behrooz ارسال شده در 7 آبان اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان بنفشه ای که سفید بود و زیبا سلام داستانم یکم طولانیه چون جزییاتش زیاده از دار دنیا یه بابای معتاد داشتم و بنفشه خواهر بزرگم بابام میگن بر اثر مصرف زیاد مرده اما من مطمئن بودم فری خواستگار بنفشه که برای بابام مواد میاورد کشتش تا زودتر به بنفشه برسه چون بنفشه نمی خواستش اما فری میگفت بایست زنش بشه چون از بس بنفشه قشنگ بود سفید لاغر قد بلند موهاشم موجدار و بلند بود که می بافتشون بعد از فوت بابام فری و دوستاش اومدن خونمون همه کارت های بانکی و مدارک شناسایی مون گرفتن و بردن اون شب فری موند خونمون آخر شب بود یه زنی مسنی که نمیدونم کی بود هم اومد منو به یه بهانه کشوندن توی اتاق زندانیم کردن و در قفل کردن بعد چند دقیقه صدای جیغ بنفشه میومد ازم کمک می خواست صدای سیلی زیاد میومد بعدش صداش قطع شد انقدر صداش زدم هیچ صدایی نمیومد تا اینکه بنفشه گفت نه نه نه درش بیار درد داره تو رو خدا درش بیار دارم پاره میشم دارم پاره میشم و جیغ میزد که دوباره بعدش صداش خفیف تر شد انگار کسی جلوی دهنش گرفته بود منم خیلی صداش میکردم هر کاریم میکردم در باز نمیشد اتاقم پنجره نداشت بعدش دیگه صداش قطع شد تا اینکه اون خانم اومد در باز کرد گفت بیا برو پیش خواهرت از امشب خواهرت زن شده مبارک باشه رفتم دیدم صورت بنفشه از سیلی کبود شلوار سفیدش خونی بود و داشت گریه می کرد بهم گفت کجا بودی این همه جیغ زدم ؟ گفتم توی اتاق آخری زندانیم کرده بودن برگشتم دیدم زنه هم نیست بنفشه گفت فری با این زنه بهش تجاوز کردن راستش من قدرت مقابله با فری نداشتم همون شب هر چی پول پس انداز توی کمدم داشتم برداشتم و با بنفشه فرار کردیم اما با اون وضعیت خیلی سخت بود و نیاز بود بره بیمارستان اما خب نمیشد با هزار سختی خودمون به یکی از شهرهای شمال رسوندیم اونجا یه خانمی بنام خانم کریمی وقتی وضعیت بنفشه دید کمکمون کرد و گفت که یه دکتر مطمئن آشنا داره یه ساعت بعد اون خانم دکتر اومد و بنفشه دید بعدش گفت باید بره داروخانه دارو بگیره و سه چهار ساعتی خانم کریمی و خانم دکتر و بنفشه توی اتاق بودن نمیدونم چیشد و چیکار میکردن اما وقتی رفتم داخل اتاق به بنفشه سرم وصل بود و خانم دکتر به خانم کریمی گفت باید خیلی بهش برسی هر روز که میگذشت حال بنفشه بهتر و بهتر میشد تا اینکه کاملا خوب شد با کمک خانم کریمی سرایدار ویلای یکی از فامیلای پدرش شدیم که صاحبش تازگیا رفته بود آلمان درس بخونه شش یا هفت ماهی گذشت که صاحب ویلا اومد اسمش مصطفی بود یه پسر جوان خوشتیپ که برای تعطیلات عید کریسمس اومده بود که بنفشه دید و خوشش اومد و ازش خواستگاری کرد اما بنفشه بخاطر اون اتفاق بدجوری ترسیده بود و بهش گفت قصد ازدواج نداره مصطفی اما جدی بود گفت میرم برای تعطیلات تابستون میام تو فکراتو بکن شاید نظرت عوض شد از بعد رفتنش مصطفی بهش پیام میداد صبح بخیر شب بخیر میگفت اما بنفشه کم محلی میکرد تا اینکه یه روز بهش گفتم ما که کسی رو نداریم این پسر خوبیه گفت برنا نمی تونم نمی تونم حداقل تو بفهم وگرنه منم گفتم تو چی ؟ تو هم مصطفی دوست داری؟ سکوت کرد و فقط اشک ریخت گفت فقط این نیست ما مدارک شناسایی داریم ؟ داشتیمم من الان دخترم ؟ گفتم ایناش قابل شناسنامه المثنی که بگیریم بگو قبلا ازدواج کرده بودم سکوت کرد دیدم این که نمی تونه تا ابد با من باشه تازه دختر به این خوشگلی خدایی نکرده اگر یه جایی رفتیم برای کار و دوباره بهش تجاوز شد و خودکشی کرد چی؟ چون چند باری می خواست خودکشی کنه خانم کریمی نذاشت و باهاش حرف زد و منصرفش کرد شب چراغ خاموش کردم چون دوشک مون کنار هم مینداختیم پتو مو کنار زدم آروم رفتم زیر پتوش و از پشت بهش چسبیدم گفت برنا ؟ گفتم آروم باش بنفشه سکس اون چیز وحشتناکی که اون دیوث باهات انجام داد نیست بذار کاری کنم تا طعم واقعیش بچشی گفت لازم نکرده ولم میکنی یا جیغ بزنم؟ گفتم جیغ بزن تا از اینجا بیرونمون کنن گفت داری مثله اون دیوث بهم تجاوز میکنی گفتم نه به خدا می خوام بفهمی طعمشو گفت تو باید بهم طعمشو بچشونی ؟گفتم کی بچشونه؟ به مصطفی میگی من نمیذارم بهم دست بزنی ؟ سکوت کرد گفتم با هم از امشب طعم واقعی سکس می چشیم مطمئن باش خوشت میاد بنفشه خوشگله دیدم اینجوری شاید بیشتر بترسه چون کیرم راست میشه میماله به کونش گفتم روی کمرت بخواب خودمم روی دستم کنارش دراز کشیدم تاپش دادم بالا سوتینشم باز کردم سینه های کوچولوش افتاد بیرون سینه هاش می خوردم و نوکشون گاز می گرفتم دیدم هنوز خوب تحریک نشده دستم گذاشتم روی کسش گفت برنا نه نه گفتم کاری ندارم کاری ندارم فقط از روی شلوار می خوام برات بمالمش گفت نه نه اما من مالیدن شروع کردم چشماش بسته بود و لبش گاز می گرفت آروم دستم کردم توی شلوارش و از روی شورت میمالیدمش شورتش خیس شد آروم شلوار و شورتش کشیدم پایین و درآوردم یه کس کوچولو سفید که یکم مو داشت رفتم وسط پاش سرمو گذاشتم لای پاش و کسش می خوردم پاهاشو دور سرم حلقه کرده بود با انگشتم سوراخ کسش میمالیدم با زبونم چوچولشو می خوردم از خوشی و لذت گاهی جیغ میزد تا اینکه بدنش شروع کرد به لرزیدن و آه بلند گفتن ارضا شده بود من رفتم دستشویی جق بزنم راست کرده بودم وقتی برگشتم زیر پتو خوابیده بود در گوشش گفتم خوشت اومد؟ طعمشو دوست داشتی ؟ سکوت کرد گفتم باشه اگر دوست داری بازم طعمشو بچشی فردا برام دامن بپوش من از شلوار خوشم نمیاد و رفتم خوابیدم صبح که بیدار شدم گفت برو حموم بیا صبحانه دیدم تاپ و دامن پوشیده فهمیدم خوشش اومده رفتم حموم از حمام که اومدم صبحانه خوردم رفتیم سراغ کارهامون تا ظهر و ناهار بعدش اون خوابید من نخوابیدم رفتم دامنش زدم بالا دیدم شورت پوشیده یه شورت صورتی دوباره شب شد چراخ خاموش کردم رفتم سراغش داشتم سینه هاش میخوردم که خودش دستم گرفت گذاشت روی کسش دامنش درآوردم شورتش کشیدم پایین درآوردم لیس زدم کسشو تمیز کرده بود بوی خوبی هم میداد بار قبل بوی خوبی نمیداد چوچولشو لیس میزدم انگشتمم آروم آروم کردم توی کسش عقب جلو میکردم جیغ میزد برنا برنا برنا گفتم حال میده؟ حال میده ؟حرف نزنی دیگه نمیزنم گفت آره آره گفتم دوست داری؟گفت آره آره توی اوج لذت بود آب کسشم روون که این بارم بد لرزید معلوم بود ارضا شدن این بار بیشتر بهش حال داد بهش گفتم طعمشو چشیدی خوشگلم؟ لنتی کلا سکوت بود حتی معرفت یه تشکر نداشت گفتم اگر می خوای بازم ادامه بدیم زیر دامنت شورت نپوش اصلا از شورت متنفرم و دوباره رفتم دستشویی جق زدم اومدم خوابیدم صبح دیدم دامن پوشیده داشت کار میکرد پشتش به من بود دامنش دادم بالا دیدم وااای شورت نپوشیده گفتم روی زمین به حالت سجده بره گفتم پاهات بهم بچسبون گفتم وای که چقدر زیباست این مصطفی اینو ببینه از خوشی و زیباییش سکته میکنه خندید بلندش کردم بغلش کردم بهش گفتم چقدر قشنگی ملکه من تو باید توی کاخ باشی نه خونه سرایداری دستامو به کونش رسوندم و چنگشون میزدم گفت برنا الان نه گفتم فقط شبها دوست داری ؟ گفت اوهوم گفتم امروز که کاری نداریم سکوت کرد معلوم بود دوست داره خوابیدم روی زمین گفتم بخوابه روم در گوشش گفتم قراره همش تو حال کنی ؟ حتی نمیگی برنا تو با چیزت چیکار میکنی ؟ آروم دستش گذاشت روی کیرم گفتم آفرین منظورم خوب فهمیدی از دخترای چیز فهم خوشم میاد گفتم برو پایین بخورش می خوام لاپایی بمالمش به کست دیدم کاری نکرد انکار دوست نداشت خوابوندمش روی زمین لخت شدم نشستم روی سینه اش گفتم من کس تو رو بار اول با مو و بوی شاش خوردم الان تو سر کیر منو به این خوشگلی نمی خوای لیس بزنی؟ خندید کیرمو گرفت و سرشو لیس میزد گفتم دهن به این کوچیکی و خوشگلی لباتو بنداز دورش بعدش رفتم سراغ کسش اون لخت کردم خودمم لخت لخت چوچولشو لیس میزدم انگشتمم توی کسش بود آب کوسش راه افتاده بود کیرمو به کسش میمالیدم آروم سر کیرم فرو کردم توی کسش فقط یه آه بلند گفت لیز بود چندین بار کردم توش درش آوردم سرش نگهداشتم توی کسش آروم آروم کیرم توی کسش فرو می کردم تا نصفه داخل کسش بود خواستم بیشتر بدم داخل جیغ زد گفت برنا گفتم چشم عزیزم چشم تا نصفه میکردم درمیاوردم میکردم درمیاوردم وقتی می خواست آبم بیاد ریختم روی شکمش اما اون هنوز ارضا نشده بود دو انگشتی کردم توی کسش یکم که عقب جلو کردم ارضا شد گفتم از الان دوست دارم برام توی خونه شورت و سوتین بپوشی با هم رفتیم حموم اونجا برام ساک زد آبمم ریختم روی سینه های کوچولوش از حموم که اومدیم گفت برنا شورت و سوتین ست ندارم اشکالی نداره؟ گفتم ولش کن همون تاپ و دامن بدون شورت بپوش گفت دامنم دوتاش کثیفه گفتم جووونم لخت لخت بگرد توی خونه رفتیم جلوی آینه گفتم وای که چقدر خوشگلی خوش به حال این مصطفی گفت برم بهش پیام بدم؟ گفتم برو عزیزم فرداش رفتیم دو ست شورت و سوتین خرید توی مسیر برگشت بهم گفت برنا پریود شدم به جز روز اولش باقیش دوست داشت بغلش کنم چون خودش میومد بغلم پاهاش دور کمرم حلقه می کرد که پایین تنه مون بهم نخوره منم می بوسیدمش اونم یه بار بوسیدم سرشو روی شونم گذاشت در گوشم گفت خیلی دوست دارم برنا طعم خوبش چشیدم گفتم چه خوب گفت فقط فقط گفتم بگو دیگه یا حرف نمیزنی یا سکوت میکنی گفت پریودیم تمام بشه دیگه شب نه مثله اون روز برات شورت و سوتین می پوشم گفتم چشم عزیزم چند روزی گذشت یه شب خوابیدیم صبح بیدار شدم دیدم شورت و سوتین تنشه گفت برو حموم بیا تمیز کردم اومدم دیدم وای شورت و سوتین هم درآورده پاشو باز کرد کسش نشونم داد معلوم بود بد شهوتش بالا زده چون از این کارها نمی کرد افتادم به جون کس خوشگلش چوچولشو لیس میزدم دو انگشتی می کردم توی کسش آبش راه افتاده بود روی زمین خوابوندمش پاشو کامل باز کردم کیرمو به کسش میمالیدم آروم کردمش توی کسش تا نصفه فقط جیغ زد اما یهویی بقیشم کردم توی کسش یه جیغ بلندتر زد گفت برنا گفتم نفس عمیق بکش عزیزم تحملش کن الان عادی میشه برات تحملش کن کیرم تا ته توی کس تنگ و داغش بود آروم آروم شروع کردم تلمبه زدن گفتم نفس عمیق بکش دردش تحمل کن تا لذتشم بیاد کم کم تا نصفه میاوردم دوباره تا ته میکردم توی کسش فقط می گفت برنا برنا برنا گفتم جونم عزیزم اوج طعم واقعی سکس اینه که کیر این کس خوشگل فتح کنه گفت فتحش کن برنا دوست دارم تو اولین نفر فتحش کنی کیرمو تا ته کردم توی کسش گفتم من کامل اشغالش کردم فتح شد بنفشه خوشگلم گفت تو رو خدا بازم فتحش کن هر روز فتحش کن درش نیار درش نیار کیرم تا ته توی کسش بود می گفتم بیا اینم فتح این کس ماله کیه ؟ گفت ماله تو ماله تو گفت الان تمام بشه بازم فتحش میکنی ؟ گفتم آره تا قبل از عقدت هر شب برات فتحش میکنم بعدشم میدی مصطفی برات فتح کنه گفت دوست دارم هر دو شما فتحش کنید فهمیدم شهوتش بالاست داره چرت میگه یکم تندتر تلمبه زدم چشاشو بست و زیر لب میگفت فتحش کن فتحش کن ماله خودته ماله خودته لبشو گاز میداد حالتش شبیه زمانی بود که می خواست ارضا بشه تندتر تلمبه زدم تا منم آبم بیاد دوتایی جیغ و آه و ناله رو قاطی کرده بودیم که اون ارضا شد منم آبم ریختم توی کسش گفت نباید میریختی توش باید برم داروخانه قرص اورژانسی بخرم و قرص ضد بارداری برای دفعات بعد خیلیم جدی میگفت خندیدم بهش معلوم بود دیگه کارم تمام شده بود دیگه ترسش ریخته بود اما حالا اون بود که ولکن نبود دو سه ماهی فقط از کس می کردمش خیلیم دوست داشت کون سفید نرمی داشت چند باری سوراخش براش لیس زده بود بعد کردن کسش و ریختن آبم توی کسش کنار هم خوابیده بودیم چسبیده بودم به کونش گفتم اینو میذارم برای مصطفی که فتحش کنه گفت نه چیزی رو برای کسی نذار دوست دارم طعم همه چیزو تو بهم بچشونی گفتم دوست دارم اما باور کن جونی برام نمونده گفت تازگیا زود خسته میشی گفتم تو دیرتر ارضا میشی کس خوشگله من فقط ببین چقدر تلمبه زدم تا تو ارضا شدی گفت وظیفته خودت خواستی طعمشو بهم بچشونی می تونستی بذاری مصطفی بچشونه گفتم زبونت باز شده گفت بخاطر کسمه که تو گشادش کردی کس و دهن رابطه مستقیم دارن گفتم خوشم اومد که زبونت باز شده گفت باز بود دوست نداشتم بگم گفتم دهنت میبندی تا بخوابیم یا پاشم کونت بکنم؟گفت هر کاری بکنی من دوست دارم هر کاری دلت بخواد میتونی باهام بکنی بلند شدم نشستم روی سینش کیرم کردم توی دهنش گفتم اینو بخور فقط صدات نیاد گفت من از خدامه این آبنبات چوبی محبوب منه وای که چقدر خوب می خورد دیگه حرفه ای شده بود تا ته میکردش توی دهنش بهش گفتم این حرف زدنت ادامه بده خیلی بد بود ساکت بودی کونتم فردا میکنم الان میخوام آبم بیاد بخوابم گفتم الان آبم داره میاد یه قطرش دوست ندارم هدر بره گفت طعم اینم دوست دارم چشم تمام آبم خالی کردم توی دهنش و افتادم کنار خوابیدم . نوشته: برنا . آموزش تماشای فیلم ها - آموزش دانلود فیلم ها - آموزش تماشای تصاویر . لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده