رفتن به مطلب

داستان مامانم با دکتر


behrooz

ارسال‌های توصیه شده


سکس دکتر با مادرم
 

سلام این داستان برای حدودا ۲۴ سال پیشه که من ۱۴ ۱۵ سال داشتم. ما خانوادگی پیش یه آقایی میرفتیم که کارش مشابه با کایروپرکتیک های امروزی بود. یعنی با ماساژ و حرکت های دست و باز گردن گره های عصب و عضله مشکلات جسمی رو تا حد زیادی درمان می‌کرد. من سیاوش فرزند دوم خانواده هستم و به خاطر مشکلات کمر درد و اسکلتی، زیاد با مادرم میرفتیم پیش این آقا که اسمش رو میذارم هوشنگ. (تمامی اسم ها تغییر داده شدن ولی داستان بر اساس واقعیت هست). مادر من یه خانم با قد نسبتا کوتاه و حدود ۱۶۰ سانتی متر و هیکل کاملا معمولی بود. هیکل یه مادر رو در نظر بگیرید که ۲ بار زاییده و تنها فعالیت روزانه اش پیاده روی بود. ولی خب پیاده روی رو خیلی جدی و روزانه انجام می‌داد. یه مادر با تیپ و ظاهر معمولی‌. شکم بزرگ و افتاده نداشت و سینه هاش هم سایز خوبی بود ولی خب هیچوقت جلوی بچه هاش و فامیل لباس غیر عادی یا حرکتی که نظر رو جلب کنه انجام نمی‌داد. زمانی که کار هوشنگ رو بدن من تموم می شد، تقریبا مادرم هم همیشه ویزیت می‌شد و چون حتی پدرم هم این کار رو انجام می‌داد و من از بچگی توی این شرایط بزرگ شده بودم چیز خاصی به ذهنم نرسیده بود و اینکه هوشنگ مادرم رو لمس کنه چیز عجیبی نبود برام و جلوی من هم هیچ وقت اتفاق سکسی ای نیفتاده بود. بعضی وقتا طبیعی بود که وقتی کار من تموم میشد مادرم از من میخواست اتاق رو ترک کنم (ویزیت توی خونه هوشنگ و یکی از اتاق های خونه انجام میشد) و چون مادرم هم کم درد کمر نداشت برداشت من این بود که احتمالا شاید راحت نیست جلوی من لباسش رو در بیاره یا هرچی، در هر صورت من به عنوان یه بچه مطیع و حرف گوش کن همیشه اتاق رو ترک میکردم و میرفتم توی حیاط خونه واسه خودم چرخ میزدم تا کار مادرم هم تموم شه. این رو هم بگم که هوشنگ همیشه ساعتی وقت می‌داد. یعنی مثلا اگه وقت ما ساعت ۳ بود تا ۴ کس دیگه ای تو محوطه خونه هوشنگ که ویلایی بود نبود. یه بار که مادرم از من خواست اتاق رو ترک کنم، وقتی رفتم بیرون دیدم که توی استخر همسایه دیوار به دیوار خونه هوشنگ ۲ تا خانم با مایو در حال شنا هستن. در نظر داشته باشید که این اتفاق ها همه برای قبل از اینترنت و دسترسی به عکس و فیلم و پورن بود و نزدیک ترین برخورد من با زن برهنه به حساب میومد. یه چند لحظه که نگاه کردم از توی اتاق ویزیت یه صدای ناله شنیدم. اول فکر کردم که احتمالا فشار روی کمر مادرم زیاد بوده و صدای درد به گوشم خورده منتهی پس ذهنم به چیزی قلقلکم می‌داد که صدا صدای درد نبود. من صدای ناله درد مادرم رو زیاد می‌شنیدم و این صدا هیچ شباهتی به اون صدا نداشت. تو فکر و خیال خودم بودم که متوجه شدم خانم های همسایه من رو دیدن و منم سریع خودم رو قایم کردم که تابلو تر نشه. داشتم برمیگشتم سمت حیاط که دوباره اون صدا اومد. تا یادم نرفته این رو هم بگم که دیوار اتاق ویزیت به حیاط یه‌پنجره گرد کوچک داشت که تو حالت عادی افرادی که تو اتاق بودن چشمشون بهش نمی‌خورد ولی از بیرون کاملا به داخل دید داشت. دوباره که صدا رو شنیدم دیگه خیلی کنجکاو شدم که ببینم چه خبره و از کنار اون پنجره داخل رو نگاه کردم. چنان موج گیج کننده ای از احساسات بهم حمله ور شد که نزدیک بود از حال برم. دیدم مادرم در حالی که قمبل کرده و تو حالت داگی هست کیر هوشنگ رو کرده تو دهنش و دست هوشنگ هم از پشت زیر شورت مادرم بود، نمیدونم داشت کسش رو انگشت می‌کرد یا کونش رو چون دید نداشتم ولی مشخص بود داره مادرم رو انگشت میکنه. همزمان هم راست کرده بودم هم قفل هم عصبی بودم هم خجالت زده. واقعا نمیدونستم چه حسی داشته باشم. فقط زل زده بودم به کله مادرم (زیبا) که چجوری داره کیر هوشنگ رو میخوره و چشم هوشنگ که از لذت بسته شده بود. واقعا نمیدونم چقدر زمان گذشت ولی بالاخره هوشنگ لرزید و دستش رو گذاشت پشت کله مادرم و سرش رو هل داد پایین. مادرم هم اصلا مقاومت نمی‌کرد و کیر هوشنگ همچنان تو دهن مادرم بود که الان میفهمم هوشنگ آبش رو ریخته توی دهن مادرم و از اونجایی که مادرم چیزی رو تف نکرد یعنی آب هوشنگ رو قورت داده. بعدش زیبا بلند شد و شرتش رو درآورد. هوشنگ هم نشسته بود روی مبل. واقعا از بزرگی کیر هوشنگ هم پشمام ریخته بود و نمیدونستم چجوری قراره تو مادرم جا بشه و تقریبا مطمئن بودم که مادرم رو پاره میکنه. زیبا که شرتش رو درآورد روی زمین پوزیشن داگی گرفت و من کامل کس و کون مادرم رو دیدم. اون موقع که هیچ رفرنس نداشتم که بدونم خوشگل بود یا نه ولی الان میدونم که واقعا بی نظیر بود. با اینکه مادرم پوستش گندمگون بود کسش اصلا سیاه نبود و کونش هم خوشگل بود. هیچ مویی نداشت سوراخ کونش هم یکم باز بود که الان میدونم بر اثر کون دادن این اتفاق میوفته. هوشنگ رفت پشت مادرم. اونم قمبل کرد و صورتش رو کرد بین دو لپ کون مادرم. نمیدونم داشت کسش رو می‌خورد یا کونش رو یا جفتش رو چون دید نداشتم ولی هرچی که بود میدیدم زیبا داره خودش رو هی هل میده سمت عقب که صورت هوشنگ بیشتر بره لای لپاش. خوردنش که تموم شد پاشد و کیرش رو مستقیم گذاشت رو کس زیبا. اینجا دیگه شلوارم و خودم و بند بند زندگیم داشت می‌ترکید که هوشنگ کیرش رو تا ته داد تو.واقعا صحنه زیبایی بود. نمیتونم توصیف کنم و همیشه با خودم میگم کاش اون موقع هم‌گوشی هوشمند و دوربین مثل الان دم دست بود تا دزدکی فیلم می گرفتم ازشون. زیبا با یه دستش دهنش رو گرفته بود و دست دیگه اش تکیه گاهش رو زمین بود و هوشنگ هم بی وقفه تلمبه میزد. نمیدونم چقدر زمان برد تا هوشنگ ۲ ۳ تا تلمبه سنگین زد و کیرش رو تو کس مادرم نگه داشت، و آبش رو ریخت تو کس مادرم. چند ثانیه تو همون حالت موند و بالاخره کیرش رو دراورد و ایستاد. کیرش دیگه حالت نیمه خواب گرفته بود و مشخص بود از نفس افتاده ولی در کمال ناباوری مادرم جلوش زانو زد و دوباره ویر هوشنگ‌ رو کرد تو دهنش. انقدر ادامه داد تا دوباره راست راست شد. بعد بلند شد و زیر لب یه چیزی به هوشنگ گفت. نمیدونم مادرم کجا رفت ولی یه قوطی آورد و ازش چیزی برداشت مالید سر کیر هوشنگ و بین لپ کون خودش که الان میدونم لوبریکانت بوده. کله کیرش رو گذاشت و آروم هل داد تو. باورم نمی شد. منی که تا اون لحظه هیچ چیزی راجب سکس و زن لخت نمیدونستم نه تنها کیر خوردن مادرم رو دیدم؛ بلکه فهمیدم مادرم کون دادن رو هم دوست داره. دوباره تلمبه زدن های هوشنگ شروع شد و اینبار نسبت به دفعه قبل بیشتر تلمبه زد ولی بالاخره دوباره چندتا تکون خورد و آبش رو توی کون مادرم هم ریخت. وقتی کیرش رو دراورد مادرم چند لحظه تو همون پوزیشن بود و من کاملا کس و کونش رو بعد از دادن دیدم و هنوز که هنوزه تو ذهنم مونده. یادمه از کونش آب هوشنگ ریخت بیرون و ریخت روی کسش که خود هوشنگ با دستمال تمیزش کرد و مادرم دراز کش شد. وقتی بالاخره بلند شد از هم لب گرفتن، و الان میفهمم که نه تنها بار اولشون نبوده بلکه همیشه هوشنگ آبش رو تو مادر من تخلیه می کرده.

نویسنده: Sia

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18