رفتن به مطلب

داستان سکسی پسرعمه


minimoz

ارسال‌های توصیه شده


پسر عمه
 

سلام اسم من بهار هستش با قد ۱۷۵ وزن۷۰ پوست سفید موهای همیشه کوتاه و سینه ۷۵ با نوک صورتی یه کس تپل سفید باسن برجسته بخاطر ورزشی که انجام میدم و البته یه ژنتیک خوب و فیس معمولی .قبلا هم داستان دوتا از سکسامو نوشتم که کلا باپسر عمم علی بود الان میخوام یکی دیگه از داستانم رو براتون بگم .چندتا از خانواده های فامیل دور هم جمع شدن برا عید برنامه ریزی میکردن که کجا بریم که همگی توافق شد بریم واسه طرف های خرم آباد به هرحال یکم نزدیک تر بود و نمی‌خواستیم زیادم بمونیم مسافرت سه چهار روزه بودش خلاصه فامیلا جمع شدن و همگی صبح زود رفتیم سمت خرم آباد حوالی ساعت۱۰رسیدیم نزدیک یه پارک وایسادیم همه خانوما گفتن میرن بازارگردی مردام قرار بود بمونن واسه پیدا کردن سوییت واین مسائل من اون روز اصلا حال نداشتم برم حس میکردم تایم پریودم یکمم دل درد داشتم و بیحال بودم گفتم نمیام موندم پیش مردا تو پارک بقیه دیدن قراره یه عالمه معطل بشن زیر انداز انداختن یه چادر مسافرتی کنارش نشستن حکم بازی کردن منم پتو بالشت برداشتم تو چادر گذاشتم که دراز بکشم مردا زیر انداز رو پشت چادر انداخته بودن و درش سمت دیگه ای بود حوالی یه ساعتی گذشت من سرم تو گوشی بود دیدم علی آروم اومد تو چادر _چرا با بقیه نرفتی؟
+حال نداشتم یکمم دل درد دارم
_چیزی لازم نداری قرص بیارم؟
+نه خوبم دراون حد نیستش
_چیزی خواستی بگو
+باشه مرسی ازت
فکر کردم میخواد بره ولی نشست کنارم و حرف نمیزد سرش تو گوشی بود منم گوشیم کنار گذاشتم چشام بستم یکم که گذشت دستش روشکمم حس کردم
+چیکار میکنی ؟
_گفتی دل درد داری خواستم یکم برات ماساژ بدم
+نمیخواد نکن الان کسی بیاد ببینه داستان میشه
_هنوز نکردمت که
+بیشعورررر
زورم بهش نرسید دستشو پس بزنم تقلا کردم بی فایده بود بیخیال شدم فقط گوشزد کردم تا کسی سر نرسیده بره.اروم دستش روی شکمم میکشید خیلی گرم بود دستش و دورانی ماساژ میداد منم چشام بسته بودم دروغ چرا خوشم اومده بود و داشتم حال میکردم که آروم آروم داشت سمت کصم میرفت دستش رو برامدگی کصم رسید دستمو گذاشتم روش
+نکن یکی سر میرسه
_همه مشغولن نگران نباش
+نه کسی بیاد چه غلطی کنیم برو توروخدا
_بزار یکم نازش کنم میرم
+باشه فقط زود
یه لبخند زد و سریع دکمه شلوارمو زد انگشت وسطی رو کشید تو شیار کصم یکم بالا پایین کرد و من یه چشمم به در بود و گوشام تیز کرده بودم که کسی اومد خودم جمع وجور کنم یهو پتو زد کنار روی کوصم بوسید و زبون خیسشو کشید تو کوصم منم که حشری شده بودم کمر دادم بالا و یه آه ریز کشیدم که سرشو بلند کرد لبخند زد
+فعلا اینو داشته باش تا بعدا
_کثافت
+قابلتو نداشت به‌آرامی
بلند شد رفت منم لباسم مرتب کردم حوالی ظهر بود همه جمع شدن و رفتیم سمت سویتی که اجاره کرده بودن دو طبقه بود خانوما بالا بودن آقایون پایین من رفتم دوش گرفتم و شیو کردم میدونستم علی بی پروا و هر جا گیرم بیاره دست کم یه دستمالی میکنه عصری همه باهم رفتیم اون اطراف یه دوری زدیم و شب شام رو بیرون خوردیم حوالی۱۱بود برگشتیم سویت وهمگی جا انداختیم من چون تنها دختر هم سنم خواهر علی بود کنار هم تو اتاق خوابیدیم آیدا یه نیم ساعت بعد خوابش برد منم داشتم چشام می‌بستم بخوابم که پیام اومد دیدم علی پسرعمه
_بیداری؟؟
+آره چطور؟
_یه ساعت دیگه بیا بالا پشت بوم رفتم نگاه کردم بازه
+علی نهههه کسی بفهمه به فنا میریم
_نمی‌فهمه نگران نباش منتظرم هااا
هم دوستداشتم برم پیشش چون با کار صبحش حسابی داغ بودم هم میترسیدم کسی متوجه بشه بعد یه عالمه خودخوری طبق قرار خیلی آروم رفتم بالا درش باز بود میدونستم علی اونجاس تاریک بود یکم گشتم اونجارو جلو رفتم دیدم یه گوشه نشسته که اگرم کسی بیاد مارو نمیبینه مگر اینکه چند قدمی بیاد جلوو دقت کنه زیر انداز انداخته داره سیگار میکشه رفتم سمتش دستاش باز کرد منم رفتم بغلش و رو پاش نشستم سریع سیگارو پرت زد وشروع کرد لبامو خوردن منم همراهی میکردم و یه دستش از رولباس داشت سینه هامو می‌مالید منم چون خیلی هاتم حرکات حین سکس دست خودم نیست سرمو دادم عقب که گردنمون بخوره و دستمو تکیه دادم زمین یکمم پاهام از هم فاصله دادم زبونش می‌کشید به گردنم و آروم دستاشو سر داد سمت کصم از رو شلوار سخت بود کوصمو دست بگیره سریع دستشو برد توی شلوارمو و کوصمو می‌مالید منم آروم وریز آه میکشیدم خیلی سریع خیس شدم و علی همیشه ازاینکه زود وا میدم لذت می‌بردوبزرگ شدن کیرشو که۱۸ سانتی میشد زیرم حس میکردم کم کم از روی پاش اومدم پایین و بین پاهاش پشت بهش قرار گرفتم که لباسمو داد بالا سینه هام افتاد بیرون بهشون چنگ میزد ونوکشو بین انگشتاش فشار میداد وگاهی با حرص لبامو گاز می‌گرفت بعدش شلوار و شورتمو یکم تا رونم داد پایین و با کوصم بازی می‌کرد منم رو ابرا بودم وهمش تکون میخورد بدنم انقد که دیگه سرم روی پاش بود و اون داشت باهام ور میرفت حسابی که حشریم کرد زیپ شلوارش داد پایین وکیرش عین فنر پرید بیرون منم به پهلو شدم و کیرشو کردم توی دهنم براش ساک میزدم حالا علی بود که چشاش بسته ودستش روی سینه من بود وباهاش ور میرفت تو اون حالت یکم براش خوردم که دیگه تحمل نیاورد سرمو بلند کرد منو دمر خوابوند شلوارمو تا زیر باسنم کشید و رفت پشتم کیرشو روی کونم تنظیم کرد و آروم اونو جا داد یکم درد داشتم چون فقط چند باری باخودش فقط سکس داشتم وهمون چندبار هم از جلو هم عقب ترتیبمو داده بود شروع کرد تلمبه زدن و از پشت هم گردنمو لیس میزد حس کیرش توی کونم داشت دیونم می‌کرد وپر وخالی شدن کونم رو دوستداشتم ولی چون زمین زیادی سفت بود نتونستم زیاد تحمل کنم
_علی اذیتم زمین سفته
+جون دوس داری چجوری بگامت؟
سرپا بلند شو از روم
بلندم کرد به سختی چون شلوار نیمه پایین بود تکیه دادم به دیوار بلند کناری برم گردوند منم کونمو دادم عقب دوباره کیرشو گذاشت توی کونم و از پهلوها گرفته بود محکم تلمبه میزد یکم استرس گرفتم نکنه کسی صدات بشنوه ولی زور حشری بودنم بیشتر بود و بیخیال شدم و خودم سپردم به علی و فقط دوست داشتم ارضا بشم دستشو آورد جلو و با کوصم بازی می‌کرد وهمزمان تلمبه میزد
_جون جنده چقدر خیسی
+برا تو خیسم
_صبح دوسداشتم جرت بدم
+الان که داری جرم میدی خب
_اوووهف میدونی از کی نکردم هرزه خانوم
+خیلی وقته کونم هوس کیرتو کرده بود
_کوصت چی
+اونم دلتنگ کیرته آخ علی آه میخوام تا آخر عمرم زیر کیرت باشم سیر نمیشم
_جون جون تو جنده منی دختر دایی برگرد بزار وقتی میکنمت صورتتو ببینم
برگشتم شلوار کامل از پام درآورد و پای راستمو اورد بالا گرفت رو دستش و خودم کیرشو روی سوراخ کوصم تنظیم کردم بهم چسبید وشروع کرد تلمبه زدن سنگین و نفسای جفتمون سنگین شده بود
+چقدر تنگی اووووف
_چون فقط خودت منو میکنی کوصم قالب کیرته
+آخ جنده خانوم یه جوری بگامت صبح نتونی راه بری
_بکن عزیزم تند تند بکن
با حرفام بیشتر تحریک میشد تلمبه هاشو سریعتر می‌کرد میدونستم وقتی حرف نمیزنه و فقط تلمبه میزنه یعنی میخواد ارضا بشه و اصلا دوست نداشتم تو حالت سرپا ارضا بشم چون بی حال میشدم نمیتونستم وایسم پامو آورم پایین رفتم به کمردراز کشیدم و پاهام دادم بالا علی کیرشو با یه فشار تو کصم جا داد منم پاهام دور کمرش حلقه زدم و لبای همو می‌خوردیم یه دقیقه تلمبه زد که لبامو جدا کردم نفس نفس زنان
+علی نریزی تو
چیزی نگفت و فقط تلمبه میزد منم فکر کردم که متوجه شده فقط تو حسه چیزی نمیگه چشام بستم همراهیش کردم تو لب گرفتن و محکم بغل کرده بودیم همو وتنشو دست میکشیدم داشتم ارضا میشدم وناخن میکشیدم رو کمرش که یهو کیرشو تا ته فشار دادی توی کوصم و آبش ریخت توم داغیش که حس کردم منم بدنم شروع کرد به لرزیدن و ارضا شدم خواست بکشه کنار که نزاشتم
_بزار هنوز کیرت تو کوصم بمونه میخوام
+آخه که حال دادی جنده کوچولوم
یه چند دقیقه بعد علی بلند شد از روم با دستمالی که آورده بود کوصمو تمیز کرد
+علی ریختی تو الان چیکار کنیم نصف شبی؟
دست کرد توی جیبش چندتا قرص درآورد
_فکر همه جاشو کردم بفرما
+توله سگ پس نقشه داشتی واسم
_معلومه که آره خیلی وقت بود نکردمت آخرین بار پارسال بود دیگه داشتم میمردم
+خیلی دوست دارم وقتی آبتو خالی میکنی توی کوسم داغیشو دوست دارم
ازاین ب بعد هفته‌ای یه‌بار میای پیشم آبیاری میکنم کوستو عشقمممم
+به شرطی که کوسمو جر بدی
_باشه نفسم الان بلند شو بریم
سریع جمع کردیم ولی من بازم دلم میخواست بهش بدم ولی فرصت نبود تا زیر انداز دستش بود یه لحظه شلوارش دادم پایین یکم سر کیرشو خوردم چندتا بوس زدم روش و رفتیم پایین همه خواب بودن رفتم دستشویی تمیز کردم قرص خوردم و برگشتم توی اتاق دراز کشیدم ولی هنوز یکم کوصم لزج بود دست کشیدم روش آروم می‌مالید و به سکسمون فکر میکردم دوست داشتم تا صبح بکنه منو گوشیم باز کردم به پورن گذاشتم با خودم انقدر ور رفتم که دوباره ارضا شدم ویکم از تشنگی کوصم کم شد وگرفتم خوابیدم.
ببخشید طولانی بود دوست داشتم با جزئیات بگم.

نوشته: بهار

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18