minimoz ارسال شده در 2 آبان اشتراک گذاری ارسال شده در 2 آبان هر کوص تنگی نباید کرد بخصوص کوص تنگ ... داستان از اینجا شروع میشه که من و زنم هانیه هر شب سکس می کردیم حتی اگر هانیه نمی خواست کوص بده از کون می کردمش این کار خیلی بهم حال میداد که هر شب سکس کنم خواب بعد کردن زن خیلی لذت بخش و شیرینه خواهرم فرزانه اومده بود خونه ما که کارهای طلاقش انجام بده و یه ماه شاهد بود بعد از پایان پریودی هانیه هر شب سکس می کنیم یه بار که هانیه نبود و رفته بودخونه خواهرش بهم گفت واقعا فرید تو سیر نمیشی ؟چه خبره هر شب هر شب ؟ گفتم می تونم میکنم شوهرت تو رو نمی کرد؟گفت چرا اما نه هر شب هر شب گفتم خیلی حال میده گفت دلم برای هانیه میسوزه گفتم هانیه راضیه نخواد کوص بده از کون میکنم گفت وجدانن چطور می تونی؟کمرت درد نمی گیره؟گفتم کمرم چرا ؟ چسبیدم از پشت بهش درگوشش گفتم تخمام درد میگیره که اونم دردش دوست دارم گفت فرید برو کنار برو کنار اون کون گنده نرمش کار خودش کرد و کیرم راست کرد بغلش کردم بردمش توی اتاقمون انداختمش روی تخت کرم از روی میز آرایش برداشتم رفتم سراغش قسمم میداد که نکنمش اما من حشری بودم و این چیزا حالیم نبود اونم کون گنده فرزانه که اصلا نمیشد ازش گذشت به زور روی شکم خوابوندمش خوابیدم روش گریه می کرد و التماس که ولش کنم گفتم مگر نمی خواستی ببینی چطور هانیه هر شب میکنم؟ می خوام نشونت بدم فرزانه بهتره مثله آدم بذاری کارمو بکنم برم وگرنه خشک خشک میکنم توی کونت گریه می کرد اما آرومتر شد انگار ترسید شلوارکم درآوردم کیرم انداختم لای پاش و از روی شلوار میمالیدمش به کونش در گوشش گفتم این کون خوشگلت ممد چقدر کرد ؟گفت فرید تو رو خدا کونم نه خیلی درد داره گفتم مگه ممد نکرده؟گفت توی این سه سال دو بار کرد تازه کیرشم به کلفتی تو نبود به خدا جر میخورم بکن توی کوصم بکن توی کوصم کون خیلی درد داره گفتم نه من کون می خوام گریه اش بیشتر شد التماس می کرد از کوص بکنم انقدر گریه کرد و التماس کرد که کیرم خوابید گفتم باشه باشه از کوص میکنم از روش بلند شدم روی کمر خوابوندمش می خواستم شلوارش دربیارم نمیذاشت به زور شلوارش کشیدم پایین شورت قرمز پاش بود نمیذاشت شورتش دربیارم میگفت ولم کن تو رو خدا یه سیلی زدم بهش گفتی از کون نکن کوصمو بکن گفتم باشه چه مرگته؟ می خوای کونت خشک خشک بکنم؟گفت نه نه باشه دستش برداشت شورتش از پاش درآوردم رفتم سراغ کوصش چوچولشو می خوردم آه و ناله ای میکرد انگار تا حالا کسی براش کوص نخورده بود خوابیدم روش کیرم به کوصش میمالیدم و سینه هاش می خوردم دیگه از گریه و التماس خبری نبود یه دختر حشری خوب بود اما میگفت آروم بکنیا؟ ماله تو خیلی کلفته آوردمش دم تخت گفتم پاهات باز کن خودم ایستادم روی زمین کیرم کردم توی کوصش واقعا تنگ بود از کوص هانیه شب عروسی تنگ تر بود گفتم نترس فرزانه جان آروم میکنمت که هر دوتایی لذت ببریم آروم آروم تلمبه میزدم و چوچولشو میمالیدم که ارضا شد گفت صبر کن صبر کن کشیدم بیرون گفتم داگی شو داگی شد دو تا زدم به کون گنده خوشگلش گفتم کون که نمیدی حداقل بذار کوصتو جوری بکنم که کون خوشگلتم ببینم و بهش بمالم گفت باشه فرید الان بکن آروم آروم ادامه دادم خودش هر بار میگفت یکم تندتر یکم تندتر که گفتم آبم داره میاد گفت منم همین جوری ادامه بده اما من تندتر تلمبه زدم صدای آه و ناله فرزانه خیلی حال میداد میگفت کیرت کوصمو پاره کرد پارش کردی به خدا پاره شد منم فقط تلمبه میزدم توی کوص تنگش دوتایی توی اوج لذت بودیم و وقتی آبم اومد ریختم توی کوصش گفت نباید میریختی توش گفتم خیلی تنگ بود خیلی حال میداد دوست نداشتم درش بیارم گفت باشه اشکال نداره خودم درستش میکنم بوسیدمش از روش بلند شدم شورتش پاش کردم بوسیدمش شلوارش پاش کردم بوسیدمش گفتم ممنون خیلی حال داد آروم گفت به منم بوسیدمش گفتم خوشحالم تهش اینطوری شد اولش که کوفتمون کردی با گریه هات گفت باشه دیگه گریه نمی کنم فرداش هانیه چون خواهرش مریض بود یه سوپ درست کرد برد خونه خواهرش رفتم سراغ فرزانه توی اتاقش نبود همه خونه گشتم نبود خودم دیدم رفت توی اتاقش پس کجاست؟ یهویی صدای عطسه اومد از توی کمد دیواری در باز کردم دیدم با شورت و سوتین اونجا ایستاده گفتم تو که گفتی بهت حال داد گفت آره گفتم اما فرید خوب نیست ما خواهر برادریم گفتم نمی خوای شورت و سوتین پوشیدی ؟ سوتین اش باز کردم شورتشم از پاش درآوردم گفتم لیاقت نداشتی الان که جرت دادم میفهمی کرم آوردم گفت نه نه تو رو خدا نه کون نه گفتم اون بار بهت رحم کردم کونت نکردم پررو شدی گریه و التماس شروع شد گذاشتم خوب گریه کنه و التماس کنه حتی بخاطر اینکه بیشتر بترسه کرم زدم توی سوراخ کونش گفتم به یه شرط گفت هر چی باشه قبوله گفتم اگر می خوای کونت نکنم هر وقت تنها شدیم برام لخت میشی کوصتو بکنم نه گریه نه غرغر فقط کوص دادن گفت چشم چشم گفتم الان کیرمو بخور راستش کن گفت خوردن دوست ندارم گفتم از الان میزاریش جز علاقمندی هات کیرمو کردم توی دهنش گفتم سرشو لیس بزن کم کم یذره یذره کردم توی دهنش تا رسیدیم به جایی که کلش توی دهنش جا کردم هوق میزد بهتر از هانیه کیر می خورد دهنشم مثله کوصش تنگ بود داگیش کردم کیرمو کردم توی کوصش اما اینبار اولش آروم زدم اما بعدش تندتر تلمبه میزدم که جیغ میزد که آبم می خواست بیاد کشیدم بیرون ریختم روی کمرش گفت آفرین نریز توش گفتم خیالت راحت اون یه بار استثنا بود خوابیدم کنارش گفتم پاشو بشین روی کیرم کوصتو بهش بمال تا راست کنم خمشو سینت بخورم کوصشو به کیرم میمالید سینه خوشگلشم توی دهنم بود بهش گفتم کون در حد آکبند کوص تنگ همه چیزت از هانیه بهتره ممد مگه نمی کردت؟ گفت چرا میکردم اما ما مثله شما نبودیم ممد هفته ای یکی دو بار میکرد نه هر روز بهش گفتم کوص تنگی مثله تو رو باید هر روز کرد گفت دوست دارم کوص هانیه ببینم گفتم گشاده به تنگی تو نیست اما ماله تو هم گشاد میکنم کیرم راست شده بود آروم با کوصش نشست روش کیرم تا ته رفت توی کوصش گفت گشادش کن بالا پایین میکرد کیرم تا ته توی کوص تنگش بود گفتم داگی میشی؟ گفت باشه بلند شد داگی شد موهاش از پشت گرفتم کیرم کردم توی کوصش شروع کردم تلمبه زدن دوتایی آه و ناله می کردیم گفت فرید دارم میام گفتم باشه عزیزم تندتر تلمبه میزدم که منم آبم بیاد دوتایی با هم ارضا شدیم و آبمو ریختم روی کمرش خوابید منم خوابیدم روش گفتم بهت حال داد؟ گفت آره گفتم شرطمون که یادت نرفته ؟گفت فرید؟ می خوام یه خونه بگیرم نزدیک شما هر وقت دلت خواست بیا گفتم من هر وقت دلم خواست یا تو هر وقت دلت خواست؟ خجالت نکش بگو دوست داری بدی دوست داری کوصتو بکنم گفت دوست که دارم فقط یکم میترسم گفتم از چی ؟ گفت از اینکه هانیه بفهمه که یهو صدای هانیه اومد گفت حرومزاده ها دیدیم هانیه دم در اتاق ایستاده من روی فرزانه خوابیده بودم هر دومون هم لخت لخت… نوشته: فرید واکنش ها : Kuros 1 لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده