم دارم از کون میکنمش. وفا گفت دارم میام. منم سرعتمو بیشتر کردم و یه چند تایی تلمبه تا خایه زدم و سریع مارال بلند شد اومد رو زمین وفا و منم بلند شدیم اومدیم بالا سرش شروع به جق زدن. گفتم تخما وفا رو بخوره که زودتر بیاد آبش. وفا داشت خیلی سریع جق میزد و مارالم تخماشو میخورد. یهو وفا گفت اومدم چکا کنم؟ من سر مارال و گرفتم و بردم جلو کیر وفا دهنشو باز کرد و کیر وفارو برد تو دهنش و خودش شروع کرد جق زدن. وفا داشت نعره میکشید و تو دهن زن من ارضا میشد. خیلی ارضا شدنش طولانی بود و تو تمام این مدت کیرش تو دهن مارال بود. مارال جنده من حتی یه قطرشو هم هدر نداد و همشو تو دهنش نگه داشت و به من نگاه کرد و لبشو دور دهنش کشید و قورت داد. دیدن این صحنه در لحظه من و به حد انفجار رسوند و منم سرشو کشیدم سمت خودم و تو دهنش ارضا شدم. خیلی شدید و زیاد. آب منم خورد و پرت کرد خودشو رو تخت. گفتم وفا برو بیرون از اتاق تا ما بیایم. بغلش کردم و گفتم مارالم خوب بود دوس داشتی؟ پشیمون نیستی؟ گفت عالی بود. ولی میترسم رو زندگیمون تاثیر بذاره. گفتم حلش میکنیم. قدرت دوست داشتن زیاده. مهماینه مارال جنده من سیر کیر شده باشه. محکم بغلم کرد و گفت دوست دارم❤️ اگه نظرات رو مخ نبودن ادامه این سفر رو هم میگم. اگه توهین آمیز بود که شمارو به خیر و مارا به سلامت😉 نوشته: ساسی لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده