dozens ارسال شده در 5 آبان اشتراک گذاری ارسال شده در 5 آبان لذت کون دادن به شیمیل کلاس اول دبیرستان بودم و برای یه پسر ۱۴ ساله زیادی چهره م دخترونه بود. پوست سفید، موهای خرمایی لَخت، چشمای درشت عسلی ویژگیایه یه بچه خوشگله که همه بهش نظر دارن. هرچند خیلیا نمیدونستن که من از کلاس دوم راهنمایی سکس رو تجربه کردم با یکی از بچه های همسایه به اسم علی که ۴ سال از خودم بزرگتر بود و چندین بار توی خونشون و توی زیرزمین ساختمونشون کونم گذاشته بود و آبشو ریخته بود توش. از همون زمان من بشدت احساس مفعول بودن توم قوی بود و همش دلم میخواد دوباره یه فاعل عالی مث علی پیدا بشه. بالاخره یه شب با خاله مونا رفته بودیم پارتی خونه یکی از دوستانش که بلوار شهرداری مهرشهر، نزدیک خودمون میشینن. پارتی دخترونه بود اما چون منم سنم هنوز کم بود و دوستای خاله منو میشناختن منو با خودش برد. اونجا بود که برای اولین بار با یاسمن جونم آشنا شدم. از همون برخورد اول متوجه نگاهش و لبخندش به خودم شدم. یاسمن یه ترنس ۲۷ ساله خوشگل بود که جراحی زیادی انجام داده بود و با میکاپ و اکستنشن مو و تزریق ژل لب و گونه واااقعا شبیه یه پلنگ واقعی شده بود و امکان نداشت تا کسی از نزدیک باهاش حرف نزنه و صدای یه کم دورگه ش رو نشنوه بدونه که شیمیل هستش. خودشم استاد میکاپ و آرایشگر حرفه ای بود و خلاصه همه دوستای خاله باهاش راحت بودن و میرفتن پیشش آرایشگاه. یه کم که از رسیدنمون گذشت و صدای موسیقی ترکوند و پیکای مشروب پرو خالی میشد و اکثرا داشتن میرقصیدن، چراغا هم خاموش شدن و یه پروژکتور رقص نورو انجام میداد. توی همون تاریک روشن دیدم که یاسمن با لبخند داره میاد طرفم. اومد نشست کنارم. سلام و احوالپرسی کرد و منم خودمو معرفی کردم و گفتن خواهرزاده مونا هستم. یاسمن با نگاهش داشت منو میخورد و مرتب زل میزد با لبام و توی چشام. از سنم پرسید که گفتم ۱۴ سالمه و خندید و گفت پس هنوز خیلی زوده دوست دختر داشته باشی منم گفتم شایدم داشته باشم از کجا میدونی؟ اونم خندید و خلاصه بحث رفت به سمت این مسائل. بالاخره هم شماره رد و بدل کردیم و اون شب تموم شد. فردا صبحش که جمعه بود وقتی بیدار شدم دیدم توی واتس اپ یه پیام برام اومده از یاسمن که آرتین عزیزم، دیشب واقعا از دیدن و آشناییت خوشحال شدم و محو زیباییت شدم و خیلی دوست دارم که باهم در تماس باشیم و… منم بهش پیام دادم و صبح بخیر گفتم و ازش بخاطر تعریفاش تشکر کردم و نوشتم توام خیلی جذاب و زیبایی که دیدم فوری سین کرد و شروع کرد به تایپ کردن… “آرتین عزیزم میتونم یه سوال بپرسم”؟ آره حتما چرا که نه “دیشب حس کردم توام به اندازه من دوست داری که بیشتر باهم آشنا بشیم، درست حدس زدم؟” آره اتفاقا، خیلی برام جالبی و دوس دارم بیشتر آشنا شیم “تو میدونی که من ترنس هستم درسته؟” اوهوم، اتفاقا برام جالبه “واقعا؟؟ چطوووور؟ نکنه دوس داری شیطونننک” شایدم داشته باشم :) " میتونم بپرسم؟" امیدوارم ناراحت نشی عزیز دلم چیییی؟ "تا حالا سکس داشتی؟ " با کمی مکث نوشتم: اوهوممم "واقعااا؟؟؟ با کی؟؟ کجاااا؟ کییییی؟ " توی دوره راهنمایی با یکی از پسرای همسایمون که از خودم بزرگتر بود رابطه داشتم حالا دیگه قشنگ میتونستم حس کنم که یاسمن تحریک شده چون فورا اموجی چشای قلبی گذاشت و گفت خببببب؟ بعدششش؟ دوست داشتی؟؟؟ لذت بخش بود برات؟ اوهوم ، خیلیی دوس داشتم، دوسال با علی سکس داشتم که دیگه از کرج رفتن و الان مدتهاست با کسی رابطه ندارم. "ای جونم، دیگه تنها نیستی عششقممم یاسمن جون پیشته عسسلم " وای ، باورم نمیشد، یاسمن رسما داشت بهم پیشنهاد میداد و منم حسابی تحریک شده بودم و راستش کونم میخارید برای یه کیر خوووب از سکس خودم و علی براش نوشتم و جزئیات داشتم میگفتم که یهو دیدم چند تا عکس فرستاد از بدنش با کفش پاشنه بلند، جوراب شلواری، سوتین و کیر کلفت شقش که وااای عاشششقش شدم دهنم آب افتاده بود و یه جوووووون براش نوشتم و اونم نوشت ججووون به خودت تووولههه ، دوسش داری؟ عاشقشم، دوس دارم ببوسمش و بخورمش یاسمن گفت: پس یه کاری میکنیم ، من امروز تا شب خونه م و هیچ جا نمیرم، توام که نزدیکی، پاشو بیا پیششششم. منم که انگار منتظر این پیشنهاد بودم نوشتم میاااام و قرار شد ساعت ۴ اونجا باشم. پا شدم صبحانه خوردم و کارامو کردم، رفتم دستشویی خودمو تمیز کردم کامل و بعدشم یه حموم حسسابی و با ژیلت پرزای توی کونمو کامل شیو کردم. البته که کلا بدن کم مویی داشتم و دارم. ساعت ۴ زنگ در خونه یاسی رو زدم و فوری درو باز کرد. ضربان قلبم رفته بود بالا و شهوتم زده بود بالا ، سوار آسانسور شدم و رفتم طبقه ۵. یاسمن با شورت و سوتین، یه میکاپ خوشگل و لبخند منتظرم بود :) تا منو دید بغلم کرد و صورتامون که نزدیک هم شد لبامو بوسید. اوووف دیگه نمیتونستم خودمو کنترل کنم، چسبیدم بهش و متوجه شدم که کیر کلفتش عین یه صخره شق شده. رفتیم توی خونه و درو که بست من شلوارمو کشیدم پایین. خودشم سورپرایز شد یه لحظه ولی از شدت حشر زیاد از پشت چسبید بهم و گردن و گوشامو میبوسید و کمکم می کرد لخت بشم و همزمان خودشم لباساشو در میاورد. بعد چند لحظه هردومون لخت تو بغل هم در حال لب گرفتن بودیم که همانطور یهو بلند شد و کیرشو آورد نزدیک صورتم و گفت بخورش عشقم ، با اشتها بخورششششش و منم کیرش آروم آروم از سرش کردم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن. وااای چقدر خوشمزه بود. بعد از مدتها که از خوردن کیر علی محروم شده بودم حالا کیر یاسمن داشت دهنمو میگایید و همون لذتو بهم میداد. پنج دقیقه ای که ساک زدم یهو بهم گفت قمبل کن عشقممم، منم با ناااز و عشوه و دلبری آروم چرخیدم و پشتم کردم بهش. قمبل کردم و لپای کونمو دو دستی باز کردم براش که صدای جووووون جووون گفتنش بلند شد. وحشیانه سوراخ کونم و لپای کونمو میخورد و زبون داغ نرمش فرو میرفت تو سوراخم. یه حس درد و لذت عجیبی پیچیده بود تو وجودم و دوست داشتم تموم نشه این لحظه. حسابی که کونمو خورد، ژل لوبریکانت رو برداشت و ریخت تو کونم و شروع کرد مالیدن در سوراخم و توی کونمو چرب کردن. همزمان انگشتم میکرد و درد و سوزشش می ریخت تو جونم . اول یه انگشت، و یواش یواش دوانگشتی کونمو میکرد که عضلات مقعدمو آماده کنه. یاسی بلند شد و به حالت داگی استایل آروم آروم کیرشو کرد تو کونم. درد آشنایی بودددد. کاری بود که دوسال هر هفته با علی کرده بودم و بهش کون داده بودم و اونم عین یه شوهر وظیفه شناس حشری منو میکرد و کونمو آب میداد. حالا یاسی شروع کرده بود به تلمبه زدن و صدای ناله های من و قربون صدقه های خودش پیچیده بود تو خونه. انقدر با حرص منو میکرد و میبوسید که چند بار گوزای ریز دادم که حشری ترش کرد و تلمبه رو سنگین تر. کیرش داغ بود و عین تیغ تیز بود اما یه لذت غریبی تو درد کیرش بود که داشت معتادم میکرد. بالاخره با فشار زیاد آب داغشو خالی کرد تو کونم و افتاد روم و چند دقیقه به همون حالت روم خوابید. بعداز چنددقیقه نوازش و بوسه هامون بود که صداش پیچیده بود و لذت این سکس فوق العاده رو چند برابر میکرد… نوشته: آرتین واکنش ها : AliHeshmat 1 لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده