poria ارسال شده در 26 مهر اشتراک گذاری ارسال شده در 26 مهر آغاز یک بی غیرتی :زنم و دوستش چند سال بود که دوست همسرم بنام محمد دیگه ی جورایی که نه اصلا شوهر اصلیش شده بود،،، یک شب که بعد ۲۵ روز با کلی خواهش و التماس داشتم زنم لعبا جونم میکردم ،،، گفت اگه یک کس توپ خوشگل بهت بدم در عوضش یک خواهش کنم جواب مثبت بهم میدی من هم ک هول ،،، گفتم آره عزیزم چرا ک ن ،، لعیا هم گفت بخواب رو تخت ،،، کلی برام ساک خفن زد و تخمامو خورد ،،، و نشست رو کیرم و شروع ب بالا و پایین رفتن کرد و بعد چرخش ۱۸۰ درجه کرد و از پشت برگشت و ساق پام گرفت و هی سوراخ کونش ب سمت می گرفت و من هم تا کونش انگشت میکردم، ،، که خودش برای اولین بار بلند شد و سوراخ کونش رو کیرم تنظیم کرد و کیرم گذاشت تو کونش و خوابید رو من و شروع ب لب گرفتن ،،، و هی می گفت کونم پاره کن محمد خبر نداره بدون اجازه او بهت کون میدم ،،، و چند مدل داگی و یوری و ،قمبل مبلی و،،، حدود یک ساعتی زنم گاییدم و وقتی میخواست آبم بیاد گفت بریز تو صورت و دهنم ،،، گفتم تو ک بدت می آمد گفت بریز حرف زیادی نزن ،،، خلاصه آبم ریختم تو صورتش و کیرم کرد تو دهنش و هی میک میزد و کل آبم خورد تا کیرم خوابید ،،، بعد کنارم خوابید و مرا می بوسید ،،، گفتم لعیا چی شده ک اینقدر مهربان شدی از تو بعید بود ک اینجوری کوس بدی چیه چی شده ؟؟ هی من و بوسید و عشوه و ناز و،،،، که من اصرار کم ،،،، بعد من و بغل کرد و اومد زیر گوشم با ناز وادا گفت :: محمد ، یک ویلا لاکچری قراره اجاره کنه بمدت ۳ روز و ب من گفته ب شوهرت بگو اگه میزاره ۳ روز من و تو یعنی محمد و لعیا بریم اونجا بدون شوهرت ،،، گفتم مگه من چ مزاحمتی براتون دارم مگه اون دفعه رفتین شمال من خودم یک شب سوئیت نگرفتم شما ۲۴ ساعت تمها بودید ،،، حالا طوری شده ؟ من مزاحمم ؟؟ لعیا من و حسابی بوسید ک تشکر کرد و گفت ن ن تو خیلی هم خوبی ،،، ولی این خواهش من و درخواست محمد هست اگه هم دوست نداری بهش بگم شوهرم اجازه نمیده ،،، بغلش کردم و بوسیدمش و نوازشش کردم گفتم اگه تو راغب و دوست داری برو خوش بهت بگذره ،،،که یهو مثل،،، جیغ کشید و شروع به لیس زدن و ساک زدن کیرم شد،،،، فرداش سر کار بودم که لعیا بهم زنگ زد و گفت محمد امشب از سفر می آید و فردا صبح حرکت می کنیم ،،، شب دیدم لعیا کلی لباس جمع میکنه گفتم چه خبره این همه لباس مگه ۳ روز بیشتر می خوای بمونی ؟؟ گفت حالا محض احتیاط می برم نمیخوام که رو دوشم بگیرم تو ماشین دیگه تازه چمدان مرا محمد حمل میکنه نه من ،،، ساعت ۵ صبح خواب خواب بودم که لعیا با یک بوسه مرا بیدار کرد و گفت محمد جلو در هست من دارم میرم و با خداحافظی از خانه بیرون رفت ،،، من ساعت ۱۰ صبح بیدار شدم به همسرم زنگ زدم و پرسیدم کجا هستید گفت یک ساعت دیگه میرسیم به ویلا که محمد آقا گرفته ،،، گوشی رو داد به محمد و او بعد سلام و احوالپرسی گفت سعید جان نترس حسابی مراقب همسر قشنگت هستم نمیزارم بهش بد بگذره ،، جات خالی میکنم براش ،،،الان هم کیرم دادم دستش که خوب ورزش بده آماده اش کنه ،،،، هر دوشون خندیدند و خداحافظی کردن ،،، ناهارم خوردم و ساعت حدود ۱۴ بود ک زنگ زدم ولی جوابی ندادند هر دوشون ،،، ساعت تقریبا ۱۶ بود ک لعیا تصویری زنگ زد دیدم دوربین داده دست محمد و داره هم تصویری نشان میده و هم هر دوشون با من حرف میزنن گفتم لعیا جان چند بار زنگ زدم جواب ندادی عزیزم،،،نگران شدم ،،، لعیا گفت با محمد جونم رفته بودیم استخر ،،،جات خالی ،،، الان هم محمد جونم کیرش کرده تو کونم بهش نشون بده محمد تصویر گرفت که لعیا خوابیده بود زیرش و او هم کیرش تا دسته کرده بود تو کون زنم لعیا گفت چون اینطوری دوست داشتی برات فیلم گرفتیم ،،که حالش ببری،،، از محمد پرسیدم چند راند رفتی ،،، محمد گفت ناهار زود خوردیم ک با شکم پر استخر نریم از ساعت ۱۳ وارد استخر شدیم و بازی و،،، شروع کردم به گاییدن زنت تا الان که ۴ بار آب زنت آوردم و یک بار آب خودم اومد ک لعیا جون نذاشت آبم هدر بره همه رو با دهان خوردش حالا هم دارم کونش میزارم تا آبم بیاد بریم یک غذای توپ بخوریم انرژی بگیرم برای شب،،، و تلفن قطع کردن،،، ساعت تقریبا ۱۲ شب بود ک من داشت خوابم میبرد که این دفعه محمد زنگ زد بازم تصویری،،، این دفعه پاهای زنم رو دوش محمد بود و داشت تلمبه میزد، ، ب لعیا گفتم خسته نباشی دلاور، ،، خوب داری کیر میخوری ها،،، لعیا هم گفت : محمد آقا خسته شده از ساعت ۱۰ ونیم شب الان دقیقا یو ساعت و نیم داره یکسره کوسم جرررر میده همینجوری بعد به محمد گفت از کوسم فیلم بگیر لایو ب شوهرم نشون بده ،،، محمد هم کیرش درآورد و کوس زنم نشون داد قرمز قرمز شده بود و محمد هی مدام پشت سر هم کیرش در می آورد میچپوند تو کوس زنم هی سوراخ کوسش نشان میداد چقدر گشادش کرده بود ،،، لعیا گفت هب تمامی معنی جررررم داده پاره ام کرده،،، گفتم لعیا جان خسته نشدی گفت خسته چی ،،، اومدم اینجا کوس بدم کیر بخورم حالم جا بیاد ،،، بیچاره محمد جونم خسته شده،،، از صبح تا حالا ۹ بار آب کوس و کونم آورده ۴ بار آب خودش اومده ،،، لعیا گفت بزار قطع کنم بعدا بهت زنگ میزنم بای !! فردا ساعت ۱۴ بود ک لعیا زنگ زد با حوله حمام بود گفتم چطوری عزیزم ،،، لعیا گفت عالی ام رو ابرها هستم ،،، محمد رفته سفارش غذا رو از درب ویلا بگیره،،، گفتم کی خوابیدید ؟؟ گفت ساعت ۶ صبح گفتم یعنی تا ۶ صبح می کردید ؟ گفت آره خیلی خیلی حال داد ،،، خیلی خوبه تو نیستی تنهاییم، ،، فقط دو بار در استخر آبم اورده،، خلاصه ،،، بعد ۳ روز لعیا بهم زنگ زد و گفت محمد گفته ۲ روزه دیگه بر می گردیم ،،، و لعیا و محمد بعد ۵ روز از مسافرت آمدند،،، کون زنم تپل شده بود و هی گشاد گشاد راه میرفت، ،، محمد هم یک هدیه برام گرفته بود و از من تشکر کرد و گفت حسابی زنت گاییدم ،،، حالا حالا ها هوس کیر نمیکنه،،، بعد محمد لعیا رو بوسید و بغل کرد و خداحافظی کرد و رفت،، لعیا گفت سعید باور کن روزی ۱۰ تا ۱۳ ساعت سکس می کردیم، ،، خیلی حال داد ،،، حسابی گاییده شدم،،، شب هرچی بهش التماس کردم بهم کس نداد که نداد گفت حداقل ۴ روز باید استراحت کنم ،،، گاییده شدم هااااا،،، این هم از داستان گاییده شدن زنم و اصل بی غیرتی من نوشته: سعید و لعیا لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده