رفتن به مطلب

داستان سکسی زن دایی هات


mohsen

ارسال‌های توصیه شده


زن دایی شهوتی من
 

من رضا هستم. بیست و چهار سالمه. رها زن داییم. بیست و نه ساله.

از سال‌ها پیش نگاهش می‌کردم. سینه های پرش، کون گردش، اون لبخند کمی خسته و شهوت آلودش. هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی واقعاً بتونم توش فرو برم.

اون هفته دایی رفته بود اهواز. دو هفته کامل. من رفتم کمک کنم کارتن‌ها رو بیارم بالا. ساعت نه شب. هوا گرم. در که باز شد، رها اومد جلو. فقط یه تی‌شرت سفید نازک پوشیده بود که نوک سینه‌هاش کاملاً مشخص بود و یه شورت مشکی خیلی کوتاه. موهاش ریخته بود رو شونه‌هاش.

نگاهش مستقیم رفت رو شلوارم. لبخند زد و گفت:
«دیر اومدی رضا… کیرت از همین الان سفت شده؟»

وارد که شدم، در رو قفل کرد. بدون حرف دستش رو گذاشت رو شلوارم و محکم فشار داد. کیرم کامل ایستاده بود. تی‌شرتش رو کشید بالا و پرت کرد. سینه‌های بزرگ و سفتش آزاد شدن. نوک‌های تیره‌شون کاملاً سیخ ایستاده بودن. دستم رو گرفت و گذاشت روشون.

«فشار بده. گاز بگیر. مال خودته امشب.»

کشیدم رو مبل. زانو زدم جلوش. شورت مشکی‌ش رو با دندون کشیدم پایین. کسش کاملاً تراشیده، متورم و خیس بود. بوی تند و گرم شهوتش زد تو سرم. زبونم رو پهن کردم روش و از پایین تا بالا کشیدم. کلیتوریسش رو مکیدم و همزمان دو تا انگشت کردم تو کسم. گرم، تنگ و لغزنده بود. رها موهامو محکم گرفت و فشار داد سرم پایین‌تر.

«بخور… عمیق‌تر… زبونتو بکن تو… آخ رضا…»

تا وقتی بدنش لرزید و با ناله‌ی بلند آبش ریخت رو زبون و صورتم، ولش نکردم. صورتم خیس شده بود از آب کسم.

بلند شدم. شلوارم رو کشیدم پایین. کیرم کلفت، رگ‌دار و کاملاً سفت بود. رها با چشمای پر از هوس نگاه کرد، بعد دهنش رو باز کرد و تا ته فرو کرد تو حلقش. گلوشو شل کرد و گذاشت تا آخر بره تو. دستم رو گذاشتم پشت سرش و محکم کوبیدم تو دهنش. صدای خفه و خیس شدن حلقش در اتاق شد. آب دهنش از گوشه‌های لبش سرازیر شد روی بیضه‌هام و چکید پایین.

وقتی بیرون کشیدم، رشته‌های ضخیم بزاق از لبش به سرم وصل بود. رها روی مبل دراز کشید، پاهاشو تا حد ممکن باز کرد و با دو انگشت کسم رو کامل باز نگه داشت.

«بیا… وحشی بکن… تا ته فرو کن.»

کیرم رو گذاشتم رو ورودی خیسش و یهو با یه ضربه تا ته فرو کردم. ناله‌ی بلندی کشید. دیواره‌های تنگ و داغش دورم پیچید. بدون مهلت شروع کردم به کوبیدن محکم و سریع. هر ضربه سینه‌هاش می‌پرید بالا. موهاشو کشیدم عقب، گردنش رو گاز گرفتم و تندتر زدم.

«سخت‌تر… پاره‌م کن رضا… کسمو پاره کن…»

چرخوندمش. چهار دست و پا وایساد. کون گرد و سفتش رو بالا گرفت و خودش با دست کسم رو باز کرد. از پشت دوباره تا ته کوبیدم. دستم رو گذاشتم روی کمرش و محکم می‌کوبیدم. با دست دیگه موهاشو کشیدم و کمرش رو قوس دادم. صدای برخورد پوست به پوست و ناله‌های بلندش قاطی شده بود.

یکی از انگشتام رو با آب غلیظ کسم خیس کردم و فشار دادم تو کونش. همزمان کیرم رو وحشیانه تو کسم می‌کوبیدم. رها جیغ کشید و بدنش منقبض شد. آبش مثل سیل ریخت رو ران‌هام و چکید رو مبل.

بلندش کردم. بغلش کردم. پاهاشو دور کمرم قفل کرد و ایستاده محکم کوبیدم توش. سینه‌هاش به سینه‌م می‌چسبید و عرق می‌کردیم. بوی تند سکس و عرق و آب کس پر اتاق شده بود.

انداختمش رو تخت. این بار خودش روش نشست و وحشیانه بالا و پایین شد. سینه‌هاش تو صورتم می‌پرید. گاز گرفتم، مکیدم و همزمان از پایین فشار دادم. هر بار که می‌نشست پایین، تا ته می‌رفت تو و ناله می‌کرد:

«آخ… پرم کردی… بیشتر… کیرتو تا ته بکن توم…»

دستام رو گذاشتم رو کونش و خودم از پایین محکم می‌کوبیدم. رها سریع‌تر شد، موهاش ریخته بود رو صورتش و چشماش نیمه‌بسته بود.

«دارم می‌آم… با هم بریز داخل… پرم کن…»

تندتر و عمیق‌تر شدم. کمرم رو قفل کردم و آخرین ضربه‌های وحشی رو زدم. رها با جیغ بلندی ارضا شد، کسم دور کیرم محکم منقبض شد و آب گرمش ریخت. همزمان من هم با ناله خالی کردم. داغ و غلیظ، موج‌موج توش ریختم تا حس کردم کاملاً پر شده و از اطراف کیرم بیرون می‌زنه.

افتادیم روی هم. هنوز کیرم توش بود و می‌تپید. رها با انگشت مخلوط غلیظ آب خودش و من رو که از کسم بیرون زده بود کشید، گذاشت تو دهنش و بعد بوسیدم و مزه‌ی شور و گرمش رو بهم داد.

نیم ساعت بعد دوباره شروع کردیم. این بار طولانی‌تر و کثیف‌تر. رها رو روی لبه‌ی تخت نشوندم، پاهاش رو تا کردم رو سینه‌ش و از رو به رو وحشیانه کوبیدم تا دوباره آبش ریخت. بعد از پشت، دستاش رو پشت کمرش نگه داشتم، موهاشو کشیدم و انگشتام رو تو کونش کردم. یکی از دستام رو بردم جلو و کلیتوریسش رو سریع ماساژ دادم تا برای سومین بار ارضا شد و حسابی خیس کرد.

نزدیک صبح برای چهارمین بار کردیم. این بار رها زانو زده بود و کیرم رو عمیق می‌مکید و همزمان با دست کسم رو انگشت می‌کرد. وقتی نزدیک اوج بودم، دهنش رو باز نگه داشت و گفتم روش بریزم. ریختم رو زبون و لب و سینه‌هاش. بعد خودش با انگشت جمع کرد و قورت داد.

صبح که بیدار شدم، رها هنوز برهنه کنارم دراز کشیده بود. پاهاش باز بود و مخلوط آب من و خودش بین ران‌هاش خشک شده بود. وقتی چشم باز کرد، فقط با صدای گرفته گفت:

«امشب زودتر بیا. این بار می‌خوام تو حموم از پشت بکنی‌م و کونم رو هم امتحان کنی.»

من فقط کیرم رو که دوباره داشت سفت می‌شد، فشار دادم به کسم و گفتم:
«حتماً.»

و از اون شب به بعد، تا وقتی دایی برگشت، هر شب خونه‌شون بودم. هر شب کثیف‌تر، وحشی‌تر و بی‌پرواتر.

نوشته: رضا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18