labubu ارسال شده در 3 آبان اشتراک گذاری ارسال شده در 3 آبان سکس با آتو گرفتن از دختر خاله سلام و عرض ادب ماجرای کردن دختر خاله خوش سکس من اسمم حسینه 26 سالمه و یه دختر خاله دارم اسمش عسل است خیلی وقت بود که توی کف بدنش بودم بدن فوق سکسی داره قد 150 تقریبا 95 کیلو سینه 85 و کون گنده با لب های ژل زده داستان از اونجایی شروع شد که وقتی خونه بابابزرگ ام جمع میشدیم خیلی به من میگفتن دوست دختر داری یا نه و از این حرفا کن من میگفتم نه چون کارم یه جوریه که اصلا نیستم تو خونه و وقت ندارم خلاصه یک سری که اونجا جمع بودیم من توی اون اتاقی که حمام داخلش بود دراز کشیده بودم که عسل اومد گفت برو بیرون من میخوام برم حموم که منم گفتم باشه یه برنامه فیلم برداری مخفی تو گوشیم دارم اونو فعال کردم و مثلاً گوشیمو گذاشتم توی شارژ گذاشتم روبه روی در حموم توی شارژ و رفتم بیرون اونم درو قفلش کرد بعد یه نیم ساعت چهل دقیقه ای اومده بیرون و منم یه چند دقیقه بعدش رفتم گوشیمو برداشتم دیدم که فیلم کامل ضبط شده و بعد رفتم یه جایی که کسی نبود دراز کشیدم و فیلمو پلی کردم ولی که اگه بدونین چی دیدم دوربین و اونجوری که گذاشته بودم کل اتاق پیدا بود اول لباساشو در آورد اون سینه و هیکل سکسیشو برای اولین بار دیدم 💦💦👙بعدشم اومد دم در حموم و شروع کرد به انگشت کردن خودش من خودم تعجب کردم با 16سال سن اونجوری کنه ام که چه کوصی داشت و اون سینه هاشو یه چند دقیقه بعدشم رفت حموم و اومد بیرون لباساشو پوشید و فیلم تموم شد بعد اینکه فیلمو دیدم رفتم توی دستشویی و با فیلمش یه جق زدم و اومدم شروع کردم به تکه تکه از فیلم عکس گرفتن و نقشه میکشیدم برای کردنش از این داستان یه چند ماهی گذشت و من به چیزای جدیدی توی این عکس پیدا میکردم یه چنتا جایی کبودی روی سینه هاشو بود که وقتی آمارشو در آوردم فهمیدم دوست پسر داره خلاصه یه چند ماه گذشته و من فکر کردنش تو سرم بود که یه برنامه تفریح یه روزه ریختن و رفتیم بیرون اون روز صبحش دوباره از اون بحث ها که تو نمیتونی دوست دختر پیدا کنیو اینا پیش اومد منم هیچی نگفتم بعد ظهرش منو عسل تنها شدیم ، خانواده زدن به دل کوه برای پیاده روی و اینا این سری خودم بحثو پیش کشیدم و داشتم قلیون میکشیدم آخه عسل با من راحت تره بخاطر اینکه بهش قلیون میدم بکشه و اینا خلاصه سربحثو باز کردم و یواش یواش بهش گفتم که تو هم که دوست پسر داشتی و اینا یه میگفت نه و کی گفته و اینا که بدونه عکسهایی که گرفته بودم رو نشونش دادم اولش عصبی شد و گفت اینو کجا گرفتی و به مامانم میگم و اینا بعدش که بهش گفتم اگه فهمیدن که دوست پسرت سین و اینا تو خورده که زندت نمیزارن که دیدم دیگه هیچی نمیگه و شروع کرد به التماس کردنو تورو خدا به کسی چیزی نگو و اینا هرکار خواستی میکنم منم بهش گفتم من چیزی نمیگم ولی این کار هارو نکن یکم نصیحتش کردم و بلند شدم زدم بیرون تقریبا یه 500متری دور شده بودم تا دیدم عسل زنگ زد و گفت وایسا تا من بیام کارت دارم یه چند دقیقه ای اون جاها گشتم برا خودم تا اومدش تا اومدش زد زیر گریه و به کسی نگو و اینا هر کار گفتی برات میکنم ولی کسی چیزی نفهمه منم به گذاشتم و برداشتم گفتم هر کاری گفت آره گفتم باشه دنبالم بیا یه چنتا گلخونه اون اطراف بود یه جایی که دیدم نداشتو پیدا کردم و رفتم اونجا اونم اومدش گفت میخوای چیکار کنی بهش گفتم رابطه هم با دوست پسرت داشتی گفت به خدا نه فقط یه چندتا بوس و اینا گفتم خب حالا که گذاشتی اون سینتو بماله و بخوره برات منم باید بخورم گفت آخه گفتم آخه نداره که خودت گفتی هر کار دیدم گفت باشه ولی چشاتو ببند چشامو بستم و بعد چند ثانیه گفت باز کن وای 💦💦💦👙سینه نرم 85 با نوک کالباسی همین که چشمم بهش افتاد کیرم بلند شد و داشت شلوارمو پاره میکرد همین جور که وایساده بود زانو زدم جلوش و شروع کردم به مالیدن و خوردن سینه هاش آه که چه حسی بود اونم داشت میمرد از شهوت همینجور که داشتم میخوردم براش دو تا دستامو حلقه کردم دور کونش و شروع کردم به مالیدمشو از روی شلوار گفت چیکار میکنی گفتم هیچی نگو یکم مالیدمشو دکمه شلوارشو باز کردم و یواش شلوارو شرتشو کشیدم پایین وای که چه بدنی داشت کوص کلوچه ای کالباسی بدونه مو و یه کون نرم با سوراخ کالباسی دیدم آب از کوصش راه افتاده با زبونم شروع کردم به خوردن آب و کوسش اونم دستشو کرده بود توی سرم و موهامو چنگ میکرد و هی میگفت نکن نکن یه چند دقیقه ای برایش خوردم ولی دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم بلند شدم شلوارمو در آوردم گفت میخوای چیکار کنی گفتم صبر کن میفهمی تا زانو کشیدم پایین بهش گفتم بخور گفت چجوری زانو زد گفتم دهنتو باز کن کیرمو کردم توی دهنش و جلو عقب میکردم شلق شلق شلق صدای کیرم میومد یه چند دقیقه ای دادمش خورد و بهش گفتم بلند و برگرد و با دستهات لایه کونتو باز کن بلند شد و هیچی هم نگفت لایه کونشو باز کرد یه زبون از روی کوصش کشیدم تا بالای خط کونش و بلند شدم خودمو چسبوندم بهش و از جلو کیرمو با دست میمالیدم به کوصش و بهش گفتم با دستت کیرمو بگیر با اون دستای کوپولیش کیرمو گرفت یکم جلو عقبش کردم و خودمو کشیدم عقب زانو زدم پشتش با انگشتم شروع کردم با سوراخ کونش بازی کردن و یواش یواش انگشتمو کردم توش یه چند باری این کارو کردم و بلند شدم لب ازش گرفتم و بهش گفتم عسل میزاری یه بار بکنم توش دیدم یکم مِن مِن کرد گفت فقط یه بار باشه یه کرم ضد آفتاب توی جیبش داشت ازش گرفتم یکمشو زدم در سوراخش با انگشتم یکمشو کردم تو یکمشم مالیدن به کیرمو داشتم در سوراخش یکم بازی بازی کردم و با یکم فشار سر کیرم رفت تو که پرید جلو در اومد گفت درد میاد کفش گفتم چون سری اولته درد میاد صبر کن خوب میشه سری دومو یه ساتنشو کردم توش گفت درد میاد کیرمو در آوردم یکم ازش لبو اینا گرفتم سینشو خوردم و برای دفعه سوم با دوتا دستامو پهلو هاشو گرفتم و کیرمو تا نصفه کردم توش هی میگفت درد میاد درد میاد یکم همونجا نگه داشتم و یواش شروع کردم به تلمبه زدن کونش خیلی تنگ بود داشت کیرمو به میکرد یه چند دقیقه ای جلو عقب کردم که آبم اومد و کیرمو کشیدم بیرون ابمو ریختم بیرون و زانو زدم جلوش و دوبارش شروع کردم به خوردن کوصش یه پنج دقیقه ای شد دیدم داره به خودش می پیچه کارو تکرار کردم تا ارضا شد یه اب سفید رنگ شلم از کوصش اومد بیرون و میگفت چی شد بدنم بیحس شد آب کوص و تف کل شورتشو خیس کرده بود شورتشو در آورد خودشو باهاش پاک کرد و اونو انداخت گفت یکی دیگه دارم و بعدش خودمو نو جمع و جور کردیم و داشتیم برمی گشتیم بهش گفتم دوست دختر داشته اینه باید این کار هارو بکنن که دیدم میگه حس خوبی بود یکم باهاش حرف زدمو توهم نباید به کسی چیزی بگیو این حرفا که گفت الان مساوی شدیم بعد ظهرشم برگشتیم خونه خودمون و من چت کردنی باهاش در ارتباط بودم یه یک هفته ای میگفت جاش درد میکنه و اینا خلاصه یه یک ماهی از این داستان گذشت و منم در این مدت نرمش کرده بودم برای یه بار دیگه که یه برنامه برای خاله و شوهر خالم پیش اومده بود که باید دوتایی میرفتن شمال عسلم نرفت باهاشون ولی خونه بابا بزرگم بود که یه نقشه چیدم چون ناخن کار بود بهش گفتم بگو مشتری ناخن دارم باید برم خونه رفیقم خلاصه نقشه رو عملی کردمو رفتیم خونه خودشون یه 20دقیقه ای رفت دوش گرفتو منم اسپری دندون برده بودم زدم به کیرمو لباسامو عوض کرده بودم با شرت نشسته بودم تا بایدش بیرون با حوله اومد بیرون و رفتم تو اتاقش که دیدم میگه بیا رفتم تو اتاق لخت لخت وایساده بود چشماشم بسته بود منم رفتم بغلش کردم یکم بوس و لبو اینا و اومدم توی سالن یه پتو انداختم و بردن خوابوندمش اونجا و شروع کردم به خوردن بدنش از پشت گوش خوردم و اومدم تا کف پاهاش داشت میمیرد از شهوت که بهش گفتم نوبت توعه دراز کشیدم روی زمین و گفتم بیا بخور منم چشمامو بستم و از صدای شلق شلق لذت میبردم دیدم میگه دهنم یه مزه ای شد گفتم عادیه برو یه پنج دقیقه ای برام خورد که بلند شدم خوابوندمش روی شکم و یه بالشت گذاشتم زیر شکمش و نشستم پشتش و شروع کردم به خوردن کوصو کونش از پشت این سری همچین خوردم تا ارضا شد و بدنش میلرزید منم با اینکه کیرم بیحس بود ولی داشت منفجر میشد یه دوتا پیس اسپری در کونش زدم وازلین ام رفتم آوردم کیرمو کامل چربش کردم و گذاشتم در کونش این سری خیلی راحت تر سری قبل رفت تو دیدم میگه یکم درد میکنه که دوتا پیس اسپری دیگه هم زدم و چند دقیقه همون تور که توش بود صبر کردم و شروع کردم به تلمبه زدن دیدم میگه نسبت به دفعه قبل دردش کمتره دیگه این سری کل 15سانت کیرمو میکردم توش اونم یواش یواش صدای آه آه کردنش درامد به بیست دقیقه اینوری زدم و خوابوندمش روی بغل دراز کش یه پا وی شونه روی کمر دوتا روی شونه دختر گاو چرون داگی خلاصه هر جوری بود خودمو خالی کردم تا آبم اومد موقعی که آبم داشت میومد دختر گاو چرون بود تا اومدم بلندش کنم ریختم توی کونش چه حسی داشت آبم اومد یکم دراز کشیدم بغلشو بوسو لبو اینا بهش گفتم بلند شود یه چیزی درست کن تا بخوریم این درست کردن غذای یه نیم ساعتی طول کشید منم همون جور که داشت غذا درست میکرد پای گاز یه چندباری توش کردم و در آوردم تا ناهارو خوردیمو رفتیم توی اتاق خالم اینا یه سری هم روی تخت کردمشو گفتم بیا تا بریم حموم یه سری هم توی حموم کردمو دیگه حال راه رفتن نداشتم اومدیم بیرونو رفتیم یه یک ساعتی توی بغلش با هم خوابیدیم تا بعد ظهرش لباس مباسامو نو پوشیدیم که بریم دیگه هزینه ناخنم براش زدمو که کسی شک نکنه اون رفت خونه بابا بزرگم منم رفتم خونه خودمون انگار یه تریلی از روم رد شده بود یه دوسه روز همو ندیدیم ولی حرف میزدیم بهش میگفتم چطور بود و اینا میگفت خیلی حس خوبیه وقتی ارضا میشم بعدش حس خوبی دارم و این حرفا خلاصه الان به شیش هفت ماهی هست باهمیم و ماهی یکی دوبار میرم سراغش این داستان مال زمستان 404 هستش ببخشید اگه سرتون رو درد آوردم نوشته: حسین لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده