رفتن به مطلب

داستان تریسام مامان و خواهرم


migmig

ارسال‌های توصیه شده


تریسام مامان، خواهرم و پسر همسایه 1
 

من فریدم و الان ۲۳سالمه و داستانی که می‌خوام تعریف کنم برای ۳سال قبله
داستان در مورد سکس مامانم و خواهرم با پسر همسایمون سامانه اسم مامانم فاطمه الان۴۷سالشه و اسم خواهرم فرزانه الان۲۵سالس و دوسال از من بزرگتره
خواهرم از اون دختراس که اندامش کلی مرد و دنبال خودش میکشونه و مامانم که نگم براتون شاه کس محله اس با تیپاش
ما تو بچگی بابامونو از دست دادیم
مامانم از یه خانواده ثروتمنده و ما تو یه محله لاکچری زندگی میکنیم تیپ مامانم و خواهرم همیشه بازه
بریم سر اصل داستان سامان و خواهرم مامانم
سامان یه پسر پولدار و خیلی خوشتیپه الان ۳۰سالشه چند وقتی بود با خواهرم دوست شده بود و به اصطلاح مخ خواهرمو زده بود من چند بار دیده بودم که خواهرم یواشکی دوتا خیابون قبل از ماشین سامان پیدا میشد و میومد‌خونه
من فهمیده بودم که یه داستانی باهم دارن و الان دوست دختر دوست پسرن یه روز که خواهرم میخواست بره حموم
گوشیشو زد شارژ منم رفتم سروقت گوشیش قبلا یواشکی رمز گوشیشو فهمیده بودم رمز گوشیشو باز کردم
دیدم شماره سامانه با قلب سیو کرده بود به اسم my love❤️
رفتم داخل تلگرامش و دیدم کلی سکس چت و این چیزا و عکس های سکسی که خواهرم از کوسش و کون و ممه هاش فرستاده منم شق کردم و سریع از روی عکسا با گوشی خودم عکس گرفتم واقعا خواهرم خیلی سکسی بود سفید و بلوری
شهوتم زیاد شد و زنگ زدم به دوست دخترم و کل آبمو تو کسش خالی کردم خواهرمو که نمی‌تونستم بکنم ولی اونو به جای خواهرم تصور میکردم البته دوست دخترم چیزی کم نمی‌آورد ولی خواهرم چیز دیگه ای بود
بگذریم چند روز بعد دوباره رفتم سروقت گوشی خواهرم
ببینم چقدر پیشرفت داشته که دیدم سامان عکس فرستاده که کیرش دهنم خواهرمه و همون لحظه عکس گرفته ازش سامان
خواهرم نوشته بود جون دلم برای کیرت تنگ شده
چند روزی گذشت اومدم خونه دیدم صدای پچ‌پچ خواهرم و مامانم میاد که دارن صحبت میکنن نفهمیدن که من اومدم
خواهرم می‌گفت مامان قبول کن دیگه می‌دونم توام با دوست پسرت حال میکنی و نیازی نداری که سامان باهات سکس کنه ولی این فانتزی منه که دوتایی زیر کیر سامان باشیم
مامانم می‌خندید و می‌گفت نمیشه من به دوست پسرم خیانت نمیکنم کیرش که تو کوس تو بسه فهمیدم که مامانمم دوست پسر داره و همیشه کوس میده دیگه خواهرم راضیش کرد و اونم اوکی داد ادامه داستان قسمت بعدی

نوشته: فرید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18